پگاه زارعی/ صبا؛ نشست خبری مجید اکبرشاهی رییس مرکز سیمرغ صبح امروز دوشنبه ۱۰ آذرماه ۱۴۰۴ با حضور حامد فاتحی مدیر روابط عمومی معاونت سیما، فضلالله شریعتپناهی مدیر تولیدات غیرنمایشی، محمدحجت احمدی زر سرپرست تولیدات نمایشی، اسماعیل بهمن آبادی سرپرست خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ و سیاوش عقدایی مدیر شبکه اینترنتی جامجم برگزار شد.
در ابتدای این نشست مجید اکبرشاهی رییس مرکز سیمرغ عنوان کرد: در حوزه ادارهکل تولیدات غیرنمایشی مرکز سیمرغ که مسئولیتش با آقای شریعتمداری بوده، ما اتفاقهای خوبی را شاهد بودیم. تولیدات غیرنمایشی مرکز سیمرغ سه مدیریت زیرمجموعه دارد: مدیریت تولیدات مستند، مدیریت تولیدات واقعنما و مسابقات، و مدیریت تولیدات برنامههای ترکیبی و گفتوگومحور. این توضیح را میدهم تا دوستان بدانند از نظر ساختاری با چه تقسیم کار و وظایفی مواجه هستیم.
او ادامه داد: در بخش دیگری از مرکز سیمرغ آقای احمدیزر هم مدیریت تولیدات نمایشی برعهدهدارند. این بخش دو قسمت دارد: بخش تولیدات سیتکام و بخش تئاتر و تئاتر تلویزیونی. برخی دوستان در این مدت با ما گفتگوهایی داشتند درباره اینکه چرا از اصطلاح سیتکام استفاده میکنیم. ما دنبال نامی بودیم که بتوانیم یک مفهوم را کوتاه و مشخص صدا بزنیم. اگر میخواستیم توضیح بدهیم، طولانی میشد. به لحاظ ترجمه، منظور ما الزاماً کمدی نیست.
اکبرشاهی درباره تولیدات سیتکام گفت: ما اسم را گذاشتیم «تولیدات با لوکیشن محدود» یا «تولیدات با هزینه پایین»؛ اصطلاحاً لوباجت. مثلاً وقتی درباره مجموعهای مثل حکایتهای کمال صحبت میکنیم، این اثر به لحاظ بودجه تولید و پروداکشن سبکتر است و از این جنبه در دسته سیتکام قرار میگیرد. همچنین برای بخشی که مجموعهای از تولیدات تئاتری و تئاتر تلویزیونی را شامل میشود، زحمات زیادی کشیده شده است. برسیم. یک اتفاق خیلی خوب و ویژه این بود که مجموعه تولیدات جوان سازمان صداوسیما تا قبل از تأسیس مرکز سیمرغ، به شکل رسمی و ساختاری در نظام سازمانی صداوسیما وجود نداشت.
او افزود: در شبکه سه و در زمان آقای دکتر علی عسگری و آقای فروغ وقتی در بسیج بود ایشان زحمت راهاندازی تشکیلاتی به نام خانه تولیدات جوان را کشیدند. اما این مجموعه ساختار رسمی سازمانی نداشت. با تأسیس مرکز سیمرغ، مجموعه تولیدات جوان شکل ساختاری پیدا کرد. دوستان بخش، بهویژه آقای بهمنآبادی، گزارشهایش را ارائه کردند و زحمات زیادی کشیدند. یک لایه جدید در ساختار سیمرغ اضافه شد که وظایفی مثل شتابدهندگی و تجربههای جدید سازمانی را شامل میشود.
رییس مرکز سیمرغ بیان کرد: برای مثال، شبکه جهانی جامجم با توجه به تغییر سبد مصرف مخاطب، بنا شد پخش برودکست و ماهوارهایاش متوقف شود و پخش اینترنتی جایگزین شود. بر اساس نظرسنجیها و بررسیهای مخاطبسنجی، این مسئولیت به مرکز سیمرغ محول شد و زحمتش را آقای مهندس عقدایی کشیدند. بازخوردهای خیلی خوبی هم داشتیم. فناوری جدیدی هم در این شبکه در حال طراحی و پیادهسازی است که امیدواریم سرریز آن را دیگر بخشها استفاده کنند.
او ادامه داد: این مقدمهها را مطرح میکنم چون با یک مرکز تازهتأسیس مواجه هستید. در حوزه تولید، فرهنگ و خصوصاً تولیدات نمایشی، «زمان» مسئله مهمی است. بسیاری از دوستان حاضر در جلسه بارها تماس گرفتند و خواستند گفتگو کنیم، اما لازم بود زمانی بگذرد و به یک نقطه مشخص برسیم تا نشست خبری برگزار شود. من در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ مدیر گروه فیلم و سریال سیما بودم. بسیاری از تولیداتی که امروز یا در شش ماه تا یک سال گذشته از سیما فیلم پخش شده، متنهای اولیه، طرحها و پژوهشهایش در همان سالها آغاز شده بود. نمیگویم همیشه باید پنج یا شش سال زمان صرف شود، اما اگر هدف ما رسیدن به یک نقطه قابل ارائه باشد، بهویژه در تولیدات نمایشی، باید زمان کافی در نظر گرفت.
اکبرشاهی درباره وضعیت تئاتر تلویزیونی اظهار کرد: وقتی وارد تئاتر تلویزیونی شدیم، این حوزه در نقطهای منفی قرار داشت و عملاً به آن توجهی نمیشد. ناچار بودیم از صفر شروع کنیم. چند استراتژی تعریف کردیم؛ از جمله بررسی تاریخی، دعوت از اساتید و اهل فن. مرحوم مرزبان برای ما زحمت کشید و تئاتر تلویزیونی آهسته با گل سرخ را تولید کرد. حرکت در دو مسیر انجام شد: مسیر نخست همکاری با چهرههای شناختهشده مثل آقای مرصادقی و چند نفر دیگر. با حدود ۱۳ نفر از بزرگان تئاتر مذاکره شد و سه تا چهار کار هم تولید یا به مرحله نهاییسازی متن رسید. مسیر دوم تولید کارهای اپیزودیک با افراد جوانتر بود. حدود ۲۸ مجموعه بررسی شد، در مرحله نخست ۱۵ مجموعه انتخاب شد و اکنون روی ۱۰ مجموعه بررسی نهایی انجام میدهیم تا وارد تولید شوند. این مسیر تثبیت شده و تجربه عملی نیز از دل آن بیرون آمده است.
مدیر مرکز سیمرغ درباره برخی مجموعههایی که متوقف شدهاند، بیان کرد: مثلاً «چای نبات» تولید شد اما روندش متوقف شد و ارزیابی دوباره انجام گرفت. یکی از اقدامات مهم ما رصد تئاترهای صحنهای موفق سالهای اخیر بود. با کارگردانها مذاکره کردیم اما همیشه به نتیجه مطلوب نرسیدیم. بهدلیل فاصلهای که طی سالها از این حوزه گرفته شده بود، بعضی وقتها به بنبست خوردیم و مجبور شدیم از نو اصلاح و بازطراحی کنیم. ۳۰ تئاتر با کارشناسی دقیق آقای دکتر رحیمیان و یک تیم حرفهای انتخاب شد. در شهرهای مختلف بازبینی انجام گرفت. حدود هشت کار تولید شد اما نتیجه مطلوب نبود و دوباره مجبور شدیم چرخه را اصلاح کنیم تا نسخههای قابل پخش تلویزیونی تولید شود. اکنون مسیر روشنتر شده است.
