
به گزارش صبا، مکدونا پس از درخشش در جشنواره ونیز در بخشهای متعدد و متفاوت گلدن گلوب نامزد شد.جدا از خیل زیاد نامزدیها چه در کارگردانی، موسیقی و الخ آنچه همه را مجذوب خود میکند بخش بازیگریست. تقریبا تمام بازیگرهای اصلی فیلم بنشیهای اینشیرین -چه مرد و چه زن- نامزد دریافت گلدن شدند. چنین دستاوردی از کجا میآید؟
بیایید کمی به عقبتر برگردیم. اسکار سال ۲۰۱۸ وقتی مکدونا با فیلم «سه بیلبورد خارج از میزوری» در مراسم حضور یافت و ثمرهاش دو اسکار برای فرانسیس مکدورمند و سم راکول در بخش بازیگری بود. ثمرهای که دوباره ما را به پرسش و تعجب وا میدارد؛ مکدونا چگونه بازیگران را به مرحلهای اعلا از خود میرساند؟
بخشی از موفقیتهای مکدونا در این حوزه را شاید همهگان بدانند. او پیش از آن فیلمساز باشد نمایشنامهنویسی قهار است. میتواند از بازیگردانی و بازیسازی که رکن اساسی در ساحت نمایش -تئاتر- است بیشترین بهرهبرداری میکند. ضمیر ناخودآگاهاش آکنده از موقعیتها و فرایندهایی است که بازیگران سُکاندار هستند. از این رو میشود تا حدی به رهاوردهای او را درک و دریافت کرد. اما تمام پاسخها در مدیوم تئاتر نیست!
مارتین مکدونا در روایت و میزانسنهای سینمایی نیز حرفی برای گفته دارد. در این اثنا به گفته الیور شوته «نظریهپرداز» نگاهی میاندازیم. او تمام روایتهای فرعی و اصلی فیلم را کُنه آن اثر میداند و هر نکته -کوچک یا بزرگ- را که سناریو عرضه کند درونمایه قلمداد میکند. آثار مکدونا از مسیرها و داستانهای فرعی سرشاند. او به تمام کاراکترها فضا میدهد تا مسیر خود را طی کنند و تصمیمی درخور برای نقاط حساس زندگیشان بگیرند. فضای ذکر شده نه تنها کلیتی پایدار و شایسته از اثر میسازد بلکه به بازیگران فرصتی میدهد تا از ظرفیتهای عقلانی، تجربی، غریزی و هنری خود استفاده کنند.
