نگاه من به جهان، تراژیک است | مجموعه رسانه ای صبا
امروز دوشنبه, ۱ تیر , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۵۸:۱۸
قطب‌الدین صادقی در گفت‌وگو با صبا:

نگاه من به جهان، تراژیک است

قطب‌الدین صادقی گفت: نگاه من همیشه به جهان نگاهی تراژیک است. ازاین رو، من قصه انسان‌های بزرگ را به روی صحنه می‌برم، مثل هملت، پرومته، آنتیگون و اصولا قهرمانانی که تسیلم‌ناپذیرند و تاوان تسلیم‌ناپذیری خود را هم می‌دهند.

به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، تازه‌ترین نمایش قطب‌الدین صادقی، کارگردان باسابقه تئاتر باعنوان «عروسی خون» در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت. این اثر برداشتی از نمایشنامه‌ای به قلم لورکا است و صادقی درجایگاه کارگردانی باسابقه درعرصه تئاتر، تلاش کرده است تا این اثر را به مدد قرائتی موازی و متناسب با جهان امروز به روی صحنه ببرد. اجرای این نمایش فرصتی را فراهم کرد تا با این هنرمند درباره ویژگی  و جایگاه آثار لورکا درادبیات نمایشی ایران به گفت‌وگو بنشینیم.

٭٭٭باتوجه به این‌که تازه‌ترین تئاتر شما یعنی «عروسی خون» برگرفته از  نمایشنامه‌ای از لورکا به همین نام است، اگرممکن است درباره جایگاه لورکا در ادبیات نمایشی جهان و همین‌طور در تئاتر ایران توضیح دهید.

لورکا قبل از هرچیز شاعر بزرگی است، او از سنت فرهنگ تغزلی گرانادا می‌آید که به شدت تحت‌تاثیر فرهنگ عربی است. بعداز حمله مسلمانان مور (ترکیبی از مراکشی و موریتانی) درسال ۷۱۱ میلادی به اسپانیا و شکست این کشور، پانصدسال طول کشید تا اسپانیا استقلال خود را به دست بیاورد. طبیعی است که در دوره استعماری، اسپانیا به‌شدت در فشار بود و از طرفی در معرض تغزل عربی هم قرارگرفته بود، درواقع لورکا از چنین فضایی برخاست. او با شاعران و نقاشان بزرگ دوره خود مانند سالوادر دالی همنشینی داشت و به دلیل گرایشات سیاسی جذب سوسیالیست و درنهایت هم کشته شد. لورکا یکی از خلاق‌ترین آدم‌هایی است که شعر را با درام درهم‌آمیخت و رئالیسم شاعرانه‌ای که ازاین رهگذر پدید آورد به معنی واقعی، یک خانه‌تکانی عظیم و عجیبی را علیه ناتورالیستم ایجاد کرد. می‌توان گفت، او با آثارش که هرکدام رگه‌های شاعرانه‌ای دارند فرهنگ روستایی، اسطوره‌ای و مردمی اسپانیا را زنده کرد.

٭٭٭به همین خاطر است که «عروسی خون» از دید منتقدین درکنار آثاری چون «خانه برنارد آلبا» و «یرما» جزو سه گانه روستایی محسوب می‌شود؟

همین‌طوراست! البته لورکا نمایشنامه‌های زیادی دارد که محور اغلب آنها برآمده از ناکامی احساسی و فردی خودش بوده است. روحیه او از جنبه‌های رمانتیک زیادی برخوردار است و به دلیل همین ویژگی است که او به‌خوبی خصوصیت آدم‌های ناشاد را می‌شناسد. از همه مهم‌تر او همواره در آثارش به روحیات زنان توجه زیادی داشته است، در “عروسی خون این مولفه به چشم می‌خورد. درسال‌های اخیر، مخاطبان  توانسته‌اند به درک بهتری نسبت به آثار لورکا برسند. دکتر رفیعی سه‌کار از لورکا را روی صحنه برد که متاسفانه من فقط یکی از آنها را  دیده‌ام. ایشان توانست حقیقت وجودی آثار لورکا را با این سه کار به خوبی نشان دهد. ولی بعضی از کارگردانان دیگر، کم‌و‌بیش در زمینه اجرای آثار لورکار دست به این خلاقیت زده‌اند و شاید بهتر باشد بگویم نتوانسته‌اند آن‌طور که باید آثار او را روی صحنه تئاتر نشان دهند. آنچه که به اشتباه در بعضی ازاین آثار صورت گرفته این است که از زنان آثار لورکا به‌عنوان انسان‌های ناکام یاد شده است. درحالی‌که زنان درآثار او انسان‌هایی شکست‌ناپذیر و طغیان‌گر هستند و من سعی کرده‌ام این جنبه از کارهای او را دراین نمایش با قرائتی موازی و متناسب با جهان امروز روی صحنه بیاورم.

٭٭٭مخاطبی که امروز به تماشای نمایش شما می‌نشیند چقدر می‌تواند به درک تازه‌ای از این اثر لورکا برسد؟

البته این سوال را باید از مخاطب پرسید. من سعی کردم وجه طغیان‌آمیز آثار او را با نمایش عروسی خون مطرح کنم. چون شدت سنت‌های کهن، آیین‌های بازدارنده و مناسبات دیرین همیشه در طول تاریخ به قدری زیاد بوده که دست و پای انسان‌ها را بسته است. لورکا درتمام آثارش به این مسئله توجه زیادی دارد. همان‌طور که اشاره کردم، آثار لورکا برخلاف تلقی اشتباهی که از او صورت گرفته، نمایانگر روحیه شکست‌پذیری او نیست. لورکا تسلیم‌ناپذیر است و قهرمانان آثارش هم از چنین روحیه‌ای برخوردارند. ازاین نظر، معتقدم ضرورت دارد ظرفیت حقیقی آثار او کشف شود.

٭٭٭انگیزه شما از اجرای چنین نمایشی چه بوده است؟

نگاه من همیشه به جهان نگاهی تراژیک است. ازاین رو، من قصه انسان‌های بزرگ را به روی صحنه می‌برم، مثل هملت، پرومته، آنتیگون و اصولا قهرمانانی که تسیلم‌ناپذیرند و تاوان تسلیم‌ناپذیری خود را هم می‌دهند. هرکدام ازاین قهرمانان با چیزی در جهان، درحال جنگ هستند و این جنگ را تا جایی ادامه می‌دهند که با آخرین مائده آسمانی که همان غرور است با مرگ روبه‌رو شوند. قهرمان آثار تراژیک مثل درخت جلوی باد می‌ایستد و می‌شکند ولی خم نمی‌شود. شخصیت عروس دراین نمایش که با دو صحنه اول و آخر نسبت به آن تاکید بیشتری شده است هم نمادی از تسلیم‌ناپذیری انسانی است که در رویارویی و جنگ با سنت‌هاست.

٭٭٭فکرمی‌کنید مخاطبی که به تماشای «عروسی خون» می‌نشیند چقدر باید قبل از تماشای نمایش نسبت به آثار او پیش‌زمینه ذهنی داشته باشد؟

الزامی دراین زمینه وجود ندارد. ولی بعضی از مخاطبان لورکا را می ‌شناسند و متوجه تفاوت‌ها می‌شوند. اگر من می‌خواستم اصل نمایش را اجرا کنم باید مدت زمان نمایش را سه ساعت‌و‌نیم می‌گذاشتیم که خب! این مسئله امکان‌پذیر نیست و از حوصله مخاطب هم خارج است. به‌عنوان مثال، در اصل نمایشنامه، صحنه‌ای هست کاراکترها فقط به اندازه ۴۵دقیقه شعر می‌خوانند و مخاطب کم حوصله امروز این صحنه را برنمی‌تابد. من سعی کردم به بدنه رویداد، اکسیون و ماجرا دراین نمایش تکیه کنم و حتی خودم بعضی از جملات را کم و زیاد کرده‌ام. درواقع می‌خواستم متن را از آن خودم و گروه کنم تا با اثری مواجه باشیم که از سروته مشخصی برخوردار است و می‌تواند برای مخاطب امروز قابل‌عرضه باشد. درواقع به پیش‌زمینه به این شکل معتقد نیستم، بلکه تصور می‌کنم از طریق تئاتر است که می‌توان لذت و دانش را به مخاطب ارائه داد. ضمن این‌که برای دیدن یک اثر هنری ضرورتی ندارد تا برای جلب مخاطب، از حافظه شخصی و تاریخی استفاده کنیم. خوشبختانه ماهیت تئاتر همیشه به گونه‌ای بوده است تا بدون واسطه با مخاطب ارتباط برقرار کند و به‌عنوان یک هنر مستقل و مرجع،مسائل مورد نظر را مورد بازآفرینی و بازخوانی قراردهد.

٭٭٭در روزهای گذشته به مناسبت هفته جهانی درام تراپی نشان ابن‌سینا به شما اهدا شد، بی‌مناسبت نیست اگر از شما بپرسم، امروز تئاتر چقدر می‌تواند درمانگر آلام اجتماعی باشد؟

خیلی زیاد! آدم‌هایی که به تئاتر می‌آیند از طریق همذات‌پنداری با قهرمان، سرنوشت غریبی را همزمان تجربه می‌کنند. درواقع تئاتر به مخاطب این امکان را می‌دهد تا تمام اضطراب‌ها و معضلات بشری را مرور کند، موقعیت‌های روانی را ببیند، راه‌حل ها و  راه برون‌رفت را پیدا کند. بنابراین؛ تئاتر هم از نظر روانشناسی فردی مهم است و هم از نظر روانشناسی جمعی. یک جامعه مدنی به جای این‌که برای حل کردن مشکلات خود به راه‌های خشن و غیرمتمدنانه متوسل شود و مسائلش را کف خیابان با زدوخورد و حذف فیزیکی یکدیگر حل کند، می‌تواند به‌مدد تئاتر راه‌حل دیگری را برای مشکلات خود بیابد. ما امروز نیازمند یک جامعه هنری هستیم تا بتوانیم مسائلمان را از طریق آثار نمایشی حل کنیم و طبیعی است که اگر به فرامتن و فرا زبان دست نیابیم، از حل کردن مسائل فردی و جمعی‌مان ناتوان خواهیم ماند. تئاتر این شانس بزرگ را به ما می‌دهد که ازاین نظر به سلامت جسم و روحمان بیشتر بپردازیم.

آزاده صالحی

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها