برخی از مناسبت ها را بلد نیستم | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۳:۴۵:۱۳
محسن کیایی:

برخی از مناسبت ها را بلد نیستم

"در جشنواره يک سري سليقه‌ها و مناسبت‌ها وجود دارد که ما نه مي‌دانيم نه مي‌شناسيم و نه اين مناسبات را بلد هستيم."

قصه دو پسر است، حامد و پولاد، دو دوست که در موقعيت‌هايي قرار مي‌گيرند که جايگاه آن‌ها نيست و در ادامه شرايطي برايشان ايجاد مي‌شود که هر چند براي آن‌ها خنده‌دار نيست ولي تماشاگر را به خنده مي‌اندازد. اين که گفته شد، کوتاه گفتني از فضاي «بارکد»، آخرين ساخته سينمايي مصطفي کيايي است. وي که تاکنون نشان داده است که قصه‌هاي سينما را با رنگ کارگرداني خاص خود به سينماي ايران آورده است امسال با تم کمدي با مخاطب خود از روايتي اجتماعي مي‌گويد. محسن کيايي يکي از دو نقش اصلي اين فيلم که در کنار بهرام رادان کاراکترهاي پرماجراي حامد و پولاد را به تصوير مي‌کشند، از اين فيلم، چگونه کليد خوردن فکر اين اثر سينمايي و مراحل ساخت تا رسيدن به جشنواره فجر و دورنمايي که براي اين اثر در ذهنشان متصور هستند، گفت

*فيلم که آغاز ميشود، چند دقيقه اول که ميگذرد، نوع روايت
پردازي
ها، رنگ
فيلم و گريم
ها بلافاصله تو را به فضاي فيلمهايي جدا از آثار
سينماي ايران مي
کشاند، نزديک به هاليوود و قصههاي کمدي موقعيت
آن سينما و نوع پردازش به اين
گونه آثار. از اين فيلم کمدي موقعيت بگوييد؟

_به جرات ميتوانم بگويم «بارکد» از حيث روايت
قصه، دکوپاژ و نوع پرداخت به موضوع، خيلي متفاوت از ديگر آثار حاضر در جشنواره سي و
چهارم فيلم فجر است. فکر نمي
کنم به طور کل در سينماي ايران چنين نمونهاي در ساخت آثار کمدي داشته باشيم.
قصد ندارم بگويم، خيلي کار عجيب و غريبي انجام داده
ايم، نه! ما تلاش کرديم، فيلمي را
با يک سري از المان
هايي که در ذهنمان بود، بسازيم. فکر ميکنم همه جزييات در راستاي هدف ما قرار
گرفتند، طراحي لباس، گريم و صحنه نيز در همين فضاست. نوع کمدي به شکلي است که کمتر
در سينماي ايران ديده
ايم. به نظرم فيلم يک کمدي درست دارد، خودم به شخصه هر وقت به
تماشاي «بارکد» مي
نشينم، خيلي ميخندم. اميدوارم، تماشاگر سختگير سالن ميلاد نيز با اين اثر همراه
شود و از اين فيلم خوشش بيايد، نگاه مخاطب مردمي که پر از همراهي بود.

*در ايران، مردم را به خنده رساندن تنها با استفاده از الفاظ
خاص و عبور از خط قرمز
هاي کلامي صورت گرفته ولي اين اثر يک فيلم کمدي موقعيت است و
اين يعني يک ريسک بزرگ در برابر مخاطب ايراني انجام داده
ايد.

_بله دقيقا. خودمان نيز ميترسيديم. تا اولين اکران که من و مصطفي
و پژمان بازغي در سينماي آزادي در کنار مردم به تماشاي فيلم نشستيم و صداي خنده مردم
را شنيديم اين ترس با ما بود ولي خوشبختانه مخاطب آن
قدر خوب با کمدي فيلم همراه شد که
خيالمان راحت شد. در ادامه وقتي در اکران
هاي بعدي نيز اين اتفاق رخ داد و صداي خنده
مردم در دقايق فيلم همراه بود از ريسکي که کرديم خوشحال
تر شديم. ما اعتقاد داريم بايد سطح
سليقه مردم را بالا ببريم. اگر چهار تا جوک جلو دوربين تعريف کنيم و حرکاتي انجام دهيم
که کمي سطح پايين است، مردم مي
آيند، نگاه ميکنند و ميخندند ولي وقتي سعي در ساخت کمدي شريف باشد، کار سخت ميشود. بنا ما نيز همين بود که کمدي
با ساختار درست و استاندارد به مخاطب ارائه دهيم، اميدواريم اين قصد به مقصود برسد.

*گفتيد، اميدواريد وقتي تماشاگران برج ميلاد که اين روزهاي
جشنواره، اهالي رسانه، منتقدان و سينماگران هستند به تماشاي فيلم مي
نشينند لذت ببرند
و بخندند. حال اين سوال پيش مي
آيد که چرا تا اين حد اين قشر از تماشاگران سينما حتي براي يک
لبخند زدن يا مثبت نگاه کردن به اثر سخت
گيري دارند؟

_ فيلمهايي که نام کارگرداني مصطفي کيايي
را دارد و به اکران رسيد « خط ويژه»، «ضد گلوله»، «عصر يخبندان» وقتي به جشنواره رسيده
و به نمايش در آمد، عکس
العملهاي خوبي را همراه داشت. حتي تماشاگران برج که قشر خاصي از مخاطبان
را در بر مي
گيرند، نيز افرادي
صادق هستند. شايد در زمان نمايش اثر عکس
العملهايي را نشان دهند که من کارگردان
و بازيگر اثر ناراحت شويم ولي در کل عکس
العملهاي اشتباهي نيست، اشتباه آنجاست که وقتي يک فيلم حال و هوايي
ندارد که دوستش داريم، سالن را ترک نمي
کنيم، مينشينيم و عکسالعملهايي نشان ميدهيم مثل سوت زدن، و دست زدن که شايد
از سوي يک مخاطب خاص در قشري خاص به نظر درست نباشد. يا با سعه صدر آثار را نگاه کنند
و يا اگر دوست ندارند سالن را ترک کنند به نظر اين دو روش صحيح
تر است. در مجموع به نظرم فيلم «بارکد»
در اين جشنواره و دراين سالن نيز مورد استقبال قرار گيرد.

*مصطفي کيايي را ميتوان کارگرداني در
سينماي ايران برشمرد که سينماي خود را دارد، نوع نگاهش در پردازش آثار در ژانرهاي مختلف
از نوع خود است و در ساخت اثر، هم به مخاطب خاص نگاه دارد و هم به مخاطب عام همزمان
توجه دارد، هر سال نيز هم با ژانري تازه به سينما آمده است، يک سال اجتماعي يک سال
کمدي و شايد هم سال ديگر وحشت! و شما نيز هميشه جزء اصلي
ترين بازيگران آثارش
بوده
ايد. از
سينماي مصطفي کيايي بگوييد. البته نه از نگاه يک برادر و درادامه چه مي
شود که هميشه شما
در فيلم
هاي ايشان
هستيد؟
موقع نگارش
فيلمنامه جاي خاصي براي شما تعيين مي
شود؟

_ من و مصطفي به سينما تحت عنوان سينما
نگاه مي
کنيم. نبايد گزينه
سرگرمي سينما فراموش شود. سينما يک صنعت است. قرار است در اين صنعت تماشاگران وارد
سالن سينما شوند،
به تماشاي اثر بنشينند
و در انتهاي فيلم سالن را ترک کنند و در اين ميان قصه فيلم نيز، با مخاطب به گفت
وگو ميپردازد. متاسفانه ما در سينمايمان
جنبه سرگرمي سينما را فراموش کرده
ايم، هيجان از سينماي ما رفته است، به سمت يک سينماي مرده با ريتم
کند که مخاطب را خسته مي
کند پيش ميرويم. وقتي چنين آثار مردهاي را ميسازيم که حتي خودمان نيز نميتوانيم آن را نگاه کنيم و سالن را
ترک مي
کنيم چه انتظاري
داريم که مردم با آن ارتباط برقرار کنند. من و مصطفي قبل ازساختن هر فيلم، بيشتر توجه
مان به تماشاگر است، دوست داريم تماشاگر
فيلم را ببيند و اين کار را با استاندارد انجام مي
دهيم. اينکه شما ميگوييد ما هر سال با يک ژانر سينمايي
به جشنواره مي
آييم، واقعا همينطور است.

*اين تکراري نبودن در سخن گفتن با مخاطب در يک ژانر ثابت
نيز از نقطه قدرت مي
تواند باشد، بعضا هم مباحث جدي اجتماعي را به فضاي سينماي مورد
نظرتان مي
کشانيد،
به
طور مثال
سال گذشته گذر از تابو را در فيلم «عصر يخبندان» داشتيم، گفتن از خيانت زنانه که در
سينماي ما از آن گفته نشده بود ولي گفتن از اين معضل نيز در فضاي سينماي مخصوص به کيايي
گفته شد که مخاطب ضمن لذت بردن از فيلم متوجه بحث اجتماعي آن نيز شد. سخن گفتن در فضاي
سينماي شما به دور از نشان دادن زندگي در فضاي خاکستري و افسرده است. از فکر در مورد
چگونه گفتن از معضل
ها در سينما با مخاطب امروزي بگوييد.

_رسيدن به اين نوع پردازش به اين بر
مي
گردد که به تماشاگر
اهميت مي
دهيد. اهميتي که
تماشاگر را جذب کند تا سينما را ترک نکند. مثل اين است که کودکي مريض مي
شود، پزشک براي درمان وي برايش دارو
تجويز مي
کند، بچه دارو را
به
خاطر طعم و تلخي
آن نمي
خورد. براي اينکه کودک دارو را بخورد آن را با يک
خوراکي خوشمزه که کودک دوست دارد قاطي مي
کنيد و او نيز آن را ميخورد. ما هم دقيقا همين کار را داريم
مي
کنيم. در مورد معضلات
اجتماعي و اتفاقاتي که در جامعه رخ مي
دهد در فيلمهايمان صحبت ميکنيم ولي چه ميکنيم؟ کمي اين گفتن را خوشمزه ميکنيم و به تماشاگر تعارف ميکنيم براي همين تماشاگر با رغبت بيشتري
آن را نگاه مي
کند. نميآييم يک داروي بسيار تلخ را به او
بدهيم و مدام هم تاکيد کنيم که بخورد. معلوم است که در اين شرايط دارو را پس مي
زند. ما سعي ميکنيم دارو را خوشمزه کنيم. در مورد
سوال دوم شما که چه مي
شود که من در تمام آثار مصطفي هستم، بايد بگويم که از روز اول
از شروع ايده، من
و مصطفي با هم صحبت مي
کنيم، از گپ زدنها در مورد ايده و باز کردن و آناليز کردن آن همراه هم هستيم،
در مورد جزييات داستان صحبت مي
کنيم. مصطفي سيناپسها را مينويسد، دوباره با يکديگر مينشينيم و در مورد ادامه ساختن قصه
صحبت مي
کنيم تا کم کم به
فيلمنامه مي
رسيم اما درتمام
اين مراحل اصلا به اين
که من کجا داستان و با چه نقشي قرار است در اين فيلم باشم صحبت
نمي
کنيم. وقتي کار به
مرحله پيش توليد مي
رسد و به زمان انتخاب بازيگر ميرسيم، آنجا من حرفي نميزنم، مصطفي نقش مورد نظرش را براي
من معرفي مي
کند. شده که نقشي
را به من پيشنهاد داده که دوست نداشته
ام و تمايل داشتهام که در نقش و کاراکتر ديگري بازي کنم ولي
قبول مي
کنم زيرا سابقه نشان
داده که انتخاب مصطفي در مورد نقش من درست بوده است. مثلا در فيلم «ضد گلوله» اصلا
دوست نداشتم، نقش آن فرمانده را بازي کنم ولي وقتي مصطفي به من گفت اين نقش را بازي
کن، تمام تلاشم را کردم که آن
چه او از کاراکتر ميخواهد، بازي کنم.

*اين فيلم تم طنز دارد، بازيگراني که در«بارکد» بازي ميکنند، هنرمنداني
هستند که کمتر يا اصلا در فضاي طنز آن
ها را ديدهايم. از انتخاب بازيگرهايتان
بگوييد و چقدر تن صداي اين بازيگران در انتخاب آن
ها موثر بود؟

_بيشتر به اين فکر کرديم کدام بازيگر،
خودش و شيمي
اش، به نقش ميخورد. الان ميتوانم به جرات بگويم که بازي غير قابل
تصور از بهرام رادان خواهيد که هيچ وقت در سينماي ايران نديده
ايد اين را به شما قول ميدهم، اين شرايط براي جنس بازي پژمان
بازغي در اين فيلم نيز وجود دارد.

*قصههاي آثارتان جذابيتهاي خود را دارد.
در کنار اين داستان
ها هميشه تاکيد بر حضور چهرهها براي نقشآفريني کاراکترهايتان
داشته
ايد، چرا
هيچ وقت يک بازيگر تازه در نقش
هاي اصلي شما جاي ندارد؟ اين تاکيد ناشي از توجه به گيشه است؟

_ به هرحال گيشه يکي از گزينههاست. توجه به بيلبرد براي فروش اثر
نيز مهم است، اين توجه حضور ستارگان را مي
طلبد. حضور يک بازيگري مثل بهرام رادان تا
يک بازيگر که چهره نيست در انتخاب مخاطب براي خريد بليط موثر است. در خارج ايران و
هاليوود هم سينماي به اين اصل توجه دارد. آن
جا هم حضور برد پيت و دي کاپريو در
يک اثر نسبت به بازيگري که کمتر شناخته شده، در توجه تماشاگر به اثر موثر است.

*«بارکد» اولين فيلم مصطفي کيايي است که تهيهکنندگي آن را نيز
برعهده دارد. آيا به خاطر اين است که با نظر به پيشينه کاري اين کارگردان، تهيه
کنندگان سخت همراه
مي
شدند؟ چرا
به اين انتخاب رسيديد که تهيه
کننده «بارکد» هم خودتان باشيد؟

_در گفتوگوييهايي که با مصطفي داشتيم به اين نتيجه
رسيديم که قصدمان اين است که در همه مراحل ساخت فيلم سهيم باشيم و از ابتداي کار تا
انتهاي آن، سياست
گذاريهاي خود را پيش ببريم. با اين هدف
تصميم گرفتيم که مصطفي خودش تهيه
کنندگي اين فيلم را برعهده بگيرد.

* فيلمهايي که با تيم شما ساخته ميشود و نام کارگرداني
مصطفي کيايي را برخود دارد وقتي به نمايش عموم مي
رسد اکران موفقي
دارد. سال گذشته نيز «عصر يخبندان» برگزيده نگاه تماشاگران شد ولي نگاه مثبت منتقدان
را به خود جذب نکرد.

_اين يک مبحث را در سينماي ايران هنوز
متوجه نشده
ام. من هم نميفهمم که چه ميشود در جشنواره فجر در ۹ رشته کانديد
مي
شويم، در جشن منتقدان
در هشت رشته کانديد مي
شويم، خانه سينما ۹ رشته کانديد ميشويم، نهايتا يک يا دو سيمرغ دريافت
مي
کنيم ولي وقتي همه
اين موارد را نگاه مي
کنم، اين معادله را نميفهمم که چطور است بازيگران يک اثر
چهار نفرشان کانديد مي
شوند، فيلمبردار کانديد است، تدوين کانديد است بعد کارگرداني کانديد
نمي
شود. چون معني اين
معادله را نمي
فهمم، نميتوانم دقيق پاسخ سوال شما را بدهم
که چرا منتقدان اين
گونه نگاه ميکنند يا چرا آنگونه نگاه نميکنند.

*در جشنواره امسال فيلم «بارکد» در کنار آثاري همچون «باديگارد»،
«نفس» به نمايش در آمد، فيلم
هايي که بدون سيمرغ انگار نميشود که به خانه بروند،
فکر مي
کنيد دراين
شرايط امسال چه اتفاقي براي «بارکد» خواهد افتاد؟

_مهمترين نکته و مهمترين خوشحالي که براي ما وجود دارد اين است که مردم
فيلم ما را دوست دارند مابقي اتفاقي که مي
افتد يا نميافتد زياد اهميت ندارد. همانگونه که گفتم ما نشانهمان تماشاگر است، دوست داريم فيلممان را تماشاگر ببيند و
لذت ببرد و دقت کند. در جشنواره يک سري سليقه
ها و مناسبتها وجود دارد که ما نه ميدانيم نه ميشناسيم و نه اين مناسبات را بلد هستيم. ما داريم کارمان
را مي
کنيم،
اگر به ما سيمرغ بدهند خوشحال مي
شويم و اگر هم ندهند، همين که مردم فيلم ما را ديدند و لذت بردند
برايمان کافي است.

آزاده مختاری

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها