سه قاب از جهان انسان: بقا، سوگ و اسطوره | مجموعه رسانه ای صبا
امروز دوشنبه, ۲۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۳۸:۱۲
گفت‌وگوی صبا با سه کارگردان حاضر در جشنواره فیلم کوتاه تهران

سه قاب از جهان انسان: بقا، سوگ و اسطوره

در دومین روز از جشنواره فیلم کوتاه تهران، خبرنگار صبا با سه فیلمساز گفت‌وگو کرده است که هر یک مسیر متفاوتی را در فیلمسازی پیموده‌اند. اصغر لائی با دو فیلم «داروگ» و «زیارت» به تنهایی و معنای بقا می‌پردازد، آرمین اعتمادی در «ما قبل تاریخ» از فقدان و فروپاشی ذهنی سخن می‌گوید، و هادی رضایتی در «تیتان» سراغ ریشه‌های فولکلور و اسطوره در سرزمین تالش رفته است.

مریم عظیمی/صبا- در دومین روز از جشنواره فیلم کوتاه تهران، خبرنگار صبا با سه فیلمساز گفت‌وگو کرده است که هر یک مسیر متفاوتی را در فیلمسازی پیموده‌اند. اصغر لائی با دو فیلم «داروگ» و «زیارت» به تنهایی و معنای بقا می‌پردازد، آرمین اعتمادی در «ما قبل تاریخ» از فقدان و فروپاشی ذهنی سخن می‌گوید، و هادی رضایتی در «تیتان» سراغ ریشه‌های فولکلور و اسطوره در سرزمین تالش رفته است. سه گفت‌وگو با سه جهان متفاوت، که در عین تنوع، در یک نقطه به هم می‌رسند: جست‌وجوی انسان در مواجهه با خویشتن.

کارگردان فیلم «داروگ»: انسان‌ها تنهایی‌شان را با خود حمل می‌کنند

اولین حضور اصغر لائی در جشنواره فیلم کوتاه تهران به سال ۱۳۹۶ بازمی‌گردد. او امسال با دو فیلم «داروگ» در بخش داستانی ملی و «زیارت» در بخش اقتباسی، پنجمین حضور خود را به‌عنوان کارگردان تجربه می‌کند؛ در حالی که در دوره‌های پیشین جشنواره نیز به‌عنوان یکی از عوامل ساخت آثار مختلف، حضوری مؤثر داشته است.

فیلم «داروگ» به چه موضوعی می‌پردازد و ایده آن چگونه شکل گرفت؟

فیلم درباره دو شخصیت است که هر کدام با مشکلات خاص خود مواجه هستند، اما دغدغه اصلی آن‌ها «بقا» است. در طول کار روی فیلمنامه، تلاش کردیم معنای بقا را برای شخصیت‌ها مشخص کنیم و نشان دهیم که برای هر فرد این مفهوم می‌تواند متفاوت باشد. شخصیت‌های ما حاضر می‌شوند برای ادامه حیات، بقا و کسب درآمد، اقداماتی انجام دهند که در پرده سوم فیلم به تدریج مشخص می‌شود و مخاطب درمی‌یابد جریان داستان چیست.

از مدت زمان فیلم و پروسه ساخت و شرکت دادنش در جشنواره های دیگر  بگویید؟

مدت زمان فیلم ۹ دقیقه است. فیلمبرداری آن سه و نیم روز زمان برد و از زمان شکل‌گیری ایده تا تکمیل نهایی فیلم، تقریباً یک سال طول کشید. در این مدت، علاوه بر کار روی فیلمنامه و جزئیات، مسائل مالی نیز زمان پروژه را طولانی‌تر کرد. پخش بین‌المللی آن شروع شده، اما اولین حضور فیلم در جشنواره کوتاه تهران خواهد بود. البته پیش از این، فیلم در جشنواره منطقه‌ای سهند، که در تبریز برگزار شد، حضور داشت و در بخش صدا کاندیدا شد.

فیلم چند کاراکتر دارد؟ 

داستان اصلی حول دو شخصیت اصلی می‌چرخد، اما یک کاراکتر فرعی دیگر نیز در فیلم حضور دارد که در جریان داستان تأثیرگذار است. در داستان فیلم چند شخصیت وجود دارد، اما تنها سه نفر از آن‌ها به صورت کامل دیده می‌شوند، دیالوگ دارند و یک وجه مشخص از آن‌ها به نمایش گذاشته می‌شود. اولویت اصلی با دو شخصیت ابتدایی است، اما یک شخصیت سوم نیز در جریان داستان وارد می‌شود. بازیگران این فیلم آقایان سعید فرازمند، جلیل بشتام و بیژن رضایی، از بازیگران تئاتر و تلویزیون کرمانشاه هستند و تجربه همکاری با تلویزیون تهران و برخی آثار مهم دیگر را نیز دارند.

فیلم «زیارت»  چه موضوعی می‌پردازد

زیارت، برداشت آزادی از داستان کوتاه «اردل» نوشته‌ی محمدرضا شرفی خبوشان است. این فیلم در مازندران کار شده و داستان بر تنهایی و انزوای شخصیت‌های اصلی استوار است و به ارتباط یک پسر و مادر و مشکلاتی که در این مسیر با آن روبرو می‌شوند می‌پردازد. مشکلات ارتباطی میان انسان‌ها این روزها پر رنگ‌تر شده و البته بر خلاف تصور شاید خیلی هم ربطی به شهرنشینی نداشته باشد، چرا که انسان‌ها تنهایی‌شان را در هر محیطی با خودشون حمل می‌کنند حال می‌خواهد وسط تهران یا در جنگل‌های شمال باشد.

چالش‌های تولید در مناطق دور از مرکز چیست؟

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها کمبود تجهیزات و بالا بودن هزینه‌های مربوط به اجاره آن‌هاست. در غرب کشور، به ویژه کرمانشاه، اورامانات و کردستان، تجهیزات حرفه‌ای محدود و اغلب مستهلک هستند، بنابراین مجبور می‌شویم تجهیزات را از تهران منتقل کنیم. این جابه‌جایی تجهیزات، علاوه بر هزینه بالای اجاره، هزینه رفت و آمد را نیز به پروژه تحمیل می‌کند. در ساخت فیلم کوتاه مهمترین بحث، هزینه است. به عنوان مثال، فاصله تهران تا مناطق مرزی باعث می‌شود حداقل یک روز اضافه به برنامه فیلمبرداری افزوده شود که هزینه‌ای حدود ۲۰ میلیون تومان برای تجهیزات و رفت و آمد ایجاد می‌کند. بنابراین اگر دسترسی به تجهیزات حرفه‌ای در نزدیکی لوکیشن فراهم بود، مشکلات تولید بسیار کمتر می‌شد.

با توجه به حضورتان در چندین دوره‌ی جشنواره، روند ارتقاء سطح آثار را چطور می‌بینید؟

به نظرم سطح فنی آثار رو به رشد است اما از نظر داستان‌گویی هنوز جای کار وجود دارد. البته این امر قابل قیاس با بخش بین‌الملل نیست. چون در بخش بین‌الملل نگاه به فیلم کوتاه متفاوت است و محدودیت زمانی به گونه‌ای است که روایت باید کامل و دقیق باشد. در ایران معمولاً فیلم‌های کوتاه ۹، ۱۲، ۱۵ یا ۲۰ دقیقه هستند، اما در بخش بین‌الملل، بسیاری از آثار ۲۵ تا ۳۰ دقیقه‌ای هستند و فرصت بیشتری برای پرداخت داستان فراهم می‌شود. به نظر می‌رسد فیلم‌های ایرانی به تدریج به این مدت زمانی نزدیک می‌شوند. بنابراین هرچند در برخی دوره‌ها آثار در بعد داستانی بسیار قوی‌ بودند، اما هنوز نیاز به تمرکز بیشتر بر روایت داستان و توسعه شخصیت‌ها در برخی آثار شرکت‌کننده دیده می‌شود.

آرمین اعتمادی، کارگردان فیلم کوتاه «ما قبل تاریخ»: علاقه و رویای سینما همیشه در من وجود داشت

آرمین اعتمادی که سال ۱۴۰۲ با فیلم «رویای نیمه جان» در این جشنواره حضور داشته این بار با فیلم کوتاه «ما قبل تاریخ» بازگشته است. فیلم «ماقبل تاریخ» هم ‌اکنون در جشنواره ایسفا، خانه سینما نیز حضور دارد و تا این لحظه در سه رشته کاندید شده است. این فیلم که به مسئله فقدان می‌پردازد، سومین بخش از یک سه‌گانه در ژانر درام روانشناختی است.

فیلم «ما قبل تاریخ» چگونه شکل گرفت و به چه موضوعی می‌پردازد؟

این فیلم در واقع بخشی از یک سه‌گانه است که محور مشترک آن‌ها، مسئله درام روانشناختی است. هر سه فیلم، سایکودرام یا یک درام روانشناختی را به تصویر می‌کشند که در آن یک کاراکتر زن درگیر مسائلی در این زمینه است. در فیلم سوم یعنی «ما قبل تاریخ» شخصیت دچار ترومای حاصل از سوگ از دست دادن پارتنرش است. این فقدان باعث به‌ هم ‌ریختگی ذهنی او شده است. در تمامی این سه فیلم، فضا و زمان نه بازتابی از واقعیت بلکه بازتابی از ذهن کاراکتر هستند. فیلم «ما قبل تاریخ» در امتداد دو فیلم قبلی ساخته شد و هدف من این بود که یک تجربه‌ی فرمی در لوکیشن، فضا و زمان داشته باشم؛ به گونه‌ای که بازیگر اصلی، خانه خود را نه در فضایی بسته، بلکه در مکان‌هایی که از آنها خاطره دارد، مشاهده کند. برای مثال، خانه کاراکتر در خیابان، اتاق خواب او در لب ساحل دریا به تصویر درآمد. به این ترتیب، بازتابی از خاطره در تلاقی با واقعیت نمایش داده شد. سبک فیلم به سورئالیسم تنه می‌زند ولی ژانر آن درام روانشناختی است.

 از جلوه‌های ویژه یا تکنیک خاصی در فیلم استفاده داشتید؟

خیر، تأکید من بر این بود که به دلیل وقت‌گیر و پرهزینه بودن جلوه‌های ویژه، همچنین برای حفظ کنترل حس بازیگر و چیدمان صحنه، هیچ جلوه ویژه‌ای به کار نگیریم. تمامی دکورها ساخته شدند؛ برای مثال، اتاق خواب در لب ساحل به صورت چارچوبی بدون دیوار‌ و با چیدمان وسایل ساخته شد، به گونه‌ای که انگار دیواری وجود ندارد.

به نظر می‌آید که با یک تولید لوباجت روبرو نیستیم….

هرچند که فیلم یک پروژه کم‌ هزینه نیست اما در دسته فیلم‌های کوتاهی که این روزها با هزینه‌های میلیاردی ساخته می‌شوند نیز قرار نمی‌گیرد. خوشبختانه بیشتر عوامل کار در نهایت همراهی و با حداقل دستمزد در پروژه حضور داشتند چون کار با استفاده از پس‌انداز شخصی و وام‌ پیش رفت.

 

 کارگردان فیلم کوتاه «تیتان»: تعامل با نا بازیگر برایم جذاب است

«تیتان» چهارمین ساخته هادی رضایتی، فیلمی ۱۴ دقیقه‌ای و برآمده از داستان‌های فولک شهر تالش است که اولین حضور هادی رضایتی در جشنواره فیلم کوتاه تهران را رقم می‌زند.

ایده فیلم «تیتان» چگونه شکل گرفت و به چه موضوعی می‌پردازد؟

در شهر تالش و میان مردم آن منطقه، به سبب زندگی در جنگل و کوه، داستان‌ها و اسطوره‌های فولکلوریک بسیاری وجود دارد که به صورت سینه به سینه از نسل‌های گذشته به نسل‌های جدید منتقل شده‌اند. یکی از باورهای مردم آن نواحی، وجود غول در جنگل و کوه است. این اعتقاد و داستان‌ها الهام‌بخش من شد تا داستانی در ارتباط با آن روایت کنم. علاوه بر این، تحقیقات دیگری نیز در رابطه با اعتقادات و داستان‌های فولکلور در جغرافیاهای دیگر انجام دادم. برای مثال، افسانه‌ای به نام «بیوولف» در بریتانیا وجود دارد که انسانی با موجودی در جنگل مبارزه می‌کند و او را شکست می‌دهد. این داستان در ادبیات انگلستان به شکل منثور در آمده است و در سال ۲۰۱۸ جان گاردنر در کتابی به نام «گرندل» داستان بیوولف را از منظر غول یعنی همان گرندل روایت می‌کند. این کتاب به حدی مهیب است که کل تمدن بشری را زیر سوال می‌برد و به شدت تأمل‌برانگیز است. در واقع این دو کتاب منبع الهام من بودند. همچنین در داستان این اثر، از خرده داستان‌هایی مربوط به اسطوره‌های ابراهیم و اسماعیل و نوشته‌های هِرمان ملویل که نویسنده موبیدیک است نیز اقتباس کرده و الهام گرفته‌ام. در مجموع این داستان‌های فولکلوریک و افسانه‌ای که در مردم این منطقه وجود دارد و همچنین افسانه‌های مشابه در سایر جغرافیاها، سبب شد که من از هر کدام، بخش‌هایی را انتخاب و در داستانم استفاده کنم.

در زمینه تعامل با نا بازیگران و انتخاب آن‌ها چه مسیر و چالش‌هایی داشتید؟

برای من جذاب است که با نا بازیگرانی که توانایی دیالوگ گفتن و اکت به شکل حرفه‌ای ندارند کار و تلاش کنم تا بتوانند نقش خود را در فضایی که می‌خواهم به درستی ایفا کنند. علاوه بر آن، در اشل فیلم کوتاه من به گونه‌ای است که نمی‌توانم بازیگران حرفه‌ای غیر بومی را به آن طبیعت و زیست بوم نزدیک کنم چرا که زمان کوتاه است و ممکن است نتوانند کاراکتر را کامل درک کنند اما انسان‌هایی که در آن جغرافیا زندگی می‌کنند و آن طبیعت و زیست بومی را تجربه کرده‌اند به مراتب از لحاظ درک آن موقعیت نزدیک‌تر هستند و نیاز به یکسری راهنمایی‌ها دارند تا بتوانند آن فضا و کاراکتر را درست بازی کنند. البته ممکن است کاراکترها در نهایت آنقدر پخته و آنگونه که بازیگران ایفا می‌کنند از آب در نیاید اما برای من هم نوع پوشش و هم چهره و ظاهری که سختیِ زیست در آن جغرافیا شکل داده بسیار جذاب‌تر است.

ژانر فیلم «تیتان» چیست؟

این فیلم در فضای درام شکل می‌گیرد، اما یک فضای میستری و عناصر رازآلود بودن نیز در آن وجود دارد. تمام تلاش من این بود که فیلم به سمت ژانر وحشت یا مشابه آن نرود، زیرا این مسئله محوریت داستان من نبود. هدف من شکل‌گیری یک فضای رازآلود و پرسش برانگیز بر بستر یک درام بود.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها