
مهدیه مالکی/صبا: منوچهر شاهسواری، دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در گفتوگویی صریح با تلویزیون اینترنتی صبا به چالشهای برگزاری و حواشی اخیر جشنواره پرداخت، او بر ضرورت پایان دادن به “هرزگی خونخواهی” و “دوقطبیهای کاذب” در فضای فرهنگ و هنر تأکید کرد و گفت: «آغوش جشنواره نباید حتی برای یک لحظه هم به روی هیچکس بسته شود.» شاهسواری همچنین در قبال انتقادات مبنی بر جابهجاییهای زیاد سانسها در برج میلاد، با پذیرش مسئولیت، این مشکلات را ناشی از فشردگی کار و تأخیر در آغاز نظام تولید و وابستگی به اینترنت در پس تولید دانست.
با یک تغییر ساختاری مهم در جشنواره چهلوچهارم شروع میکنم؛ حذف هیئت انتخاب که همواره یکی از محلهای مناقشه بوده است. شما این رویه سابق را برهم زدید و طرحی نو درانداختید، چه چیزی شما را به این جمعبندی رساند؟
اولاً باید بگویم که واژهی «حذف» در مورد شیوه انتخاب هیئت، واژهی دقیقی نیست؛ بلکه «تغییر» نسبت به آن روش صورت گرفته است، البته اصولاً واژههای خشن در ادبیات من جایی ندارد، این تغییر ریشه در یک نظریهای دارد که من نسبت به «جشنواره ملی فیلم فجر» دارم. باور من این است که رویدادی شبیه جشنواره فیلم فجر، از ابتدای اختراع سینما تاکنون، در هیچ کجای جهان برگزار نمیشود و نقشی که این جشنواره در شکلدهی، ساماندهی، ایجاد فضای کسبوکار متفاوت، تربیت نیروی انسانی و حتی شکلدهی به اصناف مختلف سینما داشته است به این معنا که برخی مشاغل اساساً در سینمای ایران سابقهی وجودی نداشتند، ایجاب میکرد که با دیدگاهی متفاوت به فیلمها نگاه شود. به همین دلیل، مسیر کار باید بر اساس این نظریه پیش میرفت، درک من این بود که برای ایجاد این تغییر، بالاخره کسی باید «تن به آب بزند» و این اقدام نه جسارت بود و نه شهامت، بلکه تصمیمی بود که به زعم من کارشناسی تلقی میشد، دلیل آن، تنوع فیلمها، ژانرها، فضای کسبوکار، اقتصاد سینما و نیروهای خلاقی بود که همواره ویترین تماشای آنها، این جشنواره بوده است؛ چه در حوزههای تکنیکال و چه در حوزههای خلاقیت بازیگری و تمام مؤلفههای ساخت یک فیلم، این وضعیت ایجاب میکرد که واقعاً از منظر دیگری به سینمای ایران نگاه شود. به نظرم میآید که اگرچه این روش در سال اول به کار گرفته شده، اما اگر به هر دلیلی (از جمله تغییر دبیر) تغییر نکند، ما بر اساس همان نظریهای که عرض کردم ، محصول بهتری از جشنواره خواهیم گرفت.
یکی از معضلات کشور ما در عرصههای مختلف، بهویژه فرهنگ، «عدم ثبات مدیریتی» است، شما جشنواره چهلوچهارم را در مقایسه با دوره چهلوسوم چطور ارزیابی میکنید؟ و اگر قرار باشد مدیریت شما برای چند سال تداوم داشته باشد، چه برنامههایی در ذهن دارید؟
من در سال گذشته صراحتاً اعلام کردم که اگر قرار باشد جشنواره با همان ساختار گذشته ادامه پیدا کند، من واقعاً این مسئولیت را نمیپذیرفتم و خوشبختانه آقای دکتر فریدزاده، مجموعه تغییراتی را که من اعلام کردم، پذیرفتند و آقای دکتر صالحی، وزیر محترم، نه فقط به کلیات، بلکه به جزئیات این مسئله مهر تأیید زدند. اولین کاری که باید صورت میگرفت، فراهم کردن «دبیرخانه دائمی جشنواره» بود که خوشبختانه محقق شد و نکته دوم این بود که ما بتوانیم مجموعه اسناد و مدارک جشنواره را در ۴۴ سال گذشته جمعآوری کنیم و با مراجعه به آنها، حداقل فرصتی پژوهشی برای محققین فراهم آوریم که این اسناد در حال حاضر بهصورت پراکنده وجود دارند اما جمعآوری و دستهبندی نشدهاند؛ بخش قابل توجهی از آنها همچنان روی کاغذ باقی مانده است. اگر بپذیریم که این روند ادامه پیدا کند، تأکید میکنم که روندها مهم هستند، نه آدمها ، جشنواره الزاماً دچار تغییرات دیگری در آینده خواهد شد؛ از جمله بازنگری در جوایز، نگاه به آثار، و شکل نمایش آثارمان در دوره جشنواره و همه اینها باید بهصورت جزئی و دقیق بررسی شوند. دقت کنید که جشنواره فیلم فجر ذینفعان متعددی دارد، شما به عنوان رسانه ذینفع هستید، فیلمسازان ذینفعاند، بازار ذینفع است، مراجع و نهادهای مختلف خود را ذینفع میدانند، مردم خود را ذینفع اصلی میدانند و مخاطبان داخلی و خارجی نیز خود را درگیر این فرآیند میبینند، این یک پدیدهی چندوجهی است که هر تغییری در گوشهای از آن ممکن است جاهای دیگر را دچار عدم توازن کند، بنابراین، باید با احتیاط اما با دانش وارد این مجموعه تغییرات شد. بخش کوچکی از این تغییرات امسال انجام شده و بخشهای بزرگتری در پیش است، اصولاً تغییر باید با طمأنینه انجام شود؛ تغییرات ناگهانی درست نیست. هیچ آشپزی با شعله زیاد، قورمه سبزیاش را نمیپسندد.
دو قدم به عقبتر برگردیم، دبیران جشنواره یا مستقیماً از بدنه سینما هستند و یا ممکن است سیاسی باشند و از آنجا که شما از بدنه سینما هستید، انتظار میرود پاسخی صریح بدهید، بسیاری از منتقدان از جشنواره امسال و حتی جشنوارههای پنج تا ده سال گذشته راضی نبودند و معتقدند که سیر نزولی طی شده است. آیا شما به عنوان یک فیلمساز این موضوع را میپذیرید؟
یک بحث در مورد «فیزیک» خود جشنواره است و بحث دیگر در مورد «محصولات» که احتمالاً همکاران منتقد من بیشتر به آن اشاره دارند و این یک واقعیت است و به نظرم ریشهی اصلی این وضعیت به این برمیگردد که فضای کسبوکار سینمای ایران دچار یک سکون شده است، «ماهیت سرمایه» در سینمای ایران یک عنصر گمشده است که ظاهراً هیچکس نمیخواهد مسئولیت آن را بپذیرد یا اینکه اساساً صنعت فیلم ایران، مانند هر صنعت فیلمی در جهان، بدون مبادلات بینالمللی، بهمرور کوچک میشود؛ البته نه اینکه از بین برود، بلکه کوچک میشود. ما نیازمند درک عمیقتری از سینما هستیم، سینما یک پدیده جهانی است و مخاطب آن نیز جهانی است و ممکن است ایدهها و نوع فیلمسازی در زیستبوم فیلمساز شکل بگیرد، اما او فیلم نمیسازد تا فقط مردم همان منطقه آن را ببینند؛ او فیلم میسازد تا مردم جهان ببینند، ما در کنش بینالمللی خود به دلایل گوناگون دچار گرفتاری جدی هستیم.من به منتقدین عزیز حق میدهم، اما واقعیت این است که باید دلایل این وضعیت را جستجو کرد. این دلایل پیش از آنکه داخلی یا حتی خارجی باشند، به فضای بستهی کسبوکار صنعت فیلم ایران بازمیگردد، صنعت فیلم ایران از لحاظ بازاری که دارد بهشدت کوچک است و وقتی کوچک میشود، کیفیت هم بهطور طبیعی پایین میآید. این حق ذاتی تمدنی، فرهنگی و اعتقادی ماست و ما ثابت کردهایم که میتوانیم در جهان حرف بزنیم و حرفی برای گفتن با سینما و هنرمندانمان داریم. پس چرا اینگونه میشود؟ چون به آن وجه صنعتی و تجاری سینمای ایران توجه جدی نشده است.
دقت کنید، من معتقدم سینما هم صنعت است، هم تجارت و هم هنر، برخی معتقدند رسانه هم هست که در این مورد شخصاً کمی تردید دارم، اما میگویم پدیدهای که هم صنعت، هم تجارت و هم هنر است، باید در ذیل اقتدار فرهنگی و قدرت فرهنگی، مواجهه داشته باشد و ما نمیتوانیم کوچکنگر باشیم و فقط در گوشهای از سینما ملت یا برج میلاد یا هر مکان دیگری به آن بپردازیم و سینمای ایران حق دارد که وارد بازارهای جهانی شود، اما متأسفانه نه به لحاظ مقررات، نه به دلیل قوانین، و نه به هیچ دلیل حقوقی یا بهتر است بگویم، هیچ امکان حمایت حقوقی وجود ندارد. مهمترین رکن حفظ یک صنعت، «قاعده حقوق مؤلف و مصنف» در سطح جهان است، نه در سطح محلی، ما در سطح محلی هم حتی حقوق تألیفمان رعایت نمیشود؛ ایران یکی از معدود کشورهایی است که این قانون را ندارد و وقتی این رکن را نداری، کیفیت بهطور طبیعی کاهش مییابد، از طرفی هزینهها بالا رفته، فشار تورم اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی وجود دارد؛ همه اینها باعث میشود ما هر روز کوچک و کوچکتر شویم و فکر کنیم فقط باید کاری کنیم که به اندازهی خودش بتواند جواب بدهد، به همان میزان تبلیغات کنیم و به همان میزان هزینه کنیم، فرصتهای اقتصادی، توسعه بازار و اصولاً اقتصاد هنر در ایران متولی جدی ندارد، این به نظرم اگر منتقدین شما این نکته را میگویند، من با آنها موافقم، اما پیشنهاد میکنم دوربین را جای دیگری بگذاریم و از زاویهای دیگر دلایل را کشف کنیم
به نظرم ما می توانیم، بازار کشورهای همسایه را که از لحاظ فرهنگی به ما نزدیک هستند و قدرت صنعت سینمای ما را ندارند، را میتوانیم هدف قرار دهیم؟
نکتهای که میگویم این است که مبادلات بینالمللی در حوزه سینما باید آنقدر قدرتمند شود که ما بتوانیم بهسادگی فیلم خارجی را اکران کنیم و فیلم ایرانی هم اکران شود، بسازیم، رقابت کنیم و اگر قدرت برابری نداریم، کاری کنیم که قدرت برابری پیدا کنیم، وقتی شما بازی را «گل کوچک» کردهاید، دیگر مانند بازی جهانی نیست. سینما امری است که باید در سطح جهان با آن مواجه شد.
واکنش شما به دو قطبیهای خطرناک و سهمگین در جامعه فرهنگی و هنری ایران چیست؟
من دشواریهای امروز جامعه را در حد توانم به عنوان یک شهروند درک میکنم، من هم از دیدن صورتهای غمگین حالام بد میشود؛ از اینکه شرایط اقتصادی و معیشت مردم در فشار است، حالم بد میشود، اما من این حرف را از جایگاهی میزنم که امکان دیگری ندارم؛ به عنوان یک همکار همین روحیه را با همه فیلمسازان نیز دارم، جشنواره از نظر من، آغوشش نباید حتی برای لحظهای به روی هیچکس بسته شود، گشودگی آغوش جشنواره به گشودگی تاریخ هنر، ادبیات و عرفان این سرزمین وابسته است؛ از آنجا میآید، نه از من و تو. چرا خودمان گاهی اوقات این گشودگی فرهنگی، تاریخی و عرفانی را میخواهیم با آهن و سیمان پر کنیم؟ بگذاریم چشمهایمان روبروی هم باشد، بگذاریم گریههایمان هم روبروی هم باشد، چه اشکالی دارد؟ چرا میترسیم؟ چرا باید همه گناهان با تو باشد و همه حسنات با من؟ ممکن است جایی هم تو خطا کرده باشی، جایی هم من خطا کرده باشم. کی میشود که با آغوش باز به سمت هم بیاییم و برای فردای بهتر تلاش کنیم؟ دشواریهای این کار، پیش از آنکه اجرایی باشد، واقعاً عاطفی است.
دو سؤال کوتاه و جزئیتر در مورد خود جشنواره سال جاری دارم: اول در مورد داوران؛ ظاهراً شما در نشست خبری اعلام کردید که هفت داور خواهیم داشت، اما اکنون شنیده شده که تعداد داوران به شش نفر رسیده است. این موضوع صحت دارد و دلیلش چیست؟
من اطلاع ندارم این خبر از کجا آمده است، اما داوران ما فعلاً هفت نفر هستند و تغییری نکرده است، آنها در حال تماشای فیلمها و انجام کارشان هستند و فکر میکنم بهزودی اعلام خواهند شد، این امر به نظرم پیچیده نیست و به هر شکل، توصیهی من به داوران محترمی که دعوت مرا پذیرفتند این بود که هر زمان شما اعلام آمادگی کردید، ما هم اعلام خواهیم کرد وخودشان درخواست کردند که اجازه دهیم کمی فیلمها را ببینند و تسلط بیشتری پیدا کنند، من تمایلی داشتم که فضای آکادمیک داوریمان را کمی ارتقا دهیم و وجوه دانشگاهی را جدیتر بگیریم؛ در اندازههایی هم موفق شدیم.
در جشنواره بزرگی مثل فجر، حتماً بیبرنامگیهایی وجود خواهد داشت و این طبیعی است، اما گفته میشود جابهجایی سانسها، بهویژه در برج میلاد، بسیار زیاد بوده است؟
حقیقت این است که من با صداقت بگویم در این مورد حتماً من به عنوان مسئول دبیرخانه مورد نقد جدی هستم؛ دلایلش را برای شما میگویم، اما آن دلایل از مسئولیت من کم نمیکند، ما امسال نظام تولیدمان دیر آغاز شد، عجیب است که فکر میکردم بعد از «جنگ ۱۲ روزه» شاید میلی به تولید نباشد، اما ناگهان انگار برای درمان آن فضا، بچهها فکر کردند باید کار کنند و کار کردند؛ هم در فیلم کوتاه، هم در مستند و هم در فیلمهای بلند سینمایی. سیستم پستتولید ما اکنون بهشدت به اینترنت وابسته است؛ ارسال فیلم به سالن سینما به اینترنت وابسته است، ما سال گذشته هیچ مشکلی از این بابت نداشتیم چون با سیستم «شناسا» به تهران، شهرستان، برج و ملت فیلم ارسال میکردیم ولی اکنون داریم با هارد این کار را میکنیم، گاهی اوقات این انتقال از لابراتوار به هارد و بعد تنظیم فیلمهای هر سالن، به دلیل فشردگی کار، دچار مشکلات فنی میشود و باید دوباره به لابراتوار برگردد البته اینها هیچکدام رافع مسئولیت ما نیست، اما فقط توضیح دادم که واقعاً بابت این مسئله شرمندهی همه مهمانان بزرگواری هستیم که در این باره هیچ کاری هم نمیتوانند بکنند و دست بسته روی عذرخواهی باید بمانیم.