
مریم عظیمی/ صبا: «رودخانهای زیر رودخانه» مستندی به کارگردانی زهرا نیازی است که به اهمیت و تاثیر زاینده رود بر تمدن، فرهنگ، هنر و وزندگی اجتماعی مردم اصفهان میپردازد و با توجه به لایههای ظریف تاثیر طبیعت بر زندگی تک تک افراد جامعه سعی دارد تا اهمیت پرداخت به این مسئله زیست محیطی را بیش از پیش یادآوری کند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با کارگردان شرکت کننده در این جشنواره را میخوانید.
مختصری از فعالیتهایی که تا این لحظه در عرصه مستند داشتید بگویید
من دانشآموخته رشته کارگردانی سینما از دانشگاه سوره اصفهان و از سال ۸۰ مشغول به ساخت و تدوین فیلمهای مستند و تجربی هستم .
زاینده رود و مصائب آن جدای بحث بومیاش، موضوعی بسیار مهم برای همه ما ایرانیان است و مستند سازان دیگری نیز بدان پرداختهاند. شما از چه منظر و نگاهی به زایندهرود نزدیک شدید؟
بله همانطور که گفتید فیلمهایی که در مورد اصفهان و رودخانه زایندهرود ساخته شده، کم نیست. همه تقریباً در جریاناند که سالهاست رودخانه خشک شده و حیات طبیعی این شهر به هم خورده و تمدن چند هزار ساله این شهر مورد تهدید قرار گرفته است؛ در واقع تمدن فرهنگی ما در خطر است و بهخاطر نبود آب و فرونشست، بناها و ساختارهای شهر در حال از بین رفتن هستند. اصفهان در حال فرو رفتن است و البته قبل از نبود آب و فرو نشست، هوایی هم برای نفس کشیدن نیست . بودن یا نبودن اصفهان ، مسئله این است . درباره زاینده رود به شکل گزارشی یا دانای کل، بارها کار شده اما اینکه «حیات اجتماعی» خودِ شهر اصفهان یا «حیات فرهنگی و تاریخی» این شهر که وابستگی مستقیم به زاینده رود دارد و اساساً این رودخانه موجب ایجاد این تمدن شده و روایت «تاریخ خُرد» یعنی تاریخ زیستهی راوی که اینجا خودِ من هستم هستهی اصلی فیلم باشد، تاکنون فیلمی ساخته نشده است. بنابراین فکر کردم تنها چیزی که شاید بتوان به آن فیلمهای قبلی اضافه کرد، این است که تاریخ زیسته خودم، خانوادهام و حیات اجتماعی شهر را در کنار تاریخ کلان رودخانه روایت کنم. «رودخانهای زیر رودخانه» یک فیلم تجربی است، یعنی امرِ واقعِ صرف در آن اتفاق نمیافتد و شیوهای سیالذهن و خواب گونه دارد. اغلب اسناد و خوراک های آرشیوی مورد استفاده در این اثر را کسی تا کنون ندیده چون اینها تصویرهای هشت میلیمتری بودند که من خودم تبدیل کردم. عکسها را نیز از آلبومهای شخصی و گوشههای تاریک و روشن این شهر گرد آوری کردم .
با این اوصاف، پروسه پژوهش و جمعآوری اطلاعات خیلی طولانی و گسترده بوده…
بله ساخت این فیلم به شکل متمرکز سه سال زمان برد. البته من از سال ۹۳ راشها و تصاویری از رویدادهای مهم شهر داشتم و به نوعی آرشیو ده تا دوازده ساله خودم در این فیلم دیده میشود.

آیا پروسه ساخت را تک نفره پیش بردید یا گروهی شما را همراهی میکرد؟
به این نوع فیلمسازی، «فیلمسازی تکنفره» میگویند؛ یعنی نوعی از فیلمسازی که تصویربرداری، کارگردانی، تهیهکنندگی، ادیت، پژوهش ، گفتار متن و در واقع کلِ پروژه را خود فیلمساز انجام میدهد. البته کسانی بودند که در این مسیر به من کمک کردند؛ مثلاً مشاوری که در تمام مراحل همراهم بود یا تصویربرداری یک سکانس از کل فیلم و کمک های مدیر تولید و البته صداگذاری و اصلاح رنگ و نور که توسط متخصص این امر انجام شد.
در آثار مستند، موسیقی هم نقش مهمی بخصوص در پیش برد روایت دارد. آیا شما هم در این اثر از موسیقی چنین بهرهای بردهاید؟
من موسیقی این کار را از جنس خودِ شهر گرفتم. یعنی موسیقیهای خیابانی که اتفاقاً خیلی هم به کار خورد و بر آن نشست و با همکاری نوازندههای حرفهای که مدهوش میکنند. این رودخانه وقتی جاری است، صدای زندگی در اصفهان شنیده میشود .
آیا در طول پژوهشهایی که برای این مستند داشتید، نکتهای بود که شما را غافلگیر یا متأثر کند؟
همه چیزش برایم تازگی داشت و طی این مسیر در شفافیت کامل به تاریکترین و روشنترین هستهی شهر پا گذاشتم . ما در این فیلم فقط رودخانه را نمیبینیم، بناهای تاریخی، پلها ، کلیسا، کنیسه ، آتشکده ، مساجد و… یعنی اصفهان را میبینیم. البته اصفهان و رودخانه از زاویه دید من …
جشنواره سینما حقیقت برای شما مستندسازان چه ارزش و اعتباری دارد و بعد از شرکت در این جشنواره چه اتفاقی برای یک اثر میافتد؟
شاید جشنواره «حقیقت» دیگر آن کیفیت و شور و حالِ سالهای قبل را نداشته باشد. من مجبور به حذفیاتی شدم که بعدها شاید دربارهاش گفتم. ولی بیشتر فیلمسازهای حرفهای و فیلمهای خوب سالهای اخیر را میتوان هنوز هم در این جشنواره دید و نمیتوان منکر شد که مهمترین جشنواره و مسابقه ی سینمای مستند و تجربی ایران است . ما اهالی سینما در داخل کشور تقریبا تنها همینجا را داریم که میتوانیم آثار یکدیگر را ببینیم و از نزدیک با کارگردانان ارتباط بگیریم.
منبع : روزنامه صبا