
مهدیه مالکی/صبا: پس از اعلام اسامی شش مقاله برگزیده هفتمین همایش مطالعات فیلم کوتاه تهران با محوریت «اقتباس»، با کبری غروی ــ یکی از پژوهشگران برگزیده این دوره ــ درباره مقالهاش با عنوان «خلاقیت در روایت در فیلمهای کوتاه اقتباسی با استفاده از نظریه لیندا هاچن» گفتوگو کردهایم؛ پژوهشی که با مطالعه موردی آثار حاضر در چهلویکمین جشنواره فیلم کوتاه تهران، به واکاوی نسبت میان خلاقیت روایی و وفاداری به منبع در سینمای کوتاه ایران میپردازد.
موضوع اصلی مقالۀ شما چیست و به طور خلاصه چه مسأله ای را بررسی کرده اید؟
همانطور که می دانیم هر ساله تعداد زیادی فیلم تولید میشوند که بخشی از این تولیدات را فیلم های کوتاه تشکیل می دهند. در سالهای اخیر مشاهده شده که کارگردانان علاقه زیادی به ساخت فیلم با اقتباس از آثار ادبی پیدا کرده اند و نمود این علاقه را در فیلمهای کوتاهی که به بخش اقتباسی جشنواره فیلم کوتاه تهران ارسال شده اند می توانیم ببینیم. زمانی که یک اثر ساخته و پرداختۀ ذهنی نویسنده و کارگردان است و اقتباسی نیست حساسیت ها روی آن کمتر از زمانی است که اثری اقتباسی میشود. به عنوان مثال فرض کنید یک کارگردان تصمیم میگیرد بر اساس یکی از آثار ادبی شناخته شده فیلمی بسازد قطعاً مخاطبی که با آن اثر آشنایی دارد و آن را خوانده است منتظر است فیلمی ببیند که رد پای منبع اقتباسی را در آن ببیند. به این میگویند اصل وفاداری به منبع اقتباسی که البته کارگردان طبق نظرات لیندا هاچن میتواند میزان این وفاداری را خود تعیین کند چرا که از نظرایشان یک اثر اقتباسی خود یک اثر مستقل محسوب می شود. حالا اگر بخواهم طبق این توضیحات موضوع مقالهام را شرح دهم، باید بگویم موضوع همین است. اینکه میزان وفاداری فیلمسازان ایرانی به منبع اصلی چقدر بوده و بر این اساس میزان تمایل آنها نسبت به رعایت اصل وفاداری را بررسی کردیم و در نهایت به شناختی کلی از میزان خلاقیت سازندگان آثار در روایت گری فیلم ها رسیدیم. به هر حال وقتی حجم تولیدات اقتباسی بالا میرود نمیتوانیم فقط آنها را ببینیم و از کنارشان بگذریم. طبیعتاً نیاز به پژوهش و بررسی ایجاد میشود تا بتوانیم برای ساخت تولیدات آینده از یافته های جدید استفاده کنیم.
چه کمبود یا آسیبی در حوزه سینما یا فیلم کوتاه مشاهده کردید که شما را به نوشتن این مقاله وا داشت؟
در واقع منِ پژوهشگر زمانی که شروع به نوشتن مقالهای میکنم به کمبودها در پژوهش نگاه میکنم. البته که دغدغه هر پژوهشگری قبل از نوشتن مقاله و شروع پژوهش مشخص می شود و دغدغۀ من هم زمانی شکل گرفت که چندسال پیاپی بخش اقتباس را درجشنواره فیلم کوتاه تهران داشتیم و به نوعی جشنواره با اضافه کردن این بخش سعی در حمایت از تولیداتی داشت که از منابع و کتب مختلف اقتباس شده اند. لذا یک سوالی در ذهن منِ پژوهشگر شکل میگیرد . بعد میآیم و پیشینههای پژوهشی را بررسی میکنم و میبینم جواب سوال خود را در پژوهشهای قبلی پیدا نمیکنم یا به آن کاملی پیدا نمیکنم. اینجاست که عزم جزم میشود تا تحقیقی انجام شود و پاسخی بر سوال پیدا کنم که شاید سوال سایر پژوهشگران نیز باشد. در واقع پژوهشها برای افزایش بنیۀ علمی کشور انجام میشوند که میتواند دستاوردهایی هم برای جامعۀ پژوهشی داشته باشد و هم کمکی به دست اندرکاران و علاقه مندان حوزۀ پژوهشی مقاله باشد که در این پژوهش منظور سازندگان و تولید کنندگان فیلم های کوتاه و حتی برگزار کنندگان جشنواره، داوران و حتی مخاطبانی است که به دیدن فیلم های اقتباسی علاقه دارند.

مقالۀ شما به چه پرسش یا چالش مشخصی در سینما پاسخ می دهد؟
این مقاله یک منبع خوب برای سازندگان فیلم های داستانی است. در این مقاله فیلم های داستانی کوتاه بررسی شده اند اما یافتههای آن برای فیلمهای داستانی بلند نیز کاربرد دارد. مهمترین عنصر در روایت شناسی زاویۀ دید است. زاویۀ دید در همۀ آثار وجود دارد، اعم از یک تابلوی نقاشی یا یک فیلم کوتاه یا حتی یک فیلم سینمایی. وقتی صحبت از روایت میشود یعنی هرچیزی که از طریق متن، تصویر ، اجرا و یا ترکیبی از اینها داستان را می گوید. داستانی که در منبع اصلی وجود داشته و در اثر اقتباسی هم وجود دارد. حالا این داستان چگونه روایت می شود مهم است. عناصر داستان، پیرنگ، زمان و مکان، شخصیت و درون مایه و .. اینجاست که اهمیت پیدا می کنند. اینطوری نیست که یک نفر اثری بسازد و بگوید من اقتباس کرده ام و تمام. باید دید چگونه اقتباس کرده است؟ بعضی می گویند خوب کار خاصی نکرده، یک فیلمی ساخته از کتابی که قبلاً نویسندۀ دیگری برایش زحمت کشیده. بعضیها میگویند خوش بحال اقتباسگر که دغدغۀ تولید ایده و نوشتن فیلمنامه جدید نداشته ولی اینطور نیست. کار فیلمساز اقتباسگر به اندازه یک فیلمساز مؤلف سخت است. چرا سخت است؟ چون اینجاست که خلاقیت نمود پیدا می کند. اینکه شما طوری اثر اقتباسی را خلق کنی که هم مشخص باشد که اقتباسی است و هم یک اثر مستقل به حساب بیاید خلاقیت است. پس ایدهپردازی به کل تعطیل نشده است بلکه ایده های خلاقانه در نوع روایت گری داستان به کار گرفته می شوند و اثر در نهایت خلق می شود.
فکر می کنید دستاوردهای علمی مقالۀ شما تا چه حد می تواند به طور عملی بر تولید، اکران و تجربۀ مخاطب در سینما و فیلم کوتاه تأثیرگذار باشد؟
قطعاً هر پژوهشی دستاوردی هم دارد. پژوهش بدون دستاورد به درد این می خورد که در کمد دیواری خانه مان بگذاریم و خاک بخورد و ما این را نمی خواهیم. من به شخصه دوست دارم مقاله ام مطالعه شود و به درد آنهایی بخورد که به دانستن نتایج پژوهشم نیاز دارند، همۀ پژوهشگران همینطور فکر می کنند. ماهیت پژوهش این است که بنیان علمی کشور قوی شود. در این میان پژوهش های کاربردی در زمان خاص می تواند نیازهای جامعه را برطرف کند. پژوهش های کاربردی به مسأله ای خاص پاسخ میدهد ونتایج آن برای رفع آن مسأله است. شاید یک مسأله ای، امروز مسأله باشد ولی وقتی رفع شد دیگر مسأله نیست. لذا با توجه به شرایط کنونی و تمایل فیلمسازان به تولید آثار اقتباسی باعث می شود که کیفیت آثار در کنار کمیت آثار تولیدی اهمیت پیدا کند. به عنوان مثال سازندگان فیلم های دفاع مقدسی که از زندگی شهدا یا وقایع تاریخی اقتباس می کنند برای تولید بهتر آثاری که بتواند مخاطب را نسبت به شرایط روز راضی نگه دارد و در عین حال به منبع اقتباسی نیز وفادار باشد نیازمند مطالعه و آشنایی با پژوهش های روز جامعه در موضوعات مخاطب شناسی ، جامعه شناسی و روایت گری، روانشناسی و … هستند. پس از لحاظ تأثیر گذاری می توان گفت هر اثر پژوهشی به نوبۀ خود تأثیرگذار خواهد بود این بستگی به خوانندۀ اثر پژوهشی دارد که برای چه مسأله ای و پیدا کردن چه پاسخی به مقاله رجوع کرده است. یک نفر برای شناخت فیلمهای حاضر در جشنواره، مقاله را مطالعه میکند، دومی برای آشنایی با شیوه های روایت خلاقانه به مقاله رجوع می کند، دیگری برای تولید اثر اقتباسی نیازمند شناخت اقتباس است و یک نفر دیگر نیز میتواند دانشجویی باشد که قصد مطالعه در مورد نظرات اساتیدی همچون لیندا هاچن را دارد. در هر صورت کارکرد پژوهش مشخص است و مخاطب خود را دارد. و وقتی یک اثر پژوهشی مخاطب داشته باشد یعنی تأثیر گذار خواهد بود.
در زمینه فیلم کوتاه اگر کسی بخواهد مقالۀ شما را بخواند از کجا منتشر شده؟ نشریه، کتاب، سایت و یا …
با توجه به اینکه مقالۀ حاضر در همایش مطالعات فیلم کوتاه تهران ارائه می گردد در کتاب ویژۀ این همایش هم چاپ میشود و دوستان از این طریق به آن دسترسی خواهند داشت. علاوه بر این از نتایج پژوهش در جهت تألیف کتابی در این زمینه نیز استفاده خواهم کرد که بعد از اتمام نگارش آن مقدمات چاپ و نشر آن نیز انجام خواهد شد.
نکته ای در مقاله تان وجود دارد که در سوال های قبلی به آن اشاره نشده…
نکتۀ خاصی نیست جز اینکه خوشحالم محفلی مثل همایش مطالعات فیلم کوتاه تهران هست که پژوهشگران داشته های خود را با هم به اشتراک بگذارند. پژوهش اگر اصولی انجام شود خوب است. پژوهش بنیان علمی یک جامعه را ارتقا می دهد. میزان تولیدات علمی کشورها باعث پیشرفت آنها می شود. یک نفر در حوزۀ فیزیک فعالیت می کند، یک نفر ریاضیات، یک نفر روانشناسی و ما هم در حوزۀ سینما و رسانه فعالیت داریم. همه اش مهم است. نمی توان گفت یک حوزه، پژوهش هایش به حوزۀ دیگر برتری دارد. همه در جای خود خوب است و باعث موفقیت می شود. سینما چون یک رسانۀ تأثیرگذار فرهنگی است نیازمند پژوهش های عمیق تر و فوری است. من از واژه فوری استفاده می کنم چون رسانه ها مدام در حال تغییرند. ورود هوش مصنوعی به حوزه سینما گواه آن است. پژوهشی که الان به درد میخورد را نباید گذاشت برای فردا. الان باید از آن استفاده کرد. البته که پژوهشی که من انجام دادم و دانستن شیوههای روایت گری خلاقانه همیشه و در هر زمانی قابل استفاده است ولی بعضی پژوهش های مسأله محور به مسأله و مشکلی که در جامعه وجود دارد می پردازند که نتایج آن منجر به رفع آن مسأله می شود. و البته که همه پژوهش های تولیدی برای
مطالعات آینده پژوهی قابل استفاده هستند و نتایج آن برای برنامه ریزی های آینده مورد استفاده قرار می گیرند. بعضی از پژوهشگران با جان و دل و با علاقه کار پژوهشی انجام می دهند بدون اینکه چشم داشتی داشته باشند لذا توقع من از جامعۀ علمی کشور حمایت از پژوهشگرانی از این دست است. در پایان از شما بابت مصاحبه خوبتان تشکر ویژه دارم. خوشحالم که به پژوهش در سینما علاقه نشان دادید. یکی از راههایی که اهمیت پژوهش در کشور را دو چندان می کند توجه رسانه هایی همچون شما است.