
مهدیه مالکی/صبا: فیلم سینمایی «برای رعنا» به کارگردانی ایمان یزدی و تهیهکنندگی مرتضی شایسته، با حضور حامد بهداد و پانتهآ پناهیها پس از حضور موفق در جشنوارههای بینالمللی مانند بوسان و کازان، از آذر ۱۴۰۴ اکران سراسری خود را در سینماهای کشور آغاز کرد.
ایمان یزدی، کارگردان اثر در پاسخ به اینکه چطور بعد از «برای رعنا» که یک درام اجتماعی معاصر با داستانی متفاوت است، به سراغ «تهران ۵۷»رفتید؛ یک کمدی تاریخی که کاملاً از نظر ژانر با آن فیلم تفاوت دارد، چه شد که تصمیم گرفتید ژانر کاریتان را تغییر دهید؟ گفت: بههرحال ما بهعنوان انسان، در مسیر حرفهایمان کارهای متفاوتی انجام میدهیم و بخشی از این تصمیمها به شرایط سینمای امروز ایران برمیگردد که تمایل بیشتری به سمت آثار کمدی دارد و اگر فقط همین دو فیلم را کنار هم بگذارید میبینید که گرچه هر دو فیلم متعلق به یک کارگردان و یک تهیهکننده هستند ولی میزان دیدهشدن و فروش آنها با هم تفاوت دارد و ما به عنوان کارگردان، ناچارهستیم برای اینکه مخاطب بیشتری ما را بشناسد و بتوانیم مسیر حرفهایمان را ادامه دهیم، گاهی به سراغ ژانرهایی برویم که شاید ژانر اصلیمان نباشد و این یک تلاش است؛ اگر بازخورد خوبی بگیریم، ادامه میدهیم و اگر نه، به ژانر اصلی خودمان بازمیگردیم.
وی درباره تفاوتها و شباهتهای خط مشی کارگردانی دو فیلم «برای رعنا»و«تهران ۵۷» خاطرنشان کرد: فصل مشترک این دو فیلم، نگاه من به دکوپاژ است، من همیشه روی حرکت دوربین و میزانسن تأکید دارم و سلیقهی شخصی من به سینمای اسکاندیناوی و شرق اروپا نزدیک است که در «برای رعنا»کاملاً دیده میشود ولی وقتی کمدی میسازید، ناچارید این نگاه را تعدیل کنید، چون مخاطب عام معمولاً حوصلهی کمتری دارد و ریتم تندتری میطلبد، بنابراین مجبور میشوید در برخی جاها متفاوت عمل کنید.
اودر ادامه افزود: با این حال، در« تهران ۵۷»هم دو نکته را مثل «برای رعنا»رعایت کردیم، اول اینکه فیلم کاملاً خانوادگی است؛ بدون شوخی یا دیالوگ نامناسب و بدون صحنهای که تماشای آن برای خانواده آزاردهنده باشد و این مسئله برای من در هر دو فیلم اهمیت داشت؛ دوم اینکه از دکوپاژ ساده عبور کردیم و در «تهران ۵۷»سعی کردیم دکوپاژی متفاوتتر از کمدیهای رایج امروز داشته باشیم؛ چه در حرکت دوربین و چه در استفاده از تکنیکهای روایی، تا فیلم از نظر بصری بهروزتر باشد.

یزدی درپاسخ به اینکه ریتم تند «برای رعنا» از کجا میآید تصریح کرد: در«برای رعنا» ریتم تند بیشتر به تمپوی قصه برمیگردد، نه موسیقی یا تدوین صرف، البته بهجز سکانس پرش و پایانبندی فیلم که جمعبندی داستان در آن اتفاق میافتد، در برخی بخشها عمداً تعداد پلانها زیاد و ریتم تدوین تندتر است ولی در مجموع، «برای رعنا»قصهای با تمپوی بالاست که روایت آن آرام پیش میرود و من تلاش کردم مخاطب حضور کارگردان را احساس نکند و فقط با قصه همراه شود و یکی از دغدغههای اصلی من این بود که در بازهای که رعنا دچار بیماری میشود و خانواده وارد بحران میشوند، ریتم روایت کندتر شود و دلیلش این است که برای خانوادههایی که با چنین معضلی درگیرند، زمان بهسختی میگذرد، به همین خاطر، هرچه به حلنشدن بحران نزدیک میشویم، ریتم آرامتر و کاتها کمتر میشود، مثلاً سکانس دعوای پانی و حامد در خیابان، یک پلان ۴ و نیم دقیقهای بدون کات است تا مخاطب با شخصیتها همراه شود و ما با تدوین، دخالتی در روایت نداشته باشیم.
