رفاقت، رؤیا و عبور از مرزهای واقعیت سینما | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۷:۱۸
گفت‌وگوی صبا با عوامل فیلم «جهان مبهم هاتف»

رفاقت، رؤیا و عبور از مرزهای واقعیت سینما

مجید رستگار، کارگردان «جهان مبهم هاتف» در گفت‌وگو با صبا: «به جریان رایج سینما نرفتم؛ سعی کردم جهان خودم را بسازم. فیلم از دل یک واقعیت آمده، اما قرار نبود واقعیت را عیناً بازسازی کنیم؛ ما به دنبال روح رفاقت، رؤیا و انتخاب‌های سخت بودیم.»

معصومه دهقان/صبا، «جهان مبهم هاتف» به کارگردانی مجید رستگار و تهیه‌کنندگی امیر مهریزدان، روایتی است از رفاقتی که از نوجوانی شکل می‌گیرد و در بزنگاه رویا، عشق و واقعیت به آزمون گذاشته می‌شود؛ فیلمی مستقل و متفاوت که در سخت‌ترین شرایط تولید، با بودجه‌ای محدود و لوکیشن‌هایی پرچالش ساخته شده و امروز در بخش سودای سیمرغ چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درمی‌آید. مجید رستگار در نخستین تجربه بلند سینمایی‌اش، از دل یک قصه تقریباً واقعی، جهانی ساخته که هم به سینمای قصه‌گو وفادار است و هم نگاهی شخصی و جسورانه دارد؛ خبرنگار صبا به بهانه نمایش این فیلم در جشنواره فجر، با عوامل «جهان مبهم هاتف» به گفت‌وگو نشسته است.

مجید رستگار، کارگران:

به جریان رایج سینما نرفتم، مسیر خودم را ساختم 

مجید رستگار در «جهان مبهم هاتف» بیش از آن‌که بخواهد روایت یک زندگی را بازسازی کند، سراغ ساختن «جهان» رفته است؛ جهانی که رفاقت، رویا، شکست و انتخاب‌های سخت، موتور محرک روایت آن‌اند. او در نخستین فیلم بلند سینمایی‌اش، با فاصله گرفتن از بیوگرافی کلاسیک و تکیه بر تجربه مستندسازی و روایت غیرخطی، تلاش کرده قصه‌ای بسازد که هم ریشه در واقعیت دارد و هم جسارت سینمایی را از دست نمی‌دهد. این گفت‌وگو، نگاهی است به ذهنیت کارگردانی که فیلم اولش را نه به‌عنوان تمرین، بلکه به‌مثابه بیانیه‌ای شخصی به سینما ارائه کرده است.

ایده اولیه «جهان مبهم هاتف» از کجا شکل گرفت؟

ایده فیلم بر اساس یک قصه تقریباً واقعی شکل گرفت. ما سوژه‌ها را خودمان داشتیم، قصه‌هایی که یا در کتاب‌ها خوانده بودیم یا از نزدیک شنیده بودیم. مدتی طولانی دنبالشان رفتیم، تحقیق کردیم، صحبت کردیم و کم‌کم به یک هسته مرکزی رسیدیم. اما از همان ابتدا می‌دانستیم اگر بخواهیم این قصه را عیناً روایت کنیم، اما باید چند سینمایی ساخت و به یک فیلم سینمایی جذاب نمی‌رسیم. برای همین، قصه را دراماتیزه کردیم؛ شخصیت‌پردازی شد، خیلی از آدم‌ها حذف یا اضافه شدند و عشق هم به قصه اضافه شد. در نهایت می‌شود گفت فیلم بر اساس واقعیت است، اما واقعیتی که سینمایی شده.

پس با یک فیلم بیوگرافی کلاسیک طرف نیستیم؟

نه دقیقاً. فیلم در ژانر درام بیوگرافی قرار می‌گیرد، اما نه به معنای مرسومش. ما بیشتر دنبال روح ماجرا بودیم تا بازسازی دقیق وقایع. برایمان مهم بود که جهان شخصیت‌ها را بسازیم؛ جهانی که رفاقت، رویا، شکست، دعوا و تلخی در آن جریان دارد. «هاتف» و «جهان» از نوجوانی کنار هم بوده‌اند و حالا رویای مشترکی دارند که برای تحققش مجبور می‌شوند وارد مسیری پرچالش شوند؛ مسیری که روی کار، عشق، زندگی و رفاقت‌شان تأثیر می‌گذارد.

فیلم مستقل است، یا حمایتی است؟

به نظرم هیچ فیلمی در سینما به معنای مطلق مستقل نیست. اینکه بگوییم سرمایه‌گذار بیاید پشت فیلم و هیچ نهاد یا حمایتی نباشد، در عمل خیلی سخت است. پروژه از خود ما بود؛ طرح اولیه، دغدغه و مسیر کاملاً شخصی بود. اما چون فیلمنامه در آن زمان یک فیلمنامه جامع و کامل نبود، خیلی‌ها استقبال نکردند. در نهایت سازمان سینمایی سوره قبول کرد با یک بودجه محدود – نسبت به استانداردهای سینمای ایران – از پروژه حمایت کند.که از این بابت از آنها بسیار سپاسگزاریم که از هر نظر حمایت کردند..

در ترکیب بازیگران هم چهره‌های تازه داریم و هم نام‌های شناخته‌شده. این انتخاب آگاهانه بود؟

بله، کاملاً. برای من مهم بود که فیلم انرژی جوان داشته باشد. چند نفر از بازیگران مثل آزاده سیفی، محمدرضا مظاهری و امید میرزایی اولین حضور جدی‌شان در سینما را تجربه می‌کنند. دوست داشتم این فیلم سکوی معرفی آن‌ها باشد. در کنارشان هم بازیگرانی مثل سیدمهرداد ضیایی، امید روحانی، هادی عامل هاشمی و البته حضور افتخاری رضا کیانیان و لیلا زارع قرار گرفتند که وزن و اعتبار خاصی به فیلم دادند.

همکاری با رضا کیانیان چطور شکل گرفت؟

برای ما اتفاق خیلی بزرگی بود. آقای کیانیان با هر پروژه‌ای کار نمی‌کنند. از طریق دوستی مشترک، علی تبریزی، با ایشان ارتباط گرفتیم. آن زمان مشغول بازی در یک سریال بودند، اما با ما قرار ملاقات گذاشتند. فیلمنامه را خوانده بودند و برایشان کارگردان اهمیت داشت که توانمند باشد. حدود یک ربع صحبت کردیم؛ همان‌جا به تفاهم رسیدیم و بعد قرارداد بستند. این اعتماد برای من، به‌خصوص به‌عنوان کارگردان فیلم‌اولی، بسیار ارزشمند بود.

یکی از پررنگ‌ترین بخش‌های صحبت‌های شما همیشه به شرایط سخت تولید برمی‌گردد. سخت‌ترین چالش چه بود؟

قطعاً لوکیشن‌ها. بخش زیادی از فیلم‌برداری در نیروگاه‌های مختلف انجام شد؛ فضاهایی که هم امنیتی‌اند و هم گرفتن مجوز برایشان بسیار سخت است. ورود و خروج‌مان زمان‌بندی مشخص داشت و همین باعث می‌شد روزانه چهار تا پنج ساعت از وقت‌مان عملاً از بین برود. ما مجبور بودیم کل فیلم را در ۴۴-۴۵ روز ضبط کنیم؛ زمانی بسیار کم برای یک فیلم بلند.

اگر من سال‌ها تجربه تدوین نداشتم و در بخش های مختلف هنری در سینما فعالیت نکرده بودم، شاید با این حجم از فشار این کار به نتیجه نمیرسید، چون میدانستم چه پلانهایی لازم است و چه چیزهایی را میشود حذف کرد. نمی‌توانستیم پلان اضافه بگیریم و همه چیز باید باید دقیق و حساب شده می‌بود.

برای یک فیلم اول، معمولاً انتظار حمایت بیشتری وجود دارد، اما شما تجربه برعکسی داشتید.

دقیقاً، هم بودجه کم بود، هم شرایط تولید سخت‌تر. فشار روی گروه و بازیگران زیاد بود. تنها چیزی که کمک کرد، همراهی تهیه‌کننده‌ها و گروه بود. امیر مهریزدان واقعاً اجازه نداد فشار از یک حدی بیشتر شود. اگر این همراهی نبود، فیلم به سرانجام نمی‌رسید و از طرفی با اینکه بودجه کم بود اما بشدت از سمت سرمایه گذار و مسئولینش ساسان جعفریان و جوهرچی از هر نظر حمایت و کمک شد..

رابطه همکاری‌‌تان با امیر مهریزدان از قدیم شکل گرفته ، درست است؟

بله. اولین مستندم را هم با ایشان کار کردم. سال‌هاست همکاری داریم و همدیگر را می‌شناسیم. برای من مهم بود تهیه‌کننده‌ای کنارم باشد که هنر را بفهمد و فقط به مسائل مالی فکر نکند. متأسفانه خیلی وقت‌ها کیفیت و آرت فیلم فدای اقتصاد می‌شود، اما امیر مهریزدان حواسش بود که کیفیت کار افت نکند؛ حتی وقتی شرایط خیلی سخت شد.

از نظر فرمی و روایی، فیلم چه ویژگی‌ای دارد که آن را از جریان غالب سینما جدا می‌کند؟

ما برگشتیم به فضایی که خودمان دوستش داشتیم؛ قصه‌ای درباره چهار جوان و زندگیشان است که فیلم را جلو می‌برند. پر از اتفاق، دعوا، شکست و تلخی. سال‌هاست چنین قصه‌هایی کمتر در سینما دیده می‌شود. یاد فیلم‌هایی مثل «دست‌های آلوده» یا «مرسدس» می‌افتم. فیلم ما نه شبیه فضای رایج سینماست و نه کاملاً نخبه‌گرا؛ هم خاص است، هم می‌تواند با مخاطب عام ارتباط بگیرد.

شما پیشینه مستند و سریال‌سازی هم دارید. این تجربه‌ها چقدر در فیلم اول‌تان تأثیر داشت؟

خیلی زیاد. من همیشه سبک و ساختار خودم را دارم، در این اثر هم حفظ شده ، روایت غیر خطی قطعا از یکنواختی میکاهد و با شروع و پایانی خاص سعی داریم به مخاطب خوراک جدید دهیم که شاید به سینمای هالیوود نزدیک باشد..

حضور در بخش سودای سیمرغ برای یک کارگردان فیلم‌اولی چه معنایی دارد؟

رقابت امسال خیلی سخت است. کار اولی‌ها کنار فیلم‌سازانی رقابت می‌کنند که چهار پنج فیلم ساخته‌اند یا بودجه‌های آن‌چنانی دارند. از آنجا که دیگر دسته بندی کار اولی ها در انتخاب جشنواره وجود نداشت و حذف شده بود ما خیلی استرس داشتیم که اصلاً پذیرفته شویم. وقتی اعلام شد فیلم قبول شده، واقعاً اتفاق خوبی بود. بعد هم که تعداد فیلم‌ها به ۳۳ رسید و حدود ۳۰ درصدشان کار اولی بودند، خیلی امیدوارکننده شد. این یعنی جشنواره هنوز به جوان‌ها فضا می‌دهد.

نقش جشنواره فجر را در کلیت سینمای ایران چطور می‌بینید؟

جشنواره فجر از ابتدا سکوی پرش فیلم‌سازان بوده و هست. جایی است برای دیده‌شدن و معرفی. تأثیر مستقیم روی آینده کاری یک کارگردان دارد. به نظرم هنر تنها جایی است که صدای مردم واقعاً شنیده می‌شود. اگر نقدی هست، اگر حرفی هست، می‌شود در هنر زد. ما با فیلم‌هایمان می‌توانیم به فرهنگ هویت بدهیم و صدای مردم باشیم.

امیر مهریزدان، تهیه‌کننده:

به سینمای انسان‌محور و آینده‌نگر باور دارم

امیر مهریزدان، تهیه‌کننده فیلم سینمایی «جهان مبهم هاتف»، در گفت‌وگو با روزنامه صبا از دلایل شکل‌گیری این پروژه، دغدغه‌هایش برای پرداختن به رؤیای آینده جوانان، چالش‌های جدی تولید در شرایط محدود، انتخاب بازیگران و نگاه انسان‌محور فیلم می‌گوید؛ اثری که به‌زعم او تلاش دارد فراتر از درام‌های تلخ مرسوم، مسیری از امید، مبارزه و ساختن آینده را پیش روی مخاطب ترسیم کند.

چه چیزی در «جهان مبهم هاتف» برای شما جذاب بود که تهیه‌کنندگی این اثر را پذیرفتید؟

متاسفانه در فضای سینما کمتر فیلم‌هایی داریم که به افق آینده ایران نگاه داشته باشند و اصولاً دوربین ما در سینما یا در فضای تنش چرخیده یا در فضای درام‌های تلخ اجتماعی. این فیلم تفاوتش با این فضایی که عرض کردم این بود که یک نگاه روب ه اینده‌ای دارد؛ آن هم مبتنی بر این‌که ما کشوری داریم با یک مجموعه‌ای از مشکلات، مثل همه کشورهای دنیا، راه گذار از این وضعیت، مبارزه با مسائل و مشکلات است. شاید خیلی در این زمینه کار نشده. از این جهت، این فیلم که رویای آینده دو جوان است، خیلی برای من موضوعیت پیدا کرد و تلاش کردیم به این رویای جذاب که با مبارزه باید به آن دست یافت، بپردازیم.

عنوان «جهان مبهم هاتف» بار متفاوتی دارد. چه ارتباطی میان «جهان مبهم» و کلیدواژه‌های دراماتیک فیلم از نگاه شما وجود دارد؟ آیا این ابهام در مسیر روایت یا در درون ذهن شخصیت‌ها معنا پیدا می‌کند؟

بله، واقعیتش این است که این مبهم بودن در روایت و در داستان فیلم هم وجود دارد. به این معنا که قهرمان‌های ما یک رویایی را برای آینده خودشان ترسیم کرده‌اند که در نگاه اول فکر می‌کنند به‌راحتی دست‌یافتنی است. اما وقتی وارد مسیر واقعی می‌شوند و با موانع و مشکلات و مسائل مواجه می‌شوند، می‌فهمند که خیلی هم وضعیت روشنی نیست و خیلی ابهام وجود دارد نسبت به این‌که این تلاش الزاماً سر از کجا درمی‌آورد. قصه فیلم مبتنی بر همین ابهامی است که نسبت به مسیری که طی می‌شود شکل می‌گیرد و خودش را نشان می‌دهد.

در خلاصه داستان آمده که قهرمانان در مسیر تحقق رؤیاهایشان با تهدید، دست‌انداز و خیانت مواجه می‌شوند. نقش شما به‌عنوان تهیه‌کننده در شکل‌دهی این تقابل چه بود و همراهی‌تان با کارگردان چگونه شکل گرفت؟

خب به‌هرحال وقتی ما حرف از فیلم داستانی می‌زنیم، باید بتوانیم شرایط قصه‌گویی و تشکیل درام را فراهم کنیم. حتماً یکی از لوازم درام، وجود موانع است؛ موانعی که بعضاً، به تعبیر من، جان‌فرسا می‌شوند و قهرمان را از رسیدن به هدفش بازمی‌دارند. ما با علم به این موضوع و با همراهی بچه‌های جوانی که در تیم فیلمنامه بودند، پیش رفتیم. یکی از لطف‌های خدا در این پروژه این بود که توانستیم با تیم‌های جوان خیلی کار کنیم و همراه شویم. خود کارگردان هم در کنار ما این فضاها را رقم زد.

می‌دانستیم اگر بخواهیم قصه جذابی داشته باشیم که مخاطب را همراه کند، نباید قصه‌ای خطی و خیلی ساده باشد؛ باید پیچیدگی‌هایی داشته باشد، در عین این‌که پایان رضایت‌بخشی دارد، اما مسیرش پرپیچ‌وخم است. البته ناگفته نماند که فیلمنامه اولیه مفصل‌تر بود و در مسیر تولید، به‌دلیل مشکلاتی از جمله در اختیار نبودن لوکیشن‌ و محدودیت‌هایی که وجود داشت، مجبور شدیم بخش‌هایی را کم یا حذف کنیم، اما در مجموع این فضا که قهرمانان با مسائل ملموس، جدی و سخت درگیر باشند و برای غلبه بر آن‌ها تلاش کنند، از مرحله فیلمنامه در ذهن ما بود و تا آخر هم باقی ماند.

برنامه‌ای برای ارسال فیلم به جشنواره‌های بین‌المللی دارید؟

صادقانه بگویم، من با جشنواره‌های بین‌المللی‌ای که دوست دارند مسائل و مشکلات کشورها را به‌عنوان یک پوئن برجسته کنند، خیلی موافق نیستم. احساسم این است که چون فیلم ما درباره آینده روشن کشور و نوعی شکوه است، شاید در برخی جشنواره‌های معتبر خیلی به آن راه ندهند. اما در کنار آن، جشنواره‌های غیرمعروفی وجود دارند که رویکردهای درستی دارند و می‌شود با آن‌ها تعامل کرد. ما تجربه‌ای هم در مرکز مستند داشتیم که این فضا اتفاق افتاد.

از طرفی، سازمان سینمایی سوره که سرمایه‌گذار کار است، بخش بین‌الملل هم دارد و با همکاری آن دوستان، امیدوارم فیلم در فضای بین‌المللی، مخصوصاً کشورهای جهان اسلام، کشورهای آسیایی و بخشی از کشورهای اروپایی که با این موضوع همراه باشند، به نمایش دربیاید و دیده شود و موفقیت‌هایی هم کسب کند.

در تولید «جهان مبهم هاتف» بزرگ‌ترین چالش عملیاتی و ساختاری شما چه بود؟

ما چند چالش جدی داشتیم. جدی‌ترینش این بود که در ایام تولید، بحث جنگ مطرح بود و بخش زیادی از فیلم‌برداری ما در اماکنی انجام می‌شد که در اختیار دولت است. هم گرفتن اجازه ورود سخت بود و هم وقتی اجازه می‌دادند، گزینش‌های طولانی داشتیم. فرض کنید یک هفته تمام، هر روز باید ۷۰ نفر از گیت عبور می‌کردند، شناسایی می‌شدند، در ساعت مشخصی وارد می‌شدند و در ساعت مشخصی هم باید ضبط را تمام می‌کردیم. این واقعاً چالش‌برانگیز بود.

چالش دوم این بود که کار اولی بودیم و جمع کردن کست خوب، چه در بازیگران و چه در عوامل، سخت بود. بودجه فیلم هم شاید نصف یا یک‌سوم بودجه متعارف سینما بود و این باعث می‌شد با خیلی‌ها نتوانیم وارد تعامل شویم. طبیعتاً جاهایی این محدودیت مالی روی کیفیت اثر گذاشت، اما لطف خدا شامل حال‌مان شد. از بازیگران و عوامل فنی راضی‌ام و بازخوردهایی که در اکران‌های جشنواره گرفتیم، بسیار امیدوارکننده بود.

در انتخاب بازیگران، به‌ویژه چهره‌هایی مثل رضا کیانیان و لیلا زارع، چه معیارهایی داشتید؟

انتخاب بازیگر یک کار جمعی است؛ از دستیار کارگردان گرفته تا مجری طرح و دیگران. ما با همفکری جلو رفتیم. یک نقش منفی در فیلم داشتیم که برایمان خیلی مهم بود و معتقد بودیم حتماً باید یک بازیگر صاحب‌نام آن را بازی کند، چون اگر این نقش درست درنمی‌آمد، جذابیت فیلم آسیب می‌دید.

سراغ گزینه‌های مختلفی رفتیم، از جمله آقای قصابیان، اما در نهایت متمرکز شدیم روی حضور آقای کیانیان. با رفت‌وبرگشت‌هایی که داشتیم و جلساتی که با کارگردان برگزار شد، ایشان به این نتیجه رسیدند که می‌شود با این کارگردان کار کرد و نتیجه خوبی گرفت. امروز هم هر کسی فیلم را می‌بیند، معتقد است حضور ایشان کاملاً جا افتاده و تأثیرگذار است. برای نقش‌های اصلی هم گزینش گسترده‌ای داشتیم تا در نهایت آرمین رحیمیان و کیوان ساکت اف انتخاب شدند. هر دو بسیار همراه، بااستعداد و دقیق بودند و انتخاب‌شان کاملاً آگاهانه بود.

در فیلم‌هایی با مضمون رؤیا و تلاش، طراحی بصری و ریتم اهمیت زیادی دارد. نقش شما در این بخش چه بود؟

به‌طور کلی، ایجاد یک بافت بصری جذاب از وظایف تهیه‌کننده است. کار ما در این پروژه سخت بود، به‌ویژه در اماکن دولتی که کوچک‌ترین تغییر هم حساسیت ایجاد می‌کرد. مثلاً در یکی از لوکیشن‌ها، یک در شیشه‌ای بزرگ را جابه‌جا کردیم و کلی اعتراض شد، اما تعهد دادیم که همه چیز به حالت اول برگردد و حتی هزینه هم پرداخت کردیم.

یا گاراژی که در فیلم می‌بینید، در واقع یک حیاط مدرسه بود که با طراحی صحنه به شکل کاملاً باورپذیری تبدیل شد. در مورد ریتم هم تدوین هم‌زمان با ضبط انجام می‌شد و وقتی دیدیم نتیجه راضی‌کننده نیست، تدوینگر را تغییر دادیم. حضور استاد حسن دوست، که از باتجربه‌ترین تدوینگران کشور هستند، تأثیر زیادی در ریتم و روایت فیلم داشت.

فیلم مفاهیم روان‌شناختی و انسان‌محور پررنگی دارد. این موضوع چقدر در جلسات پیش‌تولید مطرح بود؟

از روز اول مشخص بود که با یک روایت انسان‌محور طرف هستیم. جلسات متعدد و مشاوره‌هایی با اهل فن داشتیم، چه در زمینه فیلمنامه و چه روایت. این انسان‌محوری باید در بازی بازیگر، نریشن و مسیر تحول شخصیت‌ها دیده می‌شد. مجید رستگار به‌عنوان کارگردان خیلی روی این سیر تحول پله‌به‌پله حساس بود، به‌ویژه در دو شخصیت اصلی، و این مسیر به‌درستی دنبال شد.

حضور در سودای سیمرغ جشنواره فجر چه نقشی در دیده شدن فیلم دارد؟

خودِ حضور در سودای سیمرغ یک فرصت کم‌نظیر است؛ این‌که از میان بیش از ۱۲۰ فیلم انتخاب می‌شوید و در جمع حرفه‌ای‌ها رقابت می‌کنید. در این فضا تلاش می‌کنیم فیلم دیده شود، بازخورد بگیریم و مخاطب هدف‌مان را بهتر بشناسیم. ما در سینماها کنار مردم نشستیم، واکنش‌ها را دیدیم و بر اساس این بازخوردها برای اکران آینده برنامه‌ریزی می‌کنیم.

تهیه‌کننده چقدر باید نسبت به جایگاه اجتماعی فیلم حساس باشد؟

اگر تهیه‌کننده نسبت به مخاطب حساس نباشد، اساساً فیلم ساختن بی‌معناست. ما مخاطب هدف‌مان را جوانان در نظر گرفتیم و تلاش کردیم عناصر جوان‌پسند در فیلم وجود داشته باشد؛ از انتخاب بازیگر گرفته تا تدوین و موسیقی. فیلم ما بیوگرافیک است و تلاش کردیم به قواعد این ژانر وفادار بمانیم. اگر فیلم درست ساخته شود، مخاطب با آن ارتباط برقرار می‌کند و مسیر اکرانش هم درست شکل می‌گیرد.

تجربه تهیه‌کنندگی این پروژه چه درسی برای شما داشت؟

من اهل توصیه دادن نیستم، اما خودم معتقدم اگر کسی به چیزی که می‌سازد باور داشته باشد، همه سختی‌ها برایش قابل تحمل می‌شود.

در سینمای امروز ایران، فیلم‌های انسان‌محور چقدر شانس دیده شدن دارند؟

احساس من این است که مشکل اصلی کمبود امکانات نیست؛ مسئله اصلی برنامه‌ریزی و بازگرداندن مخاطب به سینماست. امروز، به‌جز کمدی‌ها، فیلم‌های تلخ اجتماعی و انیمیشن‌ها، بقیه آثار کمتر دیده می‌شوند، حتی فیلم‌های شریفی که در جشنواره موفق بوده‌اند. این مسئله نیاز به سیاست‌گذاری جدی دارد تا سینما دوباره در سبد فرهنگی خانواده‌ها قرار بگیرد.

برنامه‌تان پس از «جهان مبهم هاتف» چیست؟

اگر فرصتی در اختیارم باشد، تمام علاقه‌ام این است که فیلم‌هایی بسازم که افق آینده ایران را نشان بدهند و دریچه امید را به روی جوان‌ها باز کنند. این مضمون که «با وجود همه مشکلات، راه‌حل خود ما هستیم» برای من بسیار جدی است و امیدوارم خدا توفیق بدهد بتوانم در همین مسیر کارهای اثرگذار دیگری تولید کنم.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها