
احمدرضا محمودی/صبا؛ «دچار» محصول سازمان هنری رسانهای اوج به مناسبت اربعین حسینی است که هر شب به شکل زنده از کربلای معلی و شبکه افق پخش میشود. لواسانی در این برنامه میزبان هنرمندان، شاعران، نویسندگان و… است و تلاش میکند موضوع اربعین، عاشورا، امام حسین (ع) و… را با زبان هنری واکاوی کند.
درباره «دچار» با مژده لواسانی گفتوگو کردهایم.
شما سالهاست برنامههای اجتماعیفرهنگی اجرا میکنید و درحالحاضر مجری برنامه «درجه یک» هستید. چه عاملی باعث میشود همچنان اجرای برنامههای مذهبی، مثل «دچار» در کربلای معلی را بپذیرید؟ این تجربه چه تفاوتی با برنامههای دیگر برایتان دارد؟
از ده سال پیش، زمانی که بهعنوان اولین مجری زن در کربلا، برنامهای را به تهیهکنندگی آقای ماندگاران در شبکه دو بهصورت زنده اجرا کردم، تاکنون هیچوقت نتوانستهام به اجرای برنامههایی در کربلا و در جوار امام حسین(ع) که البته با ساختار درست و تماشایی هستند، «نه» بگویم. چون معتقدم این نوع برنامهها، فارغ از هر ژانر دیگری که تجربه کردهام، جایگاه ویژهای دارند. برای من این کار، یک فعالیت عاشقانه است که از تعریف معمول «کار» جداست. البته در «دچار» من اجرای برنامه صرفاً معارفی یا مذهبی ندارم، مهمانان ما عمدتا چهرههای فرهنگی و هنری هستند؛ هنرمندان یا شاعران. گفتوگوها حول محور عشق به امام حسین(ع) و پیوند آن با فرهنگ و هنر شکل میگیرد. بنابراین «دچار» یک برنامه معارفی نیست، بلکه برنامهای است که با هدف نشاندادن عشق به امام حسین(ع) ساخته میشود و این ویژگی مشترک همه مهمانان ماست، فارغ از شغل، جایگاه یا تفکرشان.
برخی ممکن است «دچار» را فعالیتی صرفا معارفی ببینند، آیا نگران این نگاه نبودید و چه پاسخی دارید؟
از همان ابتدا، وقتی اجرای برنامه از طرف مهدی سموعی تهیهکننده محترم «دچار» به من پیشنهاد شد، با توجه به شناختی که از او داشتم و توضیحاتی که ارائه کردند و همچنین شناختی که سازمان اوج از من و سبک اجرایم داشت، روشن شد که «دچار» برنامهای معارفی نیست، بلکه یک برنامه اجتماعیفرهنگی است که در فضای ویژهای مانند کربلای معلی تولید میشود. هدف آن، نشان دادن عشق به امام حسین (ع) در میان افرادی است که شاید آنها را به واسطه هنرشان بشناسیم و کمتر از ارادتشان به حضرت خبر داشته باشیم. البته من به هیچ عنوان قصد قضاوت ندارم که آیا یک برنامه صرفاً معارفی بهتر است یا نه؛ این نوع برنامهها نیز جایگاه و ضرورت خود را در تلویزیون دارند.
بازخورد مخاطبان نسبت به اجرا در چنین برنامههایی چگونه بوده است؟
خوشبختانه بازخوردها بسیار خوب بوده است. اما واقعیت این است که وقتی برای امام حسین(ع) کاری انجام میدهم، چندان به بازخورد و قضاوتها فکر نمیکنم. در این سالها بهقدری درباره اربعین و مناسکش حاشیه و هجمه وجود داشته که برخی افراد حتی در نشان دادن ارادتشان محتاط شدهاند. اما در این موضوع خاص، من هیچ ترس و تردیدی ندارم و به راحتی ارادتم را نشان میدهم. معتقدم آنکه باید ببیند، میبیند و امیدوارم که از ما قبول کند، این تمام امید و دعای من است.
تفاوت اصلی «دچار» با دیگر برنامههای اربعین چیست؟
اغلب برنامههای اربعینی رویکرد معارفی دارند، اما «دچار» با مهمانان فرهنگی و هنری خود میخواهد با مخاطبانی ارتباط بگیرد که شاید بیشتر مجذوب چهرههای سرشناس هنری باشند. دیدن اینکه فردی مثل محمد اصفهانی چه میزان ارادت به امام حسین(ع) دارد بهنظر من بسیار اثرگذار است و لازم است از این جنس برنامهها بیشتر ساخته شود.
برای جلوگیری از فضای شعاری در گفتوگوها، چه روشی را انتخاب کردید؟
سبک گفتوگوی من همیشه این بوده که اجازه بدهم مهمان حرف خودش را بزند، بدون اینکه چیزی را به او القا کنم یا سؤالهای شعاری بپرسم. این باعث میشود عشق و احساس، خودبهخود جاری شود. مثلا آقای مصطفی راغب با تمام قلبش از امام حسین(ع) گفت و هزاران پیام در اینستاگرامم دریافت کردم که این گفتوگو چقدر به دل نشسته است، چون واقعی و صادقانه بود. در «دچار» هم بیشتر با مرور خاطرات مهمانان و تجربههایشان، ارادتشان به امام حسین(ع) را روایت میکنیم.
کار در کربلا، بهویژه در ایام اربعین، چه سختیها و محدودیتهایی دارد؟
کار در کربلا بسیار دشوار اما شیرین است. بهخصوص در ایام اربعین که بهدلیل ازدحام جمعیت، گرمای شدید نیمه مرداد و مسدود بودن مسیرهای تردد جز با پای پیاده میسر نیست و شرایط بسیار سخت است. اما این انتخاب ماست و هر سختی در این مسیر با شیرینی همراه میشود. تمام اعضای تیم با عشق کار میکنند.
وقتی ده سال پیش بهعنوان نخستین مجری زن در کربلا جلوی دوربین رفتید، بزرگترین چالش ذهنی یا احساسیتان چه بود؟
آن لحظه بسیار خاص بود. معمولاً سعی میکنم در برنامهها گریه نکنم، اما آن روز وقتی برای پلاتوی سلام آماده شدم و دیدم پشتسرم گنبد امام حسین (ع) و روبهرویم گنبد حضرت عباس (ع) است، نتوانستم جلوی گریهام را بگیرم و برنامه را با اشک آغاز کردم. سال ۹۴، نخستین بار بود که یک مجری زن چنین برنامهای را اجرا میکرد و این برای من خاطرهای بسیار مقدس و فراموشنشدنی است. البته چالش بزرگم این بود که آیا لیاقت حضور در چنین فضایی را دارم یا نه.
اجرای زنده در فضای معنوی و شلوغ اربعین چه تفاوتی با اجرای ضبطی استودیویی دارد؟
اجرای زنده در چنین فضایی، علاوه بر سختیها، تمرکز زیادی میطلبد، اما احساس حضور در حریم معصومین (ع) همه چیز را متفاوت میکند.
در میان برنامههایی که این سالها در کربلا اجرا کردهاید، کدام لحظه یا مهمان برایتان فراموشنشدنی بوده است؟
نخستین اجرای ده سال پیش برایم بسیار مهم بود. در «دچار» هم لحظات شاعرانهای با آقای برقعی و گفتوگوهای خاصی با آقای راغب داشتیم. همچنین زمانی که محمد اصفهانی برای اولینبار در کربلا و روبهروی حرم اجرای زنده کرد، لحظهای بسیار عاطفی و تأثیرگذار بود.
آیا فضای رسانهای کربلا فرصت خلاقیت بیشتری فراهم میکند یا محدودیتها غالب هستند؟
محدودیتها زیاد است، اما عشق مهمانان به امام حسین (ع) باعث میشود بتوان گفتوگوهای متفاوتی نسبت به شخصیتشان خلق کرد.
چه معیارهایی برای انتخاب مهمانان و آیتمها داشتید؟
مهمانان باید هم در حرفه و شخصیتشان از مقبولیت عمومی برخوردار باشند و هم سطح حرفهای بالایی داشته باشند. خوشبختانه این معیارها در انتخاب مهمانان «دچار» رعایت شد.