ما صدای اعتراض مردمیم،چرا باید تئاتر را تعطیل کنیم؟ کسانی به ما میگویند کار نکن که خودشان سرکارند! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۳۷:۵۴
سیروس همتی، بازیگر و کارگردان تئاتر در گفت‌وگو با صبا؛

ما صدای اعتراض مردمیم،چرا باید تئاتر را تعطیل کنیم؟ کسانی به ما میگویند کار نکن که خودشان سرکارند!

سیروس همتی، نویسنده، کارگردان و بازیگر نمایش «وی‌لا»، در گفت‌وگو با صبا گفت: صدای اعتراض جامعه را از صحنه تئاتر به گوش مسئولان می‌رساند.

ناصر ارباب/صبا، نمایش «وی‌لا» تازه‌ترین اثر سیروس همتی است؛ نمایشی با رویکردی اعتراضی و انتقادی که در قالب طنز به مسائل سیاسی، اقتصادی و شکاف‌های اجتماعی می‌پردازد. همتی که هم‌زمان نویسندگی، کارگردانی و بازی در این اثر را برعهده دارد، در گفت‌وگو با صبا از رسالت اعتراضی تئاتر، تجربه‌های شخصی الهام‌بخش این نمایش و نگاهش به وضعیت امروز هنرهای نمایشی سخن گفت.

نمایش «وی‌لا» هم مانند بسیاری از اجراهای شما مضمونی انتقادی و اعتراضی با زبان طنز دارد. کمی درباره مضمون انتقادی این نمایش توضیح می‌دهید؟

تقریباً می‌توان گفت اغلب آثاری که نوشته‌ام یا روی صحنه برده‌ام، ویژگی اعتراضی دارند، چون برای من تئاتر رسالتی به نام اعتراض دارد. به قول آگوستو بوال، تئاتر مثل اسلحه می‌ماند و اگر خوب شلیک کنی به سمت کسانی که نسبت به جامعه‌شان کوتاهی کرده‌اند، هنرمند قابلی هستی.

مجموعه آثارم، چه متون نمایشی و چه اجراها، چنین رویکردی داشته‌اند؛ از جمله نمایش «مزا مزا» در تماشاخانه ایرانشهر و «فیش‌آباد» که به موضوع فیش‌های نجومی می‌پرداخت. «مزا مزا» نیز چالش‌های مربوط به دادگاه و دادگستری را دستمایه قرار داده بود. در نهایت، نمایش «وی‌لا» هم انتقادی است به شرایط موجود؛ چه در حوزه سیاسی و چه اقتصادی. به گفته بسیاری از دوستان، این نمایش اعتراضی همه‌جانبه به اتفاقاتی است که در ماه‌های اخیر در کشور رخ داده است.

به عنوان نویسنده و کارگردان، چه ویژگی‌هایی از خودتان را به این نمایش اضافه کرده‌اید؟

قصه نمایشنامه «وی‌لا» بی‌تأثیر از اتفاقاتی که در زندگی من رخ داده، نیست. تصمیم گرفتم خودم را وارد قصه کنم. ماجرا درباره ویلای سیروس همتی است؛ دوستان و آشنایان به آن‌جا می‌آیند و اتفاقاتی رخ می‌دهد. مسائل میان خانواده‌ها و موضوعات روز مطرح می‌شود، اختلاف‌ها و افتراها بیرون می‌زند و مسائل مالی هم به میان می‌آید؛ چون صحبت از بالشی است که در آن سکه، دلار و طلا پنهان شده است. مادر خانواده به دلیل ناامن بودن شرایط تهران و جنگ ۱۲ روزه‌ای که داشتیم، ترجیح می‌دهد آن را با خود از تهران خارج کند.

نمایش به اختلاف نسل‌ها هم اشاره می‌کند. دو نسل از بازیگران در کار حضور دارند که نماینده نسل امروزند. به نظرم اگر نسل جدید را همراه نمی‌کردیم، معضل بزرگ‌تری ایجاد می‌شد. اختلاف عقاید و نبود گفت‌وگو در خانواده‌ها و جامعه نیز از موضوعات مهمی است که نمایش «وی‌لا» به آن می‌پردازد. این اختلافات نشان می‌دهد چگونه آدم‌های جامعه ما حتی در یک ویلا هم به زبان مشترک نمی‌رسند.

 به عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر در این اثر چه چالش‌هایی داشتید؟

یک گروه تئاتری همواره در فرایند تمرین با مشکلاتی مواجه است؛ از جمله نبود سالن تمرین، نداشتن تهیه‌کننده و کمبود حمایت مالی. این‌ها چالش‌هایی هستند که همیشه پیش روی گروه‌های تئاتری وجود داشته‌اند.

اما نکته مهم این بود که بازیگران با سعه‌صدر و عشق‌شان به تئاتر و به من، کنارم ایستادند. نمایش در جشنواره شهر در بخش ویژه شرکت کرد. با اینکه این بخش داوری نداشت، اما ما برگزیده شدیم و این تجربه برایمان جذاب بود. سپس در جشنواره فجر حضور داشتیم و بعد به اجرای عموم رسیدیم.

صادقانه بگویم، به دلیل غمی که همه مردم را فرا گرفته، اجراهایمان را به عزیزانی تقدیم کردیم که در حوادث اخیر جان باخته‌اند؛ در مقام معلم، به دانش‌آموزان بازداشتی؛ در مقام بازرس انجمن بازیگران خانه سینما، به جواد گنجی و بازداشتی‌های خانه سینما؛ و در مقام هنرمند، دو اجرا را به پسرخاله یکی از بازیگران که در حوادث اخیر کشته شد، تقدیم کردیم. گروه نمایش «وی‌لا» این اجراها را به همه کسانی تقدیم کرد که در این مسیر از دست رفتند.

ترجیح دادیم در این شرایط تریبون تئاتر را از دست ندهیم و با اجراهایمان مردم را دعوت کنیم. حتی تیتر دعوت ما که در پوستر هم آمده این است: «با هر اعتراضی که دارید به وی‌لا بیایید»؛ زیرا مسائل مطرح‌شده هم روشنگرانه است و هم دغدغه عموم مردم. به همین دلیل، از امروز که با شما مصاحبه می‌کنم، تبلیغ رسمی نمایش را آغاز کرده‌ایم تا همدردی خود را با هموطنانی که در خیابان‌ها جان باختند، ابراز کنیم.

در شرایط کنونی، به نظر من هدف اصلی یک تئاتر باید جسارت و اعتراض باشد، به‌ویژه تئاترهایی با رویکرد اجتماعی. خوشحالیم که انصراف ندادیم و به اجرا ادامه می‌دهیم. گروه نمایش «وی‌لا» می‌داند در کجای تاریخ ایستاده است و دست‌کم کاری که می‌تواند انجام دهد، این است که هر اجرا را به افرادی تقدیم کند که در حوادث اخیر جان خود را از دست داده‌اند.

بازخورد مخاطبان چطور بوده و بیشترین استقبال و بیشترین نقد از کدام بخش‌ها بود؟

اگر بگویم نقدی نبود، بی‌راه نگفته‌ام. از دوستان هنرمند و بازیگران خواستم صادقانه نظر بدهند. بعد از فیلم‌برداری و حتی زمانی که در مسیر بازگشت یا در منزل بودند، دوباره نظرشان را پرسیدم. خوشحالم که نمایش ما نقد جدی نداشت و اگر هم نکته‌ای بوده، بسیار جزئی و قابل اغماض بوده است. چند مورد حاشیه‌ای مطرح شد که اگر درست بود، در اجراهای بعدی اصلاح و اعمال کردیم.

نمایش «وی‌لا» هم طنز دارد، هم نیش، هم زخم و هم مرهم. هم گریه‌های درونی مخاطب را بیرون می‌ریزد و هم شاهد اشک‌های لذت‌بخش آنان بوده‌ایم. خنده‌ها و اشک‌ها در کنار هم، جذابیت ویژه‌ای برای مخاطب ایجاد کرده است.

با توجه به اتفاقات اجتماعی اخیر، تأثیر این مسائل بر مسیر تئاتر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بسیاری از نمایشنامه‌های بزرگ جهان در دوران خفقان و فجایع بزرگ نوشته شده‌اند؛ مثل «دایره گچی قفقازی» اثر برتولت برشت و آثار برخی نویسندگان فرانسوی که در سخت‌ترین شرایط سیاسی و اجتماعی خلق شدند.

در همین وقایع اخیر، نمایشنامه‌ای به نام «سطل آشغال» نوشتم که از سال ۷۸ ایده آن در ذهنم شکل گرفته بود، اما دی‌ماه گذشته کامل شد و به اتفاقات اخیر مربوط است. اگر بتوانم مجوز اجرای آن را بگیرم، احساس می‌کنم برنده‌ام. به نظر من تعطیل شدن تئاتر راه‌حل درستی نیست. در فرانسه حتی در اوج بحران‌های سیاسی، دو مکان تعطیل نمی‌شد: نانوایی‌ها و صحنه‌های تئاتر. به همین دلیل است که فرانسه را مهد تئاتر جهان می‌دانند. تئاتر محل اندیشه، اعتراض، گفت‌وگو و دیالوگ است؛ چرا باید تعطیل شود؟ آیا ساده‌ترین کار، تعطیلی تئاتر نیست؟

من اغلب در برنامه‌های رئالیتی‌شو و تلویزیونی شرکت کرده‌ام، اما هیچ‌کدام زنده نبوده‌اند تا بتوانم صادقانه صحبت کنم. تئاتر اما زنده است و هر شب می‌توانم حرف، نقد و اعتراضم را بیان کنم و اجراها را به عزیزان جان‌باخته تقدیم کنیم. این رسالت تئاتر، گروه نمایش «وی‌لا» و خود من است. در تئاتر تریبونی دارم و باید از آن به بهترین شکل استفاده کنم.

نمی‌دانم چرا باید تئاتر تعطیل شود. برخی دوستان از ما گله می‌کنند که چرا اجرا می‌روید. پرسش من این است: چرا اجرا نرویم؟ اگر اجرا نرویم، آیا کسی هزینه دو ماه تمرین، سالن تمرین و زندگی اعضای گروه را تأمین می‌کند؟ آیا کسی اجاره خانه بازیگران و عوامل را می‌دهد تا کار نکنند؟ اقشار مختلف جامعه صبح سر کار می‌روند، در مسیر رفتنم به تئاترشهر، همه‌چیز باز است؛ چرا ما نباید کار خود را انجام دهیم؟

نمایش من یک اثر آیینیِ صرفاً شادی‌آور نیست؛ نقدی بر شرایط امروز است. در پوستر هم نوشته‌ایم: «برای هرگونه اعتراض به وی‌لا بیایید.» چرا باید تعطیل کنیم؟ اتفاقاً در همین برهه زمانی اجرا می‌رویم و اعتراض خود و گروهمان را با صدای بلند اعلام می‌کنیم و به تعبیر آگوستو بوال، به کسانی که به مردم و اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور خیانت کرده‌اند، شلیک می‌کنیم.

افرادی که به من می‌گویند اجرا نرو، در چه جایگاهی هستند که چنین حرفی می‌زنند؟ من به اندازه سال‌های عمرم تئاتر کار کرده‌ام. اما افرادی که ما را از کارمان منع می‌کنند، کجای این هنر ایستاده‌اند؟ نکته دیگر این است که با مشکلات معیشتی خودم و عوامل گروه چه باید بکنم؟

مسیر تئاتر در ۳۵ سال گذشته که شما به تئاتر حرفه ای ورود کرده‌اید چگونه بوده است؟

باید بپذیریم که ناگزیر هستیم خودمان را با شرایطی که از آن عبور می‌کنیم، وفق دهیم. تعریفی که در دهه ۷۰ از تئاتر وجود داشت، با امروز زمین تا آسمان فرق دارد. هجوم علاقه‌مندان به بازیگری و کلاس‌های بازیگری افزایش یافته است. دهه هفتاد را می‌توان اوج طلایی تئاتر ایران دانست؛ در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ عشق به تئاتر حرف اول را می‌زد. موضوعاتی که آن زمان دغدغه تئاتر بود، امروز دیگر موضوعیت سابق را ندارد و مسائل تازه‌ای وارد این عرصه شده است. اکنون مسئله مالی اهمیت بسیاری پیدا کرده است.

از سوی دیگر، هنرمند باید خالق و مخلوق زمانه خود باشد و مسیرش همگام با جریان جامعه حرکت کند. مخالفت خوب است و اینکه هنرمند حرف مستقل خود را داشته باشد ارزشمند است، اما باید مراقب بود که هجمه اینترنت، فضای مجازی ما را با خود همراه نکند.

به باور من، عشق، تمرین و دغدغه‌های تئاتری در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ پررنگ‌تر بود. آن زمان در هر یک از سالن‌های مجموعه تئاتر شهر تنها یک اجرا روی صحنه می‌رفت و سالن‌های خصوصی تئاتر وجود نداشت. با این حال، از دهه هفتاد تا امروز، آنچه همواره در تئاتر حرف اول را زده، اعتراض و طرح مباحث انسانی و اجتماعی بوده است؛ چه در دهه‌های گذشته و چه امروز که در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ هستیم.

کارهای آینده‌تان چیست؟

کار آینده من اجرای نمایشنامه «سطل آشغال» است. همچنین قصد دارم نمایشنامه‌های «وی‌لا» و «سطل آشغال» چاپ کنم،و فیلمنامه کوتاه «شورت» را بسازم که در صورت ساخته شدن، پنجمین فیلم کوتاهی خواهد بود که وارد بازار داخلی و خارجی می‌شود. در نهایت، امیدوارم مجوز اولین فیلم سینمایی خود را هم دریافت کنم.

سخن پایانی؟

در هر شرایطی، برخی افراد زورشان به تئاتر و تئاتری‌ها می‌رسد. کسی که به ما خرده می‌گیرد چرا تئاتر کار می‌کنید، خودش ساعت هشت صبح در محل کارش حاضر است؛ چه تفاوتی میان ما و او وجود دارد؟

احساس قلبی من این است که شرایط، ما را مقابل هم قرار داده است. صادقانه می‌گویم مسئولین از دعواها و گله‌های هنرمندان با یکدیگر سود می‌برند که نمی‌خواهند اتحاد میان هنرمندان تئاتر، سینما، موسیقی و دیگر حوزه‌ها شکل بگیرد. به نظرم ما را مقابل هم قرار داده‌اند و خودشان نظاره‌گرند.

با نزدیک به چهار دهه سابقه در تئاتر، باور دارم مسئولان میانه خوبی با هنر و هنرمندان ندارند. در ماجرای اتفاقات اخیر هم میان هنرمندان اختلاف نظرهایی شکل گرفت؛ عده‌ای معترض بودند و عده‌ای موافق. اما در نهایت، این اختلاف‌ها به سود مسئولان و دولتمردان تمام شد.

باور قلبی‌ام این است که در هر شرایطی باید کنار هم بمانیم، چون به‌سادگی میان هنرمندان شکاف ایجاد می‌شود.

نمایش «وی لا» تا پانزدهم اسفندماه هرشب ساعت ۲۰ در سالن چهارسوی تئاترشهر به نویسندگی و کارگردانی سیروس همتی روی صحنه می‌رود.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها