
به گزارش خبرنگار صبا، «درخت گیلاس» به کارگردانی شراره طیار، با حضور بازیگران و هنرمندان تئاتر کودک و نوجوان، تلاش کرده است میان روایت مدرن و ریشههای نمایش ایرانی و آیینهایی چون تعزیه پیوندی تازه برقرار کند. در گفتوگوی صبا با عوامل این اثر، تئاتر کودک نه بهعنوان یک سرگرمی ساده، بلکه بهعنوان حوزهای تخصصی، فکرپرور و اثرگذار بر ذهن و نگاه نسل امروز معرفی میشود؛ جایی که بهجای نصیحت، پرسشگری و تجربه زیسته کودک در مرکز قرار میگیرد. در خلاصه داستان این نمایش آمده است؛ روی درختی، پرندهها سالهاست زیر سایه زورگویی یک دارکوب زندگی میکنند؛ دارکوبی که آواز خواندن را ممنوع کرده و سکوت را به قانون درخت تبدیل کرده است. تا اینکه روزی، بلبلی از راه میرسد؛ بلبلی که به جای اطاعت، تنها یک سؤال میپرسد: «چرا؟» قصه «درختهای گیلاس» از همین پرسش آغاز میشود؛ پرسشی که اگرچه ریشه در روایت عاشورا و مفهوم قیام امام حسین(ع) دارد، اما قرار نیست مقتل بخواند یا روایت مستقیم واقعه کربلا باشد. این نمایش عروسکی، با الهام از تعزیه و نمایشهای سنتی ایرانی، تلاش میکند مفاهیمی چون آزادگی، ایستادگی در برابر ظلم و حق پرسشگری را به زبان کودک امروز روایت کند.
امیرحسین انصافی، بازیگر، شاعر و آهنگساز نمایش «درختهای گیلاس»، در گفتوگو با صبا از تجربه حضور در نمایشی میگوید که به اعتقاد او، شکل تازهای از تلفیق تئاتر عروسکی و نمایش ایرانی را پیش روی مخاطب کودک قرار داده است.
وقتی بازیگر و عروسک، یک روح در دو بدن میشوند
انصافی با اشاره به شیوه اجرایی «درختهای گیلاس» توضیح میدهد:« این نمایش، اقتباسی از کتاب «چرا؟ چرا؟ چرا؟» نوشته کلر ژوبرت است که به سفارش خانه نمایش سوره امید برای اجرا در تالار هنر تولید شده و در شکل اجرایی خود، از دو سنت نمایشی ایرانی؛ یعنی تعزیه و نمایش عروسکی الهام گرفته است.»
او تأکید میکند :« این الهامگیری، به معنای بازآفرینی صرف یا اجرای متداول این دو گونه نمایشی نیست، بلکه تلاشی برای خلق زبانی تازه در تئاتر کودک بوده است. عروسکهای نمایش، عروسکهایی با ساختاری نزدیک به اوریگامی هستند که بیش از آنکه بازنمایی واقعگرایانه شخصیتها باشند، کارکردی نمادین دارند.»
انصافی معتقد است:« یکی از مهمترین ویژگیهای این اجرا، شیوهای است که شراره طیار، کارگردان نمایش، در آن به کار گرفته است؛ شیوهای که او آن را تجربهای تازه در تئاتر عروسکی میداند. در این ساختار، بازیگر نهتنها نقش خود را ایفا میکند، بلکه همزمان عروسک را نیز هدایت میکند و حرکاتش را بهطور کامل با آن هماهنگ میسازد؛ به گونهای که عروسک و بازیگر، همچون یک روح در دو بدن، در کنار هم معنا پیدا میکنند.»

از تعزیه تا تئاتر عروسکی؛ روایتی برای کودک امروز
این بازیگر تئاتر با اشاره به بهرهگیری از عناصر تعزیه در نمایش گفت:« در طراحی نمایش، از عناصر مختلف تعزیه نیز بهره گرفته شده است؛ از جمله رجزخوانی، بحرطویل و برخی ساختارهای روایی این هنر آیینی.بخشهایی از متن و اشعار نمایش، با الهام از نسخههای تعزیه بازآفرینی شدهاند و در کنار ترانههای نمایش قرار گرفتهاند. در بخشهای متأثر از تعزیه، همان تقابل شناختهشده اولیا و اشقیا مورد توجه قرار گرفته است؛ بهگونهای که بلبل، یادآور شخصیتهای مثبت تعزیه و دارکوب، تداعیکننده شخصیتهای منفی آن است.»
انصافی گفت :« هدف گروه، اجرای کامل و اصیل تعزیه برای کودکان نبوده، بلکه تلاش شده است تا تصویری نمادین و متناسب با جهان ذهنی مخاطب کودک و نوجوان از این گونه نمایشی ارائه شود؛ تصویری که بتواند نخستین آشنایی کودکان با سنتهای نمایشی ایرانی را رقم بزند.»
عروسک؛ جهانی بیمرز برای روایت مفاهیم بزرگ
انصافی با اشاره به اینکه ویژگی منحصربهفرد تئاتر عروسکی، امکان خلق جهانی فراتر از محدودیتهای واقعیت است، اضافه کرد: « آنچه یک بازیگر در صحنه واقعی گاهی قادر به نمایش آن نیست، عروسک میتواند بیهیچ محدودیتی بازآفرینی کند. به همین دلیل، نمایش عروسکی بستری مناسب برای روایت مفاهیمی چون آزادی، عدالتخواهی و پرسشگری است؛ مفاهیمی که اگر در قالبی آزاد و خیالانگیز ارائه شوند، برای مخاطب کودک ملموستر و باورپذیرتر خواهند شد. تمام تلاش گروه در «درختهای گیلاس» نیز بر همین اساس شکل گرفته است؛ اینکه بتوان مفهومی به گستردگی آزادی را در جهانی بیمرز و متناسب با تخیل کودک به تصویر کشید.»

روایتی از عاشورا، بدون بازگویی واقعه کربلا
انصافی با تأکید بر اینکه «درختهای گیلاس» روایت مستقیم واقعه کربلا نیست، توضیح میدهد که نمایش، تنها از پیام و فلسفه عاشورا الهام گرفته است. به گفته او، نمایش با پرسش دختربچهای آغاز میشود که از پدرش میپرسد چرا امام حسین(ع) قیام کرد و پدر، به جای روایت مستقیم واقعه عاشورا، قصهای تمثیلی را برای پاسخ به این پرسش آغاز میکند.
او معتقد است مهمترین پیام عاشورا، یعنی آزادگی و ایستادگی در برابر ظلم، در قالب داستانی دیگر و با استفاده از جهان روایی کتاب کلر ژوبرت بازآفرینی شده است؛ رویکردی که هم برای کودکان جذابتر است و هم از تکرار کلیشههای رایج آثار مناسبتی فاصله میگیرد.
انصافی درباره موسیقی نمایش نیز توضیح میدهد:« اگرچه «درختهای گیلاس» یک نمایش شاد و موزیکال به معنای متعارف نیست، اما موسیقی در آن نقشی اساسی ایفا میکند. بخشی از موسیقی نمایش، متأثر از موسیقی تعزیه و موسیقی آیینی است و بخشی دیگر، در قالب ترانههایی مستقل طراحی شده است؛ تنوعی که باعث میشود مخاطب کودک در طول اجرا، ارتباط خود را با نمایش حفظ کند.»
وقتی بچهها بعد از نمایش، «چرا» را فراموش نمیکنند
انصافی گفت: گفتوگو با مخاطبان کودک، همواره بخشی جداییناپذیر از اجراهای گروه «چراغ خواب» است. این گفتوگوها، از یک سو به گروه اجرایی کمک میکند تا نمایش را از دریچه نگاه کودکان بازخوانی کند و از سوی دیگر، فرصتی فراهم میآورد تا ابهامات و پرسشهای مخاطبان کودک روشن شود. به گفته او، یکی از مهمترین بازخوردهایی که خانوادهها پس از تماشای نمایش مطرح کردهاند، افزایش روحیه پرسشگری در کودکان بوده است؛ تا جایی که برخی والدین گفتهاند فرزندانشان پس از دیدن نمایش، درباره هر موضوعی که برایشان قانعکننده نیست، بیشتر سؤال میپرسند و دلیل میخواهند. انصافی معتقد است اگرچه این ویژگی گاهی برای والدین دشوار به نظر میرسد، اما از نگاه سازندگان نمایش، همین شکلگیری روحیه پرسشگری، مهمترین موفقیت «درختهای گیلاس» است.

رجزخوانی بلبل و دارکوب؛ صحنهای که کودکان فراموش نمیکنند
آهنگساز و بازیگر نمایش درخت گیلاس گفت: تأثیرگذارترین بخش نمایش برای مخاطبان، صحنه پایانی تقابل بلبل و دارکوب است؛ صحنهای که با بهرهگیری از ساختار رجزخوانی و فضاسازی تعزیه شکل گرفته است. اگرچه برخی معتقد بودند استفاده از رجزخوانی و تعزیه برای مخاطب کودک مناسب نیست، اما تجربه اجراها نشان داده که هم کودکان و هم بزرگسالان، بیشترین ارتباط را با همین بخش برقرار کردهاند، البته بخشی از جذابیت این صحنه به عناصر بصری آن، از جمله نورپردازی، موسیقی و طراحی صحنه بازمیگردد؛ اما در عین حال، ریشههای عمیق نمایشهای سنتی ایرانی نیز در حافظه فرهنگی مخاطبان حضور دارد.»
او با اشاره به تجربه شخصی خود از مواجهه با نقالی در کودکی، تأکید میکند:« همین مواجهههای نخستین، میتواند جرقهای برای علاقهمندی نسل جدید به هنرهای سنتی و میراث نمایشی ایران باشد؛ جرقهای که شاید «درختهای گیلاس» نیز بتواند آن را در ذهن کودکان امروز روشن کند.»