
ناصر ارباب/ صبا: کاهش تعداد نمایشهای استانی حاضر در جشنواره تئاتر فجر، بار دیگر بحث عدالت فرهنگی و نقش این رویداد در حمایت از تئاتر خارج از پایتخت را به میان کشیده است. مهدی نصیری، عضو کانون منتقدان تئاتر، در گفتوگو با صبا، با نگاهی انتقادی به روند برگزاری جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، از کوچکتر شدن تدریجی این رویداد، کمرنگ شدن نقش استانها و خطاهای ساختاری در ارزیابی و انتخاب آثار سخن گفته است.
مهدی نصیری با اشاره به خاستگاه جشنواره بینالمللی تئاتر فجر گفت: جشنواره تئاتر فجر اساساً در اوایل دهه ۶۰ با یک هدف مشخص شکل گرفت؛ آن هم تقویت تولید تئاتر در سراسر کشور. در دورانی که تولید تئاتر محدود بود، جشنواره با اتکا به جشنوارههای استانی و منطقهای تلاش میکرد انگیزهای برای تولید ایجاد کند و محصولات این تولیدات را در سطح ملی عرضه کند. جشنواره در آن مقطع، یک رویداد کاملاً تولیدمحور بود.
او ادامه داد: این رویکرد در سالهای بعد به تدریج تغییر کرد و جشنواره فجر در دورهای به اوج خود رسید؛ دورهای که بهترین گروههای خارجی در آن حضور داشتند، ورکشاپهای بینالمللی برگزار میشد و بسیاری از هنرمندانی که امروز بدنه حرفهای تئاتر ایران را شکل میدهند، محصول همان نگاه تولیدمحور و حمایتی جشنواره بودند.
نصیری با تأکید بر روند نزولی جشنواره در یک دهه اخیر اظهار کرد: در حدود ده سال گذشته، جشنواره فجر به شکل محسوسی کوچکتر شده است؛ نه فقط از نظر تعداد یا امکانات، بلکه از نظر کیفیت، ساختار و تأثیرگذاری. یکی از حوزههایی که بیشترین آسیب را دیده، تئاتر استانهاست. استانهایی که ذاتاً امکانات کمتری برای تولید دارند و جشنواره میتوانست برای آنها یک فرصت جدی برای تولید و عرضه باشد.
این منتقد تئاتر با اشاره به عدم تناسب آماری میان تعداد آثار تولیدشده و آثار پذیرفتهشده گفت: وقتی حدود ۴۰۰ گروه نمایشی در بیش از ۳۰ استان فعالیت میکنند، اما نهایتاً فقط ۱۴ اثر به جشنواره راه پیدا میکند، این نسبت بههیچوجه متعادل نیست. این در حالی است که تقریباً همین تعداد اثر بهصورت مهمان و بدون عبور از مسیر رقابتی انتخاب میشوند. این مسئله نشاندهنده یک بیعدالتی آشکار در توزیع فرصتهاست.
او تأکید کرد: مشکل به کیفیت آثار استانی برنمیگردد. تجربه جشنوارههای مختلف نشان داده که همیشه آثار شاخص و باکیفیت در استانها وجود داشتهاند. منطقی هم هست؛ وقتی ما بیش از ۳۰ استان با هنرمندان فعال داریم، طبیعی است که آثار قابل اعتنا تولید شود. مسئله این است که بسیاری از این آثار یا دیده نمیشوند یا بد دیده میشوند، چون فرآیند انتخاب دچار اشکال است.
نصیری یکی از آسیبهای جدی جشنواره را انتخاب آثار از روی فیلم دانست و گفت:
ارزیابی تئاتر از طریق ویدیو ذاتاً خطاست. بسیاری از نمایشها در اجرا جادو میکنند اما در فیلم، جذابیتی ندارند. نمونههای تاریخی روشنی وجود دارد که اگر صرفاً بر اساس فیلم قضاوت میشدند، هرگز به جشنواره راه پیدا نمیکردند. در مقابل، برخی آثار صرفاً به دلیل قاببندیهای بصری و طراحی نور، در فیلم جذاب به نظر میرسند اما در اجرا کیفیت لازم را ندارند.
او درباره نگاه رایج به اجرای تهران بهعنوان معیار موفقیت افزود: من با این نگاه که حتماً یک نمایش استانی باید بعد از جشنواره در تهران اجرا برود، موافق نیستم. معیار نباید تهران باشد. تجربه مشهد نشان داده که اگر زیرساخت، استمرار اجرا و تربیت مخاطب وجود داشته باشد، یک شهر میتواند به قطب تئاتری تبدیل شود؛ تا جایی که گروههای تهرانی برای اجرا به آنجا بروند.
این عضو کانون منتقدان تئاتر با انتقاد از وضعیت دبیرخانه جشنواره فجر گفت: جشنواره تئاتر فجر بیش از آنکه بر یک ساختار پایدار متکی باشد، وابسته به افراد است. وقتی دبیرخانه و تیمهای ارزیابی از شایستگی و تجربه لازم برخوردار نباشند، کیفیت جشنواره هم افت میکند. این مسئله در سالهای اخیر کاملاً مشهود است و جشنواره امسال، بهنظر من، یکی از ضعیفترین دورهها از نظر کیفی است.
نصیری در پایان با اشاره به نقش رسانهها تصریح کرد: ما منتقدان و خبرنگاران هم در این وضعیت بیتقصیر نیستیم. نقد تحلیلی کم شده، ارزیابی جدی صورت نمیگیرد و وقتی واکنشی نباشد، طبیعی است که یک رویداد فرهنگی در یک وضعیت ایستا و فرسایشی باقی بماند. جشنواره تئاتر فجر زمانی اعتبار ملی و بینالمللی داشت و دیدن این وضعیت، برای بسیاری از ما غمانگیز است.