
ناصر ارباب/صبا، سعدی، شاعر و متفکر برجسته ایرانی، همواره با تأکید بر اخلاق، رندی و خردورزی، مسیر تعامل انسانی و اجتماعی را روشن کرده است. آموزههای او نه تنها برای زندگی فردی، بلکه برای سیاستگذاری و رفتار حاکمان با مردم نیز کاربردی است. عبدالجبار کاکایی در این گفتوگو، با استناد به ابیات بوستان و گلستان، درباره پیامهای سعدی برای جامعه امروز ایران، اهمیت صلح، رندی و درایت ایرانی و نقش آموزههای اخلاقی در سیاست سخن گفته است. در ادامه گفت و گوی عبدالجبار کاکایی با صبا را میخوانید:
آقای کاکایی، فکر میکنید کدام بخش از آثار سعدی امروز بیشترین ارتباط را با شرایط ما دارد؟
فکر میکنم از کتاب بوستان سعدی در باب اول بسیار مناسب اوضاع روزگار ما باشد. سعدی در این باب میگوید:
چو شمشیر پیکار برداشتی، نگهدار پنهان ره آشتی
که لشکر شکوفان مغفر شکار، نهان صلح جستند و پیدا مصاف
این دوبیت، در واقع ارائه یک تکنیک است؛ وقتی توان مقابله با قدرت بزرگ را نداریم، تلاش برای ناکامی دشمن و انتخاب مسیر درست، بهترین گزینه است. به قول مولانا در مثنوی، گاهی دست کوتاهی برای خلاص شدن از شر دشمن لازم است. بزرگان ما همیشه توصیه کردهاند که ایرانیها از رندی و عقلشان استفاده کنند، نه کلهشقی. رندی ایرانیها باعث شده در طول تاریخ از حمله قلدران جان سالم به در ببرند.
این آموزهها چه ربطی به سیاستگذاری امروز دارند؟
ایرانیها در طول تاریخ با تیزهوشی و درایت، گاهی جنگ و گاهی صلح را پیش گرفتهاند. امروز هم مسیر سعدی در باب اول، با نصایحش، میتواند بهترین راهنمای سیاستگذاران باشد. اگر سیاستگذاران ما این ابیات را در عمل در نظر بگیرند، رفتارشان با مردم و جهان ۱۸۰ درجه تغییر میکند.
شما میگویید پیامهای سعدی تنها به حاکمان مربوط نیست. میتوانید بیشتر توضیح دهید؟
بله، حتی سیاستمداران ایرانی اگر باب اول بوستان را بخوانند، میبینند چه توصیههایی برای رفتار با مردم و حتی جهانگردان دارد. مثلاً میگوید با سیاحان و مسافران خارجی با احترام رفتار کنید، چون بدرفتاری، آوازه بد کشور را به همه عالم میرساند. باید بین مردم باشید، به عقاید مختلف احترام بگذارید، تحمیل نکنید، و جامعه را به انزوای سیاسی نکشانید. آموزههای سعدی هم برای حاکمان و هم برای جامعه جهانی ارزشمند است. او انسانی متفکر بود که وعدههای خیالی نمیداد؛ کار خوب در همین جهان پاداش دارد و کار بد جزایش را میبیند. ما امروز بیش از هر زمان به آموزههای سعدی نیاز داریم.

گفته میشود شعری از سعدی روی سردر سازمان ملل کار کارشده، این تا چه اندازه صحت دارد و فکر میکنید که چرا جهان در برابر این پیام گویا تا این اندازه بی توجه است؟
این خبر ظاهراً یک توهم یا خبر کذب است؛ هیچگاه ثابت نشده و حتی عکسی از آن وجود ندارد. اما آنچه اهمیت دارد، توجه بزرگان غرب به سعدی و فکر متجدانه او درباره سیاست و اجتماع است.
(با تحقیق خبرنگار مشخص شد،شعر سعدی( بنی آدم اعضای یکدیگرند) روی تخته فرشی بر روی یکی از دیوارهای سالن سازمان ملل نصب است، نه سر در آن)
فکر میکنید چگونه میتوان آموزههای سعدی را در جامعه امروز منتشر کرد؟
اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی، سعدی تأثیر زیادی بر اخلاق جامعه داشت و باعث شد جامعه معقولتری شکل بگیرد و انقلاب مشروطه رخ دهد. اما رفته رفته با کودتاها و محدود شدن آزادیها، سعدیخوانی به حاشیه رفت. امروز هم کمتر سعدی خوانده میشود. کسانی که باب اول گلستان و بوستان را بخوانند، میبینند چقدر آموزهها تاثیرگذار هستند. گروههای فرهنگی، خانههای فرهنگ و وزارت ارشاد باید کمک کنند تا فرهنگ سعدیخوانی، به ویژه باب اول و دوم، در جامعه احیا شود. این آموزهها برای جامعه امروز بسیار ضروری است.
در پایان با توجه به شرایط امروز قطعه شعری از خود را به مخاطب پیشکش کنید؟
یکی از شعرهای من این روزها چنین است:
«ساعت برای با تو نشستن حسود بود
این روزها به هرچه گذشتم، کبود بود
هر سایهای که دست تکان داد، دود بود
این روزها ادامه نان و پنیر و چای
اخبار منفجر شده صبح زود بود
جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیست
محبوب من چقدر جهان بیوجود بود!
ما همچنان به سایهای از عشق دلخوشیم
عشقی که زخم و زندگیاش تار و پود بود
پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسید
ساعت برای با تو نشستن حسود بود
دنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟
با من بگو قرار من اینها نبود! بود؟!»
صحبت آخر
امیدوارم سیاستگذاران، با درس گرفتن از آموزههای سعدی، مسیر عادلانهای برای جامعه انتخاب کنند. تندروی و رفتارهای افراطی باید از مراکز فرهنگی و تصمیمگیری دور شود. جامعه ما با هوش، عقل و درایت ایرانی میتواند پیش برود، نه با خشونت و کلهشقی.