
سمیرا جعفری/ صبا– در پی جنگ تحمیلی اخیر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، آثار تاریخی و میراث فرهنگی کشور به شدت آسیب دیدهاند. حملات هوایی و نظامی بهویژه در شهرهای تاریخی همچون تهران، اصفهان و شیراز، خسارتهای جبرانناپذیری به بناهای تاریخی کشورمان وارد کرده است. این آثار نه تنها به هویت ایرانی بلکه به تاریخ بشریت تعلق دارند و هر گونه آسیب به آنها، ضربهای به تمدن جهانی است. در این گزارش، بررسی دقیقی از آثار آسیبدیده، اقدامات مرمتی و واکنشهای جهانی به این تخریبها انجام شده است.
تخریبهای بیسابقه در آثار تاریخی ایران
در پی حملات هوایی و نظامی به ایران، مجموعههای تاریخی و فرهنگی کشور دچار آسیبهای جدی شدهاند. آثار شاخصی همچون کاخ گلستان در تهران، عمارت عالیقاپو در اصفهان و تخت جمشید در شیراز، بخشی از میراث جهانی و ملی کشور بهشمار میروند که در اثر این جنگ تحمیلی دچار خسارتهای شدید شدهاند. این آسیبها نه تنها اثرات منفی بر روی هویت تاریخی ایران گذاشته، بلکه تهدیدی برای ثبت جهانی و حفظ این آثار در برابر فراموشی است.

تهران: کاخ گلستان و سعدآباد، میراث ملی ایران
پایتخت ایران، خاستگاه سلسلههای مختلف تاریخی، یکی از نقاط اصلی هدف حملات بوده است. کاخ گلستان که یکی از برجستهترین مجموعههای معماری تاریخی ایران است، بهطور ویژه در معرض آسیبهای شدید قرار گرفته است. این کاخ که بهعنوان یکی از مهمترین نمادهای پادشاهی قاجاریه شناخته میشود، در قلب تهران و در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد. بهویژه تالار بزرگ آیینه و تالار سلام که از مهمترین بخشهای معماری این بنا محسوب میشوند، دچار آسیبهای جدی شدهاند. در این تالارها، تزئینات آیینهکاری که جزو آثار برجسته هنر ایرانی محسوب میشود، تخریب شده و در برخی نقاط، شیشههای آینهکاریشده به طور کامل شکستهاند. همچنین، بخشهایی از پنجرهها و سقفها آسیبهای جدی دیدهاند.
کاخ سعدآباد که در شمال تهران واقع شده و یکی دیگر از مجموعههای مهم فرهنگی و تاریخی کشور است، نیز بهشدت آسیب دیده است. این کاخ از دوران پهلوی و نمونهای از معماری مدرن در ایران است که با حملات هوایی آسیبهایی در زمینههای پنجرهها، سقفها و تزئینات داخلی دیده است. کاخ سبز، یکی از مهمترین ساختمانهای سعدآباد که بهعنوان محل اقامت خانواده سلطنتی استفاده میشد، در معرض تخریبهای جدی قرار گرفته است.
در کنار کاخ گلستان و سعدآباد، موزه برادران امیدوار و کوشک والی نیز در جریان حملات هوایی آسیبهای قابل توجهی را متحمل شدهاند. شکسته شدن پنجرهها، ریزش سقفها و آسیب به تزئینات دیواری از جمله آسیبهای گزارش شده در این بناها است.

اصفهان: قلب فرهنگی ایران
اصفهان که بهعنوان پایتخت فرهنگی ایران شناخته میشود، در اثر حملات هوایی شدید آسیبهای جدی دیده است. عمارت عالیقاپو که یکی از برجستهترین نمونههای معماری دوران صفوی است، دچار آسیبهای جدی در تزئینات داخلی خود شده است. آینهکاریها و نقاشیهای دیواری که در طبقات بالایی عمارت قرار دارند، بخش عمدهای از آسیبهای وارد شده را به خود اختصاص دادهاند. در برخی از طبقات، پنجرههای چوبی شکسته و شیشههای رنگی که در معماری این عمارت بینظیر هستند، دچار آسیب شدهاند.
جواد رحمتی سرپرست پایگاه جهانی میدان امام (ره) اصفهان: کم کردن بار حریق در دستور کار قرار گرفته
جواد رحمتی سرپرست پایگاه جهانی میدان امام (ره) اصفهان، درباره تخریب بناهای آسیب دیده اصفهان اظهار کرد: از بناهای آسیب دیده در میدان امام اصفهان میتوان به مسجد امام و عمارت عالی قاپو اشاره کرد که محتمل آسیبهایی شدند. پیش از این حملات، عمارت عالی قاپو از نظر سازهای به ثبات مطلوبی رسیده بود اما در جریان این تعرضات، بخشهایی از آن دچار آسیب شد.
وی افزود: «کم کردن بار حریق در این مجموعه در دستور کار قرار گرفته تا از تشدید خسارات احتمالی جلوگیری شود.
در کنار عمارت عالیقاپو، کاخ چهلستون و مسجد امام در میدان نقش جهان نیز آسیبهای جدی در اثر حملات هوایی دشمن دیدهاند. مسجد امام که یکی از شاهکارهای معماری اسلامی جهان است در برابر موج انفجار آسیب دیده و بخشهایی از آینه کاریها، نقاشیهای دیواری و کاشی کارهای آن دچار خرابی شدهاند.
مصطفی هادیپور، مدیر پایگاه جهانی چهلستون: تمامی نقاط مستعد ریزش شناسایی و مسدود شده است
مصطفی هادیپور، مدیر پایگاه جهانی چهلستون، در تشریح اقدامات انجام شده گفت: در نخستین ساعات پس از وقوع آسیب، مجموعهای از اقدامات تخصصی شامل شاهدگذاری، کدگذاری اجزا، جمعآوری تزئینات آسیبپذیر و ایجاد پوششهای حفاظتی در دستور کار قرار گرفت و عملیات نجاتبخشی بهصورت فوری اجرا شد.
وی با تاکید بر مدیریت علمی بحران افزود: تمامی نقاط مستعد ریزش شناسایی و مسدود شده و تیمهای تخصصی بهصورت روزانه در مجموعه حضور دارند.
هادیپور همچنین به ابعاد خسارات اشاره کرد و گفت: بخشهایی از بنا دچار ریزش شده که عمدتا شامل تزئینات ظریف، بهویژه آینهکاریهاست. همچنین در برخی تالارها، انحراف سازهای منجر به آسیب در آرکها، سقفها و مقرنسها شده است.

شیراز: نمادهای فرهنگی ایران
در شیراز، باغ ارم که بهعنوان یکی از باغهای ثبتشده جهانی یونسکو است، دچار آسیبهای جدی شده است. تزئینات داخلی باغ و سقفها دچار تخریبهای شدید شدهاند. علاوه بر این، حوضهای باغ که بهعنوان یکی از ویژگیهای خاص این باغها شناخته میشوند، آسیبهای جدی دیدهاند.
حافظیه که مقبره شاعر بزرگ ایرانی حافظ را در خود جای داده است، بهویژه در حوضخانهها و محوطههای بیرونی آسیبهایی از نظر ساختاری دیده است. کاشیهای دیواری و تزئینات سنگی که از زیباییهای این مکان به شمار میآیند، در اثر انفجارها و حملات هوایی دچار شکاف و تخریب شدهاند.

سایر استانها و آثار آسیبدیده
قلعه فلکالافلاک در خرمآباد که مربوط به دوران ساسانیان است، در پی انفجارهای اخیر آسیبهایی در بخشهایی از دیوارها و برجها خود تجربه کرده است. این قلعه که یکی از برجستهترین آثار تاریخی غرب ایران است، نیاز به مرمت و بازسازی دارد.
مجموعه تاریخی بیستون در کرمانشاه که یکی از آثار شاخص باستانشناسی ایران است، در اثر بمبارانها آسیب دیده و برخی از نقشنگارهها و کتیبهها از بین رفتهاند.
سپر آبی؛ نماد حفاظت از میراث فرهنگی در جنگ
یکی از نکات قابل توجه در این میان، نصب نشان بینالمللی «سپر آبی» بهعنوان نماد حفاظت از میراثفرهنگی در زمان جنگ بوده است. این نشان که بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی بهویژه پروتکل دوم کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ شناخته میشود، بهعنوان علامت شناسایی اماکن فرهنگی تحت حفاظت در برابر تخریبات نظامی استفاده میشود..
با این حال، علیرغم نصب این نشان بر روی بناهای تاریخی، بخشهایی از این آثار دچار آسیب شدند. شکستن پنجرههای طبقه فوقانی عمارت عالیقاپو، ریزش شیشهها و آسیب به کاشیهای مسجد امام بخشی از خسارات گزارششده در این محدوده است..
اسکندر مختاری، کارشناس و چهره ماندگار میراثفرهنگی: آسیب رساندن به بناهای تاریخی، تعرض به میراث مشترک تمدن انسانی است
اسکندر مختاری، کارشناس و چهره ماندگار میراثفرهنگی، با اشاره به آسیب وارد شده به برخی بناهای تاریخی ایران در پی حملات اخیر، اظهار کرد: آسیب رساندن به بناهای تاریخی، تعرض به حافظه تاریخی بشر و میراث مشترک تمدن انسانی است؛ از این رو آنچه برای بناهایی چون چهلستون و عالیقاپو رخ داده، از منظر فرهنگی و تمدنی مصداق یک جنایت علیه میراث بشری به شمار میآید و باید بهشدت محکوم شود.
وی با بیان اینکه تخریب میراث تاریخی یکی از پیامدهای تلخ جنگها در طول تاریخ بوده است، افزود: یکی از اصول پذیرفتهشده در حقوق بینالملل فرهنگی این است که تا حد امکان تأسیسات و کاربریهای نظامی در مجاورت آثار تاریخی قرار نگیرد. همچنین کشورهای درگیر نباید این آثار را هدف قرار دهند. در همین چارچوب، سازوکاری مانند «سپر آبی» برای حفاظت از میراثفرهنگی در زمان جنگ پیشبینی شده است که رعایت آن از اهمیت بالایی برخوردار است.
این کارشناس میراثفرهنگی در ادامه با اشاره به تجربه برخی کشورها در مواجهه با تخریب آثار تاریخی در جنگهای جهانی گفت: در اروپا نیز نمونههای متعددی از آسیب به بناهای تاریخی وجود دارد. برای مثال کلیساهایی در آلمان پس از جنگ جهانی دوم آسیبهای جدی دیدند و در برخی موارد، بخشهایی از آنها برای سالها بهعنوان شاهدی تاریخی از نقض قواعد انسانی در جنگ حفظ شد.
مختاری تاکید کرد: مهمترین اقدام پیشگیرانه، مستندنگاری دقیق و علمی از بناهای تاریخی است. باید اسناد کامل شامل نقشهها، تصاویر، دادههای فنی و اطلاعات معماری هر اثر در دسترس باشد تا در صورت بروز آسیب، امکان بازسازی علمی و دقیق آن فراهم شود.
واکنشهای جهانی و اقدامات یونسکو
وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با صدور بیانیه و ارسال نامههای جداگانهای به سازمانهای بینالمللی، هرگونه اقدام نظامی منجر به آسیب به میراثفرهنگی را «نقض آشکار تعهدات بینالمللی» و «تهدیدی مستقیم علیه حافظه تاریخی بشریت» توصیف کرد.
در ادامه این پیگیریها، سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) با ابراز نگرانی عمیق نسبت به آسیبهای وارده، آمادگی خود را برای ورود به فرآیند ارزیابی و حمایت فنی اعلام کرد. بر اساس این اعلام، اعزام هیئتهای کارشناسی مشترک، ارائه بستههای حمایتی شامل مستندسازی پیشرفته، تثبیت اضطراری، کاهش خطرات ساختاری و طراحی برنامههای مرمتی، در دستور کار قرار گرفته است.
محسن نکویی اصفهانی، کارشناس ارشد مرمت: اولویت با نجاتبخشی و جلوگیری از گسترش آسیبهاست
محسن نکویی اصفهانی، کارشناس ارشد مرمت، با تاکید بر پیچیدگی فرآیند مرمت آثار تاریخی، اظهار کرد: مرمت، بهویژه در حوزه نقاشیهای تاریخی، فرآیندی زمانبر و مبتنی بر ظرافتهای علمی است. برای مرمت ۱۲ نقاشی صفوی، چهار سال زمان صرف شده است.
وی تصریح کرد: در شرایط فعلی، اولویت با نجاتبخشی و جلوگیری از گسترش آسیبهاست و باید از روشهای قابل بازگشت استفاده شود.
همچنین، کشورهایی مانند فرانسه و ایتالیا که دارای تخصص گستردهای در زمینه مرمت آثار تاریخی هستند، اعلام کردهاند که آمادهاند تا در فرآیند مرمت به ایران کمک کنند.
غلامرضا جمشیدیها، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران: آینده ایران، بدون توجه به فرهنگ و تاریخ آن قابل تصور نیست
از منظر جامعهشناختی، تخریب آثار تاریخی فراتر از آسیب فیزیکی به بناهاست. این آثار، حامل حافظه جمعی یک ملت هستند و هرگونه آسیب به آنها، ضربهای به هویت فرهنگی و تاریخی جامعه وارد میکند. در شرایط جنگی، این آسیبها دو چندان میشود؛ زیرا علاوه بر تخریب فیزیکی، فرآیند انتقال نسل به نسل فرهنگ و هویت نیز مختل میشود.
بازسازی این آثار پس از جنگ، نه تنها نیازمند منابع مالی و تخصص فنی، بلکه نیازمند توجه روانشناختی به جامعه آسیبدیده است. مرمت آثار تاریخی میتواند بهعنوان فرآیندی درمانی برای التیام زخمهای جنگ عمل کند و به بازسازی هویت فرهنگی جامعه کمک کند.
غلامرضا جمشیدیها، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، با ترسیم چشماندازی امیدوارکننده از ایران پساجنگ، تأکید میکند: این کشور، پشتوانهای از تاریخ، فرهنگ و سرمایه انسانی دارد که میتواند آن را از دل بحرانها به جایگاهی بالاتر برساند.
او با نگاهی انتقادی به رویکرد آمریکا میگوید: مشکل اصلی اینجاست که درک درستی از ایران وجود ندارد؛ نگاهی که همچنان در سطحی عقبمانده باقی مانده و از فهم واقعیتهای تاریخی و اجتماعی ایران ناتوان است.
جمشیدیها با اشاره به تحولات میدانی، ارزیابی صریحی ارائه میدهد: آنچه در عمل دیدهایم، نشان میدهد که ایران دست بالا را در این میدان داشته و این رویداد میتواند بهعنوان یک نقطه عطف تاریخی، جایگاه کشور را در معادلات قدرت جهانی ارتقا دهد.
به باور این استاد دانشگاه، همزمان با این تحولات، نشانههای افول در ساختار قدرت آمریکا نیز قابل مشاهده است: اگرچه این کشور زمانی ابرقدرت بلامنازع بود و اروپا از آن تبعیت میکرد، اما امروز نهتنها از آن اقتدار خبری نیست، بلکه قواعد جدید بینالمللی نیز اجازه تکرار آن وضعیت را نمیدهد.
او در عین حال، نگاه خود را به داخل معطوف میکند و مهمترین اولویت دوره پساجنگ را اقتصاد میداند: اگر قرار است از این مقطع تاریخی عبور موفقی داشته باشیم، باید معیشت مردم در صدر برنامهها قرار گیرد. مردمی که در سختترین شرایط ایستادگی کردهاند، نباید با تنگناهای اقتصادی مواجه باشند.
جمشیدیها با تأکید بر سرمایه انسانی کشور ادامه میدهد: ایرانیان از هوش و استعداد کمنظیری برخوردارند. اگر این ظرفیتها بهدرستی دیده و هدایت شوند، میتوانند موتور پیشرفت کشور باشند.
او حتی به پیشرفتهای فنی اشاره میکند و آن را نشانهای از توان داخلی میداند که توجه جهانیان را نیز جلب کرده است.
در نهایت، این جامعهشناس بر یک نکته کلیدی دست میگذارد و آن فرهنگ است: آینده ایران، بدون توجه جدی به فرهنگ و تاریخ آن قابل تصور نیست. باید این داشتهها را به نسلهای جدید منتقل کنیم؛ از مدرسه تا دانشگاه، باید هویت فرهنگی و تمدنی بهصورت پررنگتری آموزش داده شود.
به اعتقاد او، ایران پساجنگ، اگر بر سه پایه «اقتصاد»، «سرمایه انسانی» و «هویت فرهنگی» استوار شود، میتواند نهتنها از بحران عبور کند، بلکه وارد مرحلهای تازه از قدرت و اثرگذاری شود.
نیاز به حمایت های جهانی برای مرمت آثار
تخریب آثار تاریخی ایران در پی جنگهای اخیر نه تنها یک ضربه به هویت فرهنگی کشور است، بلکه یک چالش جهانی در حفظ میراث بشری محسوب میشود. بسیاری از این آثار، مانند تخت جمشید، کاخ گلستان و عمارت عالیقاپو، بخشی از تاریخ بشری را تشکیل میدهند و تخریب آنها نه تنها به ایرانیان بلکه به تمام بشریت آسیب میزند.
ایران، به عنوان کشوری با تمدنی کهن و آثار تاریخی ارزشمند، در شرایط فعلی نیازمند حمایتهای جهانی در زمینه مرمت آثار تاریخی خود است. در این مسیر، همکاریهای فنی و مالی کشورهای مختلف و سازمانهای بینالمللی میتواند به حفظ این میراث ارزشمند کمک کند.
در این شرایط بحرانی، تنها با اتحاد جهانی میتوان میراث فرهنگی این کشور را از خطرات ناشی از جنگ و تخریبهای گسترده نجات داد. جامعه جهانی باید درک کند که میراث فرهنگی، مال یک ملت نیست، بلکه متعلق به تمام بشریت است و حفاظت از آن، مسئولیت مشترک همه کشورهاست.
وقتی تاریخ زیر فشار حملات، تاب میآورد
در روزهایی که هنوز ابعاد کامل خسارتها در حال روشن شدن است، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با انتشار بیانیهای، تصویری دقیقتر از آنچه بر میراث تاریخی و زیرساختهای گردشگری کشور گذشته، ارائه داده است؛ تصویری که در عین هشداردهنده بودن، نشانههایی از ایستادگی و تابآوری نیز در خود دارد. روند ارزیابیها که با پایشهای میدانی و بررسیهای چندلایه کارشناسی همراه بوده، نشان میدهد شمار بناهای تاریخی آسیبدیده رو به افزایش است. اگر تا چهارم فروردین این عدد ۱۱۴ بنا اعلام شده بود، حالا این رقم به ۱۳۱ اثر در سطوح مختلف از آثار جهانی تا بناهای واجد ارزش رسیده است؛ افزایشی که بیش از هر چیز، عمق خسارتها و ضرورت توجه فوری به حفاظت از میراث مشترک بشری را یادآوری میکند.
نگاهی به پراکندگی جغرافیایی این آسیبها، روایت دیگری از این ماجراست. تهران با فاصلهای قابل توجه، بیشترین میزان خسارت را تجربه کرده و پس از آن، اصفهان و کردستان در رتبههای بعدی قرار دارند. در کنار اینها، استانهایی چون لرستان، کرمانشاه، خوزستان و چندین استان دیگر نیز هرکدام سهمی از این آسیبها را به دوش میکشند؛ گویی نقشهای از زخم، بر پهنه کشور ترسیم شده است.
در میان این خسارتها، بیشترین سهم به بناهای تاریخی و موزهها اختصاص دارد؛ فضاهایی که نگهدارنده حافظه تاریخی و فرهنگی کشورند. آمارها از آسیبدیدگی ۵۰ موزه حکایت دارد؛ از جمله مجموعه سعدآباد و کاخ گلستان که بخشی از گنجینههای ارزشمند خود را در معرض آسیب دیدهاند.
این بررسیها از گسترش دامنه خسارت به بافتهای تاریخی خبر میدهد؛ بهگونهای که اکنون چندین شهر، از جمله تهران، اصفهان، سنندج و تبریز، با این چالش مواجهاند و نام تبریز بهعنوان یکی از کانونهای جدید آسیب، به این فهرست افزوده شده است.
در سوی دیگر ماجرا، وزارت میراث فرهنگی از آغاز تحرکات جدی در عرصه بینالمللی خبر داد؛ تلاشی که از همان ساعات نخست آغاز شد و با هدف ثبت حقوقی این تعرضات و پیگیری آن در مجامع جهانی دنبال شد. مکاتبه با نهادهایی چون یونسکو، ایکوم و ایکوموس، بخشی از این مسیر دیپلماتیک است؛ مسیری که قرار است صدای این خسارتها را به گوش جهان برساند.
در همین چارچوب، این اقدامات بهعنوان نقض صریح تعهدات بینالمللی در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی ارزیابی شدهاند؛ موضوعی که بار دیگر اهمیت جایگاه حقوقی میراث فرهنگی در زمان بحرانها را برجسته میکند.
اما خسارتها تنها به بناهای تاریخی محدود نمانده است. در بخش گردشگری نیز دهها واحد خدماتی از هتلها گرفته تا مراکز رفاهی دراستانهای مختلف دچار آسیب شدهاند. با این حال، آنچه در این میان قابل توجه است، تداوم جریان سفر در کشور است؛ ثبت میلیونها سفر نوروزی، نشانهای از پویایی و تابآوری نظام گردشگری، حتی در شرایط دشوار.
در ادامه این بیانیه، بر نقش همراهی بخش خصوصی، رسانهها و حتی ایرانیان خارج از کشور تأکید شده؛ همراهیای که میتواند به تقویت انسجام ملی و حفاظت از این سرمایههای هویتی کمک کند.
در عین حال، مسئولان بر این نکته تأکید دارند که حفظ کیفیت خدمات گردشگری، تأمین امنیت و آرامش مسافران و تداوم سفرهای نوروزی، همچنان در صدر اولویتها قرار دارد.
و در پایان، پرسشی که فراتر از مرزهای ایران مطرح میشود: جامعه جهانی تا چه اندازه در قبال حفاظت از میراث بشری مسئولیتپذیر است؟ پرسشی که پاسخ آن، میتواند معیاری برای سنجش میزان پایبندی نظام بینالملل به اصولی باشد که سالها بر آن تأکید شده است.
با این همه، آنچه در پس این روایت باقی میماند، یک واقعیت قدیمی است: میراث فرهنگی ایران، بارها از دل بحرانها عبور کرده و همچنان پابرجا مانده است؛ گویی ریشههای این تمدن، عمیقتر از آن است که با تندباد حوادث از جا کنده شود.
منبع: روزنامه صبا