
فرزانه سعادتی/صبا، «زیر درختان شهر» مجموعهای اپیزودیک است که بهزودی پخش آن از شبکه دو سیما آغاز شود. این سریال به کارگردانی عمار خطی و تهیهکنندگی صادق روشن محصول مرکز سیمرغ صداوسیما است که فیلمنامه آن به سرپرستی حسین ترابنژاد و مجموعه نویسندگان بوده است. «زیر درختان شهر» با محوریت جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، به سراغ روایت موقعیتهایی از زندگی مردم میرود که اگرچه در بستر شرایط بحرانی و روزهای جنگ شکل گرفتهاند، اما از جنس تجربههای ملموس و روزمره جامعه هستند؛ موقعیتهایی که بسیاری از مردم ایران در ماههای گذشته، بهنوعی با آن مواجه بودهاند.
کارگردان سریال «زیر درختان شهر» با اشاره به روایت داستانهای واقعی مردم در روزهای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان گفت: در این مجموعه تلاش کردیم بهجای تمرکز بر تلخیهای جنگ، از امید، همدلی و ادامه زندگی مردم در شرایط بحرانی بگوییم؛ قصههایی ساده و انسانی که مخاطب میتواند تجربههای خودش را در آنها پیدا کند.
عمار خطی، کارگردان سریال «زیر درختان شهر»، در گفتوگو با …، با اشاره به شکلگیری این مجموعه اظهار کرد: با توجه به اینکه موضوع مجموعه، جنگ و تجربههای اجتماعی مردم در چنین شرایطی بود، از همان ابتدا میدانستیم که با سوژهای حساس و نیازمند دقت در انتخاب زاویه دید و شیوه روایت مواجه هستیم. به همین دلیل، جلسات متعددی با تهیهکننده برگزار کردیم و درباره چگونگی پرداخت به قصهها، نوع نگاه به شخصیتها و نحوه بازنمایی موقعیتهای جنگی به بحث و تبادل نظر پرداختیم.
وی با بیان اینکه محور اصلی سریال، روایت تجربههای مردم در روزهای جنگ است، افزود: به نظرم یکی از مهمترین اتفاقاتی که در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان رخ داد، آگاهی بیشتر مردم نسبت به توانمندیهای کشور و شکلگیری حس غرور و امید بود. جنگ بهخودیخود اتفاق خوبی نیست، اما این تجربه برای بخشهایی از جامعه به شناخت بیشتر ظرفیتهای کشور و تقویت احساس تعلق به ایران منجر شد.
خطی ادامه داد: در «زیر درختان شهر» به سراغ قصههایی میرویم که از دل زندگی مردم بیرون آمدهاند و آنها در دوران جنگ تجربه کردهاند. به همین دلیل، فکر میکنم مخاطبان بتوانند با این داستانها ارتباط برقرار کنند؛ چراکه با ماجراهایی انسانی مواجهاند که ریشه در تجربههای واقعی مردم دارند.
پارک در «زیر درختان شهر» نمادی از ایران است
این کارگردان درباره عنوان سریال و ارتباط آن با فضای داستانی مجموعه توضیح داد: درخت نماد استواری، امید و سرسبزی است. ما نیز پارکی را که قصهها در آن اتفاق میافتند، بهنوعی نمادی از کشور ایران در نظر گرفتهایم؛ فضایی که مردم با شخصیتها، دغدغهها و داستانهای متفاوت در آن حضور دارند و زندگی خود را ادامه میدهند.
وی افزود: مردمی که در این پارک کنار یکدیگر قرار میگیرند، در واقع نماینده مردمان سرزمین ما هستند. آنها زیر سایه امید و استواری، با مسائل و مشکلات زندگی مواجه میشوند و قصههایشان در بستر جنگ شکل میگیرد. به نظرم همین پیوند میان عنوان، فضای داستانی و زندگی مردم، نسبت اصلی مجموعه با مفهوم امید را شکل میدهد.

روایت همزمان دو داستان در هر قسمت
خطی با اشاره به ساختار اپیزودیک سریال «زیر درختان شهر» گفت: در این مجموعه ۳۰ قسمتی، در هر قسمت دو داستان را بهصورت موازی پیش میبریم که در دو نقطه از پارک اتفاق میافتند. با توجه به تعداد زیاد داستانهایی که قابلیت روایت داشتند، تصمیم گرفتیم در هر قسمت دو قصه جذاب را به مخاطب ارائه کنیم.
وی ادامه داد: پارک بهعنوان فضای مشترک، خط ارتباطی میان داستانهاست و در کنار محوریت جنگ، به شکلگیری پیوند میان شخصیتها و موقعیتهای مختلف کمک میکند. به نظرم دنبال کردن همزمان دو داستان در یک قسمت میتواند برای مخاطب جذاب باشد و تجربه متفاوتی از روایت اپیزودیک ایجاد کند.
قهرمانان سریال، مردم عادی هستند
کارگردان «زیر درختان شهر» با تأکید بر اینکه شخصیتهای اصلی این مجموعه از میان مردم عادی انتخاب شدهاند، بیان کرد: ما در این سریال به دنبال قهرمان خاصی نیستیم، بلکه قهرمانان داستان همان مردمی هستند که زندگی روزمره خود را دارند و جنگ، آنها را در موقعیتهای تازهای قرار میدهد.
خطی برای توضیح این رویکرد به یکی از داستانهای مجموعه اشاره کرد و گفت: برای مثال، ماجرای زن و مردی را روایت میکنیم که قرار است طلاق بگیرند، اما درست در روزی که باید مراحل جدایی آنها انجام شود، جنگ آغاز میشود. این اتفاق باعث میشود چند روزی در پارک چادر بزنند و در جریان موقعیتهایی که تجربه میکنند، دوباره به اهمیت زندگی مشترک و کنار یکدیگر بودن پی ببرند.
وی افزود: قصههای ما به همین اندازه ساده و برگرفته از زندگی مردم هستند. تلاش کردهایم موقعیتهایی را انتخاب کنیم که مخاطب بتواند با آنها ارتباط برقرار کند و خودش یا اطرافیانش را در میان شخصیتها و اتفاقات داستان ببیند.
در روایت مردم، تفاوتی میان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان قائل نیستیم
خطی درباره پرداختن به دو مقطع جنگی در این مجموعه اظهار کرد: من شخصاً تفاوت بنیادینی میان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان از منظر تجربه مردم قائل نیستم. مردم در طول یک سال با دو تجربه جنگی مواجه شدند و طبیعتاً در جریان این اتفاقات، تجربهها و آگاهیهای بیشتری به دست آوردند.
وی ادامه داد: بخشی از داستانهای ما در بستر جنگ ۱۲ روزه و بخشی دیگر در فضای جنگ رمضان اتفاق میافتند، اما تمرکز اصلی مجموعه بر خود جنگ نیست، بلکه بر مردم و تجربههای آنهاست. آنچه برای ما اهمیت دارد، شیوه مواجهه مردم با شرایط دشوار، مقاومت آنها و تلاششان برای ادامه زندگی است.
همذاتپنداری مردم با داستانهایی که از دل واقعیت آمدهاند
این کارگردان درباره دشواریهای بازنمایی رویدادهای نزدیک به زمان تولید گفت: یکی از تفاوتهای این تجربه با روایت جنگ هشت ساله دفاع مقدس برای نسلی که آن دوران را بهطور مستقیم تجربه نکرده است، همین فاصله زیستی است. وقتی تجربهای را شخصاً پشت سر نگذاشته باشیم، برای بازنمایی آن به تحقیق و مشاوره بیشتری نیاز داریم؛ اما ما در دورهای که این سریال به آن میپردازد، حضور داشتهایم و بخشی از این تجربهها را از نزدیک لمس کردهایم.
خطی با اشاره به بازخوردهای مردم در محل تصویربرداری افزود: در زمان فیلمبرداری، گاهی اهالی محله و افرادی که در پارک حضور داشتند، برای تماشای سکانسها جمع میشدند. نکته جالب این بود که بعضی از آنها با دیدن صحنهها، تجربههای مشابه خودشان را تعریف میکردند.
وی ادامه داد: پارک یوسفآباد و محدوده اطراف آن نیز از جمله مناطقی بود که در جریان جنگ مورد اصابت قرار گرفت. گاهی مردم با دیدن یک سکانس به ما میگفتند که در همان نقطه، اتفاقی مشابه برایشان رخ داده است. برای مثال، ممکن بود یک پیک موتوری از تجربه خود در زمان حمله و شرایطی که هنگام جابهجایی وسایل داشته، صحبت کند.
خطی تأکید کرد: این واکنشها نشان میداد که مخاطبان با داستانها همذاتپنداری میکنند. وقتی قصه از جنس تجربه واقعی مردم باشد، آنها میتوانند خودشان را در موقعیت شخصیتها تصور کنند. به نظرم همین ویژگی میتواند به ارتباط مؤثرتر مخاطب با سریال کمک کند.
تلاش کردیم از تلخی جنگ فاصله بگیریم، نه از واقعیت مردم
خطی درباره رویکرد متفاوت مجموعه در پرداختن به جنگ گفت: در تجربه قبلی خودم، فیلم «شازده کوچولو» که به موضوع کودکان غزه میپرداخت، تلاش کردم بهجای تأکید صرف بر تلخیها، از شاعرانگی و فانتزی کودکانه برای روایت استفاده کنم. در «زیر درختان شهر» نیز به دنبال رسیدن به لحنی متفاوت بودهایم.
وی افزود: قصههای این مجموعه لطیف و شیرین هستند و ما بیشتر به سراغ لحظههایی رفتهایم که میتوانند بعدها به خاطراتی ماندگار برای مردم تبدیل شوند. بسیاری از افرادی که جنگ هشت ساله دفاع مقدس را تجربه کردهاند، در کنار خاطرات تلخ، از لحظههای شیرین و اتفاقات بانمکی نیز یاد میکنند که در آن دوران برایشان رخ داده است.
این کارگردان با اشاره به ماندگاری برخی آثار طنز مرتبط با دفاع مقدس اظهار کرد: آثاری مانند «لیلی با من است» نشان دادهاند که میتوان با انتخاب زاویه دید متفاوت، روایتهایی ماندگار از فضای جنگ ارائه کرد. البته رویکرد ما در «زیر درختان شهر» لزوماً ساخت یک اثر کمدی یا طنز نیست، بلکه تلاش کردهایم فضای داستانها را با لحنی شیرین و از طریق شخصیتهای معمولی با ویژگیهای متنوع پیش ببریم.

طنز سریال قرار نیست رنج مردم را دستمایه شوخی کند
خطی درباره چگونگی حفظ تعادل میان طنز و موضوع جنگ توضیح داد: مردم در دوران جنگ رفتارهای متفاوتی داشتند. برخی درگیر نگرانی و اضطراب بودند، برخی دغدغههای شخصی خود را دنبال میکردند و بعضی نیز تلاش میکردند زندگی روزمرهشان را تا حد امکان ادامه دهند. ما سعی کردیم این تنوع رفتاری را با نگاهی لطیفتر به تصویر بکشیم.
وی افزود: با وجود تلخیها و خاطرات ناگواری که برای بسیاری از مردم وجود دارد، به خودمان اجازه ندادهایم با مسائل حساس یا تجربههای دردناک افراد شوخی نامناسب کنیم. وقتی داستانها از دل زندگی آدمهای مختلف بیرون میآیند، این ما هستیم که باید با انتخاب درست موقعیتها، به آنها شکل نمایشی بدهیم.
این کارگردان ادامه داد: برای مثال، داستان یک زن باردار که دچار وسواس شده یا مردی که به کبوترهایش علاقه دارد و برای تأمین مهریه همسرش باید از آنها دل بکند، میتواند در بستر جنگ موقعیتهای داستانی متفاوتی ایجاد کند. اینها موقعیتهایی برگرفته از زندگی اجتماعی مردم هستند که میتوانند بدون تمسخر رنج دیگران، لحظههای شیرین و قابل همذاتپنداری بسازند.
بازیگران در نقشها و گریمهای متفاوت ظاهر میشوند
کارگردان «زیر درختان شهر» درباره انتخاب بازیگران این مجموعه گفت: متناسب با شخصیتهای مختلف، تلاش کردیم بازیگرانی را انتخاب کنیم که قابلیت حضور در نقشها و موقعیتهای متنوع را داشته باشند. تنوع شخصیتها و امکان تجربه شکلهای مختلف بازی، بخشی از جذابیت این مجموعه برای بازیگران و مخاطبان است.
خطی با اشاره به حضور رضا شفیعیجم در چند نقش متفاوت اظهار کرد: برای مثال، آقای شفیعیجم در سه نقش و با گریمهای متفاوت ظاهر شدهاند. تلاش کردیم در کنار تصویری که مخاطب از ایشان دارد، وجوه دیگری از تواناییهایشان را نیز نشان دهیم؛ از شخصیتهای جدی گرفته تا موقعیتهایی با لحن متفاوت.
وی افزود: بازیگرانی مانند یوسف تیموری، نادر فلاح، سیاوش چراغیپور و کاوه خداشناس نیز در این مجموعه حضور دارند. علاوه بر توانایی بازیگران در ایفای نقشهای مختلف، قابلیت اجرای لهجهها و بازنمایی شخصیتهایی با ویژگیهای متفاوت نیز در انتخاب آنها مورد توجه بوده است.
اشراف کارگردان به اثر، زمینه تعامل با بازیگران را فراهم میکند
خطی با اشاره به تجربه همکاری با گروه بازیگران گفت: بازیگران افراد باهوشی هستند و معمولاً از همان مراحل ابتدایی تمرین و دورخوانی، درک خوبی از فضای کار و شیوه هدایت کارگردان پیدا میکنند. به نظرم مهمترین مسئله این است که کارگردان به اثر و مدیریتی که باید در صحنه داشته باشد، اشراف کافی داشته باشد.
وی ادامه داد: خوشبختانه تعامل خوبی با بازیگران داشتیم و بسیاری از آنها پس از پایان همکاری، از تجربه حضور در این پروژه ابراز رضایت میکردند. ارتباط ما در طول تولید به فضایی دوستانه و صمیمانه تبدیل شد و این ارتباط حتی پس از پایان کار نیز ادامه پیدا کرد.
هماهنگی بازیگران، مهمترین چالش تولید سریال بود
این کارگردان درباره دشواریهای ساخت مجموعهای ۳۰ قسمتی با تعداد زیادی بازیگر گفت: مهمترین چالش ما، هماهنگی با بازیگران و برنامهریزی تولید بود. در برخی قسمتها، چهار یا پنج بازیگر شناختهشده در یک روز مقابل دوربین قرار میگرفتند و مدیریت چنین شرایطی به برنامهریزی دقیقی نیاز داشت.
خطی افزود: گروه کارگردانی و برنامهریزی تلاش زیادی کردند تا حضور بازیگران در مقاطع مختلف تولید بهدرستی مدیریت شود. این هماهنگی در پروژهای با تعداد زیاد شخصیتها و داستانهای موازی، کار سادهای نبود؛ اما خوشبختانه روند تولید بهخوبی پیش رفت.
وی با اشاره به فضای حاکم بر گروه تولید اظهار کرد: وقتی به این پروژه فکر میکنم، بیشتر از هر چیز خاطرات خوش و تجربه همکاری با عوامل به یادم میآید. اعضای گروه در طول کار کنار یکدیگر زندگی و همکاری کردند، هوای هم را داشتند و همین همراهی باعث شد پس از پایان پروژه، بسیاری از عوامل دلتنگ یکدیگر شوند.
چراغ زندگی در روزهای جنگ باید روشن بماند
خطی درباره پیام اصلی سریال و تصویری که از جامعه در شرایط جنگی ارائه میکند، گفت: من دوست داشتم نشان بدهم که مردم حتی در شرایط جنگی نیز زندگی خود را ادامه میدهند. یکی از سکانسهای پایانی مجموعه به ماجرای کافهداری میپردازد که تصمیم دارد کافهاش را تعطیل کند؛ اما در نهایت این ایده مطرح میشود که چراغ کافه باید روشن بماند تا مردم احساس ناامیدی نکنند.
وی ادامه داد: در روزهای جنگ، با وجود خلوتتر شدن خیابانها، میدیدیم که بسیاری از مغازهها باز هستند و مردم تلاش میکنند کسبوکار و زندگی روزمره خود را ادامه دهند. این استمرار زندگی برای من اهمیت زیادی دارد و دوست داشتم بخشی از آن را در سریال نشان بدهم.
این کارگردان تأکید کرد: مردم ایران در سالهای گذشته با دشواریها و فشارهای مختلفی مواجه بودهاند و همچنان برای ادامه زندگی تلاش میکنند. به نظرم آنچه در «زیر درختان شهر» اهمیت دارد، همین توانایی مردم برای حفظ زندگی، امید و ارتباط با یکدیگر در شرایط دشوار است.
«زیر درختان شهر» میتواند به خاطرهای ماندگار از روزهای جنگ تبدیل شود
خطی در پایان درباره انتظاری که از ارتباط مخاطبان با این مجموعه دارد، بیان کرد: وقتی امروز به سریالهایی مانند «همسران» و «خانه سبز» فکر میکنیم، بسیاری از ما با آنها خاطرات خوشی داریم. احساس میکنم «زیر درختان شهر» نیز میتواند در گذر زمان به یکی از آثار خاطرهانگیز برای مردم تبدیل شود؛ مجموعهای که یادآور روزهای جنگ باشد، اما مخاطب هنگام تماشای آن احساس خوبی داشته باشد.
وی افزود: دوست دارم حال مردم خوب باشد و بتوانیم بخشی از امید را از طریق این مجموعه به آنها منتقل کنیم. امیدوارم مخاطبان با داستانها ارتباط برقرار کنند و بهگونهای باشد که پس از پایان سریال، خواهان ادامه این قصهها باشند. به نظرم ظرفیت روایت این داستانها همچنان وجود دارد.