
به گزارش خبرنگار صبا، با انتشار خبر درگذشت بهرام بیضایی، استاد برجسته سینما، تئاتر و نمایشنامهنویسی ایران، سیل پیامهای تسلیت و دلنوشتهها از سوی همسر هنرمند، چهرههای هنری، نهادهای صنفی و مسئولان رسمی منتشر شد. دانشگاه استنفورد، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، وزیر فرهنگ و معاون اول رئیسجمهور با تأکید بر جایگاه بیبدیل او در فرهنگ و هنر، فقدان این هنرمند را ضایعهای جبرانناپذیر توصیف کردند.
مژده شمسایی، بازیگر و همسر بیضایی، در نوشتهای شاعرانه، فقدان او را خلأیی عمیق در زندگی و عشق توصیف کرده است:
“زمین زیرِ پایم سست است وقتی او بر آن راه نمیرود، هوا برایم تنگ است وقتی او در کنارم نفس نمیکشد، آسمانم رنگی ندارد وقتی چشمان آسمانیاش به آن نمینگرد…”
اصغر فرهادی، کارگردان سینمای ایران نیز برای فقدان بیضایی نوشته است:
«بهرام بیضایی، آموزگار بزرگ من که شیفتهوار آثار، سخنان و بالاتر از آن عشقش به فرهنگ این سرزمین را با تمام وجود دنبال کردم، حالا در غربت دنیا را ترک کرده است. حقیقتاً ایرانیتر از بهرام بیضایی در این روزگار نشناختم و چه تلخ که این ایرانیترین ایرانی، هزاران هزار فرسنگ دور از ایران چشم بر جهان فرو میبندد.»
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران نیز فقدان او را نه تنها از دست دادن یک هنرمند، بلکه از دست دادن مرجعی اخلاقی و فکری در هنر دانستند و نوشتند:
“او بارها تأکید کرده بود که این جهان را چارهای جز فرهنگ نیست؛ جملهای که اکنون با رفتنش، هرچه بیشتر سنگینی و حقیقت آن را نمایان میسازد.”
بهروز غریبپور، نویسنده و کارگردان تئاتر، به مناسبت درگذشت استاد بهرام بیضایی یادداشتی اختصاصی در اختیار ایرانتئاتر قرار داد.
متن این یادداشت بدین شرح است: «بیضایی در جوانی و در سنی که ترک کردن دانشگاه و صرفنظر کردن از مدرک دانشگاهی باور نکردنی بود، تصمیم گرفت به خاطر تعزیه، در مقابل دکتر لطفعلی صورتگرِ بزرگ و نامدار، همچون یک شمشیرزن بایستد و به او تعرض کند که حق ندارد تعزیه را تحقیر کند؛ و به جای سکوت، طغیان کرد.
او تمام زندگیاش همینگونه بود: طغیان در برابر جریان چپ، طغیان در برابر مقلدین و در برابر تئاتر بیهویت مقلد، در برابر بیمایگان هنری، ادبی و نمایشگرانی که او را جداافتاده از نوگرایی جاری میدانستند؛ یا طغیان در برابر پذیرش عنوانِ هنرمندِ متعهد با قرائت چپگرایانه و بریده از سنت و گنجینه فرهنگ عمیق اعتراضی ایرانزمین.
استاد از امروز زندگی دیگری آغاز میکند و همه، حتی مخالفانش، بازشناسی او را شروع میکنند. دستان بیضایی از تابوت بیرون است، در حالیکه نام ایران را در دست گرفته است.»
واکنشهای رسمی و نهادهای فرهنگی
گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد با انتشار بیانیهای، درگذشت بیضایی را به اطلاع همگان رساند و تأکید کرد:
“او درست در روز تولد هشتادو هفتسالگیاش درگذشت؛ پنج سال پس از تلاش حماسی و درخشانش برای تکمیل متن ‘داشآکل بهگفتهی مرجان’. دانشگاه ما بزودی جلسهای در بزرگداشت زندگی و آثار این هنرمند بیبدیل برگزار خواهد کرد.”
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیام خود نوشت:
“ایشان در سالهای طولانی فعالیت هنری خود، با خلق آثار نمایشی و سینمایی و توجه به ریشههای فرهنگی و اسطورهای، سهمی درخور در گسترش روایتگری ایرانی ایفا کردند. آثار، پژوهشها و نوشتههای زندهیاد بیضایی در حافظه هنر ایران پایدار خواهد ماند.”
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در پیام خود بیضایی را «معیاری ماندگار در تاریخ هنر ایران» خواند و افزود که آثار او فراتر از زمانه خود ایستادهاند.
فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت در پی درگذشت بهرام بیضایی، چهره ماندگار فرهنگ و ادبیات نمایشی ایران، با صدور پیامی این ضایعه را به جامعه فرهنگی و هنری کشور تسلیت گفت.
متن کامل پیام سخنگوی دولت به این شرح است:
ما با آنچه میسازیم ایرانی هستیم؛ با زبان، خاطره، فرهنگ و هویت.
خبر درگذشت فخرِ فرهنگ و استوانه ادبیات نمایشی ایران، استاد بهرام بیضایی، موجب تأثر عمیق و اندوهی ملی گشت.
بیضایی تنها یک نمایشنامهنویس و فیلمساز نبود؛ او پژوهنده خستگیناپذیرِ هویت و نگهبانِ واژگان و اساطیر بود. او با قلمی که ریشه در خاکِ کهن و شاخه در افلاکِ اندیشه داشت، زبان فارسی را در عرصه دراماتیک به اوجی نوین رساند و تاریخ و اسطوره را به آینه تمامنمای روزگار ما بدل کرد.
میراث او، از کتاب مرجع «نمایش در ایران» تا شاهکارهای ماندگاری چون «مرگ یزدگرد» و «باشو»، بخشی جداییناپذیر از حافظه جمعی و هویت تمدنی ایرانیان باقی خواهد ماند.
اینجانب، این ضایعه جبرانناپذیر را به جامعه فرهنگی و هنری کشور، شاگردان، دوستداران، پژوهشگران عرصه هنر و خانواده محترم ایشان، بهویژه همسر گرانقدر آن هنرمند عزیز، سرکار خانم مژده شمسایی، تسلیت میگویم و برای آن جانِ شیفته، آرامش ابدی مسئلت دارم.
نامش بلند و یادش در جریده عالم، جاوید.»