
باران کنگرلو در یادداشتی برای صبا،وقتی در جشنواره چهلم فیلم فجر «شب طلایی» به نمایش درآمد کمتر کسی گمان میکرد که یوسف حاتمیکیا پس از ساخت فیلمی آپارتمانی در دومین تجربه فیلمسازی خود سراغ روایتی اکشن که بخش عمدهای از سکانسهایش در جاده میگذرد، برود اما او با ساخت اسکورت از قالب فیلم پیشین خارج شد و سراغ داستانی متفاوت و نو رفت.
مطابق با تعریف قالب ژانر اکشن و با توجه به مولفههایی مانند هیجان، سرعت، درگیریهای مستقیم و تعقیب و گریز میتوان اسکورت را در دسته فیلمهای اکشن قرار داد. اسکورت در نگاه اول از این جهت اهمیت مییابد که در شرایطی که غالب فیلمهای سینمای ایران در دو دسته اجتماعی و کمدی طبقهبندی میشوند، سازندگان این فیلم با انتخاب ژانری غیر از آنچه مرسوم است تصمیم گرفتهاند گامی متفاوت بردارند.
اسکورت به سراغ روایت شوتیها میرود. افرادی با شغلی غریب و متفاوت که شاید مخاطب چندان با آن آشنا نباشد و فیلمنامهنویس با در نظر گرفتن چنین شرایطی در ابتدا سراغ معرفی این اشخاص میرود و سپس با نزدیکشدن به آنها تلاش میکند به علل ورود به این شغل بپردازد.
شخصیتها به تدریج و بر حسب موقعیت به مخاطب معرفی میشوند و درنهایت همراهی او را برمیانگیزند.
نقشها چنان طراحی شدهاند که گویی صرفا برای همان بازیگران نوشته شدهاند و مخاطب آنان را در قالب آن نقش میپذیرد.
استفاده از بستر روایت یعنی شهر بوشهر هم در پیشبرد داستان نقش بسیار مهمی ایفا میکند، زیباییهای جاده بوشهر و استفاده از موسیقی جنوبی از المانهایی است که به درستی در خدمت روایت قرار گرفتهاست.
همچنین برخی رفتارها و عادتها مثل علاقه شخصیت اصلان به کلاه که در بخشهای مختلف فیلم در حاشیه روایت بهکار بردهمیشود و در گوشه ذهن مخاطب قرار میگیرد، در ادامه معنا میسازد.
با جلو رفتن داستان، اسکورت از معرفی صرف شوتیها خارج میشود و تلاش میکند با نزدیک شدن به آنها به علل و شرایط اجتماعی و اقتصادی که منجر به انتخاب این شغل میشود، بپردازد. این اتفاق از طریق نزدیک شدن شخصیت اصلان به شوتی زن داستان یعنی حلما صورت میگیرد و فیلمساز به شکل مستقیم و غیرقابل باور به بیان مسائل اقتصادی که منجر به شکلگیری چنین شغلی شده، نمیپردازد بلکه در خلال روایت و به شکلی باورپذیر پیام خود را به مخاطب انتقال میدهد.
آنچه توجه را جلب میکند این است که فیلم با صرف نظر از سکانسها و دیالوگهای اضافه در ۹۶ دقیقه به شکل کامل و بدون اضافات قصه تعریف میکند و مخاطب از ابتدا تا انتها با خود همراه میکند، گاهی با واکنش یک شخصیت میخنداند و گاهی او را به اوج هیجان میرساند.
یوسف حاتمیکیا در دومین تجربه فیلمسازی خود ثابت میکند که نه قرار است در سایه نام پدر قرار گیرد و نه قرار است به تجربههای امتحان پس داده در سینما تکیه کند، او قرار است سبک خود را پدید آورد و با اسکورت گام بلندی در نزدیک شدن به جهان خود برمیدارد. حالا او توقع مخاطب را از خود بسیار بالا برده و احتمالا در آینده نام او را بیشتر خواهیم شنید.