
به گزارش خبرنگار صبا، فیلم مستند «فریاد خاموش» به کارگردانی فاطمه مهربان در نهمین جشنواره تلویزیونی مستند حضور دارد و امشب دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ از شبکه مستند سیما پخش میشود.
مهربان کارگردان این فیلم مستند درباره سوژه آن توضیح داد و گفت: فریاد خاموش مستندی درباره مدیریت پسماند در کلانشهر تهران است؛ شهری که روزانه حدود هفت هزار تُن زباله تولید میکند و بخش بزرگی از آن بدون تفکیک و بازیافت اصولی راهی مراکز دفن میشود. این فیلم تلاشی برای روایت سرنوشت زبالههایی است که هر روز بهسادگی از خانههایمان خارج میکنیم، بیآنکه لحظهای به مسیر بعدی آنها فکر کنیم.
وی ادامه داد: در این مستند، از خلال گفتوگو با کارشناسان، مشاهده میدانی مراکز پردازش و دفن پسماند و همچنین روایت انسانیِ کسانی که بهطور مستقیم با زباله سر و کار دارند، تلاش کردهایم تصویری واقعگرایانه از چرخه پنهان مدیریت زباله در تهران ارائه دهیم. چرخهای که اگرچه از نگاه شهروندان دور است، اما اثرات آن به شکل مستقیم به زندگی خود ما بازمیگردد؛ از آلودگی هوا، خاک و آبهای زیرزمینی گرفته تا آسیبهای اجتماعی و تهدید سلامت عمومی. «فریاد خاموش» به دنبال مقصر نیست، بلکه دعوتی به مسئولیتپذیری جمعی است. ما از مخاطب میخواهیم لحظهای درنگ کند و از خود بپرسد: آیا میدانیم زبالهای که بی هیچ تردیدی دور میریزیم چه سرنوشتی پیدا میکند؟ آیا به الگوی مصرف خود و سهممان در تولید روزافزون پسماند فکر کردهایم؟
او درباره انگیزه خود از پرداختن به این سوژه توضیح داد: انگیزه من از ساخت این فیلم، مواجههای شخصی با این پرسش بود که سهم منِ شهروند در این چرخه چیست. باور دارم آگاهی نخستین گام در مسیر تغییر است. اگر هر یک از ما نسبت به میزان مصرف و نوع زبالهای که تولید میکنیم آگاهتر باشیم، میتوانیم انتخابهایی داشته باشیم که آسیب کمتری به محیط زیست، شهر و نسلهای آینده وارد کند. این فیلم تلاشی است برای شنیده شدن «فریادی» که شاید صدایی نداشته باشد، اما پیامدهایش زندگی همه ما را تحت تأثیر قرار میدهد.
مهربان خاطرنشان کرد: ما در انتخاب سوژه، بهدنبال پرداختن به یکی از آسیبهای جدی و ملموسی بودیم که شهر تهران با آن درگیر است. با توجه به علاقه شخصی من به مسائل و چالشهای محیطزیستی، به سراغ موضوع پسماند رفتم؛ مسئلهای که هم گسترده است و هم اثرات آن بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی شهروندان تأثیر میگذارد. در مرحله پیشتولید و پژوهش، آنچه برای من پررنگتر شد، ابعاد پیچیده و چندلایه مدیریت پسماند بود. این مسئله را میتوان از منظرهای گوناگون بررسی کرد: زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی. اما آنچه بیش از همه توجه مرا جلب کرد، نوعی دوگانگی میان «ساختار» و «جامعه» بود.
این فیلمساز مستند ضمن انتقاد به ساختار مدیریت پسماند در سطح کلان گفت: در سطح ساختاری، نظامی برای جمعآوری، ذخیره و دفع پسماند طراحی شده است؛ سیستمی که باید به ساماندهی و تفکیک صحیح زبالهها کمک کند. اما در عمل، با وجود مخازن متعدد در سطح شهر و تأکیدهای رسمی بر تفکیک از مبدأ، همچنان شاهد درهمآمیختگی زبالههای خشک و تر و ناکارآمدی فرآیند تفکیک هستیم. این پرسش برای من جدی شد که آیا ساختار موجود توانسته رفتار شهروندی را بهدرستی هدایت کند؟
وی ادامه داد: به باور من، قوانین و سازوکارهای اجرایی نقش مهمی در شکلدهی به رفتار اجتماعی دارند. اگر ساختار کارآمد و منسجم نباشد، نمیتوان انتظار داشت که الگوی مصرف و تفکیک پسماند در جامعه اصلاح شود. در جریان پژوهش و گفتوگو با کارشناسان، به «طرح جامع مدیریت پسماند» نیز پرداختهایم؛ طرحی که در صورت اجرای دقیق و مستمر میتواند به سامانمند شدن این چرخه کمک کند و شکاف میان ساختار و جامعه را کاهش دهد. این دغدغه، یعنی بررسی رابطه میان سیاستگذاری و رفتار شهروندی، یکی از انگیزههای اصلی من برای پرداختن به این سوژه بود. موضوعات دیگری هم در خلال مساله مدیریت پسماند وجود دارد مانند زباله گردی و مسائل و مشکلات مربوط به آن با توجهبه گستردگی این موضوع ترجیح دادم به آن نپردازم. الیته که دوستان مستندساز مستندهای خوبی درباره مساله و آسیبهای زبالهگردی ساختهاند.
کارگردان مستند فریاد خاموش با اشاره به فرم ساختاری مستند خود گفت: فیلم ما از نظر ساختاری اثری گفتوگومحور است، اما در گونهشناسی مستند، به مستند تعاملی نزدیک میشود. دلیل این امر آن است که گفتوگوها در این فیلم صرفاً برای انتقال اطلاعات به کار نرفتهاند، بلکه در فرآیند کشف موضوع و شروایت نقش اساسی دارند. ستون اصلی روایت بر پایه دیالوگها بنا شده و مخاطب از خلال گفتوگو با کارشناسان و مواجهه با دادهها و شواهد مستند، بهتدریج با ابعاد مختلف مسئله همراه میشود. در واقع، گفتوگو در این فیلم یک ابزار توضیحی صرف نیست، بلکه بستری برای طرح پرسش، ایجاد چالش و روشن شدن نسبت میان ساختار مدیریت پسماند و رفتار اجتماعی شهروندان است.
وی با اشاره ژانر این مستند گفت: این فیلم را میتوان در دسته مستندهای اجتماعی قرار داد. زیرا مستند اجتماعی به مسائل و چالشهای زندگی جمعی در بستر جامعه میپردازد و رابطه میان ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و شهری را با زیست روزمره افراد بررسی میکند. «فریاد خاموش» نیز دقیقاً در همین نقطه قرار میگیرد؛ جایی که یک مسئله به ظاهر خدماتی و شهری، به موضوعی اجتماعی تبدیل میشود و نشان میدهد چگونه سیاستگذاریها، قوانین و الگوهای مصرف بر زندگی شهروندان و محیط زیست تأثیر میگذارند.
این فیلمساز تاکید کرد: به عقیده من، فیلم در تقاطع مستند اجتماعی و محیطزیستی قرار میگیرد. بحران پسماند صرفاً یک مسئله محیط زیستی یا مدیریتی نیست، بلکه بازتابی از الگوهای مصرف، فرهنگ شهروندی و سیاستگذاری شهری است. فیلم تلاش میکند این بحران را نه بهعنوان یک مشکل جدا از شهر و شهروندان و خارج از اراده آنها، بلکه بهعنوان بخشی از زیست اجتماعی ما روایت کند و سهم ساختار و جامعه و کمی دقیقتر نهاد مسئول و شهروند را ببیند و به دنبال فهم درست از مساله باشد.
مهربان درباره روند تحقیق و پژوهش این فیلم مستند گفت: برای پرداختن به مسئله پسماند در شهر تهران، پژوهش و تحقیق بخش اساسی فرآیند تولید مستند بود. ابتدا با مرور مقالات علمی، گزارشهای رسمی و مطالعات انجامشده در حوزه مدیریت پسماند، زمینه دانش خود را گسترش دادم. سپس با کارشناسان و متخصصان این حوزه گفتوگو کردم و از نزدیک به مراکز سازمان مدیریت پسماند تهران سر زدم و با برخی مدیران گفتگو کردم که با همراهی این سازمان و مخصوصا روابط عمومی سازمان، گفتگو با مدیریت سازمان پسماند شکل گرفت.
وی اضافه کرد: کل مسیر ساخت مستند حدود چهار تا پنج ماه به طول انجامید که دو ماه ابتدایی صرف تحقیق و پژوهش شد. وقتی پژوهش تقریباً تکمیل شد، فاز تولید آغاز شد. در دل پیشگفتوگوهایی که با کارشناسان حوزه پسماند و مدیران سازمان مدیریت پسماند داشتم، کمکم مسیر روایت، ساختار و فرم کار شکل گرفت و ایده مرکزی مستند مشخص شد. گرچه تحقیق در مرحله تولید نیز ادامه یافت؛ مصاحبههای تکمیلی، مشاهدههای میدانی و بررسی دادهها کمک کرد که روایت فیلم به تدریج مسیر خود را پیدا کند و شکل نهاییاش مشخص شود.
کارگردان مستند فریاد خاموش با اشاره به فرم روایی این مستند گفت: فرم روایی این مستند، تعاملی و گفتوگومحور است. روایت فیلم بر پایه گفتوگو با کارشناسان، مدیران سازمان مدیریت پسماند و افرادی شکل میگیرد که بهطور مستقیم با مسئله پسماند، بحران مدیریت آن در تهران درگیر هستند. در این فرم، فیلمساز از طریق پرسشگری مسیر کشف موضوع و شکلگیری روایت را هدایت میکند. ستون اصلی روایت، مصاحبهها و گفتگوها هستند و روایت از دل دیالوگها شکل میگیرد. تصاویر میدانی، مراکز دفن و پردازش زباله و نمودهای بصری دیگر و پیمایش ها و نمونه های موفق جهانی همه در خدمت تقویت این گفتوگوها هستند و تجربهای ملموس و قابل درک برای مخاطب ایجاد میکنند.هدف این فرم روایی، صرفاً ارائه اطلاعات نیست؛ بلکه جلب توجه مخاطب، ایجاد پرسش و حساسیت نسبت به بحران پسماند و رفتار شهروندان است. به همین دلیل، فرم تعاملی و گفتوگومحور بهترین ابزار برای نمایش رابطه میان ساختار شهری، رفتار اجتماعی و پیامدهای محیطزیستی محسوب شد.
وی تاکید کرد: به بیان دیگر، فرم روایی «فریاد خاموش» نه تنها روایت کننده موضوع است، بلکه خودش به عنوان ابزاری تحلیلی و اجتماعی عمل میکند تا مخاطب بتواند به شکل فعال با موضوع همراه شود و پیامدهای رفتار شهری خود در این موضوع و دیگران را درک کند. بعد از انتخاب موضوع و پژوهش اولیه، مسیر تولید مستند «فریاد خاموش» در دو فاز دنبال شد: ابتدا حدود دو ماه صرف پژوهش و بررسی مقالات، گزارشها و گفتوگو با کارشناسان و بازدید از مراکز سازمان مدیریت پسماند تهران شد تا ایده مرکزی و مسیر روایت شکل بگیرد. سپس فاز تولید آغاز شد و با ادامه تحقیق میدانی و مصاحبههای تکمیلی، روایت فیلم تکمیل شد. کل فرآیند ساخت مستند حدود چهار تا پنج ماه طول کشید.