همچنین درباره حوزه سیتکام و وضعیت تولیدات این بخش گفت: سیتکام یعنی مجموعهای که باید زنجیرهای و پشتسرهم تولید شود. چند مجموعه آغاز شد. «چرخ گردون» در پارک لاله تولید شد؛ فصل اول بازخورد متوسط داشت، فصل دوم تقویت شد اما باز هم رشد مشابه ایجاد نشد. اگر تاریخ تولید سیتکام در ایران را مرور کنیم، تعداد آثار موفق بسیار محدود است؛ مانند «خانه سبز» و همسران. تجربهها از دست رفته و باید ریلگذاری دوباره انجام شود. پس از «چرخ گردون» و «لمندگان»، چند مجموعه جدید شروع شد. «رویای ریحانه» که در یک زایشگاه روایت میشد، بازخورد بسیار خوبی داشت و در دو مقطع زمانی به پرتماسترین برنامه معاونت سیما تبدیل شد. مجموعه «بهار شیراز» نیز که امیدواریم از اول دیماه یا شب یلدا پخش شود، «کاری شیرین» با تهیهکنندگی ابوالفضل صفری و کارگردانی آقای حسن وارسته است. چند قسمت بازبینیشده بسیار شیرین و جذاب شدهاست.
اکبرشاهی از پروژههای تازه مرکز سیمرغ خبر داد و بیان کرد: مجموعه «فک و فامیل» با مشارکت حوزه هنری دیروز آغاز به کار کرد. قصه در یک آپارتمان و در روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی میگذرد؛ ساکنان ساختمان طی ۱۲ روز با مجموعهای از اتفاقات مواجه میشوند. کارگردانی بر عهده آقای حسین دارابی است و تهیهکنندگی را آقای محمدرضا شفاه و محمدجواد موحد انجام میدهند. این مجموعه ۴۵ قسمتی از جنس سیتکام است. همچنین مجموعه «کلانتری» یک که فعلاً ۳۶ قسمت دارد. داستان درباره ماجراهای یک کلانتری در کرمان است. چند روز پیش به لوکیشن سر زدیم و واقعاً اتفاق ویژهای در حال رقم خوردن است. تهیهکنندگان آن مجتبی احسانی و هاشمی مسعودی هستند و کارگردانی را محمد اسفندیاری و امین شجاعی انجام میدهند، این مجموعه در دو فصل ساخته میشود.
او ضمن بیان اینکه ابایی از اعلام آمار ندارم و پاسخ بیجواب نمیماند، با مثالی از محمدرضا شفیعی و موسسه فرهنگی هنری وصف صبا، اظهار کرد: قبل از اینکه عدد بگویم، لازم است نکتهای را توضیح بدهم. وقتی میفرمایید «تولید مرکز سیمرغ»، شاید در یک بخش نیاز به توضیح باشد. گاهی مجری طرح یک مجموعه، یک مؤسسه بیرونی است اما این به معنای تولید مشترک نیست. برای مثال، آقای محمدرضا شفیعی تهیهکننده است و مجری طرح موسسه فرهنگی هنری وصف صبا است ولی اگر ایشان سریالی مثل «کیمیا» را برای سازمان بسازند، میگوییم تولید صدا و سیما است. همین موضوع برای مؤسسه سلوک هم صادق است، اگر سلوک به عنوان مجری طرح قراردادی ببندد، شما میگویید چرا اینجا را متفاوت از مجموعه صبا میبینید؟ در حالی که هر دو برای سازمان تولید میکنند و تفاوتی وجود ندارد.
اکبرشاهی ادامه داد: اما در مورد «آقای قاضی» این طور نیست و این مجموعه تولید مشترک نبود؛ تمام سرمایه، نظارت و تولید زیر نظر سازمان بود و فقط سلوک به لحاظ قانونی «مجری طرح» بود؛ درست مانند فصل قبلی که مجری طرحش خانه مستند از مجموعههای سازمان اوج بود. این ربطی به مالکیت تولید ندارد. اگر بخواهید «آقای قاضی» را کنار بگذاریم، میتوانیم مثال دیگری بزنیم. برای نمونه، در فصل تابستان گذشته، «حکایتهای کمال» که در مرکز تولید شده بود، اقبال خوبی داشت. اگر عدد بدهم میتوانم بگویم، فصل دوم «آقای قاضی» حتی از یک ریالیتیشو یا مستند واقعنما هزینهای کمتر داشت. الان یک برنامه واقعنما بهطور میانگین بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان هزینه دارد؛ هزینه این سریال از این عدد کمتر بود. «حکایتهای کمال» هم تقریباً نصف هزینه یک سریال روز سازمان هزینه برد. برنامه «جام جم» از نظر رسانهای خیلی دیده میشود، اما این دلیل نمیشود که آن را با آثار نمایشی ما مقایسه کنید؛ چون سنجش مخاطب در ژانرهای مختلف با هم متفاوت است.
مدیر مرکز سیمرغ صداوسیما عنوان کرد: طبق مصوبه سازمان، تنها مرجع اعلام آمار و تحلیل مخاطب، مرکز تحقیقات صدا و سیماست؛ چون تمام دادهها دست آنهاست و دلیل درستی هم دارد. این مرکز معمولاً به شکل فصلی و مقطعی آمار را منتشر میکند و اینطور نیست که اعلام نشود. اما درباره کیفیت من پیشتر هم اشاره کردم که «چرخ گردون» و «لمندگان» تولیدات متوسطی بودند. اما در کنار آنها کارهایی مثل «آقای قاضی»، «حکایتهای کمال»، «رویای ریحانه» و مجموعه پنجقسمتی زندگی بچهها را داشتیم که با هزینههای بسیار کم تولید شدند.
او ادامه داد: برای مثال، زندگی بچهها با هزینه حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان برای هر قسمت ساخته شد. در کرمان، حتی یکی از اعضای شورای شهر بهخاطر اینکه فکر میکرد کار ضعیف خواهد بود با ما بحث کرد. اما من مطمئن بودم این کار موفق میشود. در نهایت هم بازخورد خیلی خوبی داشت؛ اگر اشتباه نکنم بین ۸ تا ۱۰ درصد مخاطب داشت. برای یک مینیسریال پنجقسمتی و فیلماولی، این عدد کاملاً موفق است. باید هر تولید را در مقیاس خودش سنجید. پایتخت اگر ۴۰ درصد بگیرد، کم است؛ اما همان ۴۰ درصد برای یک مجموعه دیگر عالی است.
اکبرشاهی اذعان کرد: «چرخ گردون» فکر میکنم حدود ۱۲.۵ تا ۱۴ درصد داشت. برای ژانر خودش عدد پایینی نیست، اما رشد نکرد و ما تجربه را اصلاح کردیم؛ همانطور که در بسیاری از مجموعههای دنیا هم این اتفاق میافتد. مسیر آزمون و خطا طبیعی است. در بخش نمایش، «هموطنز» و «آفتابگردون» هم تولیدات مرکز سیمرغ بودند. «آفتابگردون» با وجود تردیدهایی که ابتدا درباره اجرای خانم الهام چرخنده وجود داشت، در نظرسنجیها بازخورد خیلی خوبی گرفت و فصل دومش بهزودی آغاز میشود. هموطن هم ابتدا در شبکه دو پخش شد و سپس بهخاطر سنخیت ساختاری و محتوایی به شبکه نسیم منتقل شد.
او افزود: در بخش مستند نیز مجموعههای مختلفی با حضور افراد سرشناس و شناختهشده تولید شده است. امیدوارم دستکم سالی یکبار یا بیشتر چنین نشستهایی برگزار شود. از مدیران حاضر هم خواهش میکنم ارتباط با خبرنگارها بیشتر شود. من هم بعد از این جلسه تلاش میکنم ارتباطگیری منظمتری با دوستان رسانه داشته باشم.
مدیر مرکز سیمرغ درباره هدف از راهاندازی این مرکز بیان کزد: اگر بخواهم روشن توضیح بدهم، باید از مدل اداره قرارگاهی سازمان آغاز کنم. زمانی که سازمان بخواهد به شکل قرارگاهی اداره شود، ناچار است عملیات و فرماندهی واحد داشته باشد و حوزههای تخصصی را دقیقتر تفکیک کند. یکی از مشکلات جدی این بود که بهدلیل نبود هماهنگی، در بخشهای غیرتولیدی سازمان تولیدات انجام میشد. برای مثال مرکز برنامه و بودجه، تشکیلاتی مفصل برای تولید داشت. چرا؟ چون برخی تولیدات در ساختار سازمان جای مشخصی نداشت و نمیتوانست بهطور طبیعی به سیمافیلم منتقل شود. بعضی کارها تجربی بود، برخی جوانانه، بعضی مستند، برخی برنامههای کوتاه مثل «رَسم افتخار»؛ و مشخص نبود اینها باید کجا بروند.
اکبرشاهی تصریح کرد: در چنین وضعیتی، وقتی تأکید بر اداره قرارگاهی میشود، باید تکلیف این تولیدات روشن شود. از طرف دیگر سازمان به این جمعبندی رسیده بود که بخشی از آثار باید با تمرکز و دقت بیشتر تولید شوند؛ کارهای فاخر، الفویژه و الففاخر. گروهی از مدیران باید روی آنها متمرکز باشند. در کنار این، حوزههایی مثل تئاتر تلویزیونی وجود داشت که نظام تولیدش کاملاً با فیلم و سریال فرق میکرد و روی زمین مانده بود. یا بخش سیتکام که باید چهبسا ۶۰، ۹۰ یا ۱۲۰ قسمتی ساخته شود و جای مشخصی برای آن وجود نداشت. اینها هم در تقسیمبندی کلی در سازمان جایی پیدا نمیکردند.
او بیان کرد: نکته دیگر فاصله گرفتن تولید از فشار آنتن بود. مثلاً «ایرانگرد» را ببینید: شبکه یک، بودجه و مدیریت تولیدش را داشت اما حجم بالای کارهای روزمره اجازه نمیداد چنین پروژههایی با رویکرد دقیق اجرا شود. بنا نبود مرکز سیمرغ جای شبکهها را بگیرد؛ قرار بود فاصلهای میان تولید و پخش ایجاد شود تا فشار آنتن به فرایند تولید لطمه نزند. به همین دلیل برخی پروژهها از شبکهها جدا شدند. برای نمونه تولید «ایرانگرد» برای نوروز ۱۴۰۴ و حتی ۱۴۰۵ به مرکز منتقل شد و شبکه دیگر زیر فشار تولید نماند.
مدیر مرکز سیمرغ عنوان کرد: بر اساس همین نیازها و بررسی تجربههای گذشته و نیز الگوهای بینالمللی، سازمان به این نتیجه رسید که مجموعهای مثل سیمرغ را ایجاد کند؛ مجموعهای با شرح وظایف مشخص، تفکیکشده و متناسب با ساختار استاندارد تولید. در حوزه بودجه و مشارکت نیز باید توضیح بدهم: معمولاً ساختار مشارکت الزام قطعی نیست. بودجه سازمان نامحدود نیست و برخی پروژهها که قابلیت جذب مشارکت دارند بهطور طبیعی توصیه میشود مشارکت بیاورند. نمونهاش مجموعه «خانه»؛ سه فصل تولید شد و بازخورد خوبی داشت. توصیه کردیم مجموعه با وزارتخانهها و نهادها برای مشارکت مذاکره کند. اما اینطور نیست که حتماً بودجه تولید را به مشارکت گره بزنیم. برخی پروژهها بدون مشارکت ساخته میشوند و این مسیر کاملاً طبیعی است.
اکبرشاهی تأکید کرد: سیاست سازمان جدا کردن نظام تولید از پخش بود. راهاندازی مراکزی مثل سیمرغ، مرکز کودک و نوجوان که امسال شکل گرفت و مجموعههای مشابه، بخشی از همین سازوکار جدید است. این کار نظم تولید را بیشتر کرد. اکنون روشن است که هر نوع تولید متعلق به کدام بخش است. شورای مدیران سیمرغ هم از مدیران باسابقه و امتحانپسداده شبکهها تشکیل شده و امیدواریم این نهال جوان، بهویژه با همراهی شما در رسانه، ثمرات بیشتری بدهد. ما در سیمرغ روحیه شنیدن نقد، اصلاح ایرادها و تقویت نقاط قوت را داریم.
او درباره نمود اجتماعی تولیدات مرکز سیمرغ و صداوسیما گفت: اینکه سریالی تبدیل به گفتوگوی عمومی شود، امتیاز مهمی است. اما باید توجه کرد که بسیاری از سریالهای جریانساز امروزی در شبکه نمایش خانگی با بودجههای سنگین تولید میشوند و ساختارشان با تلویزیون قابل مقایسه نیست. البته این حرف به معنی نفی ضعفها نیست. تلاش ما در سیمرغ این است که در قالب بودجه موجود، تولیدات قابل توجه ارائه کنیم؛ نمونههایی مثل «قاضی»، «حکایتهای کمال»، «رویاى ریحانه» و چند پروژه دیگر که اتفاقاً بازخوردهای بسیار خوبی هم داشتند.
اکبرشاهی تأکید کرد: در برنامه ما معمولاً تضارب آرا به شکل کلاسیک منتقد و موافق وجود ندارد و بسیاری از مهمانان از یک طیف انتخاب میشوند. مشکل اصلی از جایی شروع میشود که برخی مهمانان برای حضور شرط میگذارند و صراحتاً اعلام میکنند روبهروی فرد خاصی نمینشینند؛ همین موضوع در چینش ترکیب موافق و مخالف اختلال ایجاد میکند.
او یادآور شد: برای نمونه، به یکی از مهمانان که فرهنگی بازنشسته بود با شوخی گفتم اگر کمی مخالفت میکردید حقوق بازنشستگیتان قطع نمیشد و ایشان پشت تلفن خندید. جالب است که گاهی خود سازمان هم از وضعیت بازنشستگی برخی افراد اطلاع دقیقی ندارد.
اکبرشاهی درباره مأموریت مرکز سیمرغ گفت: از ابتدا قرار بود برخی قالبهای فراموششده احیا شود و همزمان استعدادهای جوان در حوزههای مختلف تربیت شوند. در قالب تلهتئاتر بنا بود نمایشهای برگزیده جشنوارههای استانی انتخاب و به تولید تلویزیونی تبدیل شوند و این روند اکنون در مرحله اجرا قرار دارد.
در ادامه بهمنآبادی همچنین به عملکرد مرکز در تربیت نیرو اشاره کرد و بیان کرد: از زمان آغاز فعالیت سیمرغ تا امروز، تعداد قابل توجهی از استعدادهای جوان بهخصوص در حوزه کارگردانی معرفی شدهاند. کارگردانانی مثل اسفندیاری یا دهنوی که تجربههای جدی کسب کردهاند، امروز توان تولید آثار فاخر را دارند. به لطف تلاش مجموعههای مختلف، بهخصوص خانه تولیدات جوان، امروز دستمان در انتخاب کارگردان جوان باز است و میتوانیم با اطمینان از آنها در پروژههای بزرگ استفاده کنیم.

رییس مرکز سیمرغ با اشاره به حرکت گسترده این مرکز در حوزه تولیدات نمایشی، توضیح داد: پیشتولید چندین پروژه مهم بهطور همزمان در جریان است. وی درباره مجموعه «ایران همدل» توضیح داد که این اثر روایتگر موج همدلی مردم ایران در کمکرسانی به غزه است؛ از افراد بیبضاعت گرفته تا کسانی که داراییهای ارزشمند خود را برای همیاری اهدا کردند.
او در ادامه به مجموعه «ژیوان» اشاره کرد و گفت: این پروژه بر اساس یک رخداد واقعی در کردستان ساخته میشود؛ روایتی از برنامهریزی یک راهپیمایی ۲۲ بهمن که در دل آن انفجاری صورت گرفته است. وی تأکید کرد که این قصه امکان ارائه یک روایت دراماتیک از موضوعی دارد که پیشتر عمدتاً در قالب گزارشهای خبری دیده میشد.
مسئول مرکز سیمرغ توضیح داد: یکی از موفقیتهای سالهای اخیر، تلاش برای احیای روایتهای دراماتیک مرتبط با انقلاب اسلامی بوده است. به گفته او، این مرکز توانسته است مجموعههایی بسازد که بازنمایی هنری رویدادهای بزرگی همچون راهپیمایی ۲۲ بهمن را در قالب فیلم داستانی ممکن کرده است؛ کاری که به تعبیر او «در نوع خود پروداکشنی وحشتناک» محسوب میشود. مجموعه طنز آیتمی «با عرض معذرت» را نیز یکی از تجربیات موفق این مرکز است و فصل جدید این کار بهزودی وارد تولید میشود و متن آن در حال نهایی شدن است.
اکبرشاهی سپس به فصل سوم «آقای قاضی» پرداخت و توضیح داد که این مجموعه به دلیل نزدیکی به زندگی مردم با استقبال گسترده مواجه شده و اکنون مراحل پایانی پیشتولید خود را طی میکند. او همچنین «کوچه ایرانی» را از دیگر آثار در آستانه تولید معرفی کرد و گفت که کارگردانی این مجموعه را آقای طائف و تهیهکنندگی آن را آقای اشکزری برعهده دارند. او درباره پروژه «جنگ هویت زندگی» نیز توضیح داد که این مجموعه شامل دو فصل ۱۳ قسمتی است؛ فصلی درباره نقش مردم در جنگ ۱۲ روزه و فصلی دیگر درباره شهدای این نبرد که از اقشار مختلف انتخاب شدهاند.
او مجموعه «کلانتری» را در حال اتمام تولید دانست و اعلام کرد: دو فیلم «حاتم» و «شکارچی» نیز در مرحله پیشتولید قرار دارند. وی ادامه داد که دوربین مجموعه «مادران» روایتگر زندگی مادران شهدا، روشن شده و تولید مجموعه «فک و فامیلش» نیز ادامه دارد. آثاری چون «صدای قلب من»، «خیابان روزولت» و مجموعه «بهار شیراز» در تولید هستند. او همچنین یک مستند داستانی به نام «نقطه کور» را از تولیدات ویژه این مرکز است.
اکبرشاهی ادامه داد: اجرای مجموعه «کاپیتان» را نیز یک اتفاق مهم دانست؛ مسابقهای استعدادیابی که ایده اولیه آن در مرکز سیمرغ شکل گرفت اما به دلیل هزینه بالا با مشارکت شبکه ورزش به تولید رسید. به گفته او، حضور داورانی چون آقای چوپان در این مجموعه قطعی شده است. چند اثر مستند این مرکز به جشنواره «حقیقت» راه یافتهاند و این اتفاق را نشانه قدرت مستندسازی در این مرکز دانست.
او سپس به مجموعه «نقشآفرین» پرداخت و توضیح داد که این پروژه یک طرح استعدادیابی بازیگری است و با تجربه موفق آقای نعمتاللهی در حوزه نوجوان، در حال پیشتولید است.
درباره اطلاعات فصل هفتم «ایرانگرد» و چند پروژه دیگر بهزودی اعلام میشود.
در ادامه عقدایی رییس شبکه اینترنتی جامجم گفت: پروژه بزرگ پلتفرم جهانی جامجم پرداخت و توضیح داد که این طرح حاصل یکسالونیم تلاش برای ایجاد سکویی است که مخاطبان ۱۵۰ کشور بتوانند با سرعت مناسب به محتوای ایرانی دسترسی پیدا کنند. با تغییر الگوی مصرف رسانه، مخاطبان جهانی دیگر از گیرندههای ماهواره استفاده نمیکنند و به سمت پلتفرمهای آنلاین مانند نتفلیکس رفتهاند؛ به همین دلیل شبکه جامجم نیز ساختار خود را متحول کرده است.
او در پایان توضیح داد: نسخه جدید پلتفرم جامجم دارای زیرنویس خودکار چندزبانه با هوش مصنوعی، بخشهای گیمیفیکیشن و سامانه پیشنهاددهنده هوشمند خواهد بود. وی گفت که تغییر بستر پخش شبکه جهانی بر اساس مطالعات گسترده انجام شده و یک ضرورت راهبردی بوده است. یکی از نمونههای چابکسازی این شبکه را امکان پخش زنده توسط تلفن همراه دانست و توضیح داد که هر فردی در هر نقطه جهان میتواند با یک گوشی هوشمند، پخش زنده شبکه را در اختیار بگیرد. در کمتر از یک ماه آینده خبر مهمی درباره یکی از پروژههای هوش مصنوعی این مرکز منتشر خواهد شد؛ پروژهای که به گفته او ماهیت برنامه تلویزیونی دارد، هرچند در قالب خبر معرفی میشود.