به گزارش خبرنگار تجسمی صبا، محسن احمدوند آخرین آثار خود را با عنوان شکوه بیداری در گالاری اعتماد از تاریخ ۵ خرداد تا ۳۰ خرداد به نمایش گذاشت. آثار این نمایشگاه کلاژ خلاقانهای از تاریخ هنر ایران را نشان میدهد.
احمدوند دربارهی سبک متفاوتی که در آثارش پیداست میگوید: این سبک را با توجه به زمانی که گذشت و تجربیاتی که کسب کردم و همچنین اساتیدی که آثارشان را قبول داشتم انتخاب کردم. از اولین نمایشگاهم که سال ۸۱ بوده تا الان سبک شخصی من همین است. من به واقع متوثر از تاریخ هنری ایران هستم. تاریخ هنر در تمام دوران حتی آثار دوره هخامنشی.
در آثار محسن احمدوند دوره های مختلفی از تاریخ هنر ایران به شکل روایتگونهای کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. در عین حال که اشاره مستقیمی به تاریخ هنر است میتوان گفت با آن متفاوت است. دیدگاه احمدوند دربارهی این موضوع چنین است:
معتقدم گذشته هنری ایران اتقدر غنی هست که نتوان چیزی به آن اضافه کرد. هدف من این است که صرفا یادآوری کنم. منتهی به جای دیدن اصل تصاویر از فیلتر ذهن من عبور کرده و در واقع فقط به آن چاشنی اضافه کردهام. میتوان گفت آثار برای من کلاژ است اما نه کلاژ با چسب؛ کلاژ طراحی.

محسن احمدوند دربارهی طنزی که در اکثر آثارش پیداست میگوید: طنزی که وجود دارد یا طنز تلخ است یا بابت این است که فضا و روحیه کار تغییر کند. چون هنر فیگوراتیو خودش تلخ به نظر میآید. این طنز تزریق شده که فضا را ملموس کند و به واسته طنز است که دیدگاه انتقادی ایجاد میشود. به عنوان مثال گاهی تخریب یک اثر تاریخی انقدر برای من تلخ است که فکر میکنم بایددوباره آن را به تصویر بشکم که احیا شود. در عین حال با اضافه کردن آیتمها و اِلمانها نشان میدهم که نسبت به مسائل هوشیار هستم.

این روزها به دلایل بازار اقتصادی ضعیف هنر تجسمی، بسیاری از نقاشان به کارهای دکوراتیو پناه میآورند تا فروش بهتری داشته باشند و متاسفانه دیدگاه انتقادی هنرمند کمتر شده. احمدوند به این شکل نبوده و آثارش حتما داستانی را روایت میکنند. او در این باره میگوید: اتفاقا وقتی اقتصاد معیوب است باید کارها انتقادی باشد. من سالهاست که اینجا هستم و زندگی میکنم؛ اگر حرفهایم را به واسطه آثارم نگویم رسالتم را انجام ندادهام. البته به این معنا نیست که کار دکوراتیو ارزش کمتری دارد. آثار دکوراتیو هم برای من بسیار مورد احترام و ارزش هستند.

احمدوند تجربه برگزاری نمایشگاههای زیادی در خارج از ایران دارد. از او میخواهم که تفاوت بین مخاطب ایرانی و خارجی را و میزان رضایت خود را بیان کند. او میگوید:
من از هردو انرژی خوب گرفتم. اتفاقا کارهای من برای خارج از ایران کارهای سخت فهمی است. اگر بی انصافی نکنم اینجا انرژی بیشتری میگیرم. در خارج از ایران مجبورم بیشتر کارهایم را توضیح دهم که از کجا آمده و هر نقاشی نماد و یادآور چه چیزی است. در خارج بیشتر به تکنیک اهمیت میدهند تا تحلیل اثر.وقتی مخاطب اینجا چیدمان را میبیند لذت میبرد. مخاطب اینجا اثر را تحلیل میکند. من همبشه میگویم اینجا را نباید از دست بدهم. اینجا کشور من است و دوستش دارم و مخاطبان به شدت فهیمی دارم.
*شیبا هاجی