از کلیت رمان تا یک تصویر: اقتباس در عصر تکه‌تکه‌ها | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۱۹:۰۸

از کلیت رمان تا یک تصویر: اقتباس در عصر تکه‌تکه‌ها

مریم جلالی با مقاله «اقتباس‌های ریزمقیاس» یکی از 6 مقاله برگزیده در هفتمین همایش مطالعات فیلم کوتاه تهران است، او در این مقاله به بررسی کاربست اقتباس در قلمرو فیلم کوتاه تجربی پرداخته است.

مهدیه مالکی/صبا: سال‌هاست اقتباس در سینما با معیار «وفاداری» سنجیده می‌شود؛ معیاری که بیش از هر چیز فیلم‌های بلند داستانی را در نظر دارد. اما تکلیف فیلم کوتاه تجربی چیست که تنها یک صحنه، یک نماد یا حتی حال‌وهوایی از متن مبدأ را دستمایه خلق اثری مستقل می‌کند؟ مریم جلالی در مقاله «اقتباس‌های ریزمقیاس» یکی از ۶ مقاله برگزیده در هفتمین همایش مطالعات فیلم کوتاه تهران تلاش کرده است پاسخی نظری به این پرسش بدهد که موضوع این گفت و گو می باشد.

  موضوع اصلی مقاله شما چیست و به طور خلاصه چه مسأله‌ای را بررسی کرده‌اید؟

موضوع اصلی این مقاله معرفی و تبیین مفهوم پیشنهادی «اقتباس‌های ریزمقیاس» (Micro-adaptations) و بررسی کاربست آن در قلمرو فیلم کوتاه تجربی است. مسأله‌ای که این پژوهش به آن می‌پردازد، محدودیت‌های مفهومی و نظری حاکم بر گفتمان رایج اقتباس در مطالعات سینمایی است. در رویکردهای کلاسیک، اقتباس عمدتاً به بازتولید نسبتاً جامع یک متن مبدأ یا «پیش‌متن» در قالب فیلم بلند داستانی در قالب «بیش‌متن» تعریف می‌شود و معیار ارزیابی غالب، میزان «وفاداری» اثر سینمایی به متن اصلی است. اما در عمل، بسیاری از آثار سینمایی، به‌ویژه فیلم‌های کوتاه تجربی، نه کلیت یک منبع بلکه عناصری خاص، منفرد و گاه بسیار خُرد از آن را استخراج و بازآفرینی می‌کنند. این مقاله با تکیه بر نظریه «ترامتنیت» ژرار ژنت و به‌ویژه مفهوم «بیش‌متنیت»، تلاش می‌کند چارچوبی نظری برای فهم و تحلیل این شکل خاص از اقتباس فراهم آورد و نشان دهد که چگونه وفاداری در اینجا نه ناظر بر بازتولید انسجام روایی منبع، بلکه معطوف به بازنمایی خلاقانه و معنادار اجزائی نظیر یک صحنه، یک تم، یک نماد، یا حتی حال‌وهوای کلی از آن است.

چه کمبود یا آسیبی در حوزه سینما یا فیلم کوتاه مشاهده کردید که شما را به نوشتن این مقاله وا داشت؟

نخست،  نظریات اقتباس اغلب بر روی فیلم‌های بلند داستانی و اقتباس‌های کلان‌مقیاس از آثار ادبی بزرگ مثل رمان یا نمایشنامه متمرکز است. فیلم کوتاه، و به‌ویژه فیلم کوتاه تجربی، در این گفتمان تقریباً غایب یا به حاشیه‌ رانده شده باقی است. این در حالی است که فیلم کوتاه تجربی یکی از فعال‌ترین و خلاقانه‌ترین عرصه‌های سینمای معاصر است. قالب فیلم تجربی محل بسیار مناسبی برای بروز خلاقیت به ویژه نزد فیلمسازان جوان است. برخی از آثار تولیدشده در این حوزه، به شکلی آشکار یا ضمنی، در دیالوگ با متون پیشین قرار دارند و ناگفته آشکار است که اقتباس در فیلم کوتاه تجربی نمی‌تواند از رویکردهای پیشین پیروی کند.

از طرفی دیگر معیار «وفاداری» به‌مثابه سنجه اصلی ارزیابی اقتباس، به‌ویژه در نقد، همچنان پررنگ است. این معیار، آثاری را که رابطه‌ای آزاد، تکه‌تکه یا مفهومی با منبع خود برقرار می‌کنند، عملاً از دایره «اقتباس» خارج کرده یا در موضعی فرودست قرار می‌دهد.

همچنین فقدان یک مفهوم تحلیلی مشخص وعملیاتی برای توصیف و تبیین فرایندهایی که در آن‌ فیلمساز نه تمامیت یک متن، بلکه جزئی کوچک از آن را دستمایه خلق اثری مستقل قرار می‌دهد، احساس می‌شد. مفهوم «اقتباس‌های ریزمقیاس» تلاشی برای پر کردن همین خلأ مفهومی است.

 مقاله شما به چه پرسش یا چالش مشخصی در سینما پاسخ می‌دهد؟

وقتی یک فیلمساز تجربی نه کلیت یک متن مبدأ، بلکه تنها عنصری خُرد و منفرد از آن را استخراج و در اثری مستقل بازآفرینی می‌کند، آیا می‌توان این فرایند را همچنان «اقتباس» نامید، و اگر آری، با چه چارچوب نظری‌ای می‌توان آن را تبیین کرد؟

چالش مشخصی که مقاله در برابر آن قرار می‌گیرد این است که مفاهیم رایج در مطالعات اقتباس  از جمله دوگانه وفادار/ناوفادار برای تحلیل این‌گونه آثار ناکافی‌اند. فیلم کوتاه تجربی با ماهیت غیرخطی، تأکید بر عناصر زیباشناختی و مفهومی، و آزادی ساختاری‌اش، در چارچوب‌های سنتی اقتباس نمی‌گنجد. پاسخ مقاله این است که با بهره‌گیری از نظریه ترامتنیت و بیش‌متنیت ژنت و معرفی مفهوم «اقتباس‌های ریزمقیاس»، می‌توان تعریفی نوین و انعطاف‌پذیرتر از وفاداری ارائه داد؛ تعریفی که در آن وفاداری نه به کلیت روایت منبع، بلکه به بازنمایی معنادار و خلاقانه جزئی از آن معطوف است. این رویکرد می‌تواند مرزهای مفهومی اقتباس را در مطالعات سینمایی گسترش می‌دهد.

فکر می‌کنید دستاوردهای علمی مقاله شما تا چه حد می‌تواند به طور عملی بر تولید، اکران و تجربه مخاطب در سینما و فیلم کوتاه تأثیرگذار باشد؟

در سطح تولید مفهوم اقتباس‌های ریزمقیاس می‌تواند برای فیلمسازان کوتاه و تجربی الهام‌بخش باشد. بسیاری از فیلمسازان جوان یا مستقل، به دلیل محدودیت‌های بودجه، زمان و منابع و همچنین ماهیت فیلم تجربی، امکان اقتباس جامع از یک رمان یا نمایشنامه بلند را ندارند. این مفهوم به آن‌ها نشان می‌دهد که اقتباس لزوماً به معنای بازتولید کل یک اثر نیست؛ می‌توان یک نماد، یک حال‌وهوا، یک صحنه یا حتی یک تصویر واحد را از یک متن مبدأ برگرفت و آن را به اثری مستقل و خلاقانه تبدیل کرد. این درک، فضای عملی تولید را برای فیلمسازان گسترش می‌دهد و منابع بالقوه الهام را افزایش می‌دهد.

در سطح نقد و ارزیابی یکی از مشکلات رایج در فضای ارزیابی فیلم‌های کوتاه تجربی، نبود ابزارهای تحلیلی مناسب برای فهم رابطه این آثار با منابع الهام‌شان است. ارائه مفهوم اقتباس‌های ریزمقیاس و چارچوب تراروایت ژنت، به منتقدان، داوران جشنواره‌ها و برنامه‌ریزان اکران ابزاری می‌دهد تا این آثار را نه با معیارهای تنگ وفاداری کلاسیک، بلکه با این مفهوم از فرایند اقتباس ارزیابی کنند.

همچنین برای مخاطب آگاهی از مفهوم اقتباس‌های ریزمقیاس می‌تواند لایه‌ای تازه از معنا و لذت را فراهم آورد. وقتی مخاطب بداند که یک فیلم کوتاه تجربی، ارجاعی ضمنی به صحنه‌ای خاص از یک رمان یا حال‌وهوای یک شعر دارد، تجربه تماشای او غنی‌تر و چندلایه‌ می‌شود. این امر به‌ویژه در بستر فرهنگ دیجیتال معاصر که مخاطب به شبکه‌ای گسترده از متون و ارجاعات دسترسی دارد اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

البته باید واقع‌بینانه اذعان کرد که این مقاله در درجه اول پژوهشی نظری و مفهومی است و در بهترین حالت، تأثیرات عملی آن بیش از آن‌که فوری و مستقیم باشند، تدریجی و از مسیر تغییر در نگرش و گفتمان نظری عبور می‌کنند.

 در زمینه فیلم کوتاه، اگر کسی بخواهد مقاله شما را بخواند، از کجا منتشر شده؟ نشریه، کتاب، سایت و یا …

این مقاله در پی فراخوان انجمن سینمای جوان نوشته شده و خوشبختانه به همراه ۱۵ مقاله دیگر از پژوهشگران این حوزه توسط انجمن سینمای جوانان ایران چاپ خواهد شد. انجمن سینمای جوانان در حوزه پژوهش فیلم کوتاه بسیار خوب عمل کرده و من این شانس را داشتم که در دو  کتاب از مجموعه مقالات از پژوهشگران ارزشمند حوزه سینما با عنوان روایت در فیلم کوتاه و همچنین ژانر در فیلم کوتاه مشارکت داشته باشم.

 نکته‌ای که در مقاله‌تان وجود دارد و در سؤال‌های قبلی به آن اشاره نشده

پارادایم رسانه‌ای کنونی با «سیالیت و پراکندگی فرمی» همراه است. در عصر حاضر، مصرف و تولید محتوا به‌شکلی بنیادین تغییر کرده است. مخاطبان با قطعات، تکه‌ها، بازنشرها و بازتفسیرهای مداوم متون سروکار دارند. در چنین بستری، «اقتباس‌های ریزمقیاس» نه یک پدیده حاشیه‌ای، بلکه بازتاب منطقی و طبیعی نحوه تعامل ما با متون در فرهنگ دیجیتال معاصر هستند. فیلم کوتاه تجربی، با فرم فشرده و آزمایشگرانه‌اش، ذاتاً با این منطق فرهنگی همخوانی دارد و به‌عنوان بستری ایده‌آل برای تحقق «اقتباس‌های ریزمقیاس» عمل می‌کند.

به بیان دیگر، این مقاله فقط پیشنهادی نظری نیست؛ بلکه تلاشی برای هماهنگ‌سازی ابزارهای تحلیلی مطالعات اقتباس با واقعیت‌های تولید و رسانه‌ای دوران ما است همچنین تمایز مهمی که ژنت میان «همانگونگی» (تقلید) و «دگرگونگی» (تغییر) قائل می‌شود، در این مقاله ابزاری تحلیلی کارآمد برای فهم طیف متنوع شیوه‌هایی فراهم می‌آورد که فیلمسازان تجربی در مواجهه با متن مبدأ از بازآفرینی‌های نزدیک به اصل تا دگردیسی‌های بنیادین به کار می‌گیرند. این طیف‌بندی، دقت تحلیلی را افزایش داده و از ساده‌سازی‌های دوگانه وفادارانه/ناوفادارانه فاصله می‌گیرد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها