«شغال»برگ برنده‌ای برای خط پایان؛ فراز و فرودهای یک سریال پرتنش | مجموعه رسانه ای صبا
امروز دوشنبه, ۲۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۵۴:۱۰

«شغال»برگ برنده‌ای برای خط پایان؛ فراز و فرودهای یک سریال پرتنش

محمد جلیلوند در یادداشت خود، سریال «شغال» را پرتنش و پُر از نقاط عطف می‌داند ، داستانی که پس از 18 قسمت به مرحله رازگشایی و نزدیک شدن به پایان‌بندی رسیده است.

به گزارش صبا، در یادداشت تازه محمد جلیلوند، سریال «شغال» به کارگردانی بهرنگ توفیقی از منظر ساختار روایی، ریتم، داستانک‌ها و نقاط عطف بررسی شده است؛ سریالی که پس از ۱۸ قسمت اکنون وارد مرحله رازگشایی و رسیدن به پایان‌بندی شده و با تعدد حوادث، روابط علت‌ومعلولی روشن و بازی‌های قابل توجه، در موقعیتی حساس برای جلب رضایت مخاطبان قرار دارد.

محمد جلیلوند نوشت: سریال‌هایی با تعداد قسمت زیاد، شبیه به دوی امدادی هستند که در هر مرحله دونده‌ای باید چوب امدادی را به دیگری داده و به کمک یکدیگر به خط پایان برسانند. در پنج قسمت نخست، خط و ربط قصه تا حدود زیادی مشخص شده و شخصیت‌های اصلی و گاه مکمل به تماشاگران سریال معرفی می‌شوند. در عین حال، نقطه عطف اصلی هم رقم خورده و توجه تماشاگر را به خود معطوف می‌کند. در پنج قسمت دوم، قصه با تکیه بر آنچه که پیش از این ساخته شده پیش رفته و داستان‌های فرعی به کیفیت و قوام آن کمک می‌کنند. در قسمت‌های باقیمانده، پرده سوم فیلمنامه کلید زده شده و قصه به سمت گره‌گشایی می‌رود که در این مرحله اندک لغزشی می‌تواند کلیت کار را به خطر بیندازد. گاه سریال به سرعت به سمت پایان‌بندی رفته و با شتابزدگی به خط پایان می‌رسد و گاه با یک شیب ملایم از خط پایان عبور می‌کند. سریال شغال به کارگردانی بهرنگ توفیقی و محصول پلتفرم فیلیمو از جمله سریال‌های شبکه نمایش خانگی است که تعداد قسمت آن به بیست و شاید اندکی بیشتر می‌رسد. سریالی که تاکنون ۱۸ قسمت آن پخش شده وحال در مرحله رازگشایی و رسیدن به خط پایان قرار دارد.

در پنج قسمت اخیر شغال، حوادث مختلف پشت سر یکدیگر قرار گرفته و نقاط عطفی را شکل می‌دهند که منحنی تنش آن را در اوج نگه می‌دارد. قصه هم گسترش بیشتری پیدا کرده و روابط علت ومعلولی میانشان روشن‌تر می‌شود. از طرف دیگر، داستان‌های فرعی نیز به موازات قصه اصلی پیش رفته و به بدنه اصلی آن می‌چسبند. با ورود همسر سابق فرهاد و مادر کامیار، شخصیت مکمل خوبی به فیلمنامه اضافه شده و به داستانک مربوط به پرونده قتلی که در دست سیمین است و یک سر آن نیز به برادر همسر متوفایش وصل می‌شود، جذابیت بیشتری می‌بخشد. درگیری عبدی خلافکار با آزاد و عطا، داستانک دیگری را شکل داده که نقاط عطف قسمت‌های اخیر از مرگ هولناک شکوه در آتش‌سوزی عمدی گلخانه تا کشته شدن عطا در درگیری با عبدی را شامل می‌شود. پیدا کردن اسناد مربوط به دادگاه آوا در گوشی شکوه به دست آزاد که البته منطق داستانی آن اندکی لق می‌زند، داستانکی را خلق می‌کند که در قسمت‌های اخیر قوت زیادی پیدا کرده و نقش مهمی در پیشبرد داستان دارد. به ویژه جایی که آزاد در قالب شخصیتی جدید به نام مهراب به معشوق قدیمی کامیار نزدیک شده و با به قتل رساندن دو نفر از آدم‌هایی که از  تجاوز به آوا مطلع هستند، تم انتقام را پررنگ‌تر می‌کند.

یکی از خطوط داستانی شغال به پروژه‌های اقتصادی مشکوک و رانت‌خواری شخصیت‌های خاکستری آن برمی‌گردد که در تقابل با فرهاد و سیمین در قطب مثبت داستان قرار دارند. با باز شدن پای فرهاد به پروژه عمرانی تیسفون، کامیار هم به نوعی وارد بازی شده و داستانک خوبی شکل می‌گیرد که می‌تواند در پایان‌بندی شغال موثر باشد. یک ماجرای عاشقانه هم میان کامیار و دختر سحاب شکل گرفته که چندان جذاب نبوده و تنها می‌تواند شعله خشم و کینه دختری که سال‌ها به کامیار علاقمند بوده را شعله‌ور کند. حضور مادر کامیار در این ماجرا نیز به پیچیده‌تر شدن آن کمک کرده و مربعی را با حضور خود، فرهاد، سیمین و کامیار شکل می‌دهد. به موازات همه اینها، قصه عشق سیاوش به آوا نیز پیش رفته و بخشی از حقیقت پنهان شده مربوط به آوا نیز روشن می‌شود. ماجرای حمله چند مرد مسلح نقاب‌دار به ویلای محل اقامت این دو نیز تنش حاکم بر کار را بالا برده و گره کوچکی هم به آن می‌زند. از سوی دیگر، نویسندگان فیلمنامه همچنان روی قربانی بودن آوا تاکید کرده ودر عین حال کنشمندی‌اش را به صفر می‌رسانند که چندان به مذاق تماشاگر خوش نمی‌آید.

بهرنگ توفیقی که سابقه‌ای طولانی در ساخت سریال دارد، در شغال تلاش کرده تا قصه‌ای پرتنش را روایت کرده و با گذاشتن نقاط عطف متعدد به یک پایان‌بندی در خور توجه برساند. به همین خاطر بیش از هر چیز روی ریتم متمرکز شده و آن را از دل دکوپاژ خود بیرون می‌کشد. به ویژه با استفاده از پلان‌های خرد شده که تحرک زیادی به سریال به ویژه در پنج قسمت اخیر می‌بخشد. گروه بازیگران شغال نیز تلفیقی از طیف‌ها و نسل‌های مختلف هستند که هماهنگ کردن آن‌ها کار دشواری به نظر می‌رسد. از میان آن‌ها،کامبیز  دیرباز در نقش آزاد و مهدی سلطانی در نقش کاوه بهتر از بقیه ظاهر شده و چند لحظه درخشان را در طول کار خلق کرده‌اند.

سریال شغال با همه فرازوفرودهایش به نقطه‌ای رسیده که می‌تواند برگ برنده‌های خود را رو کرده و با یک پایان‌بندی مناسب، تماشاگران خود را راضی کند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها