پگاه زارعی/ صبا؛ مرکز سیمرغ که مهر ۱۴۰۱ با هدف «تحول در تولیدات سازمان» تأسیس شد، قرار بود بازوی جوان و چابک صداوسیما باشد؛ مرکزی برای حمایت از کارگردانان کاراولی، احیای گونههای مغفول مثل تلهتئاتر، مستندمسابقه و سیتکام، و ایجاد تنوع ژانری برای رقابت با نمایش خانگی. سیمرغ بخشی از تولیدات مهم و قدیمی مانند «ایرانگرد» و «زندگی پس از زندگی» را هم زیر چتر خود آورد و مأمور شد بخشی از خلأهای محتوایی سازمان را پر کند. اما عملکرد سهساله این مرکز پرنوسان بوده است: از یک موفقیت بزرگ مثل «آقای قاضی» تا مجموعهای از سریالها و برنامههایی که عموماً نتوانستند از مرز ۱۰ درصد مخاطب عبور کنند. ضعف فیلمنامه، نبود چهرههای مطرح و مخاطبسنجی نامناسب، مهمترین چالشهای سیمرغ بودهاند. با اینکه قرار بود این مرکز نیروی تازهای برای احیای تلویزیون باشد، آمارها نشان میدهد بیش از ۹۰ درصد تولیداتش نتوانستهاند مخاطب قابل توجهی جذب کنند و پرسشهایی درباره کارآمدی مدل «جداسازی تولید از پخش» ایجاد شده است.

به همین منظور خبرنگار صبا با فضلالله شریعتپناهی، مدیر تولیدات غیرنمایشی مرکز سیمرغ گفتوگویی داشته که در ادامه میآید؛ گفتوگویی درباره مهمترین چالشهایی که این مرکز در مسیر تولید برنامه و جذب مخاطب با آن مواجه است.
فضلالله شریعتپناهی درباره تغییرات در فصل جدید و وضعیت تهیهکننده در برنامه «جامجم» گفت: «تمرکز جامجم از آغاز بر نقد جدی رسانه ملی بود و به همین دلیل برخی خطقرمزها در فصل اول شکسته شد.»
او توضیح داد: «تهیهکننده در فصل دوم تغییر کرد اما من هیچوقت از آقای جبلی نشنیدم که این تصمیم را شخصاً صادر کرده باشند. اگر تغییری انجام شده، تصمیم مرکز بوده است.»
وی ادامه داد: «روسای سازمان در دورههای مختلف همیشه بهدنبال ایجاد برنامه نقد درونسازمانی بودند، اما بسیاری از آن برنامهها تولید شد و هرگز روی آنتن نرفت. در دوره جدید این مأموریت به مرکز سیمرغ سپرده شد و آقای جبلی تأکید داشتند که برنامه نقد باید سریع به تولید برسد. ما شش برنامه تولید کردیم و ایشان گفتند چرا تولید؟ برنامه باید زنده روی آنتن برود. بنابراین عزم جدی برای نقد درونسازمانی وجود داشت.»
شریعتپناهی افزود: «آغاز هر برنامه تازه برای مخاطب جذاب است و طبیعی است که شدت نقدها در قسمتهای ابتدایی بیشتر باشد. تجربه من در برنامه هفت هم همین را نشان میدهد. هرچه برنامه جلوتر رفت، مخاطب و اهالی رسانه به آن عادت کردند و حساسیتها کاهش پیدا کرد.»
او اظهار کرد: «ما روی هیچ موضوعی خط قرمز نداشتیم، حتی در انتخاب مهمان. اما مشکل اصلی این است که بسیاری از مهمانان نمیآیند. درباره موضوعاتی مثل ساترا، افراد از پلتفرمها حاضر نمیشدند در برنامه شرکت کنند و ما مجبور میشدیم موضوع را کنار بگذاریم. بارها پیش آمد که در اتاق فکر سه موضوع آماده میکردیم تا اگر کارشناسی نیامد، سراغ موضوع بعدی برویم.»

وی توضیح داد: «در حوزههای تخصصی فقر کارشناس داریم؛ افرادی که هم تخصص داشته باشند و هم حاضر باشند روبهروی طرف مقابل بنشینند. برخی افراد ترجیح میدهند نقد را داخل مجموعه خودشان حل کنند و نمیخواهند در رسانه عمومی وارد چالش شوند و این انتخاب قابل احترام است.»
شریعتپناهی گفت: «در فصل دوم محافظهکاری اتفاق نیفتاده است. وقفههای ناخواسته باعث شد ریتم نقدها تحتتأثیر قرار بگیرد. تعطیلیهای یکماهه، مناسبتها و توقفهای ناگهانی باعث شد جریان انتقادی منظم پیش نرود، در حالیکه فصل اول بهجز نوروز و رمضان تقریباً هیچ تعطیلی نداشت.»
وی افزود: «وجود برنامه مطالبهمحور در هر هفته، مطالبه رئیس سازمان از ماست و با قدرت ادامه پیدا میکند؛ حتی اگر برخی هفتهها مجبور به توقف شویم. این برنامه نه ویژهبرنامه نوروز است و نه مناسبتی و ساختارش نباید با برنامههای زنده عمومی اشتباه گرفته شود.»
شریعتپناهی ادامه داد: «تولیدات مختلفی در مرکز سیمرغ در حال انجام است. قند پهلو برای فصل جدید در حال آمادهسازی است. سری جدید ایرانگرد شامل ۱۳ قسمت برای نوروز تدارک دیده شده و برای سال آینده نیز برنامهریزی ادامه دارد. چند مستندمسابقه مانند حکایت بیابان لوت، درخت ابدی و بازگشت گور ایرانی نیز برای پخش نوروز آماده میشود.»
او گفت: «یکی از برندهای جدید ما برنامه استعدادیابی بازیگری با نام موقت نقشآفرین است که پستولید سنگینی دارد و تمام تلاش ما این است که تولید آن امسال آغاز شود. ممکن است نام برنامه در زمان پخش تغییر کند.»
شریعتپناهی در پایان اظهار کرد: «پیش از تولید هر برنامه باید با شبکه پخشکننده همفکری کنیم. انتخاب مجری، دکور و هویت بصری بدون نظر شبکه انجام نمیشود. برنامهریزی تا پایان نوروز مشخص شده و پس از آن براساس اولویتهای سال آینده مسیر ادامه خواهد یافت.»