کارگردان «برای رعنا» درباره مهمترین علل پذیرش کارگردانی یک فیلمنامه خاطرنشان کرد: برای من متن و روایت قصه بسیار مهم است؛ مهمتر از هر چیز دیگر، در «برای رعنا» بهدلیل دغدغهی شخصی، ایده اصلی از من بود و حدود یکی- دو سال با حسین مهکام روی نگارش فیلمنامه کار کردیم و واقعاً دوست داشتم اولین فیلمم همین اثر باشد که خوشبختانه اتفاق افتاد و در آثار اجتماعی، به نظرم باید حداقل یک پیام یا دغدغه مطرح شود و این دغدغه همان چیزی است که موجب رغبت من برای ساخت یک اثر است.
یزدی درباره اینکه اطلاعات داستانی بهتدریج به مخاطب داده میشود یادآورشد: این دقیقاً همان چیزی است که من در قصهگویی دوست دارم و ترجیح میدهم مخاطب همراه با پیشرفت داستان، کشفهای تازهای داشته باشد و آرامآرام به جمعبندی برسد، نه اینکه همهی اطلاعات از ابتدا داده شود و این رویکرد به علاقهی شخصی من در روایت برمیگردد.
وی درباره اینکه در فیلم«برای رعنا» روایت داستان برای شما اهمیت داشت یا پرداختن به چالشهای چنین خانوادههایی ،توضیح داد: بیماری رعنا در واقع یک بهانه است و هدف اصلی ما روایت یک خانواده و واکنشها و نگاههای مختلف آنها در مسیر مواجهه با بحران بود، برخی از شخصیتها همهچیزشان را فدا میکنند؛ مثل سروش که پول دیهی پدرش را میآورد و به نوعی قهرمانهای زمینیاند؛ قهرمانهایی که ممکن است هر روز در اطرافمان آنها را ببینیم ولی نشناسیم.
او ادامه داد: در مقابل، جامعهای را میبینیم که میتواند انسان را ناخواسته به سمت فاجعه سوق دهد، البته من اساساً دوست ندارم جامعه را سیاهنمایی کنم به همین دلیل در فیلم، هم زیباییهای جامعه را میبینیم و هم آدمهایی که فداکاری میکنند، اما از آن طرف، شخصیتهایی هم هستند که ناخواسته باعث بروز بحران میشوند.

یزدی درباه شخصیت عارف در فیلم «برای رعنا» گفت: عارف برای من نمادی از پدرانگی، قهرمانی و انسان واقعی است، آدمهایی مثل عارف را میتوانیم در زندگی روزمرهمان ببینیم؛ قهرمانهایی که قهرمان زندگی خودشان هستند البته تلاش کردم، شخصیت عارف را کمی بزرگتر و قهرمانانهتر نشان دهیم، اما واقعیت این است که در جامعهی ما کم نیستند آدمهایی که برای زندگیشان فداکاری میکنند و نکته اینجاست که عارف جانش را صرفاً برای بچهی دیگری نمیدهد و این تصمیم حاصل یک سلسله اتفاق است و او در جایی، برای اثبات عشقش این کار را میکند. در پلان پایانی، وقتی خانم پناهیها نام عارف را صدا میزند، مسئله فقط عذاب وجدان نیست؛ بلکه سودابه تازه متوجه میشود عارف را به چه ورطهای کشانده است و درست است که عارف دغدغهی رعنا را دارد، اما همزمان در حال اثبات عشق خودش هم هست چون عشقش به رعنا و پدرانگیاش زیر سؤال رفته است و تصمیم نهایی عارف، برای اثبات همهی اینهاست و این اقدام عارف، بهنوعی توبیخ همهی آن آدمهاست.
وی در پاسخ به اینکه آیا برداشت شما از این رفتار، نمادین است؟ توضیح داد: بله، من این را بهصورت نمادین میبینم ولی در جامعه، افراد زیادی هستند که میتوانند با یک قدم کوچک مشکلات دیگران را حل کنند و این کار را نمیکنند ولی در مقابل، آدمهایی هم هستند که حتی توانایی حل مسائل را ندارند ولی جان و زندگیشان را فدا میکنند تا مشکل دیگری حل شود.
یزدی درباره اینکه به عنوان کارگردان و نویسنده «برای رعنا» دوست داشتید چه پیام و نکتهای به مخاطب منتقل شود تصریح کرد: دغدغهی اصلی من این بود که ببینم عشق چقدر کافی است و دوست داشتن تا چه حد میتواند همهچیز را حل کند و سؤال من این بود که آیا در یک رابطه و یک زندگی، دوست داشتن کافی است یا نه و پاسخی که در «برای رعنا»میدهد، این است که بله، اگر انسانها همدیگر را دوست داشته باشند و عشق وجود داشته باشد، میتوانند از پسِ همهی معضلات بربیایند.
یزدی درباره علت انتخاب پایان تلخ این فیلم تاکید کرد: به نظرم تلنگری بود برای اینکه ما با رفتارها و حتی کلمات سادهمان میتوانیم به آدمها آسیب بزنیم و در فیلم، این موضوع بهصورت نمادین با رفتار عارف نشان داده میشود، اما در واقعیت، خیلی از آدمها با حرفها میمیرند؛ حتی اگر جسمشان هنوز زنده باشد.
وی دربارهی میزان تحقیق و مشاورهی پزشکی در فیلم سینمایی «برای رعنا» تصریح کرد: ما مشاور پزشکی در پروژه داشتیم و حتی دربارهی علت تشدید بیماری، آگاهانه آن را در هالهای از ابهام گذاشتیم
و طبق نظر مشاوران پزشکی، حتی یک غذای حساسیتزا هم میتواند چنین واکنشی ایجاد کند، در روند تحقیق برای فیلم، علاوه بر پزشکان، با روانپزشکان متعددی نیز مشورت کردیم، نوع پیوند قلبی که در فیلم مطرح میشود، بسیار نادر است و در دنیا شاید تنها سه یا چهار بار اتفاق افتاده باشد.
وی درباره چالشهای نگارش و کارگردانی «برای رعنا» توضیح داد: چالش خاصی به معنای مشکل نداشتیم، اما دغدغهی جدی وجود داشت و مهمترین دغدغه این بود که فداکاری و پدرانگی شخصیت عارف بهدرستی منتقل شود، بدون آنکه تصنعی یا ترحمبرانگیز باشد و من اساساً دوست ندارم مخاطب به کاراکترم ترحم کند چون قهرمان قصه برای من یک قهرمان واقعی است.
این کارگردان درباره مسیر آیندهی فیلمسازی خود گفت: در حال نگارش اثری هستم که بدون شک در ادامهی مسیر برای رعنا است و اگر خدا بخواهد، این فضا ادامه خواهد داشت.

یزدی با اشاره به موفقیتهای بینالمللی فیلم افزود: «برای رعنا» بیش از آنکه در ایران دیده شود، در خارج از کشور مورد توجه قرار گرفت، این فیلم کاندید بهترین فیلم جشنواره بوسان شد، در جشنواره گوا کاندید مدال گاندی شد و در جشنوارههایی مانند مونیخ، بارسلونا و مسکو حضور داشت و به نظرم دلیل این اتفاق، جهانشمول بودن قصه است؛ داستانی انسانی که میتواند در هر کشوری رخ دهد.
او درباره تأثیر بازخورد جشنوارهها بر نگاه فیلمسازی خود گفت: قطعا حضور در جشنوارهها و گفتوگو با مخاطبان و منتقدان بینالمللی کمک زیادی به من کرد و این بازخوردها باعث شد در پروژههای بعدی با تجربهی بیشتری کار کنم و نگاه بینالمللی را بهتر بشناسم، گرچه، متأسفانه با وجود گذشت چند هفته از اکران فیلم، منتقدان داخلی توجه چندانی به برای رعنا نشان ندادند، اما در جشنوارههای خارجی، رسانههای معتبری مانند اسکرین دیلی درباره فیلم نوشتند و نقدهای مفصلی منتشر کردند.
وی درباره اینکه کدام بخش از فیلم برای رعنا بیشتر مورد توجه مخاطبان و منقدین خارجی قرار گرفت ادامه داد: بازی حامد بهداد و خاصه خانم پناهیها برای آنها بسیار شاخص بود، همچنین تضاد میان دکوپاژ آرام و قصهای ملتهب توجه آنها را جلب کرد و به نظرم، اگر دکوپاژ هم پرهیجان میشد، ممکن بود فیلم در فضای بینالمللی ضعیفتر دیده شود و فیلمبرداری روزبه رایگا نیزبسیار مورد توجه آنها قرار گرفت.
یزدی، درباره معیار انتخاب بازیگران فیلم «برای رعنا» گفت: مهمترین معیار من برای انتخاب بازیگران، توانایی بازیگری آنها بود و در نقش عارف چالش اصلی این بود که حامد بهدادِ ساکت را به تصویر بکشیم؛ چیزی که کمتر از او دیده شده است چون شخصیت عارف در کل فیلم دیالوگهای بسیار کمی دارد، در حالی که بهداد معمولاً با انرژی بالا و دیالوگهای زیاد شناخته میشود.
وی افزود: در مورد خانم پناهیها نیز با چالشی مشابه روبهرو بودیم، او اینبار نقش مادری بیتاب و پرهیجان را بازی میکند که کاملاً متفاوت از نقشهای قبلیاش است و این چالش برای من جذاب بود ضمن اینکه پیام احمدینیا نیز در این نقش متفاوت بود و نقش تنها شخصیت خاکستری قصه را بازی میکند و بسیار ظریف از پس این نقش برآمده است؛ شخصیتی که میان خوبی و بدی در نوسان است و در نهایت به وجه انسانی خود بازمیگردد. بهطور کلی، انتخاب بازیگران بر اساس قدرت بازی آنها انجام شد.