نگاه من و کارگردان به دنیا یکی است | مجموعه رسانه ای صبا
امروز دوشنبه, ۱ تیر , ۱۴۰۵ ساعت ۲۳:۱۷:۰۲
مرتضی دلداده در گفت‌وگو با صبا:

نگاه من و کارگردان به دنیا یکی است

بازیگر نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند» گفت: نگاه من و «مجید شکری» کارگردان این اثر به دنیا یکی است. 15 سال است که در تئاتر همراه با یکدیگر فعالیت می‌کنیم. به خوبی روحیات و نظرات یکدیگر را می‌شناسیم و در کارهای مشترک به تفاهم کاملی رسیده‌ایم.

به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند» به عنوان یک اثر بازیگرمحور، بر توانایی‌های دو بازیگر اصلی بنا شده است و «مرتضی دلداده» بازیگر باسابقه تئاتر به خوبی از پس این چالش بر آمده است. او توانسته با درک درست از دو کاراکتری که در این نمایش بازی می‌کند، مخاطب را نگران سرنوشت این دو شخصیت کند. در کارنامه کاری دلداده آثاری نظیر کانتینر، بابا سیبیلو، تصویر مصور مظفری، ادواردو، پروفسورها و … دیده می‌شود. نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند»  روایت‌گر آدم‌هایی است که تلاش می‌کنند به هر طریقی به آرزوهای فروخفته خود دست پیدا کنند و به سراغ مسیرهایی می‌روند که شاید برایشان به جز تباهی، نتیجه دیگری در پی نداشته باشد. مجید شکری با استفاده از این تم محوری، تلاش می‌کند در قالبی سوررئال نمایش خود را در فرم‌های مختلف نمایشی ارائه کند. نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند» درباره جوانی است که سراغ موسسه تحول زندگی می‌رود تا بتواند با کمک هوش مصنوعی و چالش‌هایی که ایجاد می‌کند، به یک راه حل تضمینی برای تغییر دست پیدا کند. این نمایش شهریور ماه در تالار سایه روی صحنه است و مجید شکری، مرتضی دلداده، سارا رضایی و بنیامین صیادی‌نیا بازیگران این اثر نمایشی هستند. با «مرتضی دلداده» درباره بازی در نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند» گفت‌وگویی انجام داده‌ام.

***تم و موضوع محوری نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند» موضوعی است که در دو دهه اخیر به واسطه راه‌اندازی کلاس‌های کوتاه مدت و بلندمدت راه‌های رسیدن به موفقیت، بسیار مورد توجه مردم و به خصوص جوان‌ها قرار گرفته است…

-در طول زندگی برای هر کسی این نوع مسائل جذابیت دارد زیرا در اغلب این کلاس‌ها با اتکا به علم روانشناسی، مردم و به خصوص جوان‌ها را جلب می‌کنند و در ضمیر ناخودآگاه‌ افراد برای راه رفتن در این مسیر نیاز به عامل محرک، تعریف و تمجید حس می‌شود. این کلاس‌ها با تاکید بر این وضعیت، تعداد زیادی مخاطب را جلب می‌کنند. کتاب‌های انگیزشی و روانشناسی بیشترین فروش را در کتابفروشی‌ها نسبت به سایر کتاب‌ها دارد. اغلب این کتاب‌ها، به جز معدودی، ماهیتی زرد و مبتذل با ظاهری شیک و خوش آب و رنگ دارند و جالب توجه هستند و از واژگان، عناوین و تعابیر دهان پر کن استفاده می‌کنند تا نظر مخاطب را نسبت به خود جلب کنند. برای من هم در مقطعی از زندگی (نوجوانی و جوانی) این مسائل جذاب شد و دنبالشان کردم.

***رسیدن به موفقیت نیازمند عزم و اراده است…

-بله، به نظر من تنها عامل موفقیت پشتکار و تلاش فردی برای رسیدن به زندگی خوب است. هیچ‌گاه با تکیه بر حرف زدن و شنیدن جملات دهان پر کن کسی نمی‌تواند به موفقیت برسد. اگر انسان به خود و توانایی‌هایش نگاه واقع‌بینانه‌ای داشته باشد و به نوعی از بیرون به خودش نگاه کند، خیلی از مسائل حل می‌شود. در این نمایش هم کارگردان به‌خوبی از پس انتقال این مفاهیم برآمده است.

***در بحث استفاده از تجربیات شخصی در این موقعیت چگونه با کارگردان تعامل داشتید؟

– ۱۵ سال است که در تئاتر همراه با یکدیگر فعالیت می‌کنیم. به خوبی روحیات و نظرات یکدیگر را می‌شناسیم و در کارهای مشترک به تفاهم کاملی رسیده‌ایم. نکته مهم دیگر نزدیک بودن جنس تفکرات‌مان است. بنابراین با این وضعیت، خیلی در شروع کار جلو بودیم و توانستیم در شرایط خوبی تمرینات را شروع کنیم. با اشاره کارگردان خیلی سریع خواسته‌اش را در بازی ارائه می‌کردم. بارها پیش می‌آمد که کارگردان درباره متن نظرم را می‌پرسید و موقعی که پاسخ می‌دادم، می‌گفت من هم درست از نوشتن این بخش، انتقال همین مفهوم به مخاطب را مدنظر داشتم.

***شرایط زندگی و خاستگاه اجتماعی هم در این هماهنگی نقش بسیار مهمی دارد…

-همینطور است و به نکته درستی اشاره کردید. سن و سال و تجربیات زیستی در یک آدم با تجربه و شناختش از جهان پیرامون به مراتب از یک جوان بیشتر است. آدم با تجربه می‌داند ته راه فلان کار به کجا ختم می شود و اگر بد باشد سراغ پیمودن این راه نمی رود و خودش را وارد چالش بیهوده نمی کند .البته در میان برخی از جوانها  شرایط متفاوتی دارند و ب دلیل نوع زندگی در جوانی دارای تجارب ارزنده ای هستند و این تجارب کمک حالشان است و می تواند رمز موفقیتشان در زندگی باشد. بارها دیده ام یک جوان سی ساله خیلی پخته و منطقی تر از یک مرد شصت ساله عمل کرده است.خود من با توجه به آزمون و خطایم تجارب زیادی در معاشرت با آدمها به دست آورده ام و فراز و نشیب های زیادی را دیده ام و تصور می کنم از این تجاربم در بازیم استفاده کرده ام. تلاش کردم با دو شخصیتی که بازی می کنم آنها را ملموس نشان بدهم. البته شخصیت اول که رویای موفقیت دارد نقشم کوتاه بود وچالش چندانی برای ایفایش نداشتم و در روزهای اول تمرینات با زیر و بم نقش آشنا شد. در بخش دوم نمایش که در قالب مدیر موسسه بازی کردم این نقش پر رنگ ادامه داشت و مواجه اش با مرد متقاضی موفقیت درام را شکل داد. امیدوارم توانسته باشم در کارم و ارائه درست این دو شخصیت که جایی در نمایش جایشان تغییر پیدا می کند موفق بوده باشم و تماشاگر ارتباط درستی برقرار کرده باشد.

***نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمی‌کند» اثری بازیگرمحور است و اگر این هماهنگی میان شما و کارگردان نبود کار دچار چالش می‌شد…

-بله، نمایش دو بازیگر فرعی دیگر هم دارد و در بیش از نود درصد زمان نمایش، من و کارگردان در صحنه به عنوان بازیگر حضور داریم و این حضور از جهتی دشوار است و از جهت دیگر آسان است. آسانی به این دلیل است که که پارتنر من شخص نویسنده و کارگردان نمایش است و این تعامل جهت کیفیت بهتر بازی‌ها و اجرا نقش موثری دارد. فضا و مضمون اجرا جاهایی برای من چالش‌هایی را به وجود می‌آورد و با توجه به غیرخطی بودن متن و فضای نمایش وظیفه بازیگران نمایش در جهت ارتباط‌گیری با مخاطب، کار سختی است و قصه ما بر خلاف قصه‌های کلاسیک شروع، میانه و پایانی ندارد. دیالوگ‌ها در عین حال جذابیت‌های ظاهری ندارند و معمولی به نظر می‌رسند اما چینش دیالوگ‌ها در کنار هم پیچیدگی‌هایی دارد که نویسنده به خوبی از پسش بر آمده است و مخاطب را به فکر وادار می‌کند تا متوجه منظور دیالوگ‌ها شود.

احمد محمداسماعیلی

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها