
ناصر ارباب/صبا،شیوا خسرومهر که پیش از این در نمایش «برای هانا» با مرجان آقانوری همبازی و پارتنر بوده، درباره شکلگیری همکاری جدیدشان در نمایش هتل توضیح داد: «متوجه شدم مرجان آقانوری دارد با هنرجوهایش تئاتر کار میکند. ذهنش درگیر صحنهها و عملکرد بازیگران جوانش بود. به او گفتم هر کمکی از دستم برمیآید، بگو. حتی پیشنهاد بازی دادم، اما او گفت همه هنرجو هستند. گفتم عیب ندارد، من هم میآیم کنار آنها. اینگونه بود که شخصیت جدیدی به متن اضافه شد.»
خاطره تلخ کرونا؛ تعطیلی آموزشگاه شخصی
این بازیگر که خود سالها آموزشگاه تئاتر داشته، از روزهایی گفت که به خاطر کرونا آموزشگاهش را از دست داد: «به لطف کرونا تعطیل شد و دیگر نتوانستم سر پا نگهش دارم. آن موقع من هم با هنرجوهایم نمایشنامهخوانی میکردم، چون اسپانسر و تهیهکننده نداشتم. هزینه سالن را پایین میآوردم و خود بچهها تبلیغاتشان را انجام میدادند. هدفم این بود که هنرجوها دیده شوند، نه فقط به خاطر پول دادن آمده باشند.»
دو دهه اختلاف سنی، اما نگاهی موازی
خسرومهر که متولد دهه پنجاه است و آقانوری متعلق به دهه هفتاد، با اشاره به ۲۰ سال تفاوت سنی گفت:
«نگاه من و مرجان آقانوری کاملاً همراه و موازی است. او نویسنده، کارگردان و تهیهکننده است و بدون هیچ حمایت بیرونی دارد کار میکند. من هم در شرایطی مشابه، قبلاً تئاتر را با پول تصویر جلو میبردم.»
محمد نیکبخت؛ روابط عمومی گروه و خاطرات خوش گذشته
او درباره حضور محمد نیکبخت در این پروژه نیز گفت: «محمد نیکبخت به عنوان روابط عمومی گروه کنار ماست. من خاطرات بسیاری با او از جشنوارهها و مراسم دارم. دیدنش یاد آن دورهمیهای خوش هنرمندان میاندازد، اما حالا شرایط فرق کرده؛ جنگ، تعطیلی و نبود اکران فیلمها، آن فضا را کمرنگ کرده است. با این حال، بودنش حال همه ما را خوب میکند.»
استقبال تماشاگران در شرایط جنگی؛ یک غافلگیری خوشایند
خسرومهر با اشاره به شرایط سخت اقتصادی و جنگی کشور گفت: «اینکه مردم در چنین شرایطی پای تئاتر میآیند و حمایت میکنند، برای من خیلی جالب است. دو سانس اجرا داریم. بچههای گروه دهه هشتادیاند، خیلی پرانرژی، و خسته نمیشوند. مدیریت سالن هم همراه بوده.»
وقتی اینستاگرام به عنوان مهمترین ابزار تبلیغات تئاتر از دسترس خارج میشود
خسرومهر در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به مشکلات زیرساختی و اینترنتی سالهای اخیر، به نکتهای پرداخت که کمتر به آن توجه شده است: «یکی از بزرگترین ضربههایی که در این چند وقت به تئاتر و هنرهای نمایشی خورد، مشکل اینترنت بینالمللی و قطعی اینستاگرام بود. شاید خیلیها فکر کنند این فقط یک مشکل ساده است، اما برای ما که هیچ اسپانسری نداریم، اینستاگرام عملاً تنها ویترین و رسانه تبلیغاتیمان بود.»
او ادامه داد: «اینستاگرام در سالهای اخیر به جایی تبدیل شده بود که هر هنرمندی بر اساس تعداد دنبالکنندههایش، میتوانست برای نمایشش تبلیغ کند. پوستر میگذاشت، تاریخ و ساعت اجرا را اعلام میکرد. مردم هم از همان طریق بلیت میخریدند و میآمدند. با اختلال در دسترسی به این فضا، عملاً یک کانال اصلی فروش و دیدهشدن از ما گرفته شد.»

نه فقط تئاتر؛ آنلاین شاپها و کسبوکارهای خانگی هم به مشکل خوردند
خسرومهر تنها به تئاتر محدود نکرد و گفت: «متأسفانه این مشکل فقط گریبانگیر تئاتر نبود. آنلاین شاپها، فروشگاههای خانگی، طراحان لباس، تولیدکنندگان صنایع دستی و خیلی از کسبوکارهای خرد که تنها راه ارتباطیشان با مشتری اینستاگرام بود، به شدت آسیب دیدند. خیلی از این کسبوکارها در دوران کرونا راه افتاده بودند و با همین فضا نفس میکشیدند. حالا دیگر نه آن دسترسی راحت وجود دارد و نه میتوان به راحتی مخاطب را پیدا کرد.»
او افزود: «ما در تئاتر «هتل» هم اگر از طریق اینستاگرام انجام میدادیم و بچههای گروه هر کدام شبکهای از دنبالکنندهها داشتند. اما حالا با این وضعیت، مجبوریم به روشهای سنتی و کلمهای و پیامک متکی باشیم. این یعنی تعداد مخاطب کمتر، بلیت فروشی کمتر، و در نهایت فشار مالی بیشتر روی گروه که خودشان از جیبشان هزینه میکنند.»
او در پایان این بخش با تلخی گفت: «واقعاً حیف است. اینستاگرام برای ما یک ویترین بود. الان نه تنها تئاتر، که خیلی از مشاغل کوچک و خانگی هم در این وضعیت دارند نفسشان بند میآید. امیدوارم کسانی که تصمیم میگیرند، بدانند که با یک فیلتر یا قطعی ساده، چه کسبوکارهایی را زمین میزنند.»
نقد به نبود حمایت شهرداری و ارگانها
خسرومهر در ادامه به معضلات مزمن تئاتر پرداخت: «سالنهای دولتی حمایت جدی نمیکنند. سالن خصوصی هم هزینهبر است. در این کار مخاطب حداکثر ۱۵ نفر است و مسائل مالی همه را اذیت میکند. مرجان آقانوری نویسنده، کارگردان و تهیهکننده است و هیچ حمایتی از بیرون نشده. فقط تماشاگر است که میآید و انرژی میدهد.»
او افزود:«در همه کشورها شهرداری پشت تئاتر میایستد، اما در تهران به ندرت دیدهام شهرداری اسپانسر کار صحنه شود. بچهها از جیب خودشان هزینه میکنند. همه چیز به عهده خودشان است.»