تحلیلی بر آخرین تجربه‌ EA در بازآفرینی میدان نبرد / تکرارِ عظمت بدون آدرنالین | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۱۷:۰۲

تحلیلی بر آخرین تجربه‌ EA در بازآفرینی میدان نبرد / تکرارِ عظمت بدون آدرنالین

بتلفیلد ردسک Battlefield REDSEC می‌خواهد دوباره پرچم‌دار نبردهای آنلاین باشد، اما میان وسعت نقشه و سکون بازی گم می‌شود. 

الهه کاکایی/ صبا:  وقتی نام Battlefield را می‌شنویم، معمولاً تصویر نبردهایی پرانرژی با ساختمان‌های در حال فروریختن، تانک‌های غول‌پیکر و میدان‌هایی پر از هرج‌ومرج به ذهن می‌آید. این مجموعه‌ی قدیمی ساخته‌ی استودیوی دایس (DICE) از سوئد، همیشه نماینده‌ی جنگ‌های عظیم و پرهیجان بوده است. اما تازه‌ترین تلاش شرکت EA برای ساخت نسخه‌ای متفاوت از این مجموعه، یعنی بازی Battlefield REDSEC، بیشتر از آنکه یادآور هیجان باشد، شبیه تمرینی نظامی آرام و تکراری است.

میدان نبردی با قلبی سرد

REDSEC قرار است نسخه‌ای «بتل رویال» از Battlefield باشد؛ سبکی از بازی‌های آنلاین که در آن ده‌ها یا صدها بازیکن در یک نقشه‌ بزرگ فرود می‌آیند و در نهایت فقط یک تیم یا یک نفر زنده می‌ماند. ایده ساده است، اما اجرای آن همیشه به خلاقیت نیاز دارد. در این بازی، صد بازیکن به منطقه‌ای خیالی در جنوب کالیفرنیا به نام قلعه‌ی لیندون (Fort Lyndon) اعزام می‌شوند؛ جایی که طوفانی از دود سرخ و ابرهای تیره آرام‌آرام نقشه را می‌بلعد و بازیکنان را مجبور می‌کند به هم نزدیک‌تر شوند.

هر گوشه‌ی نقشه پر از جزئیات است: از فانوس‌های دریایی و زمین‌های گلف گرفته تا خیابان‌های متروک و ساختمان‌های در حال ساخت. در ظاهر، همه چیز هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد. بازیکنان می‌توانند با موشک‌اندازها سقف‌ها را منفجر کنند یا با تانک‌ها دیوارها را فرو بریزند. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این همه عظمت، به جای ایجاد هیجان، باعث پراکندگی می‌شود.
نبردها به‌ندرت فشرده‌اند و اغلب زمان زیادی را در جست‌وجوی دشمن می‌گذرانید. آن حس تپنده و سینمایی همیشگی Battlefield که همه‌چیز را در لحظه‌ای منفجر می‌کرد، اینجا جایش را به سکوت و انتظار داده است.

سربازان چهارگانه و مأموریت‌های تازه

REDSEC از سیستم کلاسیک چهار گروهی Battlefield استفاده می‌کند:

  • گروه Assault با سلاح‌های تهاجمی و توانایی حرکت سریع‌تر
  • گروه Engineer برای تعمیر وسایل نقلیه و باز کردن صندوق‌های قفل‌شده
  • گروه Recon برای شناسایی دشمن از راه دور
  • و گروه Support برای پشتیبانی و احیای هم‌تیمی‌ها.

اما ویژگی جالب‌تر بازی، اضافه شدن مأموریت‌های میان‌مرحله‌ای است؛ وظایفی کوچک که در میانه‌ هر نبرد ظاهر می‌شوند و به بازیکنان هدفی مشخص می‌دهند. مثلاً ممکن است مأمور شوید بمبی را در منطقه‌ای کار بگذارید یا نقطه‌ای را تصرف کنید. انجام این مأموریت‌ها، علاوه بر امتیاز، پاداش‌هایی مثل ارتقای سلاح، پهپاد شناسایی یا حمله‌ی هوایی به همراه دارد.

این بخش شاید ساده به نظر برسد، اما واقعاً تفاوت ایجاد می‌کند. دیگر لازم نیست بی‌هدف در نقشه پرسه بزنید. مأموریت‌ها باعث می‌شوند حس کنید در جنگی واقعی حضور دارید؛ با برنامه، دستور و هدف. حتی گاهی لو رفتن موقعیت‌تان در اثر انجام مأموریت، تنش و هیجان تازه‌ای ایجاد می‌کند.

تکرارِ عظمت بدون آدرنالین

با وجود تمام این جزئیات، REDSEC در بخش اصلی خود – یعنی بتل رویال – موفق نمی‌شود آن حس انفجاری و زنده‌ی سری Battlefield را منتقل کند. نقشه‌ بسیار بزرگ باعث شده بازیکنان پراکنده باشند و نبردها دیر اتفاق بیفتند. این مشکل شبیه دیدن یک فیلم جنگی با تصویر فوق‌العاده زیبا اما بدون ریتم است.

در مقایسه با رقبایی مثل Fortnite یا Call of Duty: Warzone، بازی هویت مشخصی ندارد. فورتنایت با رنگ و فانتزی بازی می‌کند، وارزون با سرعت و واقع‌گرایی، اما REDSEC میان این دو سرگردان مانده است. ظاهرش نظامی است، اما روحش خسته.

Gauntlet؛ بخش فرعی‌ای که بازی را نجات می‌دهد

اما درست وقتی از بازی ناامید می‌شوید، حالت دیگری به نام Gauntlet وارد میدان می‌شود؛ بخشی فرعی که در کنار بتل رویال ساخته شده و عملاً از آن جذاب‌تر است.

در Gauntlet، خبری از طوفان و بقا تا آخرین نفس نیست. اینجا هشت تیم چهارنفره در چند مرحله با یکدیگر رقابت می‌کنند تا بیشترین امتیاز را از مأموریت‌های مختلف به دست آورند؛ از تسخیر پایگاه گرفته تا دفاع از ماهواره‌ها و انتقال اطلاعات. در پایان هر مرحله، دو تیم ضعیف حذف می‌شوند و بقیه ادامه می‌دهند تا فقط دو تیم برای نبرد نهایی باقی بمانند.

این فرمول ساده، به‌شکلی هوشمندانه طراحی شده است. امتیاز هر مرحله در دقیقه‌ی آخر دو برابر می‌شود تا هیچ‌کس خیال نکند برنده شده. حتی اگر هم‌تیمی‌هایت قطع اتصال پیدا کنند، بازی بازیکنان برتر تیم‌های دیگر را جایگزین می‌کند تا رقابت حفظ شود.

Gauntlet یادآور بهترین روزهای DICE است؛ پر از هیجان، هدف و هماهنگی تیمی. ترکیبی از هرج‌ومرج کنترل‌شده‌ی Battlefield و رقابت پرشتاب بازی‌هایی مثل Fall Guys. واقعاً می‌شود گفت این بخش فرعی، بازی را از سقوط کامل نجات داده است.

دست آخر

بعد از ساعت‌ها بازی، تجربه‌ی REDSEC بیشتر شبیه تماشای فیلمی پرهزینه اما بی‌احساس است. صحنه‌ها زیبا هستند، اما ضربان ندارند. بخش بتل رویال خسته‌کننده می‌شود، ولی Gauntlet نشان می‌دهد هنوز امیدی برای نجات این سری وجود دارد. اگر EA و DICE آینده‌ی Battlefield را بر پایه‌ی چنین ایده‌هایی بسازند، شاید دوباره بتوان از هیجان واقعی میدان نبرد سخن گفت.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها