اسرائیل، نخستین پیامبر دروغین / روایتی چندلایه از یک تقابل فرهنگی | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۰۷:۴۵
روایت دکتر پورمحمدی از تبارشناسی یک منازعه تاریخی؛

اسرائیل، نخستین پیامبر دروغین / روایتی چندلایه از یک تقابل فرهنگی

ابوذر پورمحمدی، دکترای علوم قرآن و حدیث و تهیه‌کننده سینما و تلویزیون، در گفت‌وگو با صبا با تمرکز بر تبارشناسی «اسرائیل» و «بنی‌اسرائیل» در قرآن کریم، تلاش دارد نسبت میان این خوانش تاریخی و عملکرد امروز این جریان را تبیین کند؛ روایتی که از نگاه او، می‌تواند درک دقیق‌تری از ماهیت این تقابل و جنگ چندلایه فرهنگی، رسانه‌ای و سیاسی به دست دهد.

 

سمیرا جعفری/صبا، در میانه تنش‌های فزاینده میان ایران و رژیم  اشغالی اسرائیل، بازخوانی ریشه‌های فکری و تاریخی این تقابل، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. دکتر ابوذر پورمحمدی، دکترای علوم قرآن و حدیث و تهیه‌کننده سینما و تلویزیون، در گفت‌وگویی تحلیلی با تمرکز بر تبارشناسی «اسرائیل» و «بنی‌اسرائیل» در قرآن کریم، تلاش دارد نسبت میان این خوانش تاریخی و عملکرد امروز این جریان را تبیین کند؛ روایتی که از نگاه او، می‌تواند درک دقیق‌تری از ماهیت این تقابل و جنگ چندلایه فرهنگی، رسانه‌ای و سیاسی به دست دهد.

 در سال‌های اخیر با توجه به اتفاقاتی که در منطقه رخ داده است واین روز‌ها به واسطۀ جنگی که بین اسرائیل و ایران شکل گرفته است؛ مردم به شناخت قوم اسرائیل علاقمند شده‌اند. مخاطب چنین مسائلی قبل از هر چیز چه شناختی باید از این قوم داشته باشد؟ اصلاً چه رابطه‌ای بین اسرائیل و بنی‌اسرائیل وجود دارد؟

به مطلب بسیار مهمی اشاره کردید. مطابق بیان حقّ قرآن، اسرائیل مردی بوده است که در زمان حضرت نوح زندگی می‌کرده و در ابتدا یکی از یاران حضرت نوح بوده است؛ یعنی آدم خوبی بوده و به حضرت نوح ایمان آورده بوده است:

«وَ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَني‏ إِسْرائيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُوا مِنْ دُوني‏ وَكيلاً . ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً: و ما به موسى كتاب داديم و آن را براى بنى‏اسرائيل وسيله هدايت قرار داديم كه جز مرا وكيل و كارساز نگيريد بنی‌اسرائیل از نسل كسی هستند كه با نوح [در كشتى‏] سوار كرديم. مسلماً نوح بنده ‏اى بسيار سپاسگزار بود. آیات ۲ و ۳ سورۀ اسراء.»

طبق این آیه اسرائیل همراه با نوح نبی از طوفان نابودکننده نجات پیدا می‌کند. یاران حضرت نوح از کشتی پیاده می‌شوند ولی پس از مدتی به دو دسته تقسیم می‌شوند: عده‌ای از این انسان‌های مؤمن به حضرت نوح، با گذشت زمان دچار انحراف می‌شوند و عده‌ای نیز خوب باقی می‌مانند(۴۸/هود).

پیامبر سازی دروغین

به این ترتیب اسرائیل بدترین فرد روزگار شد. از جایگاه پیشین خود که در میان مؤمنان به حضرت نوح بود خارج شد و به اولین فردی تبدیل شد که دین‌سازی کرد. او ادعای پیامبری کرد و در برابر پیامبران ایستاد. بزرگ‌ترین خطر و آسیب برای پیامبران الهی، پیامبران دروغین هستند. همین رویکرد، امروز نیز در قالب دین‌زدایی از سوی کشورهای استعمارگر و مستکبران دنبال می‌شود؛ به این صورت که دین‌های دروغین، پیامبران دروغین و فرقه‌های ساختگی ایجاد می‌کنند، زیرا می‌دانند این بدل‌سازی‌ها بهترین راه برای تخریب یک دین، آیین و یک شخصیت است.

تحریف تاریخ؛ چگونه بنی‌اسرائیل تبار خود را بازنویسی کردند؟

 موضوع تبارشناسی «اسرائیل» و مطلبی که در آیات ابتدای سورۀ اسراء و آیۀ ۹۳ سورۀ آل‌عمران  به آن اشاره شده ظاهراً مورد علاقۀ خود اسرائیلیان نیست و آنها این حقیقت را تحریف کرده‌اند.

 دقیقاً همینطور است. مطلبی که در این آیات  وجود دارد و به ما از تبارشناسی اسرائیل می‌گوید، توسط همین اسرائیلیان یعنی بنی‌اسرائیل، تحریف شده است؛ زیرا این افشاگری بسیار به ضررشان بوده است. آن پیامبر دروغین، آن انسانی که خود را به دروغ به خدا منصوب می‌کند، بزرگ‌ترین خطر برایش این است که افشا شود و دیگران  حقیقت مطلب را بیان کنند؛ در این صورت، تمام آن دستگاه و ساختار خود را از دست می‌دهد و پیروانش را از دست می‌دهد. بنی‌اسرائیل نمی‌خواستند چنین  تباری برایشان باقی بماند. برای ایجاد تبار جدید برای خود، دروغ بسیار بزرگی را مطرح کردند و متأسفانه بسیاری از ما این دروغ را باور کردیم.

نظریۀ جایگزین آن‌ها چه بود؟

 بنی‌اسرائیل گفتند ما فرزندان یعقوب هستیم. آمدند و ادعا کردند که یعقوب همان اسرائیل است و نام دیگر یعقوب، اسرائیل است. هیچ دلیل و سندی برای این ادعا وجود ندارد؛ این ادعا فقط به صورت‌های گوناگون تکرار شده است.ابتدا این دروغ بزرگ را ساختند، سپس آن را تکرار کردند، بعد در کتاب‌ها وارد کردند، برای آن سندهای دروغین ساختند، آن را وارد کتاب مقدس کردند و حتی به‌صورت روایات اسرائیلی وارد روایات ما کردند. آن‌قدر این مطلب را تکرار کردند که  در نهایت برای خود تبار جدیدی ایجاد کردند و اکنون اسرائیلیان می‌گویند که ما فرزندان یعقوب هستیم. وقتی یوسف(ع) پادشاه مصر شد کنعانیان که فرزندان یعقوب بودند، همگی با دعوت یوسف به مصر آمدند. اسرائیلیان این آل‌یعقوب را به دروغ، بنی‌اسرائیل نامیدند و تاریخ را تغییر دادند.در حالی که هزاران سال پیش از این، اسرائیل  و بنی‌اسرائیل وجود داشته‌اند و مشغول اقدامات مفسدانه خود در جهان بوده‌اند.عده‌ای از بنی‌اسرائیل که به موسی ایمان آوردند، یهودی نامیده شدند. اما قبل از آن و پس از آن، اسرائیلیان وجود داشتند. گروه دیگری از بنی‌اسرائیل که به عیسی ایمان آوردند، مسیحی شدند. البته مسیحیان محدود به بنی‌اسرائیل نیستند؛ تعداد کمی از مسیحیان از بنی‌اسرائیل هستند و بقیه از مردم دیگر جهان هستند.

این باور اشتباه  در مورد تبارشناسی اسرائیل  تا کجا بین مردم شایع شده است؟

متأسفانه این مطلب دروغ را حتی در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های ساخت خودمان نیز مشاهده می‌کنیم؛ از جمله در سریال «یوسف پیامبر». به‌طور مداوم و بدون ارائه دلیل این مطلب تکرار می‌شود که فرزندان یعقوب همان بنی‌اسرائیل هستند و یعقوب و اسرائیل یکی دانسته می‌شوند.همچنین در فیلم سینمایی «موسی کلیم‌الله به وقت طلوع» نیز این مطلب دروغ دیده می‌شود و اسرائیل همان یعقوب نامیده می‌شود..

این مساله؛ نشان دهندۀ فعالیت‌های اسرائیل در زمینۀ رسانه  بوده است. بیشترین شکل از فعالیت رسانه‌ای آن‌ها در چه زمینه‌ای بوده؟ .

بله. اسرائیلیان، در طول تاریخ بشریت، همواره تمرکز ویژه‌ای بر فعالیت‌های فرهنگی، نرم، رسانه‌ای و فکری داشته‌اند. یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی که به آن ورود کرده‌اند، حوزۀ قصه است. آن‌ها اهمیت قصه را در فطرت بشر درک کرده‌اند و یکی از حوزه‌هایی که بیشترین تحریف را در آن ایجاد کرده‌اند، همین قصه‌هاست. ما مسلمان‌ها باید با تدبر در قرآن تحریف‌ها و دروغ‌هایی را که بنی‌اسرائیل وارد قصه‌ها کرده‌اند افشا کنیم.

 همان طور که شما اشاره کردید؛ در برخی منابع، یعقوب و اسرائیل یک شخصیت تلقی شده‌اند. نظر شما  چه مستنداتی برای تفکیک این دو وجود دارد؟

قرآن کریم یعقوب را به روشنی معرفی کرده و فرزندان او را «آل یعقوب» نامیده است نه نام دیگری. در آن سو، اسرائیل را معرفی کرده و فرزندان و نسل اسرائیل را «بنی‌اسرائیل» نامیده است؛ دو واژه کاملاً متفاوت و با زمانی بسیار متفاوت از هم. از جمله منابعی که به این حقیقت بسیار مهم پرداخته‌اند که یعقوب و اسرائیل یکی نیستند و «آل‌یعقوب» هم بنی‌اسرائیل نیستند، مقاله‌ای است از دکتر منصور مندور با عنوان «زعم الیهود بأن یعقوب علیه السلام هوإسرائیل، یفنده القرآن». ایشان در این مقاله اثبات می‌کند که این مطلب نادرست است و قرآن به‌شدت آن را رد می‌کند.

مقالۀ دیگر که به این موضوع می‌پردازد، مقاله‌ای است که دکتر محسن رجبی قدسی و سیده فرناز اتحاد نوشته‌اند در فصلنامۀ «قرآن‌پژوهی خاورشناسان» جامعة‌المصطفی. این مقاله، مقالۀ «یعقوب» در دایرةالمعارف قرآن لیدن را نقد کرده است. در دایرةالمعارف لیدن در مدخل یعقوب ذکر شده که یعقوب همان اسرائیل است؛ این بزرگواران با نقد آن مقاله اثبات کرده‌اند که در قرآن کریم این‌گونه نیست و این حقیقت تحریف شده است..

همچنین کتابی وجود دارد با عنوان «الخبر بالبرهان و الدلیل علی أن النبی یعقوب غیر اسرائیل». این کتاب را سوید الاحمدی نوشته است. در این کتاب ایشان اثبات کرده که یعقوب و اسرائیل یکی نیستند و دو شخص کاملاً متفاوت هستند.

اکنون اسرائیلیان در کشور جعلی اسرائیل، خودشان را با همین قصه‌پردازی‌ها منسوب به یعقوب می‌دانند. متأسفانه ما هم باور کرده‌ایم. اسرائیلیان از نسل اسرائیل هستند و هیچ ارتباطی میان آنها و یک پیامبر و نوادگان یک پیامبر وجود ندارد.

در مهر ۱۴۰۴، زینب‌سادات حسینی پایان نامه‌ای  با عنوان «تبارشناسی و عملکرد بنی‌اسرائیل در قرآن کریم»، با راهنمایی بنده، نوشتند. پایان‌نامه‌ای که  در دانشگاه ولیعصر(عج) رفسنجان در رشتۀ علوم قرآن و حدیث دفاع شد. ایشان با یک مفهوم‌یابی سرتاسری و با نگاه به منابع موجود در این موضوع، چه منابع قرآنی، چه منابع تاریخی و چه کتاب مقدس، اثبات کرده است که اسرائیل و یعقوب دو شخص هستند و بنی‌اسرائیل و آل یعقوب کاملاً متفاوت از یکدیگرند.

در قسمت دوم پایان‌نامه، ایشان به بررسی عملکرد بنی‌اسرائیل پرداخته است. شناخت عملکرد بنی‌اسرائیل بسیار مهم است، به‌ویژه در شرایطی که ما اکنون در آن قرار داریم؛ یعنی در این جنگی که در آن هستیم. شناخت اسرائیلیان و بنی‌اسرائیل، اینکه عملکرد این‌ها چگونه است، این‌ها چگونه انسان‌هایی هستند و چه کارهایی انجام می‌دهند، بسیار مهم است و متأسفانه ما از بسیاری از این موارد غافل هستیم.

نژادپرستی؛ نخستین شاخصه قرآنی بنی‌اسرائیل

 علاوه بر آگاهی از تبارشناسی بنی‌اسرائیل؛ بی شک عملکرد این قوم هم می‌تواند نشانه‌ای از باطل بودن این قوم باشد. کمی از عملکرد و اعتقادات این قوم بگویید

 اسرائیلیانی که الان در اسرائیل هستند و هر کدام از یک کشوری آمده‌اند خودشان را از تبار اسرائیل می‌نامند و برایشان این بسیار مهم است؛ یعنی می‌گویند کسی که از فرزندان اسرائیل نباشد و نژادش نرسد به اسرائیل، خونش از خون اسرائیل نباشد، این جزو ما بنی‌اسرائیل نیست و اسرائیلی محسوب نمی‌شود. اولین مشخصه‌ای که خدا از قوم بنی‌اسرائیل در قرآن کریم به ما می‌گوید، نژادپرستی آن‌هاست؛ همین که می‌گویند ما از خون اسرائیل هستیم. در آیۀ ۱۸ سوره مائده، یهودیان اسرائیلی می‌گویند: «نحن أبناء الله و أحباؤه»؛ ما فرزندان خدا و عزیزدردانه‌های خدا هستیم. خودشان را از دیگران کاملاً جدا می‌کنند.

 باید دقت کنیم که اگر دیگران هم، از هر آیین و دینی، اصلاً بدون دین، خودشان را این‌گونه بدانند، به تفکر اسرائیلیان نزدیک شده‌اند. یعنی همان «مرگ بر اسرائیلی» که ما می‌گوییم و همین دشمنی که اسرائیل با تمام بشریت دارد، ریشه‌اش در همین اعتقاد بسیار بسیار خطرناک است.با این اعتقاد است که این‌ها راحت کودک می‌کشند و انسان‌های دیگر در روی کرۀ زمین اصلاً برایشان مهم نیستند؛ اینکه بمیرند، اینکه آواره بشوند، اینکه در تمام دنیا آتش‌افروزی بشود اصلاً برایشان مهم نیست.  تنها خودشان، نژادشان، طایفه‌شان مهم هستند.

در سورۀ جمعه خدا می‌گوید که این‌ها تفکرشان چگونه است: «قل یا أیها الذین هادوا إن زعمتم أنکم أولیاء الله من دون الناس…»؛ این‌ها خودشان را «من دون الناس» می‌نامند. این‌ها می‌گویند تنها کسانی که دور و بر خدا هستند ما هستیم. و جالب است که خودشان را دائماً به خدا وصل می‌کنند؛ کسانی که دورترین مخلوقات خدا از خدا هستند، اما خودشان را وصل می‌کنند به خدا.. ما با بقیۀ مردم فرق داریم و فقط ما بندگان برگزیدۀ خدا هستیم.  بقیه حیواناتی هستند شبیه انسان که خدا آفریده تا در خدمت ما باشند. این تفکر بسیار خطرناک، ریشۀ تمام عملکرد یهود است..

 بی شک این عملکردی که از آن یاد کردید از همان ابتدا وجود داشته است. عملکرد بنی‌اسرائیل و اسرائیلیان چگونه بوده است و  چه تأثیری بر پیامبران الهی وادیان دیگر داشته است؟

اسرائیل که در ظاهر خود را پیامبر نامید و ادعای اتصال و ارتباط با خدا کرد، فرزندان و طایفه‌اش را نیز به همین روش تربیت کرد. نتیجه این شد که آن‌ها دشمن‌ترین انسان‌ها نسبت به پیامبران شدند، زیرا پیامبران الهی که انسان‌هایی حقیقت‌گرا و متصل به خدا بودند و وحی خدا به آن‌ها نازل می‌شد؛  مانع اصلی کار بنی‌اسرائیل بودند. عملکرد بعدی بنی‌اسرائیل این بود که پیامبران الهی را یا ترور فیزیکی می‌کردند یا ترور شخصیتی. در آیۀ ۷۰ سوره مائده آمده است: «ولقد أخذنا میثاق بنی اسرائیل و أرسلنا لهم رسلاً کلما جاءهم رسول بما لا تهوى أنفسهم فریقا كذبو وفریقا یقتلون». خداوند پیامبران زیادی را برای بنی‌اسرائیل فرستاد، اما بنی‌اسرائیل آن‌ها را تکذیب می‌کردند. این پیامبران الهی، انسان‌هایی بودند که می‌خواستند آن‌ها را از غفلت و گمراهی نجات دهند؛ ولی بنی‌اسرائیل تابع هوای نفس خود بودند و هیچکدام از پیامبران، از جمله موسی و عیسی، برای آن‌ها مطلوب نبودند. این تکذیب و ترور شخصیت، بسیار خطرناک‌تر از کشتن بود.

این عملکرد هنوز در مقابل مخالفانشان تاثیرگذار است؟

بله دقیقاً. امروز نیز اسرائیلیان همین روش را ادامه می‌دهند. آن‌ها رهبران و فرماندهان را ترور می‌کنند و شخصیت کسانی را که نمی‌توانند به قتل برسانند، تخریب می‌کنند. نمونه‌های اخیر شامل ترور رهبر عزیزمان، فرماندهان و شخصیت‌های مؤثر در لبنان و منطقه، از جمله سردار شهید قاسم سلیمانی. در طول تاریخ، این ترورها بارها انجام شده است. کار بعدی ترور شخصیتی مخالفان خود بوده است. رسانه‌هایی چون اینترنشال، بی بی سی و رسانه‌هایی  مانند اینستاگرام، یوتیوب برای تکذیب و ترورهای شخصیتی  و دروغ پراکنی استفاده می‌شوند..

اقتصاد ربوی؛ بازتاب یک جهان‌بینی مادی‌گرا

یکی از مسائل مهم درباره عملکرد  اسرائیل بخش  اقتصادی است. در عملکرد  اقتصادی بنی‌اسرائیل و اسرائیلیان چه نکاتی قابل توجه است و چه ارتباطی با اندیشۀ اقتصادی این قوم دارد؟

مطلب بسیار مهمی را اشاره کردید. یکی از بخش‌های مهم عملکرد بنی‌اسرائیل، مسائل اقتصادی آن‌هاست که نمودهای زیادی دارد. مقدمه این بحث این است که این‌ها انسان‌هایی بسیار دنیاگرا و مادی‌گرا هستند؛ به هیچ عنوان آخرت را قبول ندارند و اگر حرفی درباره آن باشد، صرفاً شعار است. تنها دنیا برایشان مهم است و تا زمان مرگ به آن پایبندند و باقی مسائل را پوچ و بی‌اهمیت می‌دانند. به همین دلیل، در مسائل اقتصادی عملکردشان بسیار عجیب و غریب است. از مهم‌ترین مشخصه‌های بنی‌اسرائیل این است که به ربا گرایش دارند؛ اقتصاد ربوی، اقتصاد نزول‌خوری و اقتصاد ضد تولید دارند. اگر در جامعه‌ای یا کشوری شاهد این مسائل هستید، بدانید که اندیشۀ اسرائیلی در آنجا حضور دارد. این موضوع بسیار مهم است و متأسفانه در میان مسلمان‌ها به آن توجه کافی نشده است؛ ناخودآگاه، در بسیاری موارد، در زمین دشمن بازی می‌کنیم و خودمان خبر نداریم. در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی، دشمن قرن‌هاست اقداماتش را انجام داده و ما هیچ پدافندی نداریم؛ هیچ آژیر خطری نداریم و متوجه نمی‌شویم. انگار که از قبل، کسی ما را کنترل و ذهن ما را هک کرده است؛ جنگ‌های شناختی راه انداخته است و ما متوجه نیستیم که از کجا آسیب می‌بینیم. ناگهان درمی‌یابیم که در جامعۀ خودمان، اقتصادی ضد تولید و ربوی ایجاد شده است. ظاهر این اقتصادها بسیار شیک است، اما در واقعیت، همان کاری را انجام می‌دهند که اسرائیل انجام می‌دهد: ربا گرفتن و اخذ مال از دیگران به ناحق.

قرآن کریم به این موضوع اشاره کرده است، از جمله در آیات ۱۶۰ و ۱۶۱ سوره نساء: فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ كَثيراً (۱۶۰) وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَكْلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ مِنْهُمْ عَذاباً أَليماً (۱۶۱). این اخذ ربا از جانب یهودیان، که نهی شده بودند، اقتصاد جامعه را نابود می‌کند. حتی اگر افراد به خدا و دین خدا و پیامبران اعتقاد نداشته باشند و صرفاً اقتصادی فکر کنند، این مدل اقتصاد ضد تولید برای هر جامعه‌ای بسیار مخرب است. هیچ اقتصاددانی این مدل اقتصاد را نمی‌پذیرد، زیرا می‌داند جامعه‌ با چنین اقتصادی نابود خواهد شد. به همین دلیل، مقام معظم رهبری، شهید انقلاب و رهبر فعلی کشور، سال‌هاست که این مسئله را دنبال می‌کردند و اهمیت آن را می‌دانستند. شعار سال، از سال‌های گذشته تاکنون، به دلیل دور شدن اقتصاد جامعه از اقتصاد اسلامی و نزدیک شدن آن به اقتصاد ربوی و بانکی، حمایت از تولید داخلی انتخاب شده است. هر جامعه‌ای که در آن پول‌ها وارد بازی‌های مالی شود، اقتصادش نابود خواهد شد. این اقتصاد، اقتصاد یهودی و اسرائیلی است و باروری جامعه و توسعه تولید در آن به شدت آسیب می‌بیند. به همین دلیل، شعار اقتصادی سال با هدف حمایت از تولید و توسعه بخش‌های مولد جامعه تعیین شده است.

نقطه ضعف پنهان؛ ترس به‌عنوان مؤلفه‌ای تعیین‌کننده

 در کنار تمام این مسائلی که به آن اشاره کردید, بی شک این قوم باید نقاط ضعفی هم داشته باشند. در این تحقیقات قرآنی به آیه یا نکته‌ای دربارۀ نقاط ضعف این قوم رسیده‌اید؟

قرآن کریم در سوره حشر و دیگر موارد، نقطۀ ضعف بنی‌اسرائیل را به ما یادآوری می‌کند و آن ترسو بودن آن‌هاست. این مسئله صرفاً یک بحث تاریخی مربوط به زمان پیامبر نیست؛ بلکه مربوط به زمان حال نیز می‌شود و همیشگی است.

خداوند می‌فرماید که چگونه آن‌ها خانه‌های خود را خراب کردند و فرار کردند: فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ في‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ (۲): خدا در جان آن‌ها ترس انداخت. این ترس باعث شد که آن‌ها خانه‌های خود را رها کنند. خداوند می‌گوید: «فَاعتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَار»؛ به ما می‌آموزد که این حالت را مشاهده و عبرت بگیریم..

 این موضوع چه اهمیتی برای زمان حاضر دارد؟ و اصلا کاربردی دارد؟

این آیه نشان می‌دهد که بنی‌اسرائیل، حتی در زمان حال، بسیار ترسو هستند و جان خود را بسیار دوست دارند. شب و روز در حال ترس و جستجوی پناهگاه هستند؛ به انواع و اقسام سازه‌ها و گنبدهای آهنین و سیستم‌های دفاعی، از جمله آژیرهای خطر و تجهیزات امنیتی، متوسل می‌شوند تا از کشته شدن یا حمله دشمن در امان بمانند.این وضعیت، تنها مختص گذشته نیست. هر زمان که ما با آن‌ها روبه‌رو شویم، این نقطه ضعف، امکان پیروزی را فراهم می‌کند. قرآن به ما یادآوری می‌کند که از این ترسو بودن آن‌ها استفاده کنیم و با شناخت این ویژگی، شگردهای لازم را به کار می گیریم. .

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها