
به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، نمایش «مجنون آن لیلی» همانطور که از عنوان آن مشخص است، اثری است که مبنای داستانی آن بر اساس منظومه «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی شکل گرفته و کارگردان اثر کوشیده است تا میان «ادبیات»، «تئاتر» و «موسیقی» پیوندی دراماتیک و معنادار ایجاد کند.
«مجنون آن لیلی» ساختاری غیر معمول دارد و برای پیشرفت سیر وقایع در آن از راوی(رشید کاکاوند) استفاده شده است. تدبیری هوشمندانه که سبب شده ریشههای ادبی اثر جاودانه نظامی در آن برجسته باشد. پیمان خازنی کارگردان و آهنگساز این نمایش، توجه ویژهای به عرفان شرقی داشته و تلاش کرده است تا بنیان نمایش خود را برپایه این بینش معنوی شکل دهد.
کورئوگرافی، طراحی نور و لباس، سازبندی، تم غالب موسیقی و مهمتر از همه شیوه بازنمایی سلوک و درونیات پرسوناژها، هر یک به نوعی بازتابی از نگرش شرقی در خصوص مسائل عاشقانه و عرفانی را بازتاب میدهد.
خازنی همچنین در رویکردی قابل تحسین، به ریشههای عربی داستان «لیلی و مجنون» نیز توجه داشته و با استفاده از سازهایی همچون قانون و عود(بربط) که در میان جوامع عرب و ایرانی شناخته شده و محبوب است، فضاسازی مناسبی را شکل داده و به انجام رسانده است. «مجنون آن لیلی» روایتگر مصائبی است که مجنون در راه پر تلاطم عشق متحمل آن شده است.

کارگردان اثر مواجهه قیس(مجنون) با مضمونی چون عشق را در قالب لحن و بیانی حماسی صورت بندی کرده و با شرح روایتهایی که توسط کاکاوند بیان میشود، نمودی تمثیلی نیز برای آن در نظر گرفته است. مسیر قصهگویی در «مجنون آن لیلی» بر اساس روایتهایی منسجم از منابع مختلفی در ادبیات فارسی طراحی شده است و رشید کاکاوند که پیش از این با حضور در برنامههایی همچون «رادیو هفت» و «کتابباز» دریچهای تازه از شعر و عرفان در ادب فارسی را پیش روی مخاطبان گشوده بود، با لحن و بیانی یکدست، راوی ماجراست و به گونهای سوبژکتیو و با استفاده از منابعی چون منظومه لیلی و مجنون نظامی، فیه ما فیه مولانا و… تصاویری یکدست و دلنشین را در ذهن مخاطبان خلق میکند.
خازنی این قصه پر سوز و گداز را با خلاقیت ویژه و در قالب نمایشی با لحنهای چندگانه عرضه کرده است. به کارگیری از قالبی حماسی در بیان و بازی پرسوناژها و خصوصا مجنون، در عین بازتاب غلیانهای حسی و درونی این کاراکتر باعث شده تا «مجنون آن لیلی» که به دلیل ریشههای ملودراماتیک خود میتوانست به سادگی در ورطه سانتیمامتالیسم گرفتار شود، از این آسیب در امان بماند.
کارگردان نقش برجستهای در تصویر کردن این نمایشنامه دارد و ورای متن منسجمی که در اختیار داشته است، کوشیده تا با طراحی حرکات و کرئوگرافی با وجود تمام محدودیتهای موجود در این زمینه، روایت خود از این قصه کهن را هرچه بیشتر به ذات بنیادین عالم نمایش نزدیک کرده و موفقیت در اجرای آنها باعث شده تا سویههای خیالانگیز اثر تقویت شود.
پیمان خازنی در نمایش تازه خود در عین توجه به جزئیات و تدارک دیدن ضیافتی چشم نواز از قصهای منسجم، طراحی نور مناسب و چینش درخور اجزا در قالب صحنه پردازی مینیمال، در طراحی برخی از لحظات نمایش دچار اطناب و مطول گویی شده و زمان طولانی اجرای این نمایش ممکن باعث انفصال تماشاگر از فضای اثر در لحظات پایانی اجرا شود.
همچنین بازی هنرمندانه عمار تفتی ایفاگر نقش قیس، در کیفیت نهایی«مجنون آن لیلی» و باورپذیر بودن آن برای تماشاگر نمودی محسوس دارد. او انرژی فراوانی را برای خلق این کاراکتر صرف کرده است و موفق شده خوانش شخصی خود را نسبت به نمونهای که از مجنون در ذهن مخاطب وجود دارد، ارائه دهد.
تفتی لحن و بیان حماسی موجود در گفتار و رفتار مجنون و تالمات روانی او را به گونهای ظریف نقش پردازی کرده و در بازنمایی مفاهیم عمیق عاشقانه همچون تشبیه عشق به میدان نبرد با خویشتن و بیان معنایی آن به عنوان مجرایی از قطع تعلق نظر به غیر، موفق است.
«مجنون آن لیلی» با توجه به داستانی گیرا و مشهور از ادبیات فارسی طراحی شده و رویکردهای خلاقانه و متفاوت آن در اجرا و متن از نقاط قوت آن به شمار میآید و تماشای آن میتواند تجزبه دلنشینی را برای مخاطبان رقم زند.
