
سمیه خاتونی/ صبا؛ شرایط اجتماعی و سیاسی پیشآمده در روزهای اخیر تأثیرات گستردهای بر برنامههای فرهنگی و هنری ایران گذاشته است. اختلال در اینترنت سبب شد اطلاعرسانی نهادهای فرهنگی، گروههای هنری و نمایشی با محدودیتهای شدیدی مواجه شود. این مسئله بهتدریج دامنه جشنوارههای مهم دولتی را نیز دربر گرفت؛ بهگونهای که مدیران بخشهای مختلف جشنوارهها هیچ دورنمای روشنی از نحوه برگزاری این رویدادها ندارند.
فجر در هالهای از ابهام؛ وقتی اختلال اینترنت، هنر را به حاشیه میبرد
با این حال، آنچه از گفتوگو با مسئولان مختلف در خصوص برگزاری جشنوارههای پیشرو به دست آمد، نشان میدهد که هیچیک از جشنوارهها ـ اعم از تئاتر و فیلم ـ قصد انصراف از برگزاری را ندارند و در صورت تداوم فضای امنیتی، جشنوارهها در قالب پنلهای دیگر و با اعمال تغییرات ساختاری متناسب با شرایط موجود برگزار خواهند شد؛ همانگونه که جشنواره فیلم فجر در سال ۱۴۰۱، در سکوت و انزوای فرهنگی و با وجود تحریم برخی هنرمندان، فعالیت خود را در پردیس ملت به انجام رساند.
با این حال، آنچه مسلم است، التهاب شرایط از میزان اثرگذاری جشنوارهها میکاهد و این امر تبعاتی همچون اتلاف انرژی و صرف هزینههایی را در پی دارد که بازدهی مثبت و لازم را به همراه ندارند. در همین راستا، دبیران بخشهای مختلف جشنواره، بهویژه در حوزههای تحلیلی و نشستهای پژوهشی، به دلیل ابهام و اختلالهای مکرر در ارتباطات رسانهای، در شرایطی غیرعادی قرار گرفتهاند و امکان برنامهریزی دقیق برای برگزاری هرچه بهتر این نشستها را ندارند.
در نشست رسانهای جشنواره تئاتر فجر ۴۴، دبیر جشنواره درباره محدودیتهای اطلاعرسانی در این دوره عنوان کرد: «قطعاً به دلیل این محدودیتها با مشکل مواجه هستیم و امیدواریم اینترنت بهزودی بهطور کامل وصل شود. هرچند هنوز نمیدانیم با برقراری اینترنت، شرایط جشنواره به چه سمتی خواهد رفت.» وی با اشاره به مسائل حاشیهای که همواره موجب اختلال در برگزاری جشنواره شده است، گفت: «متأسفانه هر کسی که در جشنواره حضور ندارد، به خود اجازه فحاشی میدهد.
غفاری در تکمیل این توضیحات افزود: «ما هم از کره دیگری نیامدهایم و در همین شرایط زندگی میکنیم. حضور در فجر یک انتخاب است. ضمن اینکه تئاتر محل درآمد بخشی از افراد است و نمیتوان جلوی امرار معاش آنها را گرفت. کسانی که حضور در تئاتر را تخطئه میکنند، چرا خودشان در پلتفرمها با دستمزدهای بسیار بالا فعالیت میکنند؟ عرصه تئاتر جای فحاشی نیست، بلکه فضای گفتوگوست و بهجای فحش و توهین باید با هم صحبت کنیم. چرا از میان هنرها فقط تئاتر را حکومتی میدانیم، اما موسیقی و سینما چنین تلقی نمیشوند؟
او درباره انصرافهای احتمالی برخی گروهها نیز توضیح داد: در حال حاضر هیچ گروهی بهصورت مکتوب انصراف نداده است. برخی گروهها مشکلات داخلی داشتهاند که به گفته خودشان در حال رفع شدن است و اگر گروهی انصراف بدهد، مشکلی نخواهد بود و گروه دیگری جایگزین نخواهد شد.

جشنوارهها در سایه اختلال ارتباطی؛ تداوم برگزاری یا کاهش اثرگذاری؟
اختلال در نظام اطلاعرسانی به دلایل امنیتی و غیرقابل پیشبینی، درست در مقطعی رخ داد که با فصل برگزاری مهمترین جشنوارههای دولتی و فرهنگی کشور همزمان شده بود؛ جشنوارههایی همچون جشنواره بینالمللی موسیقی، تئاتر فجر و فیلم فجر. اینکه با وجود باقیماندن تنها ۱۲ روز تا آغاز جشنواره فیلم فجر، هنوز اطلاعاتی درباره فیلمهای حاضر در این دوره، مکان و نحوه برگزاری جشنواره منتشر نشده و همهچیز در هالهای از ابهام قرار دارد، بیتردید کار را برای اصحاب رسانه دشوار کرده است.
در این دوره، تعداد قابلتوجهی از خبرگزاریها، پایگاههای اطلاعرسانی و برخی سایتهای مرجع یا بهطور کامل مسدود بودند یا با مشکلات متعددی، از جمله عدم دسترسی به منابع مهم خبری، مواجه شدند. جشنواره فجر، اگرچه به گفته دکتر صالحی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، نمادی از اقتدار حاکمیت به شمار میرود، اما در شرایط کنونی بهروشنی این واقعیت را نیز بازتاب میدهد که وقتی نماد ملی یک کشور در قاب سینمایی خود با چنین اختلالها و تحریمهایی مواجه است، این بحران بهطور طبیعی به سایر لایههای فرهنگی، هنری و حتی اقتصادی جامعه نیز تسری پیدا میکند.
بسیاری از مشاغلی که حیات آنها به فضای مجازی وابسته بود، در این دوره با فشارها و دشواریهای جدی مواجه شدند. نگرانی بزرگتر آن است که این آسیبها در وهله نخست خود را در حوزه اقتصاد نشان میدهد، اما در لایههای عمیقتر، پیامدهای جبرانناپذیری در بستر فرهنگی و اجتماعی بهجا خواهد گذاشت. تداوم عدم دسترسی به اینترنت و بازارهای علمی و اقتصادی جهان، جامعه را بهسوی فرهنگی فروبسته و اقتصادی نازا سوق خواهد داد.

ضرورت تداوم جشنوارههای هنری در شرایط بیثبات
با علم به این نکته که خروجی و میزان موفقیت یک جشنواره بر اساس معیارهایی چون استقبال مردمی و برگزاری آن در شرایط ثبات و امنیت سنجیده میشود، در سال ۱۴۰۱ نیز پرسشصبا از مسئولان جشنواره دقیقاً بر همین محور متمرکز بود. با توجه به اینکه در آن دوره نیز کشور کموبیش با شرایطی مشابه امروز مواجه بود، آنچه مسئولان را بر برگزاری جشنواره مصمم میکرد، اهمیت استمرار جشنوارههای بینالمللی بود؛ چرا که وقفه در برگزاری چنین رویدادهایی، موجب کاهش امتیاز و جایگاه آنها در مقایسه با سایر جشنوارههای معتبر جهانی میشود. از همین رو، یکی از شاخصههای اصلی تداوم حیات یک جشنواره و تثبیت جایگاه آن در عرصه هنر، برگزاری سالانه و منظم آن است.
کارشکنی و دخالت دادن ملاحظات سیاسی و اجتماعی در حوزه هنر و فرهنگ، امروز به آسیبی فراگیر تبدیل شده است. تداوم این کژروی در سالهای اخیر، چه از سوی بخشی از هنرمندان و چه از سوی افکار عمومی، بیتردید ریشه در ناآگاهی و گاه همراهی برخی هنرمندان با جریانهایی دارد که رسالت و اصالت کار فرهنگی و هنری را به فراموشی سپردهاند. حال آنکه در بزنگاههایی که جامعه از منظر سیاسی و اجتماعی دچار تحولات دورهای میشود، اتفاقاً برگزاری رویدادها و مناسبات هنری میتواند یکی از مهمترین راهگشاها برای یافتن مسیرهای تازه باشد. هنر، فضای گفتوگو و بستری بهینه برای طرح مسائل اجتماعی است؛ بستری که بهویژه در زمانه مرگ روایتها و تحلیلها، نه بهصورت شعاری و دستوری، بلکه با تأثیرگذاری غیرتحکمی، حامل نوعی نگاه عمیق به مسائل و مضامین اجتماعی است.
انسداد خلاقیت و فرصتهای گفتوگو در سایه محدودیتهای فرهنگی
در نگاه کلان جامعهنگر، تعطیلی و تحریم جریانهای فرهنگی و هنری موجب انسداد خلاقیت، کاهش باروری اجتماعی و تضعیف زیرساختهای تعاملگرا میشود. این وضعیت همچنین منجر به کاهش ظرفیت گفتوگو در جامعه شده و جامعهای ایجاد میکند که دیگر قادر نیست به شکل متمدنانه و از طریق تعامل غیرمستقیم، به ویژه در قالب آثار هنری، تأثیرگذاری کند یا تحلیل خود از شرایط موجود را ارائه دهد.
در این میان، مسئله جانبداری سلیقهای از برخی نگاهها در جهتگیری جشنوارهها نیز قابل توجه است. این انتقاد، به ویژه نسبت به جشنواره فیلم فجر، از سالها پیش مطرح بوده و در برخی دورهها مشهود بود. با این حال، به موازات آن، آثار متنوعی در ژانرها و سلیقههای مختلف نیز در جشنواره حضور داشتهاند، هرچند اغلب از سوی فیلمسازان مستقل ارائه شده و حمایت کمتری نسبت به سایر آثار دریافت کردهاند. تنوع ژانری فیلمها در طول ادوار جشنواره فیلم فجر و حضور کارگردانان متفاوت که مسیر حرفهای خود را از جشنواره فجر آغاز کردهاند، گواهی بر این مدعاست. کارگردانانی چون عباس کیارستمی، مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی، اصغر فرهادی، هومن سیدی، سعید روستایی و محمدحسین مهدویان نمونههایی از این روند هستند که کار حرفهای خود در فیلمسازی را از حضور در جشنواره فجر آغاز کردهاند.