
بهتاش صناعیها از سال ۸۲ به ساختن فیلمکوتاه، مستند، انیمیشن و
تیزر تبلیغاتی روی آورد. وی سابقه نویسندگی و کارگردانی دو سریال انیمیشن و یک سریال
مستند و تلهفیلم را در کارنامه هنری خود دارد. او با فیلم «احتمال باران اسیدی» در
بخش نگاه نو سیوسومین جشنواره فیلم فجر حضور دارد و اثر خود را مبتنی بر دغدغههای
اجتماعی و حکایت سرگشتگی و تنهایی انسان امروز میداند. در این گفتوگو با صناعیها
در مورد حالوهوای «احتمال باران اسیدی»، علاقه او به سینمای اجتماعی و همچنین حضور
در جشنواره فیلم فجر صحبت کردیم.
ابتدا درخصوص دغدغههای موجود در فیلم سینمایی «احتمال باران اسیدی» که
بهنوعی منجر به نوشتن فیلمنامه این اثر شد توضیح دهید.
مهمترین دغدغه موجود در فیلم تنهایی و سرگشتگی انسان در جوامع امروزی
است و این دغدغه مشترک من و مریم مقدم، همکار فیلمنامهنویس من بود. درواقع این موضوع
مهمترین تمی است که در فیلمنامههای دیگر ما هم وجود دارد. چون به نظرم این اصلیترین
مسئله تمام جوامع بشری است و گریبان جامعه ما را هم گرفته است. آن چیزی که برای ما
اهمیت داشت نمایش این سرگشتگی در نسلهای مختلف بود که باعث میشد یک بعد فلسفی به
کار بدهد.
پس با این توضیح شما را باید فیلمسازی علاقهمند به سینمای اجتماعی دانست؛
گرایش شما به سمت چنین موضوع و ژانری برگرفته از چه تفکری است؟
بله؛ اساسا سینمای اجتماعی و منتقد، سینمای مورد علاقه من است. سینمایی
که غیر از سرگرمی مسئولیت دیگری هم دارد، سینمایی که لایههای دیگری را برای مخاطب
باز میکند و مخاطب را به عمق میبرد. سینمایی که برای مردم و دولت ما یک تلنگر باشد.
حالا با این دیدگاه شما سراغ ساخت اولین فیلم بلند سینمایی خود رفتهاید؛
از این منظر مهمترین شاخصه فیلم سینمایی «احتمال باران اسیدی» چیست؟
در این راستا آنچه اهمیت دارد و به نظرم مهمترین شاخصه و ویژگی این فیلم
محسوب میشود نوع نگاه به تلخیهای اجتماعی است. در فیلم «احتمال باران اسیدی» شما
تمام این تلخیها و معضلات را میبینید، ولی در فضایی شاعرانه و مینیمال که بهمراتب
تاثیرگذارتر است. یعنی شما لازم نیست برای نشاندادن مشکلات، درگیر شعار شوید، آن چیزی
که در سینمای اجتماعی چند سال اخیر ما نمونههایش بسیار زیاد است. بهنظرم این سینمای
ناتورالیستی اجتماعی دیگر در کشور ما تاثیرگذاری ندارد.
باتوجه به نتیجهای که از تولید این فیلم حاصل شده و اشرافی که به ابعاد
مختلف کار دارید، تا چه میزان به موفقیت این اثر در جشنواره فیلم فجر امیدوار هستید؟
سوال سختی است ولی با بازخوردهایی که از برخی دوستان منتقد و سینماگر
دریافت کردم اینطور به نظر میآید که فیلم در بیان سبک و روایت کاملا موفق بوده و
همهجور سلیقهای را راضی میکند. به نظرم تماشاگران فهیم جشنواره نیز فیلم را دوست
خواهند داشت.
مریم مقدم علاوه بر همکاری در نگارش فیلمنامه بهعنوان بازیگر هم در
«احتمال باران اسیدی» حضور دارد؛ لطفا درباره فاکتورهایی که برای انتخاب او بهعنوان
بازیگر داشتید، صحبت کنید.
همکاری با مریم مقدم چه بهعنوان همکار نویسنده من و چه بهعنوان بازیگر،
برای این فیلم یک فرصت بود. ایشان نویسندهای خوش فکر و بازیگری بهشدت با استعداد
است. جنس بازی مریم مقدم همان چیزی است که برای این فیلم لازم و ضروری بود، یعنی یک
بازی مینیمال و واقعی که من کمتر در بازیگران سینمای ایران این جنس بازی را سراغ دارم.
در میان بازیگران فیلم شما شمس لنگرودی هم حضور دارد؛ این انتخاب هم بسیار
جالب است. چطور شد که به یک هنرمند ادیب برای ایفای نقش در فیلمتان رسیدید؟
این جنس بازی که درباره مریم مقدم توضیح دادم، همان چیزی بود که باعث
شد من شمس لنگرودی را نیز برای نقش منوچهر انتخاب کنم. ما گزینههای بسیاری از بازیگران
چهره برای ایفای این نقش داشتیم، ولی نهایتا تصمیم گرفتم که هنرمندی با ذوق و قریحه
و نه بازیگر را در این نقش قرار دهم. در ابتدا این ریسک کمی نگرانکننده به نظر میرسید،
ولی بهمرور و با شروع دورخوانیها مطمئن شدم که او بهترین گزینه برای این نقش
است.
به نظر شما جشنواره فیلم فجر بهعنوان مهمترین رویداد سینمایی کشور،
باید از چه ویژگیها و استانداردهایی برخوردار باشد تا در جهت پیشرفت هرچه بیشتر سینمای
ایران حرکت کند؟
مهمترین ویژگیای که هر جشنوارهای لازم است داشته باشد این است که در
آن فیلمهای خوب نمایش داده شود و این موضوعی است که به نظر میرسد با کم کردن تعداد
فیلمها در جشنواره امسال محقق شده یا حداقل به ایدهآل نزدیک شده است. یعنی بهنظرم
لازم نیست که ما از پیش تعیین کنیم که چند فیلم در کدام بخش قرار است انتخاب شود، بلکه
باید بعد از بازبینی آثار، فیلمهایی که خوب هستند بهعنوان فیلمهای بخش مسابقه اعلام
شود، حال این میتواند هر تعدادی از پانزده، بیست یا حتی سی نسخه باشد، اما مشکلی که
امسال وجود دارد این است که فیلمهای اول اجازه ورود به بخش سودای سیمرغ را پیدا نکردهاند
که این یک تصمیم غیرکارشناسی است.
پس معتقدید که فیلماولیها پتانسیل لازم را برای حضور در بخش اصلی جشنواره
را دارند و باید این اتفاق در تصمیمات جشنواره لحاظ شود.
بله. به این دلیل که در تمام فستیوالهای دنیا در بخش اصلی، فیلم اولی
هستند که همه را غافلگیر میکنند و اصولا رقابت جذاب یعنی همین. یعنی اینکه ممکن است
یک فیلمساز اول فیلمی بسازد که از همه فیلمهای پیشکسوتان بهتر باشد. با کدام عدالتی
میتوان این فیلم را از رقابت اصلی محروم کرد؟ به نظرم باید در این تصمیم بازنگری شود
و بدتر از آن اینکه ظاهرا فیلمهای اول در رشتههای مختلف داوری نمیشوند و این یعنی
نادیده گرفتن زحمت بزرگانی که به فیلمسازان اول در ساخت فیلمشان کمک کردهاند. بزرگانی
مثل ایرج رامینفر و طراحیصحنهاش در فیلم «احتمال باران اسیدی» و همینطور بازیگران
مطرحی که در فیلمهای اول امسال نقشآفرینی کردهاند.
استقبال مخاطب از «احتمال باران اسیدی» در نمایش خانگی را چگونه
ارزیابی میکنید؟
همانطور که قبلا هم گفتم فیلم من چه در اکران چه در نمایش خانگی
مخاطبان خودش را پیدا میکند بنابراین در نمایش خانگی هم مخاطبانش را پیدا خواهد
کرد و من نگران این نیستم که مردم فیلمم را نپسندند.
میثم محمدی