
ناصر ارباب/صبا، وقتی از جنگ سخن گفته میشود، معمولاً ذهنها به سمت عملیاتهای نظامی، حملات موشکی و درگیریهای میدانی میرود، اما در کنار همه این اتفاقات، گروهی نیز حضور دارند که وظیفهشان ثبت تاریخ است؛ افرادی که با دوربین در میان دود، آوار، اشک و اضطراب حرکت میکنند تا لحظههایی را ثبت کنند که بعدها به اسناد یک دوره تاریخی تبدیل میشود.
در روزهای جنگ تحمیلی سوم، تهران تنها پایتخت یک کشور نبود؛ شهری بود که هر روز در آن حادثهای تازه رخ میداد. از حملات دشمن به مراکز مختلف گرفته تا مراسم تشییع شهدا، تجمعات مردمی، عملیات امدادرسانی و صحنههای تلخ و دردناکی که در گوشه و کنار شهر شکل میگرفت.
سید شهابالدین واجدی یکی از عکاسانی است که بخش عمدهای از آن روزها را با دوربین در خیابانها، محل اصابتها، گلزار شهدا و میان مردم سپری کرده است. او اکنون بخشی از آن تصاویر را در نمایشگاه «تهران؛ خط مقدم مقاومت» در معرض دید عموم قرار داده؛ نمایشگاهی که تلاش میکند بخشی از واقعیت روزهای جنگ را روایت کند.
از میدان انقلاب تا خط مقدم ثبت تاریخ
واجدی درباره نخستین روزهای جنگ و تصمیم خود برای حضور در میدان میگوید: «روزهای اول جنگ مانند بسیاری از مردم درگیر مسائل و گرفتاریهای مختلف بودم. هنوز ابعاد ماجرا برای همه روشن نشده بود و بسیاری تصور میکردند اتفاقات محدود خواهد بود. اما سحرگاه روز دوم، زمانی که خبر شهادت رهبر انقلاب منتشر شد و اعلام کردند مردم برای عزاداری خیابانی در میدان انقلاب حضور پیدا کنند، احساس کردم باید دوربینم را بردارم و به دل ماجرا بروم.»
او ادامه میدهد: «میخواستم از نزدیک ببینم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. در ابتدا تصور میکردم این موضوع شاید به همان روزها محدود شود اما بعد از آن شاهد حملات گستردهتر دشمن به مراکز مهم، تأسیسات مختلف و مناطق مسکونی بودیم. همانجا بود که فهمیدم باید دوربین را زمین نگذارم.»
به گفته این عکاس، از همان روزها روندی آغاز شد که نزدیک به چهل روز ادامه پیدا کرد؛ روزهایی که خواب و استراحت برای بسیاری از خبرنگاران و عکاسان به حداقل رسید.
«در بسیاری از شبها یا اصلاً نمیخوابیدیم یا بسیار کم میخوابیدیم. هر لحظه ممکن بود خبر جدیدی برسد. گاهی نیمهشب تماس میگرفتند و میگفتند نقطهای از شهر مورد حمله قرار گرفته است. دوربین را برمیداشتیم و راهی میشدیم.»

جنگ فقط یک خبر نیست! پشت هر موشک و هر انفجار، زندگی انسانهایی است که از دست میروند
به گفته او، ثبت چنین صحنههایی بخشی از مسئولیت عکاسان بود؛ مسئولیتی که گاهی بسیار سنگین میشد. واجدی معتقد است جنگ تنها در خرابی ساختمانها خلاصه نمیشود و زندگی مردم را به شکل مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد.
او میگوید: «وقتی به محل اصابت میرسیدیم، فقط یک ساختمان تخریبشده نمیدیدیم. با زندگیهایی روبهرو میشدیم که در چند ثانیه دگرگون شده بودند. خانهای که تا چند ساعت قبل محل زندگی یک خانواده بود، حالا به تلی از خاک و آهن تبدیل شده بود. اسباببازی کودکی زیر آوار مانده بود، عکسهای خانوادگی در میان خاک پخش شده بود و مردم با ناباوری به ویرانههایی نگاه میکردند که تا ساعتی قبل خانهشان بود. ما باید واقعیت را ثبت میکردیم. باید نشان میدادیم جنگ فقط یک خبر نیست. پشت هر موشک و هر انفجار، زندگی انسانهایی قرار دارد که همه چیزشان را از دست میدهند.»
جنگ دیگر عکاسان؛ مشکل مجوزها
اما خطر موشکها تنها چالش عکاسان نبود. واجدی معتقد است یکی از بزرگترین مشکلات خبرنگاران و عکاسان در آن روزها، نبود هماهنگی میان دستگاههای مختلف بود.
او میگوید: «ما مجوز رسمی داشتیم اما در بسیاری از مواقع این مجوزها پذیرفته نمیشد. کارت خبرنگاری داشتیم، معرفینامه داشتیم، مجوز رسانه داشتیم اما بعضی از نیروهای حاضر در صحنه آنها را قبول نمیکردند.»
وی ادامه میدهد: «حتی گاهی پیش میآمد مجوزی که از یک نهاد رسمی صادر شده بود، توسط نیروهای همان مجموعه در محل حادثه پذیرفته نمیشد. این اتفاق باعث میشد زمان زیادی از دست برود.»
به اعتقاد او، نبود یک مرکز واحد رسانهای یکی از ضعفهای مهم مدیریت بحران در آن روزها بود و اگر یک مرجع واحد وجود داشت که همه دستگاهها آن را به رسمیت میشناختند، بسیاری از مشکلات حل میشد. خبرنگار نباید در شرایط بحران نگران این باشد که آیا اجازه ورود پیدا میکند یا نه.»

وقتی کسی نمیدانست موشک بعدی کجا فرود میآیدره
یکی دیگر از مشکلاتی که واجدی به آن اشاره میکند، نبود سامانه دقیق اطلاعرسانی برای رسانههاست. او در این باره گفت: «در بسیاری از مواقع اصلاً نمیدانستیم کجا مورد اصابت قرار گرفته است. هیچ سامانه جامعی وجود نداشت که خبرنگاران را در جریان قرار دهد.»
به گفته وی، بسیاری از عکاسان از طریق ارتباط با نیروهای هلال احمر، آتشنشانی یا سایر نهادهای امدادی از محل حادثه مطلع میشدند و گاهی وقتی خبردار میشدند که به دلیل فاصله زیاد یا ترافیک سنگین، بخش مهمی از عملیات امداد و نجات به پایان رسیده بود. این موضوع کار مستندسازی را دشوار میکرد.»
از آوار تا اشک؛ ثبت همه ابعاد جنگ
واجدی تأکید میکند که تلاش او و همکارانش محدود به ثبت خرابیها نبود و یکی از ویژگیهای مهم آن روزها حضور مردم در صحنه بود.
وی افزود:«ما میخواستیم همه ابعاد ماجرا را ثبت کنیم. از آتشنشانها و امدادگرانی که ساعتها در میان آوار کار میکردند تا نیروهای مردمی و جهادی که برای کمک به آسیبدیدگان میآمدند.»
او ادامه میدهد: «در کنار این موضوع، تجمعات مردمی، پرچمگردانیها، مراسم تشییع شهدا، حضور خانوادهها در خیابانها و نمایش همبستگی اجتماعی نیز برای ما اهمیت زیادی داشت.مردم اجازه ندادند فضای ناامیدی حاکم شود. هر شب شاهد تجمعات و حضور گسترده مردم بودیم. این اتفاق باید ثبت میشد، چون بخشی از واقعیت آن روزها بود.»
صحنههایی که اجازه عکاسی نمیداد
شاید سختترین بخش این گفتوگو زمانی بود که واجدی از لحظههایی گفت که احساسات انسانی بر وظیفه حرفهای غلبه میکرد.
اودر این باره گفت: «بله، بارها چنین اتفاقی افتاد. صحنههایی بود که ادامه کار را بسیار دشوار میکرد. دیدن زنی که زیر آوار مجروح شده بود یا پیکر شهیدانی که تکهتکه از زیر آوار بیرون آورده میشدند، واقعاً سخت بود.»
وی ادامه میدهد: «گاهی صدای گریه مادران یا خانوادههایی که در انتظار پیدا شدن عزیزانشان بودند، اجازه نمیداد روی کار تمرکز کنیم، در برخی مواقع دوربین را کنار میگذاشتیم و به جای عکاسی فقط کنار مردم میایستادیم. ما قبل از اینکه خبرنگار یا عکاس باشیم، انسان هستیم. بعضی صحنهها آنقدر سنگین بود که نمیشد فقط از پشت لنز به آن نگاه کرد.»

عکاس جنگ نبودیم؛ تثبیت کننده تصاویری از دفاع مقدس بودیم
واجدی گفت: آنچه در آن روزها رخ داد یک جنگ نبود! من ترجیح میدهم از تعبیر دفاع مقدس استفاده کنم. مردم برای کشورشان، خانوادههایشان و سرزمینشان ایستادند. آنچه در خیابانها میدیدیم فقط واکنش به یک حمله نظامی نبود؛ جلوهای از مقاومت ملی بود.»
وی ادامه داد: «قدرت یک کشور فقط به تجهیزات نظامی نیست. مهمترین سرمایه هر کشور مردم آن هستند. اگر مردم کنار کشورشان بایستند، آن کشور قدرتمند خواهد بود. در آن روزها این موضوع را به وضوح میدیدیم. مردم با وجود نگرانیها و مشکلات، در صحنه حضور داشتند. به همین دلیل معتقدم ما صرفاً عکاس جنگ نبودیم؛ ما عکاس دفاع مقدس بودیم.»
تهران؛ خط مقدم مقاومت
حاصل بخشی از این تلاشها اکنون در نمایشگاه «تهران؛ خط مقدم مقاومت» به نمایش درآمده است. نمایشگاهی که آثار سید شهابالدین واجدی، مقداد مددی، محسن باغستانی و زینب بابامرادی را دربرمیگیرد و تلاش دارد تصویری جامع از روزهای جنگ تحمیلی سوم ارائه کند.
در این نمایشگاه، تصاویری از عملیات امدادرسانی، حضور نیروهای خدماتی، تشییع شهدای جنگ رمضان، خسارتهای ناشی از حملات دشمن، حضور مردم در مراسمهای مختلف و جلوههای ایستادگی و مقاومت شهروندان تهرانی به نمایش گذاشته شده است.
نمایشگاه «تهران؛ خط مقدم مقاومت» از ۱۹ تا ۲۵ خردادماه هر روز از ساعت ۱۰ تا ۱۹ در «بلدیه طهران» واقع در میدان امام خمینی(ره) میزبان علاقهمندان خواهد بود.
همچنین در حاشیه این نمایشگاه، نمایندگانی از مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه برای ثبت و پیگیری دادخواستهای خانوادههای شهدا، جانبازان و خسارتدیدگان جنگ تحمیلی سوم حضور خواهند داشت.
شاید سالها بعد، زمانی که گردوغبار حوادث فرو بنشیند، همین عکسها باشند که روایت دقیقتری از آن روزها ارائه کنند؛ تصاویری که نه فقط ویرانیها، بلکه ایستادگی مردمی را ثبت کردهاند که در سختترین روزها، شهرشان را تنها نگذاشتند.