امروز پنجشنبه, ۷ آبان , ۱۴۰۵ ساعت ۰۷:۰۴:۲۳
 آرمان فیاض در گفت‌وگو با صبا؛

فیلم کوتاه جای تمرین برای ساخت فیلم بلند نیست!

عضو هیئت داوران چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران با اشاره به استقبال پرشور مخاطبان از این دوره، کیفیت آثار را پایین‌تر از انتظارات خود دانست و تأکید کرد که در داوری، خلاقیت، تمرکز روایی و ظرفیت اثر برای توسعه اندیشه اهمیت دارد؛ معیارهایی که به گفته او، صرفاً با موفقیت در جلب توجه مخاطب یا برخورداری از اجرای حرفه‌ای محقق نمی‌شوند.


آیدا خدادوست/صبا، آرمان فیاض، َفیلم‌بردار و عضو هیئت داوران چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، در گفت‌وگو با صبا، ضمن ارزیابی سطح کیفی آثار این دوره، از هم‌سویی بیشتر اعضای هیئت داوران و روند بحث و بررسی برای انتخاب نامزدها و برگزیدگان سخن گفت. او همچنین درباره انتقادها نسبت به حضور کم‌رنگ‌تر فیلم‌سازان جوان در میان برگزیدگان، معیارهای انتخاب در رشته‌های فنی و تفاوت‌های ماهوی فیلم کوتاه و بلند توضیح داد.
انتظارم از کیفیت آثار بیشتر بود

ارزیابی شما از چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، چه از نظر استقبال مخاطبان و چه از نظر کیفیت آثار، چیست؟
فکر نمی‌کردم با چنین استقبال پرشوری مواجه شویم. از عکس‌ها و تصاویری که دیدم، به نظر می‌رسید علاقه‌مندان فیلم کوتاه حضور پررنگی داشته‌اند و با اشتیاق آثار را دنبال کرده‌اند. خودم فرصت چندانی برای حضور در جشنواره نداشتم و به‌جز یکی دو ساعتی که در جلسات و کارگاه‌ها در خدمت دوستان بودم، نتوانستم فضای جشنواره را از نزدیک دنبال کنم؛ بااین‌حال، به نظر می‌رسید استقبال مخاطبان بسیار قابل توجه بوده است.من همیشه انتظار بالایی از فیلم کوتاه دارم. انتظارم این است که با مجموعه‌ای خلاقانه مواجه شوم و چند فیلم را به‌عنوان آثاری ماندگار در ذهنم نگه دارم؛ فیلم‌هایی که پس از تماشا نیز بتوان درباره‌شان فکر کرد و به یادشان آورد. از این منظر، آثار این دوره به‌اندازه انتظار من ظاهر نشدند. فکر می‌کنم تعداد فیلم‌هایی که واقعاً ظرفیت بحث و بررسی جدی داشتند، می‌توانست بیشتر از آن چیزی باشد که در نهایت دیدیم. برای من، نهایتاً پنج یا شش فیلم در این سطح قرار می‌گرفتند. البته این به معنای بی‌ارزش‌بودن سایر آثار نیست، اما مجموعه فیلم‌ها انتظاراتم را به‌طور کامل برآورده نکرد.

داوری این دوره کم‌خطاتر بود

درباره روند داوری و معیارهای انتخاب نامزدها، به‌ویژه در بخش بهترین فیلم‌برداری، توضیح می‌دهید؟
برخلاف برخی دوره‌های گذشته که تجربه داوری داشتم، از نتیجه داوری این دوره رضایت بیشتری دارم. احساس می‌کنم میان اعضای هیئت داوران هم‌سویی بیشتری وجود داشت و داوری با خطاهای کمتری انجام شد.تعداد فیلم‌هایی که می‌توانستیم درباره آن‌ها بحث کنیم و تقریباً بر سر کیفیتشان اتفاق‌نظر داشتیم، محدود بود. در بسیاری از رشته‌ها، نامزدها از میان همین مجموعه انتخاب شدند؛ هرچند در برخی رشته‌ها، از جمله طراحی صحنه و بازیگری، آثار دیگری نیز مورد توجه قرار گرفتند. بنابراین، انتخاب‌ها صرفاً به همان پنج یا شش فیلم محدود نماند.طبیعی است که اگر ترکیب هیئت داوران تغییر می‌کرد، ممکن بود در یکی دو رشته نتایج متفاوتی رقم بخورد. این اتفاق در هر جشنواره‌ای امکان‌پذیر است. بااین‌حال، ما بحث‌های طولانی و جدی داشتیم تا هم در انتخاب نامزدها و هم در تعیین برگزیدگان به جمع‌بندی برسیم.در بررسی رشته‌های مختلف نیز تلاش کردیم از تخصص همه اعضای هیئت داوران استفاده کنیم. قرار نبود هر داور صرفاً درباره حوزه تخصصی خودش تصمیم بگیرد یا نظر یک فرد به‌تنهایی تعیین‌کننده باشد. درباره فیلم‌برداری هم همه اعضا دیدگاه‌هایشان را مطرح کردند و انتخاب نهایی حاصل گفت‌وگو و بررسی جمعی بود.در مجموع، به نظرم هم نامزدها و هم برگزیدگان، حاصل روندی منصفانه بودند.

چه ویژگی‌هایی باعث شد جایزه بهترین فیلم‌برداری به علی حسین‌زاده تعلق بگیرد؟
علی حسین‌زاده در چند اثر با حال‌وهوا و فضاهای متفاوت کار کرده بود و توانسته بود جهان‌های بصری متنوعی را به تصویر بکشد. او در فضاها و سبک‌های مختلف تجربه کرده بود و دو مورد از پروژه‌هایش برای ما برجسته‌تر بودند؛ آثاری که در آن‌ها خطاهای کمتری دیده می‌شد و خلاقیت فیلم‌بردار نیز نمود بیشتری داشت.در نهایت، مجموعه این ویژگی‌ها باعث شد جایزه فیلم‌برداری به او تعلق بگیرد. انتخاب ما بر مبنای بررسی کیفیت کار در آثار مختلف بود، نه صرفاً یک ویژگی منفرد یا نام یک فیلم‌بردار.
سن فیلم‌ساز معیار داوری ما نبود
پس از اعلام برگزیدگان، انتقادهایی مطرح شد مبنی بر اینکه فیلم‌سازان جوان کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. پاسخ شما به این نقدها چیست؟
وقتی فیلم‌ها را می‌بینیم، نه شناسنامه فیلم‌سازان و عوامل را دنبال می‌کنیم و نه محل فعالیت آن‌ها برایمان معیار است. ما خود اثر را داوری می‌کنیم. این‌که فیلم‌ساز چه سن‌وسالی دارد یا در چه مجموعه‌ای فعالیت می‌کند، در مقایسه با کیفیت و تأثیرگذاری اثر اهمیت کمتری دارد.البته این‌طور هم نبود که فیلم‌های نامزدشده در بخش بهترین فیلم یا بهترین کارگردانی اختلاف چشمگیری با یکدیگر داشته باشند. چند فیلم به یکدیگر بسیار نزدیک بودند و انتخاب نهایی به این معنا نبود که یک اثر با فاصله‌ای زیاد از دیگران قرار گرفته باشد. بااین‌حال، به نظر ما یکی از آثار کم‌خطاتر بود و توانست نظر بخش عمده اعضای هیئت داوران را جلب کند. آثار دیگر نیز دست‌کم یک یا دو مخالف در میان داوران داشتند.نکته مهم‌تر این است که فیلم کوتاه الزاماً به معنای فیلمی ساخته‌شده به دست یک فیلم‌ساز جوان نیست بلکه اندیشه جوان است. فیلم کوتاه هویت مستقل خودش را دارد؛ هویتی که بر خلاقیت و ارائه پیشنهادهای تازه به سینما استوار است. هر فیلم‌سازی، فارغ از سن و موقعیت شغلی‌اش، اگر بتواند چنین ویژگی‌هایی را در اثرش محقق کند، می‌تواند در فیلم کوتاه موفق باشد.

فیلم کوتاه، نسخه کوچک‌شده فیلم بلند نیست
شما تأکید دارید که فیلم کوتاه باید با معیارهای مستقل خودش داوری شود و نباید آن را برشی از یک فیلم بلند دانست. از نگاه شما، چه ویژگی‌هایی به یک اثر هویت فیلم کوتاه می‌دهد؟
فیلم کوتاه ساختمان و شخصیت مستقل خودش را دارد. من با این دیدگاه که فیلم کوتاه صرفاً محلی برای تمرین فیلم‌سازی یا مقدمه‌ای برای ساخت فیلم بلند است، موافق نیستم. اگر کسی می‌خواهد فیلم کوتاه بسازد، نباید صرفاً با این تصور وارد این حوزه شود که تجربه‌ای کسب کند و بعد فیلم سینمایی‌اش را بسازد. ه نظرم چنین رویکردی ممکن است از ظرفیت خلاقانه اثر کم کند، چون فیلم‌ساز از ابتدا با منطق و چارچوب یک فیلم بلند به سراغ پروژه می‌رود.فیلم کوتاه، دنیای خودش را دارد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آن، تمرکز بر مکان، زمان و موضوع است. هرچه این تمرکز دقیق‌تر و در بستری خلاقانه‌تر و هنرمندانه‌تر شکل بگیرد، اثر می‌تواند موفق‌تر باشد.فیلم کوتاه اساساً باید از کلیشه‌ها فاصله بگیرد و پیشنهاد تازه‌ای برای دیدن و اندیشیدن ارائه کند. اثری که نتواند در زمان و مکان مشخص یا در موضوعی معین تمرکز پیدا کند، ممکن است با وجود برخورداری از ساختاری حرفه‌ای و خلاقیت‌های اجرایی، از نظر من در تعریف فیلم کوتاه نگنجد.

چرا برخی آثار با وجود برخورداری از ویژگی‌های فنی، نامزد تدوین نشدند؟

در میان آثار پرمخاطب جشنواره، فیلم‌هایی بودند که در بخش‌های مختلف نامزد شدند، اما در رشته‌هایی مانند تدوین مورد توجه قرار نگرفتند. معیار شما برای ارزیابی این بخش‌ها چه بود؟
مهم‌ترین مسئله ما درباره یکی از این آثار، به ساختار و ایده مرکزی آن بازمی‌گشت. طراحی بصری و ترکیب‌بندی فیلم، از جمله ویژگی‌های قابل توجه آن بود؛ اما به نظر ما، سهم اصلی این طراحی بیشتر به فیلم‌برداری و کارگردانی مربوط می‌شد. ایده و شکل اجرایی آن نیز پیش‌تر در تجربه‌های مشابه، از جمله استفاده از قاب‌بندی‌های چندگانه و اسپیلت‌اسکرین، دیده شده بود.از نظر ما، مسئله مهم‌تر به فیلمنامه و کانسپت فیلم کوتاه مربوط می‌شد. به همین دلیل، احساس می‌کردیم اثر به ساختاری کلیپ‌وار نزدیک شده و تمرکز لازم بر زمان، مکان و موضوع را ندارد. این رویکرد با تعریفی که من از فیلم کوتاه دارم، فاصله پیدا می‌کند.البته این نقد به معنای نادیده‌گرفتن توانایی فیلم‌ساز نیست. اگر کسی از من بخواهد فیلم‌سازی را معرفی کنم که بتواند یک فیلم سینمایی بسازد، احتمالاً همین فیلم‌ساز را پیشنهاد می‌کنم؛ زیرا به نظرم توانایی‌های لازم برای ورود به آن عرصه را دارد. اما این توانایی لزوماً به معنای موفقیت در قالب فیلم کوتاه نیست.درباره تدوین نیز باید بگویم که ما آثار دیگری را در جشنواره دیدیم که از نظر مونتاژ برایمان شاخص‌تر بودند. تدوین برخی فیلم به‌اندازه‌ای که انتظار داشتیم، هیجان‌انگیز و تعیین‌کننده نبود و ویژگی متمایزی که آن را شایسته نامزدی در این رشته کند، برایمان نداشت. در نتیجه، آثار دیگری را شایسته‌تر دیدیم.

موفقیت در ایجاد ترس، به‌تنهایی برای دریافت جایزه کافی نیست
در برخی آثار دیگر نیز با وجود موفقیت در ایجاد فضای ژانری یا برخورداری از ویژگی‌های فنی، همه بخش‌ها مورد توجه قرار نگرفتند. نگاه شما به این موضوع چیست؟
یکی از این آثار تلاش می‌کرد وارد قلمرو ژانر وحشت شود و به نظرم در ایجاد ترس و درگیرکردن مخاطب تا حد زیادی موفق بود. بااین‌حال، من شخصاً معتقدم فیلم کوتاه در یک بازه زمانی محدود، ظرفیت‌ها و محدودیت‌های خاص خود را دارد و نمی‌توان انتظار داشت همه ویژگی‌های یک ژانر به همان شکل فیلم بلند در آن شکل بگیرد.فارغ از این بحث، برای من و فکر می‌کنم برای بسیاری از جشنواره‌ها، یکی از معیارهای مهم این است که فیلم چه چیزی به اندیشه مخاطب اضافه می‌کند؛ آیا نگاه تازه‌ای ارائه می‌دهد، پرسشی ایجاد می‌کند یا اثری از خود به‌جا می‌گذارد که مخاطب پس از تماشا نیز به آن فکر کند؟ به نظر ما، این اثر بیش از آنکه در این مسیر حرکت کند، بر ترساندن مخاطب متمرکز بود؛ کاری که در آن موفق هم می‌شد. اما پرسش این است که آیا این موفقیت به‌تنهایی برای دریافت جایزه در جشنواره‌ای که بر بهتر اندیشیدن تأکید دارد، کافی است؟ از نظر ما، پاسخ منفی بود.البته در بخش فیلم‌برداری، این اثر ویژگی‌هایی داشت که شایسته توجه بود. فیلم‌بردار توانسته بود با انتخاب میزانسن، حرکت و جایگاه دوربین، نورپردازی و دیگر عناصر بصری، فضای مناسبی برای ایجاد دلهره و اضطراب بسازد. به همین دلیل، فیلم‌برداری آن را شایسته تشویق می‌دانستیم؛ هرچند در این بخش با رقبای قدرتمندی مواجه بود.درباره چهره‌پردازی نیز باید توجه داشت که هر عنصر فنی، جدا از کلیت اثر بررسی نمی‌شود. ممکن است یک فیلم در بخشی از اجرا موفق باشد، اما این موفقیت به‌تنهایی برای قرارگرفتن در فهرست نامزدها کافی نباشد.


هیچ جشنواره‌ای نمی‌تواند توسعه اندیشه را نادیده بگیرد
در صحبت‌هایتان به اهمیت توسعه اندیشه اشاره کردید. آیا شعار چهل‌وسومین جشنواره، «اندیشه ایرانی، روایت جهانی»، در نگاه شما به آثار و داوری‌ها تأثیر داشت؟
به نظرم هیچ جشنواره‌ای نمی‌تواند شیوه اندیشیدن فیلم‌ساز و ظرفیت اثر برای ارائه نگاه‌های تازه را از معیارهای داوری کنار بگذارد. اگر جشنواره‌ای قرار است فیلم‌های متفاوتی به مخاطبان معرفی کند و پیشنهادهای تازه‌ای برای فکرکردن ارائه دهد، چگونه می‌تواند داورانش را از بررسی این ویژگی‌ها معاف کند؟ برای ما نیز همین موضوع اهمیت داشت. می‌خواستیم ببینیم هر فیلم در نهایت چه چیزی به مخاطب می‌دهد؛ چه ایده‌ای را مطرح می‌کند و چه چیزی از خود به‌عنوان یادگار در ذهن تماشاگر باقی می‌گذارد.به اعتقاد من، صرفاً اجرای حرفه‌ای، جلب توجه مخاطب یا موفقیت در ایجاد هیجان برای انتخاب یک اثر کافی نیست. فیلم باید بتواند از دل روایت و فرم خود، دریچه‌ای تازه به جهان باز کند. این نگاه، بخشی از معیارهای ما در داوری بود و با تأکید جشنواره بر اندیشه نیز ارتباط داشت.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها