کن ۲۰۲۶؛ بی‌طرفی هنری یا سیاست‌زدگی خاموش؟ | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵:۳۱

کن ۲۰۲۶؛ بی‌طرفی هنری یا سیاست‌زدگی خاموش؟

ترکیب جشنواره کن ۲۰۲۶ که روز پنج‌شنبه در پاریس رونمایی شد، از یک‌سو نوید حضور نام‌های شاخص و چهره‌های تازه سینمای هنری را می‌دهد و از سوی دیگر، نشانه‌های آشکاری از نوعی محافظه‌کاری فرهنگی را در خود پنهان کرده است.

امیر افشارفتوحی/دبیر تحریریه روزنامه صبا،جشنواره فیلم کن همواره خود را پناهگاه «سینمای ناب» و عرصه رقابت زیبایی‌شناسی معرفی کرده است؛ جایی که نام‌های بزرگی چون پدرو آلمودوار و اصغر فرهادی در کنار فیلمسازانی با سبک‌های متنوع از رودریگو سوروگوین با برداشت‌های بلند و پرانرژی‌اش تا لئا میسیوس با روایت‌های شاعرانه و کوجی فوکادا با قاب‌های آرام و پالایش‌یافته مخاطبان را مجذوب می‌کنند. در ظاهر، همه ‌چیز بر مدار هنر می‌چرخد و ۲۲ فیلم برای تصاحب نخل طلا رقابت می‌کنند و ۱۹ اثر نیز در بخش «نوعی نگاه» به نمایش درمی‌آیند.

اما پشت این ویترین باشکوه، پرسشی جدی سر برمی‌آورد؛ آیا انتخاب‌ها صرفا هنری‌اند یا بازتاب نوعی سیاست‌زدگی پنهان و گزینشی؟

ترکیب جشنواره کن ۲۰۲۶ که روز پنج‌شنبه در پاریس رونمایی شد، از یک‌سو نوید حضور نام‌های شاخص و چهره‌های تازه سینمای هنری را می‌دهد و از سوی دیگر، نشانه‌های آشکاری از نوعی محافظه‌کاری فرهنگی را در خود پنهان کرده است. تیری فرمو در کنفرانس خبری اعلام کرد که امسال ۲۵۴۱ فیلم بلند از ۱۴۱ کشور برای حضور در جشنواره ثبت شده‌اند؛ آماری که به گفته او نسبت به یک دهه پیش هزار فیلم افزایش یافته و نشان می‌دهد «زبان سینما پیروز شده است». اما پرسش اساسی اینجاست؛ وقتی چنین گستره عظیمی از فیلم‌ها وجود دارد، چرا صدای بخش بزرگی از جهان در رقابت اصلی شنیده نمی‌شود؟

در دوره هفتاد و نهم جشنواره، هیچ فیلمی از قاره آفریقا، چین یا هند در بخش مسابقه اصلی حضور ندارد؛ مجموعه‌ای از کشورها و فرهنگ‌هایی که بیش از نیمی از جمعیت جهان را نمایندگی می‌کنند. این غیبت را نمی‌توان صرفا یک تصادف آماری دانست. جشنواره‌ای که خود را «جهانی» معرفی می‌کند، چگونه می‌تواند مهم‌ترین تحولات سینمایی و اجتماعی این مناطق را نادیده بگیرد و همچنان مدعی نمایندگی سینمای جهان باشد؟

این گزینش محدود تنها به جغرافیا ختم نمی‌شود. در شرایطی که جهان با جنگ‌های ایران، غزه، خاورمیانه، اوکراین، سودان و کنگو دست‌به‌گریبان است، تقریباً هیچ فیلمی در بخش مسابقه اصلی به مواجهه مستقیم با این بحران‌ها نمی‌پردازد. در عوض، بخش مهمی از آثار انتخاب ‌شده به گذشته پناه برده‌اند؛ از «سرزمین پدری» ساخته پاول پاولیکوفسکی درباره آلمان پس از جنگ تا فیلم لاسلو نمش درباره ژان مولن، چهره مقاومت فرانسه در جنگ جهانی دوم. حتی فیلم افتتاحیه جشنواره، «ونوس الکتریکی» ساخته پیر سالوادوری نیز در دهه ۱۹۲۰ روایت می‌شود؛ انتخابی که بیش از آنکه رو به اکنون داشته باشد، به نوستالژی تاریخی متمایل است.

بازگشت به تاریخ، بی‌تردید انتخابی مشروع و هنرمندانه است؛ اما وقتی این گرایش به یک الگوی غالب تبدیل می‌شود و هم‌زمان روایت‌های معاصر و ملتهب حذف می‌شوند، دیگر نمی‌توان آن را صرفا انتخابی زیبایی‌شناسانه دانست. سکوت نیز می‌تواند سیاسی باشد؛ گاه حتی سیاسی‌تر از فریاد.

کن سال‌هاست میان دو قطب «هنر مستقل» و «دیپلماسی فرهنگی» در نوسان است. مدیران جشنواره می‌کوشند تصویر نهادی بی‌طرف و فراتر از کشمکش‌های روز را حفظ کنند، اما خود فرایند انتخاب فیلم‌ها نشان می‌دهد که بی‌طرفی مطلق در جهان امروز توهمی بیش نیست. حذف آگاهانه یا ناخودآگاه روایت‌های مربوط به بحران‌های جاری، همان‌قدر حامل موضع سیاسی است که انتخاب فیلمی صریح درباره جنگ یا استعمار.

حتی تأکید جشنواره بر حضور پنج فیلم ساخته زنان در بخش مسابقه نکته‌ای که ایریس کنوبلوخ و فرمو بر آن تأکید کردند اگرچه در ظاهر نشانه‌ای از تنوع و پیشرفت است، اما نمی‌تواند جای خالی تنوع جغرافیایی و روایی را پنهان کند. تنوع، صرفاً در جنسیت یا سبک خلاصه نمی‌شود؛ بلکه به معنای شنیدن صداهای حذف ‌شده و روایت جهان خارج از مدار فرهنگی اروپا و آمریکاست.

از سوی دیگر، انتخاب پارک چان ووک به‌ عنوان رئیس هیئت داوران، فیلمسازی که با آثاری چون «پیر پسر» و «کنیز» مرزهای خشونت، اخلاق و سیاست را بارها به چالش کشیده تناقض جالبی را آشکار می‌کند که جشنواره از چهره‌هایی با سینمای رادیکال و جسور برای اعتباربخشی استفاده می‌کند، اما در انتخاب نهایی آثار، بیش از پیش به سوی کنترل، احتیاط و پالایش سیاسی حرکت می‌کند.

شاید مدیران کن بر این باورند که هنر باید از التهاب روز فاصله بگیرد تا ماندگار شود. اما پرسش اینجاست؛ آیا نادیده گرفتن رنج‌های معاصر، به معنای پالایش هنر است یا پاک کردن صورت مسئله؟

کن ۲۰۲۶ با همه تنوع سبکی، حضور ستارگان و جذابیت رسانه‌ای‌اش، بیش از هر چیز آینه‌دار شکاف میان «سینمای جهان» و «جهان واقعی» است. جشنواره‌ای که از ۱۴۱ کشور فیلم دریافت می‌کند اما بخش مهمی از جهان را در مهم‌ترین ویترین خود غایب می‌گذارد، ناخواسته این پرسش را تقویت می‌کند که معیار انتخاب‌ها تا چه اندازه هنری و تا چه اندازه سیاسی، ایدئولوژیک یا مبتنی بر ملاحظات فرهنگی غرب‌محور است.

اگر کن می‌خواهد همچنان مرجع سینمای جهان باقی بماند، ناگزیر است نه ‌تنها زبان سینما، بلکه صدای جهان را نیز با همه زخم‌ها، بحران‌ها و روایت‌های ناخوشایندش بشنود. در غیر این صورت، سیاست‌زدگی نه در شعارها، بلکه دقیقا در سکوت‌ها و غیبت‌ها خود را آشکار خواهد کرد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها