

به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، مرتضی ضرابی بازیگر پیشکسوت، جزو نسل اولیهای سینما و تلویزیون بعد از انقلاب است و در یک سری از بهترین آثار سینما و تلویزیون در چهار دهه اخیر به عنوان بازیگر و گریمور حضوری موثر داشته است. مجموعه مثل آباد، جوان سرخورده، عاصی و خسته فیلم دستفروش، شیطان و ابلیس با بازی درونی و استلیزه سریال او یک فرشته بود، بدمن فانتزی فیلم دزد عروسکها و زوج کمدی با اکبر عبدی در خیلی از فیلمهای اولیهاش مثل ارثیه، تحفه هند و حضور در مجموعه امام علی، فیلم فصل پنجم، سریال نوعی دیگر، دایناسور، گذر موقت، تماس شیطانی، آواز تهران، سازهای ناکوک، آپارتمان شماره ۱۳، پرده آخر، آتش سرد و… آثاری است که این بازیگر در آنها نقشآفرینی کرده است. ضرابی در فیلم «شهرک» در نقشی متفاوت، بازی قابل قبولی از خودش ارائه میکند. با ضرابی درباره حضورش در فیلم شهرک و ابعاد نقش و فضای فیلم گفتوگویی انجام دادهام.
احمد محمد اسماعیلی

٭٭٭ در کارنامه کاری شما انواع و اقسام نقشهای کمدی و جدی دیده میشود. «شهرک» چه ویژگی خاصی داست که شما را به بازی در آن کرد؟
– فیلمنامه «شهرک» بسیار جذاب و جلب توجهکننده نوشته شده و شکل و فرم و نوع روایتش در سینمای ایران نو و خلاقانه است. مسئله بعدی همکاری قبلی من با علی حضرتی (در فیلم سازهای ناکوک) بود و به تفکرات و نوع نگاهش به سینما و برخوردش با عوامل علاقه داشتم و در نهایت این همکاری شکل گرفت که امیدوارم همکاری موثری شده باشد.
٭٭٭ یکی از ویژگی هایی که اغلب منتقدان در باره «شهرک» عنوان می کند فضای پر از ایهام و نبود قطعیت درفضا، داستان و روابط بین شخصیتها است… نظر شما در این باره چیست؟
– این فیلم به لحاظ محتوا و ساختار در سینمای ایران متفاوت است. فیلم مبهم نیست و شاید ریشه این ابهام در بلاتکلیفی است که همه ماها ممکن است چه در زندگی شخصی و چه شغلی با آن درگیر باشیم و رسیدن و نرسیدن در این فیلم معنایی متفاوت دارد. این فیلم جهانی را میسازد که کمتر به آن پرداخته شدهاست؛ تردیدهای آدمها در زندگی، واقعی بودن و واقعی نبودن همهچیز و سرگردانی که آدمها دارند موضوعاتی است که این فیلم بر آنها تاکید دارد.
٭٭٭ در ضمن، در شهرک به ذات سینما و جذابیتها و نقاط خاکستریاش هم نگاه میشود…
– بله، «شهرک» درباره سینما و دنیا و فضاهای متفاوتش است. شکل استثماری که در ذات سینما وجود دارد و علاقمندان و عواملش را تحت تاثیر قرار میدهد. شما به عنوان بازیگر مجبورید خیلی چیزها را قربانی کنید تا در شغلتان به ثبات و موفقیت برسید.
٭٭٭ و خود واقعی بازیگر جلوی دوربین کمرنگ میشود…
– هم خود واقعی کمرنگ میشود و هم به خیلی چیزها نمیرسید. خیلی از فعالان شاغل در سینما زندگی بسامانی ندارند و تنها دلخوشیشان سینما است. در صورتی که میتوانستند با انتخابهای دیگری، زندگی بهتری را تجربه کنند و در ضمن پولدار و ثروتمند هم بشوند… شغلی که سختیهای زیادی در کوه و بیابان و گرما و سرما دارد. کسی که در سینما کار میکند نمیتواند مانند بقیه، در یک روال عادی زندگی کند.
٭٭٭ وجوه انتقادی که در «شهرک» در بحث استحاله آدم ها دیده میشود، برای شما جذاب بود…
– از این بابت که این روند باعث تغییر هویت میشود، بله جذابیت داشت…
٭٭٭ به نظر شما با شرایطی که گفتید آیا سینما یک سراب است؟
– همهاش واقعی نیست و سینما با تخیل و واقعیت در هم آمیخته…
٭٭٭ این مسئله آیا سینما را تبدیل به یک پدیده جذاب نمیکند؟ آن هم بر خلاف سایر مشاغل که همه چیز روتین و از قبل قابل پیشبینی است؟
– ببینید، سینما ذات متلاطمی دارد. خیال میکنید که به ته آن رسیدهاید اما ناگهان اتفاق دیگری رخ میدهد و شما را به سمت دیگری میبرد. هر که عنوان میکند که مندانم چه خبر است، خودش را گول میزند. سینما در یک بزرخ و سردرگمی به وجود میآید.
٭٭٭ انگار نوعی جبر، آدمهای فیلم «شهرک» را به سمت یک مسئله از پیش تعیین شده میبرد…
– جبر در ساختار فیلم بسیار مهم است. در این فیلم حتی رسیدن و عشق هم فرمایشی است و از پیش نوشتهشده… مانند نامهای که از زیر در میرسد و همهچیز را از پیش مشخص کرده است.
٭٭٭ فرهاد به نظرتان چه خصوصیات بارزی دارد؟
– فرهاد حالتی گیج و سرگشته دارد و نمیداند با این جنس آدمها چگونه برخورد کند و اساساً آدمها با یکدیگر چگونه رفتار میکنند. بهنظرم او اساساً سرگردان است و مانند یک کودک، سنجیده و درست رفتار نمیکند.
٭٭٭ در پروسه تمرینات چه نکاتی را به نقشتان اضافه کردید؟
– نقش من، نقش جذابی بود که با بقیه شخصیتها تفاوت داشت. شخصیتهای فیلم «شهرک»، روند خاصی را از شروع تا به انتها دنبال میکنند، اما این آدم چون از جنس سینما نیست با بقیه متفاوت رفتار میکند و فرهنگ و منش و شغلش او را از دیگران متمایز میکند.او از بد حادثه در آنجا حضور پیدا میکند و با آدمهای پیرامونش در تضاد است و همراهیشان نمیکند. اگر به غرورش لطمه بزنند جوش میآورد و واکنش نشان میدهد و طغیان میکند.
٭٭٭ تلاش میکند کم نیاورد…
– بله، خودش را نمیبازد. اعتماد به نفس دارد، به ارزشهایش باور دارد و به هیچ قیمتی آنها را نمیفروشد. او اصول خود را دارد و موقعی که بر خلاف میلش رفتار میکنند، کاسهکوزهها را بر هم میزند.
٭٭٭ در سینمای تقریبا یک شکل و فرم ما که اغلب تولیدات مثل تولیدات یک کارخانه سریدوزی هستند، فیلمی مثل شهرک علیرغم همه چالشها و نقاط ضعف و قدرتش اثری متفاوت به نظر میرسد…
– به نظرم «شهرک» یک ملودرام اجتماعی با تهمایه طنز تلخ است که مخاطبان سینمای ایران به دیدن چنین آثاری نیاز دارند.
٭٭٭ «شهرک» در کارنامه پر بار و طولانی شما چه جایگاهی دارد؟
– تجربه خوبی بود و از حضور در فیلم سینمایی «شهرک» احساس رضایت دارم و به آن هم افتخار میکنم. در کارنامه چهار – پنج دههای من، تعداد آثار خوب و قابلتامل کم نیست. شهرک هم جزو خوبهای کارنامه من است.
