به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، امسال بخش صحنهای چهلودومین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر میزبان آثار متعدد هنرمندان از سراسر کشور بود. در این بخش نمایش «خانههای اجارهای» از استان کرمان به نویسندگی و کارگردانی مازیار رفعتی حضور داشت که یک مضمون فرا ملیتی را محور اثر خود قرار داده بود.
رفعتی، معتقد است شخصیت اصلی نمایش او زنی بانام «مستوره» است که در دنیای مردانه برای ایجاد صلح میجنگد تا شرایط زندگیاش را بهبود بخشد. درونمایه نمایش، تلاشی دراماتیک و نمایشی از مواجهه مستوره با دردهای زندگی است.
تئاتر پیام دوستی و محبت است
نویسنده و کارگردان نمایش «خانه اجارهای» درباره چگونگی شکل گرفتن ایده پرداخت به داستان مهاجرت و شرایط افغانها در ایران گفت: داستان مهاجرت داستان غریبی نیست و اگر شما در همه جای دنیا وطن داشته باشید مهاجرت یک اصل است که همیشه دغدغه انسانها بوده است.از طرفی چون مهاجرت بین قوم افغان و ایران همیشه مسئله ساز و مملو از اتفاقات نمایشی دراماتیکی است که درون آن جریان دارد، برای من این ایدهای جذاب و کارا به نظر آمد که به فرهنگ و خلق و خوی افغانها بپردازم و مسائل زندگی آنها را واکاوی کنم و به جنبههای نمایشیاش بپردازم به همین دلیل سعی کردم در قالب یک داستان واحد درد افغانها را بگنجانم و آن مواجهه دراماتیک با درد واقعی غریبی گفته شود.
او درباره اینکه نمایش «خانهای اجارهای» چه مسیری را طی کرده است تا به جشنواره تئاتر فجر چهل و دوم برسد، گفت: از اجرای عمومی در شهرستان شروع کردیم و طبق روال جشنوارههای استانی، کارهای برگزیده که به مرحله منطقهای میرسند، ما در جشنواره منطقهای خاوران مشهد نماینده کرمان بودیم و برگزیده جشنواره خاوران شدیم و در نهایت در جشنواره فجر حضور پیدا کردیم. برای بنده این سومین سال است که در جشنواره فجر اجرا دارم، در دو سال قبل هم در بخش رقابت صحنهای با نمایش «به رسم عاشقی» حضور داشتم یک سال از طریق استان کرمان و سال بعد ازطریق ایلام کارها به جشنواره رسیدند.
مازیار رفعتی درباره برخورد مخالفان حضور در این دوره از جشنواره افزود؛ نظرهای مخالف همچنان به حضور ما خرده میگیرند، طوری که هنوز هم که روی سن ایستادهام مردد بودم که شرکت کنم یا خیر! یا اینکه چه چیزی درست است و چه چیزی غلط؟ چیزی که برای من مهم بوده و هست، تداوم و حضور در تئاتر است. معتقدم تئاتر هم یک جریان است که حرف خودش را میزند و نمیتواند وابسته به حرف کسی یا گروه خاصی باشد. تئاتر راه خودش را میرود و چقدر خوب است که مستقل و آزاد اندیش حرکت کند.
این کارگردان جوان در پایان افزود: خیلی خوشحال هستم که در تهران هستم و به این بهانه دوستان قدیم و همکلاسیهای خوب گذشتهام را دیدم، فارغ از همه چیز تئاتر برای من یک دید و بازدید است و خوشحالم که توانستم بعد از سالها اساتید، هنرمندان و فضای تئاتر تهران را ببینم. به نظر من تئاتر پیام دوستی و محبت است.
این نمایش داستان یک تمدن و فرهنگ است
محمد تقی دامردان، شاعر اهل افغانستان که در پایان اجرا شعر خود را با محوریت اتحاد و یکدست شدن در جهان قرائت کرد، درباره حضور خود در جشنواره و همکاری با این نمایش گفت: این شعر دلیل نوشتن این نمایشنامه شد و به قول جناب آقای رفعتی وقتی شعر را خواندم این ذهنیت در ایشان ایجاد شد که نمایشنامهای را با این مضمون آماده صحنه کند. آقای رفعتی وقتی نمایشنامه را به نگارش درآوردند با من مشورت کردند، من نیز تا حدی که توانستم روی لهجه و گویش این نمایشنامه با استاد رفعتی همکاری کردم ولی در قسمت تکنیکهای نمایشی و کار نمایشی تجربهای نداشتم. من داستان «خانههای اجارهای» را داستان یک شخص و یک خانواده نمیدانم، این نمایشنامه داستان یک فرهنگ و یک تمدن است که توسط شمشیر جغرافیایی تکه تکه شده و حالا این تکهها آمدهاند تا نقل خودشان را برای ما و شما روی صحنه بازگویند. اینکه شما با این داستان همدردی میکنید و در دل شما مینشنید به این دلیل است که این درد در تک تک ژنهای شما حضور دارد، درد اجداد و نیاکان ما که زمانی همگی از یک سرزمین به نام پارس بودند. در ناخودآگاه و ضمیر همه ما هست که روزی همه ما یک ملت و یک کشور بودیم و دست استعمار ما را جدا نکرده بود و تبدیل شدیم به همسایههای جدا از هم مانند؛ افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان، هندوستان و پاکستان. داستان این جدایی و این اتفاقات درد مشترک ماست.
دامردان افزود: کاری که دوستان بزرگوار ما در قسمت اجرای نمایشنامه داشتند بی نظیر بود من خودم اولین بار که اجرا را دیدم فکر نمی کردم بازیگران آن ایرانی باشد،بازیگران این نمایش آنقدر خوب و مسلط لهجه و گویش افغان را اجرا کردند که من وسط نمایش متوجه شدم که این دوستان ایرانی هستند.
این شاعر فرهیخته افغان در پایان کلام خود درباره تاثیراین اجرا را روی دوستان هموطن افغان گفت: این نمایش قطعا تاثیری شگرفی هم بر هموطنان افغانستانی و هم تباران ایرانی و تاجیکستانی من داشته است. همان طور که میدانید ما امروز از میان همه آن کشورهای فارسی زبان تنها سه تا کشور فارسی زبان برایمان مانده است. به نظرم این نمایش یک اثر برون مرزی است و مخاطبان آن از همه جهان میتوانند باشند و حامل اندیشه و تفکری است که باید به جایگاه رویت مخاطبان اصلی خود برسد.