
ناصرارباب/صبا، در روزگاری که مشکلات اقتصادی، افزایش هزینههای تولید و نگرانی از بازگشت سرمایه، بخش مهمی از صنعت نشر را به سمت انتخابهای کمریسکتر و انتشار آثار پرفروش سوق داده است، حمایت از نویسندگان تازهنفس و ادبیات تألیفی به یکی از چالشهای جدی ناشران تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تأسیس یک انتشارات تازه و انتشار فراخوانی برای شناسایی استعدادهای داستاننویسی، میتواند تلاشی برای ورود به مسیری متفاوت باشد؛ مسیری که البته با دشواریهای بازار نشر نیز روبهروست. سعید قاسمی، نویسنده، مترجم و مدیر انتشارات گوزن سفید، با انتشار فراخوان «همداستان» نخستین گام این مجموعه را در مسیر کشف و معرفی نویسندگان داستانک برداشته است. او معتقد است کوتاهی داستانک به معنای سادگی آن نیست و این قالب ادبی میتواند در حجمی محدود، مخاطب را با تجربهای عمیق و تأملبرانگیز مواجه کند. صبا در گفتوگو با قاسمی، علاوه بر انگیزههای تأسیس این انتشارات، درباره وضعیت نشر، چالشهای ناشران نوپا، ضرورت حمایت از ادبیات تألیفی و اهداف فراخوان «همداستان» صحبت کرده است. قاسمی، دانشآموخته دکتری فلسفهی هنر و ادبیات نمایشی، چندین نمایشنامهی چاپ شده در کارنامه ی خود دارد که از میان آنها میتوان به «در آغوش آدمبرفی» در انتشارات افراز؛ و «بغض فرو خورده در فرودگاه»، «اُتاوا»، «برای آنا» و «فانوس ولادیمیر و کلاه استراگون» منتشر شده در نشر نظامالملک اشاره کرد. او همچنین ترجمهی آثاری چون «کلوئکا» در نشر ترعه و «تباه» در نشر مانیاهنر از دیگر فعالیتهای اوست. قاسمی بهتازگی انتشاراتی با عنوان «گوزن سفید» تأسیس کرده و فراخوانی بهنام «همداستان» منتشر کرده است. این رویداد بهانهای شد تا با او دربارهی انگیزههایش برای ورود به حوزهی نشر، و برنامههای انتشارات «گوزن سفید» گفتوگو کنیم.
آقای قاسمی چه شد که به فکر تأسیس انتشارات گوزن سفید افتادید؟
علاقهی وافر من به ادبیات و هنر، و باورم به صنعت هنر انسانساز نشر کتاب، من را بر آن داشت تا در این حوزه فعالیتم را بیشتر کنم. فارغ از اهمیت فرهنگی و اقتصادی نشر کتاب، من خودم هم نویسنده هستم و هم معلم؛ و از همین منظر، دوست دارم فرصتی فراهم کنم تا نویسندگان و مترجمان بتوانند آثارشان را به چاپ برسانند و با مخاطبان خود ارتباط فرهنگی برقرار کنند. به باور من، خواندن یک کتاب میتواند بر اندیشهی انسان تأثیر زیادی بگذارد؛ نگاه او را به زندگی تغییر دهد؛ و حتی مسیر زندگیاش را دگرگون کند. شاید همین امکانِ تأثیرگذاری بر زندگی انسانهاست که فعالیت در حوزهی نشر را برای من مهم و معنادار میکند. چون زندگی خودم با خوانش چندین کتاب شگفتانگیز مسیر تازهای پیدا کرد.
کدام کتابها؟
«برادران کارامازوف» از داستایفسکی و «برهی گمشدهی راعی» از هوشنگ گلشیری. این کتابها در زندگی من نقش و تأثیر خیلی مهمی داشتند.
وضعیت کنونی صنعت نشر ایران را چطور میبینید؟
من هم مانند دیگر ناشران نگران وضعیت کاغذ و شرایط نامناسب بازار کتاب هستم؛ اما معتقدم که باید ادامه داد و چراغ کتاب و کتابخوانی را روشن نگه داشت. مشکلات اقتصادی و فرهنگی، هرقدر هم جدی باشند، همیشگی نیستند. میتوان و باید امیدوار بود که شرایط در آینده بهتر شود. من به ظرفیتهای فرهنگی و هنری جامعه باور دارم. مردم ما علاقهی زیادی به هنر و ادبیات دارند؛ و این بخشی از ظرفیت فرهنگی کشور ماست. به گمان من، اگر شرایط اقتصادی و اجتماعی بهبود پیدا کند، مردم بیش از پیش از کتاب استقبال خواهند کرد. به همین دلیل، فکر میکنم علیرغم همهی کمبودها و دشواریها، باید همچنان برای ادامه حیات نشر و حفظ ارتباط فرهنگی مردم با کتاب تلاش کرد. ما در سالهای اخیر با گروه نویسندگان دراما که مدیریت آن باخلیل اسماعیلی است، متناسب با نیازهای تخصصی فرهنگی و هنری و ادبی جامعه، آثار تألیفی زیادی منتشر کردهایم. این گروه با ناشران زیادی کار میکرد و آثار بدون مشکل به مرحلهی چاپ میرسید. اما الان دغدغه ناشرها متفاوت شده و بازگشت سرمایه، آنها را وا داشته تا بیشتر به سراغ ترجمه و چاپ و انتشار رمانهای پرفروش دنیا بروند.
مهمترین اهداف و برنامههای فرهنگی انتشارات «گوزن سفید» چیست؟
در نظر داریم در حوزههای تئاتر، سینما، ادبیاتنمایشی، فلسفه و ادبیات داستانی فعالیت کنیم. این حوزهها مخاطبان زیادی دارند و پیوندی مهم میان دانشگاه، هنرمند و مخاطبان هنر برقرار میکنند. منظور من از مخاطب هنر، طیف وسیعی از افراد جامعه را در بر میگیرند؛ هر فردی با هر طبقه، شغل و جایگاه اجتماعی که علاقه مند هنر باشد. هنر، مخاطبان گستردهای دارد. لذا در انتخاب آثار، دقت و وسواس به خرج خواهیم داد و تلاش میکنیم کتابهایی را منتشر کنیم که بتوانند به گسترش دانش و افق فکری دانشجویان، استادان، هنرمندان و علاقهمندان این حوزهها کمک کنند. برای ما، صرفاً انتشار کتاب هدف نیست؛ بلکه تلاش میکنیم که هر اثرمان بتواند بر دانش و تجربه یا شیوه نگاه مخاطبان هنر چیزی بیفزاید.
به نظرتان مهمترین چالشهای ناشران نوپا چیست؟
من به سه موضوع فکر میکنم؛ اول مشکلات اقتصادی و بازگشت سرمایه که برای ادامه فعالیت ناشری که هنوز جایگاه خود را در بازار پیدا نکرده، کار بسیار دشواری است. و بعد جلب اعتماد مخاطبان و معرفی کتابهای مناسب به خوانندگان نیز زمان و تلاش زیادی میطلبد. اما فکر میکنم چالش مهمتر، معرفی آثار ارزشمند و فراهم کردن فرصت برای نویسندگانی است که هنوز شناخته شده نیستند. ناشر فقط وظیفه ندارد کتاب چاپ کند؛ بلکه باید بتواند میان نویسنده، اثر و مخاطبان ارتباط درست برقرار کند. این مسئولیت بهویژه برای ناشر تازهتأسیسی که میخواهد هویت فرهنگی خودش را شکل دهد، اهمیت زیادی دارد؛ و بیشک راحت نخواهد بود. با این حال، معتقدم دشواریهای موجود نباید ما را از ادامه مسیر منصرف یا منحرف کند. اگر میخواهیم آینده ادبیات ایران پُربار باشد، باید برای انتشار آثار ارزشمند و حمایت از نویسندگان جوان و مستعد تلاش کنیم. شاید نتوانیم همه مشکلات نشر را حل کنیم، اما میتوانیم با انتخابهای درست و ایجاد فرصتهای تازه و مناسب، سهم خودمان را در این مسیر ادا کنیم.
از فراخوان «هم داستان» بگویید. چرا با «داستانک» یا «میکروفیکشن» شروع کردید؟
فراخوان «همداستان» به دبیری همکارم، آقای خلیل اسماعیلی، منتشر شد تا فرصتی برای نویسندگان جوان و همچنین باتجربه فراهم شود تا داستانکهای خود را برای انتشار به «انتشارات گوزن سفید» ارسال کنند. همه آثار مورد داوری قرار خواهند گرفت و در نهایت آثار برگزیده در یک مجموعه داستان با نام همداستان منتشر خواهند شد. ما برای نخستین گام، به سراغ داستانک رفتیم؛ زیرا معتقدیم کوتاهی یک اثر لزوماً به معنای سادگی آن نیست. داستانک، با وجود حجم اندکش، میتواند مواجههای شگفتانگیز و تأثیرگذار برای مخاطب ایجاد کند و در چند سطر، اندیشه یا مفهومی عمیق را به او منتقل کند. گاهی یک داستان کوتاه، بهجای آنکه همهچیز را توضیح دهد، ذهن مخاطب را درگیر پرسشی میکند که مدتها با او باقی میماند. ما بر این باوریم که داستانک میتواند شروع مناسبی برای فعالیت نشر ما باشد؛ چون از یکسو امکان حضور نویسندگانی با دانش و تجربههای گوناگون را فراهم میکند؛ و از سوی دیگر مخاطب را با شکلی فشرده و در عین حال تأملبرانگیزی از داستان مواجه میکند. البته امید ما فراتر از صرفاً انتشار یک مجموعه داستان است. دوست داریم انتشارات گوزن سفید بتواند فرصتی برای کشف و معرفی استعدادهای تازه فراهم کند. شاید در میان نویسندگانی که امروز نخستین آثارشان را برای این فراخوان میفرستند و مورد حمایت قرار میگیرند، کسانی باشند که در آینده نقشی مؤثر در ادبیات ایران ایفا کنند. اگر بتوانیم حتی به ورود و رشد چند نویسنده مستعد در عرصه ادبیات کمک کنیم، فکر میکنم این آغاز، ارزش خود را پیدا کرده است.
و حرف آخر؟
سپاسگزارم که این فرصت را به من دادید و فکر میکنم امروز بیش از هر زمان دیگری به حفظ ارتباطمان با کتاب و ادبیات نیاز داریم. کتاب فقط وسیلهای برای انتقال اطلاعات نیست؛ میتواند شیوه نگاه ما به خودمان، دیگران و جهان را تغییر دهد. من بهعنوان یک نویسنده، معلم و ناشر، دوست دارم در این مهم سهمی داشته باشم. میدانم که فعالیت در حوزه نشر، بهویژه در شرایط دشوار اقتصادی، با موانع و مشکلات زیادی روبهروست؛ اما باور دارم که به بهانه این دشواریها، نمیتوان از تلاش برای زنده نگهداشتن فرهنگ و هنر و ادبیات دست کشید. امیدوارم نشر ما فرصتی برای انتشار آثار ارزشمند و معرفی صداهای تازه باشد؛ بهخصوص نویسندگانی که شاید هنوز فرصت کافی برای دیده و خوانده شدن پیدا نکردهاند. اگر روزی کتابی که با تلاش ما منتشر شده بتواند ذهن خوانندهای را درگیر کند، پرسشی تازه در او به وجود بیاورد یا تغییری مثبت هرچند کوچک در نگاهش به زندگی ایجاد کند، احساس میکنم بخشی از اهداف نشر ما محقق شده است. معتقدم که توجه به آینده هنر و ادبیات و فراهمکردن فرصت برای نویسندگان جوان، ضرورتی انکارناپذیر است؛ چراکه بیتوجهی به استعدادهای تازه و نادیدهگرفتن نسل جوان نویسندگان میتواند در آینده، ادبیات کشور را با چالشهای جدی تری روبهرو کند. امیدوارم انتشار فراخوان همداستان گامی در جهت شناسایی و حمایت از استعدادهای تازه، و کمک به آیندهی فرهنگ و هنر و ادبیات ایران زمین باشد.