
به گزارش صبا به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، محمدصادق اسماعیلی، مستندساز، درباره موضوع مستند جدید خود گفت: پس از اتفاق تلخی که در میناب رخ داد، تصمیم گرفتیم سفری پژوهشی به این شهر داشته باشیم تا ببینیم اساساً چه روایتی میتوان از این فاجعه ساخت. از همان ابتدای ورود، با شرایط بسیار دشواری مواجه شدیم؛ خانوادهها در وضعیت روحی مناسبی قرار نداشتند و نزدیک شدن به آنها، آنگونه که برای ساخت یک مستند عمیق نیاز داشتیم، بسیار دشوار بود.
کارگردان مستند «آگیرا» افزود: اگر قرار بود صرفاً یک گزارش خبری یا مصاحبه کوتاه تهیه کنیم، کار سادهتر بود؛ اما هدف ما ورود به لایههای عمیقتر این فاجعه و شناخت جدیتر خانوادهها بود. به همین دلیل، مسیر پژوهش را آغاز کردیم و در نهایت به دو سوژه اصلی رسیدیم؛ دو خانواده از شهدای این حادثه که پیکر فرزندانشان مفقودالاثر بود.
اسماعیلی ادامه داد: یکی از این سوژهها «ماکان نصیری» بود که پیکرش همچنان مفقود است و دیگری «محمدطاها جعفری» که خوشبختانه در روز سیوسوم، پس از انجام آزمایش DNA، شناسایی شد. همین فقدان و انتظار، دستمایه اصلی روایت ما شد؛ روایتی درباره مواجهه خانوادهها با مرگ و تلاش برای پذیرش آن.
کارگردان مستند «گیسلو» درباره دشواریهای تولید این مستند گفت: بیتردید این پروژه یکی از سختترین تجربههای حرفهای من بود. ما نزدیک به سه هفته در میناب حضور داشتیم و در تمام این مدت تلاش میکردیم به جهان درونی این خانوادهها نزدیک شویم. واقعاً کار آسانی نبود؛ چرا که آنها در بحرانیترین وضعیت روحی و روانی قرار داشتند.
این مستندساز بیان کرد: یکی از مضامین اصلی فیلم، مسئله پذیرش مرگ است. بسیاری از خانوادهها، بهویژه آنهایی که فرزندانشان مفقود شده بودند، هنوز نمیتوانستند با این واقعیت کنار بیایند. ما تلاش کردیم این وضعیت پیچیده و انسانی را به تصویر بکشیم.
اسماعیلی درباره فیلمنامه اثر نیز گفت: برای ساخت هر فیلم مستند، فیلمنامه ضروری است. من معمولاً کارهایم را بر پایه یک استراتژی بصری و روایت تصویری پیش میبرم. این پروژه نیز پس از طی مراحل پژوهش، به نگارش فیلمنامه منتهی شد؛ هرچند طبیعتاً در فرآیند تولید، فیلمنامه همواره در حال بازنویسی و تکمیل است.
این استاد دانشگاه افزود: در مرحله پژوهش، تقریباً میدانستیم خانوادهها در این روزها چه مسیری را طی میکنند و چه موقعیتهایی پیش رو خواهند داشت. البته رخدادهای پیشبینینشده نیز بخشی از ماهیت مستندسازی است و ما از این لحظات استقبال میکنیم.
اسماعیلی درباره تاثیرگذارترین صحنههای این پروژه گفت: پدر ماکان و مادر او، همچنان امیدوار بودند که فرزندشان زنده باشد. شبها اطراف مدرسه میگشتند و هر نشانهای را دنبال میکردند. این امید و جستوجوی بیوقفه، تأثیر عمیقی بر ما گذاشت.
این کارگردان ادامه داد: اما شاید فراموشنشدنیترین تصویر برای من، مادر محمدطاها بود؛ مادری جوان به نام خدیجه که در شوکی عمیق فرو رفته بود. ساعتها به نقطهای خیره میشد و حتی صدای اطراف را نمیشنید. ما یک انسان را میدیدیم، اما گویی روح در چشمانش حضور نداشت. این تصویر هرگز از ذهنم پاک نخواهد شد.
این مستندساز درباره بزرگترین چالش پروژه اظهار کرد: مهمترین چالش، پذیرفته شدن ما بهعنوان مستندساز بود. بسیاری با نگاه صرفاً خبری به این اتفاق نزدیک میشدند، اما ما به دنبال خلق روایتی ماندگار و متفاوت بودیم. همین مسئله، چه در سطح مسئولان محلی و چه در تعامل با خانوادهها، کار را دشوار میکرد.
اسماعیلی درباره وضعیت فعلی پروژه نیز گفت: فیلمبرداری به پایان رسیده، اما هنوز وارد مرحله پستولید نشدهایم. امیدوارم بتوانیم شرایط لازم را برای ادامه کار فراهم کنیم و این فیلم را به سرانجام برسانیم. تمام تلاشم این است که این مستند بتواند سندی ماندگار از عمق فاجعه میناب باشد و روایتی انسانی از رنج، امید و مواجهه با فقدان را به ثبت برساند.