
به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمیکند» روایتگر آدمهایی است که تلاش میکنند به هر طریقی به آرزوهای فرو خفته خود دست پیدا کنند و به سراغ مسیرهایی میروند که شاید برایشان به جز تباهی نتیجه دیگری در پی نداشته باشد… «مجید شکری» با استفاده از این تم محوری تلاش میکند در قالبی سوررئال این نمایش را در فرمهای مختلف نمایشی ارائه کند. نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمیکند» درباره جوانی است که سراغ موسسه تحول زندگی میرود تا بتواند با کمک هوش مصنوعی و چالشهایی که ایجاد میکند، به یک راه حل تضمینی برای این تغییر دست پیدا کند… این نمایش شهریور ماه در تالار سایه روی صحنه است و مجید شکری، مرتضی دلداده، سارا رضایی و بنیامین صیادینیا بازیگران این اثر نمایش هستند. با مجید شکری درباره اجرای نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمیکند» گفتوگویی انجام دادهام.
***در دو دهه اخیر بحث راهاندازی کلاسهای کوتاه مدت و بلند مدت راههای رسیدن به موفقیت و یا برگزاری سمینارهای اینچنینی در جامعه بسیار گسترش پیدا کرده و مردم هم از این کلاسها استقبال کردهاند. دلیل چنین رویکردی از مردم چه بوده که شما در اجرای نمایش به آن پرداختهاید؟
-بخشی از دلیل من برای اجرای این نمایش، همین فراگیر شدن بحث کلاسهای راههای موفقیت بود و بخش دیگرش مرتبط بود با بحث سواستفاده از مخاطب. بحثی که در تمام حوزهها اعم از آموزشی، بیزینس و سایر امورات اجتماعی وجود دارد و به مخاطب نوید یک دنیای بهتر را میدهد. دنیایی که پوشالی، جعلی و غیر واقعی است. برگزارکنندگان چنین کلاسها و موسساتی از این خواسته مخاطبان سو استفاده میکنند. البته این موسسات و آموزشگاهها بخشی از داستان است. ماجرا دارد با توجه به شرایط اجتماعی از این امر هم گستردهتر میشود و روی ذهن مخاطب کار میشود تا به سراب زندگی آرمانی برسد. در عمل این آدمها به زندگی پوشالی میرسند.
***در بحث انتخاب لباس بازیگران مرد به چه دلیل از لباس کاری که معمولا کارگران در کارخانه میپوشند، استفاده کردید؟
-موسسه «تصورات مجازی و تحولات حقیقی» سرشار از تناقض است. اگر کمی با دقت به نشانهها توجه داشته باشیم متوجه میشویم اتفاقات رخ داده در این موسسه عجیب و غریب است و درست به نظر نمیرسد و جایی از کار لنگ میزند. با سادهانگاری میبینید خیلیها هستند که فریب ماجرا را میخورند و همچنان این چرخه ادامه دارد و مدیران موسسات این نوعی از مردم سواستفاده میکنند. در ضمن یک سری از مسائل شوآف است و برخیها که میخواهند سایرین را گول بزنند با سر و وضع شیک و کت و شلوار بر تن و سوار ماشینهای گرانقیمت میشوند و نماد زندگی لوکس و مرفه را در پیش چشم مخاطب قرار میدهند. در نمایش ما هم آدمی که قرار است نقش هدایتگر داشته باشد، خودش لباس کار پوشیده و آمده پای کار و میخواهد بیان کند ما برای رساندن شما به آرزوهایتان آمدیم پای کار و لباس کار پوشیدهایم. این ایده کلی من در بخش مفهومی لباس در نمایش بود.
***به چه دلیل بعد از پرده اول نمایش، جای متقاضی و مدیر موسسه تغییر پیدا میکند؟
-این یک موقعیت مفهومی است و نشانههایی برای مخاطب در متن جانمایی شده. نمایش کاری فلسفی است و ما کدهایی ارائه میکنیم تا تمام مخاطبان بتوانند با نمایش و مفاهیمش ارتباط برقرار کنند و ایدههایی هم مثل عوض شدن جای این دو نفر وجود دارد. همه ما در کلیتی قرار داریم و جای قدرت تغییر پیدا میکند و ثابت نیست. جای ما در جامعه هم تغییر پیدا میکند. در تجارب زیستیمان هم بارها به این مسئله در جامعه برخورد داشتهایم. ما در جای خودمان باید بدانیم همه یکی هستند. آنجائی که در نهایت بعد از جابهجایی این آدم تصمیم میگیرد که جایش را تغییر بدهد، در حقیقت میخواهد خودش را نجات بدهد. در داستان غیر خطی بر خلاف ساختمارمان که خیلی قصهگو نیست. شاید ما داریم با فلاشفوردها این قضیه را نگاه میکنیم.آدمی که برای متحول شدن آمده آلان این پروسه را طی کرده و در موسسه به درجه راهنما رسیده است و شخص دیگری را معرفی میکند. این آدم یک جایی تصمیم میگیرد این زنجیره معیوب را قطع کند و او با قاطعیت تصمیم مهمی در زندگیش میگیرد و تلاش میکند شرایط را بهبود ببخشد.این مرد نمیخواهد نسبت به اوضاع پیرامونش بی تفاوت بماند و عافیتطلب نیست که بخواهد فقط خودش رفاه و موقعیت خوب داشته باشد .او بر اساس تجربیات تلخی که قبلا در موسسه تجربهاش کرده دست به یک دگرگونی در ساختار سیستم می زند.
٭٭٭ هوش مصنوعی پدیده جدیدی است که حضورش در سینما سر و صدای زیادی به پا کرده و در هالیوود بابت استفادهاش در تولید فیلمها باعث اعتراض شده است و شما در نمایش به آن میپردازید…
– هوش مصنوعی جزو موضوعات ترند این روزها است. با دوستی که در این زمینه صاحب نظر است صحبت میکردم، عنوان میکرد که این پدیده در آینده دنیا و زودتر از آن چیزی که تصورش را بکنیم فراگیر میشود، روی تمام شئونات زندگی بشر تاثیرگذار است و به نوعی دنیا را متحول میکند. نسل ما خیلی از مسائل را تجربه کرده… زمانی بود که اغلب خانهها تلفن نداشتند و مثلا در یک کوچه یک خانه تلفن داشت و همه اهالی محل با این تلفن با آشنایان ارتباط برقرار میکردند و اگر این امکان را نداشتند ساعتها صف تلفن عمومی سر محل را تحمل میکردند. آلان شرایط تغییر کرده و ارتباط تصویری و صوتی در کسری از ثانیه با تمام نقاط دنیا قابل دسترسی است و هیچ کسی در آن دوران اگر این مسئله را میگفتیم باور نمیکرد و زندگیها دراین سه – چهار دهه دچار تغییرات گستردهای شده است. ما در نمایش کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمیکند، تلاش کردیم به این مسئله بپردازیم. به طور حتم ده سال بعد هوش مصنوعی بر تمام شئونات زندگی مردم تسلط پیدا میکند. به نظرم باید تلاش کنیم فرهنگ درست استفادهکردن از هوش مصنوعی در جامعهمان نهادینه شود. اگر به عنوان خالق هوش مصنوعی کنترلمان را بر این پدیده از دست بدهیم، شاهد چالشهای جدی خواهیم بود.

گفت وگو: احمد محمداسماعیلی
peyman.esmaeli@gmail.com
.
