
مهدیه مالکی/ صبا، نشست رسانهای فیلم سینمایی «بیلبورد» با حضور سعید دشتی کارگردان، محمدرضا مصباح و مهدی فتاحی تهیهکنندگان و تعدادی از عوامل فیلم برگزار شد و محور اصلی گفتوگوها بر چگونگی انتخاب بازیگران، نسبت فیلم با مفهوم سلبریتی، دغدغههای مضمونی اثر و نگاه فیلم به سینمای تجربی متمرکز بود.
در ابتدای نشست، سعید دشتی در پاسخ به پرسشی درباره تمرکز بیلبوردهای تبلیغاتی فیلم بر چهرههای شناختهشده و ضرورت حضور سلبریتیها در سینمای ایران گفت: «در این فیلم به دنبال سوپراستار نبودیم و بهجز دو کاراکتر اصلی، بیشتر بازیگران از میان هنرمندان توانمند تئاتر انتخاب شدند. اما وقتی قصه درباره زندگی یک سلبریتی است، استفاده از چهرهای شناختهشده میتواند مخاطب را سریعتر با کاراکتر همراه کند. این انتخاب صرفاً یک تاکتیک بود و اگر دغدغه فیلمنامه متفاوت بود، مسیر انتخاب بازیگر هم تغییر میکرد.»
محمدرضا مصباح، تهیهکننده فیلم نیز درباره هدف ساخت «بیلبورد» تصریح کرد: «در آثار قبلی هم تلاش کردهایم فیلمهایی دغدغهمند تولید کنیم و این فیلم نیز از همین جنس است. به باور من، «بیلبورد» اثری با لایههای عرفانی و بار معرفتی است. از سوی دیگر، با توجه به اینکه فیلم کاملاً در بخش خصوصی تولید شده و حمایتی از سوی نهادها نداشته، بازگشت سرمایه برای ما اهمیت حیاتی داشت و سعی کردیم اثری بسازیم که علاوه بر پیام، در اکران عمومی هم موفق باشد.»
دشتی در ادامه و در پاسخ به سؤالی درباره بازنمایی رفتار کودک در خانوادهای هنرمند و میزان انطباق آن با واقعیت گفت: «برداشتم از زندگی هنرمندان حاصل سالها حضور در تئاتر و هنرهای نمایشی است. مسیری که فرد را به سمت شهرت میبرد، گاهی او را از خانواده دور میکند و حرف اصلی فیلم نیز همین فاصله است. کودک فیلم نماینده یک وضعیت است، نه تعمیمی به همه خانوادههای هنرمند. ما قصد برچسبزنی نداریم و بسیاری از هنرمندان این مرز را بهخوبی رعایت میکنند.»
وی درباره مخاطبمحور بودن یا شخصی بودن فیلم نیز اظهار کرد: «اگر قرار باشد صرفاً بر اساس سلیقه مخاطب فیلم بسازیم، همه باید کمدی تولید کنیم؛ در حالی که سینما ظرفیتهای متنوعی دارد. تلاش کردیم فضای سینما در فیلم واقعی جلوه کند و نشان دهیم در هر صنفی، هم رفتارهای نادرست وجود دارد و هم انسانهای شریف. نمونهاش همراهی بازیگرانی بود که با حداقل دستمزد کنار یک فیلم مستقل ایستادند.»
کارگردان «بیلبورد» در بخش دیگری از نشست، درباره دوگانگی انتخاب در سکانس پایانی و کشتن شخصیت «ماهان بیات» توضیح داد: «این انتخاب بیش از آنکه درباره مرگ یک شخصیت باشد، نمادی از مرگ یک تفکر است؛ تفکری که در برابر سینمای تجاری کوتاه نمیآید و بر سینمای تجربی میایستد. این پایانبندی کاملاً آگاهانه طراحی شده بود.»
او همچنین درباره ادامه نقد فضای سلبریتیمحور در آثار بعدیاش گفت: «ترجیح میدهم ابتدا واکنش جامعه هنری و مخاطبان را ببینم. در فیلم دو طیف فکری را نشان دادهایم و قضاوت را به تماشاگر سپردهایم. من اساساً به برچسبزدن اعتقادی ندارم؛ هنرمندان پیش از هر چیز انساناند و همانقدر که نقاط روشن دارند، میتوانند نقاط تاریک هم داشته باشند.»
دشتی در پایان، در پاسخ به پرسشی درباره حضور امین حیایی در فیلم اظهار کرد: «بزرگواری ایشان عامل اصلی بود. یک بازیگر بزرگ وقتی فیلمنامه را میخواند، صرفاً به طول نقش نگاه نمیکند، بلکه به عمق آن توجه دارد. اینکه بازیگری در این سطح کنار یک فیلماولی میایستد و از پروژه حمایت میکند، برای ما بسیار ارزشمند است.»