«آن دو» روایت خردسال‌ترین رزمنده جنگ تحمیلی است؛ داستانی که در سینما مورد اجحاف قرار گرفت! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز شنبه, ۱۱ مهر , ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۲۵:۰۲
کارگردان سینمایی«آن دو» در گفت‌وگو با صبا؛

«آن دو» روایت خردسال‌ترین رزمنده جنگ تحمیلی است؛ داستانی که در سینما مورد اجحاف قرار گرفت!

فیلم سینمایی «آن دو» به کارگردانی مرتضی رحیمی، داستان زندگی و شهادت ظفر خالدی، خردسال‌ترین رزمنده جنگ تحمیلی، و سه شهید کمترشناخته‌شده دیگر را روایت می‌کند؛ فیلمی که به گفته کارگردان با وجود تولید با بودجه‌ای بسیار محدودتر از برخی آثار دفاع مقدسی، در مرحله اکران نیز از حمایت تبلیغاتی و امکاناتی مشابه برخوردار نشده و در سه روز نخست تنها ۵۶ سانس در اختیار داشته است.

فرزانه سعادتی/ صبا، فیلم سینمایی «آن دو» به کارگردانی مرتضی رحیمی این روزها در سینماهای کشور روی پرده است؛ فیلمی دفاع مقدسی که داستان آن با محوریت زندگی و شهادت ظفر خالدی، از شهدای نوجوان جنگ تحمیلی، روایت می‌شود. رحیمی پیش از این نیز با ساخت فیلم «بلیط» تجربه حضور در جشنواره‌های داخلی و خارجی و دریافت جوایزی را داشته است. «آن دو» در مسیر تولید با محدودیت‌های مالی و کمبود حمایت مواجه بوده و به گفته کارگردان، بخش قابل توجهی از هزینه ساخت فیلم از طریق مشارکت شخصی و حمایت بنیاد شهید تأمین شده است. رحیمی در این گفت‌وگو درباره روند تولید، تغییر برخی بخش‌های داستان واقعی ظفر خالدی، انتخاب بازیگران، مشکلات اکران و تبلیغات و همچنین وضعیت سینمای دفاع مقدس صحبت کرده است. او همچنین تأکید دارد که هدف اصلی‌اش از ساخت «آن دو» معرفی چهار شهید کمترشناخته‌ شده بوده و معتقد است در پرداخت سینمایی به شهدای دفاع مقدس نباید میان فرماندهان و سربازان تفاوت گذاشت.

پیش از «آن دو» چه آثاری را کارگردانی کرده‌اید؟
من «آن دو» را ساختم و پیش از آن هم یک فیلم سینمایی داشتم که «بلیط» نام داشت. «بلیط» در جشنواره احمدآباد هند، جشنواره کودک روسیه، جشنواره رشد و جشنواره میراث فرهنگی جایزه گرفته بود. سال گذشته، پیش از جنگ و در ماه رمضان، فیلم در گروه هنر و تجربه اکران شد که بعد از شروع جنگ، اکران آن متوقف شد. قرار است «بلیط» از اواسط مهرماه در فیلم‌نت به صورت آنلاین اکران شود.

در فیلم اول، تهیه‌کننده خودتان بودید یا تهیه‌کننده مستقلی داشتید؟
سرمایه‌گذار فیلم خودم بودم و تهیه‌کنندگی آن را مرحوم سیدعلیرضا سجادپور برعهده داشتند. ایشان پیش‌تر در وزارت ارشاد و سازمان سینمایی مدیر بودند و متأسفانه به دلیل بیماری سرطان از دنیا رفتند.

 برای ساخت فیلم اول حمایت سازمانی هم داشتید یا فیلم کاملاً با سرمایه شخصی ساخته شد؟
فیلم صددرصد با سرمایه شخصی ساخته شد و هیچ‌کس از آن حمایت نکرد. خودم پای کار بودم. متأسفانه فیلم در اکران هم فروش چندانی نداشت و حالا آن را به پلتفرم داده‌ایم تا ببینیم در اکران آنلاین چه اتفاقی برایش می‌افتد.

 مسیر ورود شما به سینما چگونه بود؟ از فیلم کوتاه شروع کردید یا مستقیماً سراغ فیلم بلند رفتید؟ همچنین با توجه به هزینه‌های تولید، چطور توانستید مسیر ساخت فیلم را ادامه دهید؟
من از سال ۱۳۸۲ کلاس‌های بازیگری می‌رفتم و بعد هم به عنوان بازیگر در بعضی فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها حضور داشتم. از سال ۱۳۹۵ شروع به تولید کار کردیم. چند تله‌فیلم ساختیم که در بعضی از آنها تهیه‌کنندگی و در یکی دو مورد هم کارگردانی را برعهده داشتم. یکی دو فیلم کوتاه هم کار کردیم و بعد اولین فیلم سینمایی بلند داستانی‌ام ساخته شد.

 اگر بخواهید در چند جمله «بلیط» را برای مخاطبان معرفی کنید، داستان آن درباره چیست؟
«بلیط» درباره یک پسربچه یتیم است که پدرش را هنگام تولد از دست داده و مادرش نیز زمانی که دو، سه ساله بوده ازدواج کرده و از او جدا شده است. او نزد پدربزرگ پدری‌اش زندگی می‌کند. وقتی به ۱۲ سالگی می‌رسد، کنجکاوانه به دنبال آدرس مادرش می‌گردد. مادرش در استان دیگری زندگی می‌کند و این دو سال‌ها از یکدیگر بی‌خبر بوده‌اند. در واقع قصه، جست‌وجوی یک فرزند برای پیدا کردن مادرش است.

 این فیلم برای کودک و نوجوان ساخته شده بود؟
خیر، در واقع درباره کودک و نوجوان کار می‌کنیم، نه الزاماً برای کودکان.

 «بلیط» را در جشنواره کودک و نوجوان هم شرکت دادید؟
بله. سال ۱۴۰۰ که کرونا بود، فیلم را به جشنواره کودک فرستادیم. آنجا ابتدا به ما گفتند که دو جایزه داریم؛ حتی تا دقیقه ۹۰ اعلام کردند که قرار است جایزه ویژه هیأت داوران و بهترین بازیگر را بگیریم، اما در نهایت تغییراتی ایجاد شد و جوایز را ندادند. دیگر بقیه‌اش دست خداست.
با این حال، همان سال در جشنواره رشد تندیس سیمین و دیپلم افتخار گرفتیم. در جشنواره کودک روسیه هم جایزه گرفت و در جشنواره احمدآباد هند، جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به دست آورد. در جشنواره میراث فرهنگی نیز بازیگر فیلم جایزه گرفت. همچنین در جشنواره کازان روسیه و جشنواره داکای بنگلادش هم شرکت کردیم.

به نظر می‌رسد مهم‌ترین دستاورد «بلیط» برای شما اعتباری بوده که از حضور در جشنواره‌ها و دریافت جوایز به دست آوردید و به واسطه آن توانستید فیلم دوم را بسازید. یکی از چالش‌های مهم سینمای کودک و نوجوان هم ظاهراً بازگشت سرمایه است. این موضوع چقدر در مسیر کاری شما تأثیر گذاشته است؟
دقیقاً همین‌طور است. فیلم من از سال ۱۴۰۰ که در جشنواره رشد حضور داشت، با یک اتفاق وارد مسیر دیگری شد. همان سال شهید علی لندی، نوجوانی که برای نجات همسایه‌اش وارد آتش شد و خودش جانش را از دست داد، به شهادت رسید. خانواده ایشان در جشنواره رشد حضور داشتند. حدود دو ماه از شهادت ایشان گذشته بود که ما برای دریافت جایزه به جشنواره رشد رفتیم. خانواده شهید به من گفتند اگر امکان دارد درباره ایشان فیلم بسازم.
من گفتم ما حدود یک ماه است طرحی نوشته‌ایم با عنوان «در آتش» و می‌خواهیم روی آن کار کنیم. همان‌جا از آقای حدادعادل، آقای خزاعی و آقای نوری، وزیر وقت آموزش و پرورش، پیگیری کردیم و گفتند که کمک می‌کنند تا این فیلم ساخته شود. حتی آقای مهدی فرجی هم قرار بود تهیه‌کننده کار شود، اما در میانه مسیر گفتند درباره این موضوع فیلم نسازید و این ماجرا حاشیه‌هایی دارد.  در نهایت، به پیشنهاد بنیاد شهید شهرکرد سراغ خردسال‌ترین شهید دفاع مقدس رفتیم؛ یعنی شهید ظفر خالدی که موضوع فیلم «آن دو» شد.

درباره شهید بیشتر توضیح دهید.
شهید ظفر خالدی با ۱۱ سال و شش ماه، خردسال‌ترین رزمنده جنگ تحمیلی بود که در آغوش برادرش به شهادت می‌رسد.
ما با خودمان گفتیم این موضوع به هر حال مربوط به شهداست و کاری است که دوستان هم پیشنهاد داده‌اند و طبیعتاً حمایت خواهد شد. آن زمان مرحوم آقای قاضی‌زاده هاشمی، در دوره ریاست‌جمهوری آقای رئیسی، رئیس بنیاد شهید بودند. قرار بود چند کار ساخته شود که یکی از آنها «آن دو» بود. بنیاد شهید حدود ۵۳ درصد از بودجه‌ای را که ما برآورد کرده بودیم، تأمین کرد.
اما برای باقی هزینه‌ها هرچه از بنیاد فارابی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اوج، روایت فتح، بنیاد شهید آوینی و هر نهادی که فکرش را بکنید پیگیری کردیم، حمایتی صورت نگرفت. این در حالی بود که همزمان با ما، در همان بنیاد شهید سه، چهار کار دیگر هم ساخته می‌شد. مجموعاً پنج پروژه بودیم و برای آن سه، چهار فیلم دیگر از سوی فارابی و کانون پرورش فکری حمایت‌هایی انجام شد و با مبالغ بسیار بالاتری ساخته شدند.
ما مجبور شدیم با همان ۵۳ درصد حمایت بنیاد شهید و حدود سه، چهار میلیارد تومان سرمایه‌ای که خودمان گذاشتیم، کار را پیش ببریم. یک مبلغ یک میلیارد تومانی هم آقای زاکانی از طرف شهرداری به ما کمک کردند. چون دستمان خالی بود، مجبور شدیم پروداکشن فیلم را کوچک‌تر کنیم و از بسیاری از بخش‌ها، از جمله تانک و ادوات جنگی و موارد دیگر، کم کنیم. به همین دلیل صحنه‌های جنگی فیلم را بسیار محدود کردیم تا بتوانیم کار را به سرانجام برسانیم.
در نهایت من و آقای سبط احمدی به عنوان تهیه‌کننده توانستیم کار را جمع کنیم و فیلم با حدود ۱۴، ۱۵ میلیارد تومان ساخته شد.

 یعنی «آن دو» در مقایسه با فیلم‌های دفاع مقدسی دیگری که همان سال ساخته شدند، با بودجه بسیار کمتری تولید شد؟
بله. فیلم‌های دفاع مقدسی که همان سال ساخته شدند، با بودجه‌هایی در حدود ۶۵، ۷۰ میلیارد تومان تولید شدند، اما ما «آن دو» را با حدود ۱۴، ۱۵ میلیارد تومان ساختیم؛ یعنی با حدود یک‌چهارم یا یک‌پنجم هزینه آنها. خدا را شکر، فیلم در جشنواره کودک در سه بخش نامزد شد و دو جایزه گرفت. در جشنواره عمار هم بهترین فیلم شد و از جشنواره رشد نیز تندیس گرفت. در جشنواره فجر هم شرکت کردیم، البته چون فیلم در جشنواره‌های داخلی دیگری حضور پیدا کرده بود، خارج از بخش مسابقه نمایش داده شد.

با وجود این موفقیت‌ها، در اکران عمومی هم احساس می‌کنید فیلم با کمبود حمایت مواجه شده است؟
بله، متأسفانه در اکران هم در حق فیلم اجحاف می‌شود. ما بعد از ۱۲ روز، تازه دیروز توانستیم تیزر تلویزیونی بگیریم. همزمان با ما یک فیلم دفاع مقدسی دیگر به نام «جانشین» در حال اکران است که بسیج و سپاه و روایت فتح پشت آن هستند و طبیعتاً هزینه تبلیغاتی بسیار بیشتری دارد.
بودجه تبلیغاتی ما خیلی پایین است و حتی نتوانستیم بیلبورد شهری بگیریم. وقتی این شرایط را با فیلم‌هایی مقایسه می‌کنید که در شبکه‌های مختلف و فضاهای تبلیغاتی گسترده معرفی می‌شوند، می‌بینید که فیلم‌های این دسته تا حدی مظلوم واقع می‌شوند. هزینه تولیدشان پایین است، برآوردشان پایین است و در مرحله اکران هم نهاد قدرتمندی پشت کار نیست.

 تهیه‌کنندگی «آن دو» را چه کسی برعهده داشته است؟
آقای علیرضا سبط احمدی تهیه‌کننده هستند.ما در واقع با هم شراکت کردیم. ۵۳ درصد هزینه را بنیاد شهید تأمین کرد و باقی هزینه‌ها را نیز با مشارکت و سرمایه‌گذاری خودمان فراهم کردیم. مؤسسه خودم، «تاراز فیلم»، مجری طرح بود. آقای احمدی تهیه‌کننده و من کارگردان و نویسنده فیلم هستم.

 در فیلم از بازیگران شناخته‌شده‌ای مثل قدرت‌الله ایزدی، امین نورایی و فریبا کوثری هم استفاده کرده‌اید. نقش قدرت‌الله ایزدی همچنان حال‌وهوای طنز دارد یا این بار نقش جدی‌تری را ایفا کرده است؟
نقش ایشان جدی است، اما رگه‌های طنز هم دارد. حدود ۲۰ تا ۲۵ دقیقه از حضور ایشان را عمداً در میانه فیلم و پیش از شهادت ظفر آوردم تا کمی فضا را تغییر بدهد و حال‌وهوای سالن سینما عوض شود. مخاطب در آن ۲۰، ۲۵ دقیقه هم بغض می‌کند و هم می‌خندد، چون نقش به هر حال رگه‌های تلخ و طنز را در کنار هم دارد.ایشان نقش «سیداصغر» را بازی می‌کند؛ یکی از رزمنده‌های جبهه.

 اگر بخواهید بدون اینکه داستان را لو بدهید، در چند جمله قصه «آن دو» را برای مخاطب تعریف کنید، چه می‌گویید؟
«آن دو» درباره ظفر خالدی است که اهل لردگان و از عشایر است. آنها در سیاه‌چادر و با گله و رمه زندگی می‌کنند. در مقطعی که داستان فیلم روایت می‌شود، همه مردهای عشایر به جبهه رفته‌اند و بار زندگی بر دوش بچه‌هایی است که تقریباً هم‌سن و سال ظفر هستند.
پدر ظفر، «خدابخش»، یک رزمنده است که در آن مقطع در بیمارستانی در مشهد بستری است. ظفر از برادرش خبری ندارد و با توجه به مشکلاتی که به وجود می‌آید، تصمیم می‌گیرد برای پیدا کردن او به جبهه برود. او در این مسیر با اتفاقات مختلفی روبه‌رو می‌شود و اتفاقاتی برایش رقم می‌خورد که باعث می‌شود به پختگی برسد.

 قصه «آن دو» بر اساس یک داستان واقعی است. برای اینکه فیلم از نظر دراماتیک جذاب‌تر شود، مجبور شدید بخش‌هایی از واقعیت را تغییر دهید؟
بله. ما برای جذاب‌تر شدن قصه، درام را پرورش دادیم، اما می‌توان گفت حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد داستان، واقعی است.

 برای ساختار فیلمنامه از الگوی خاصی استفاده کردید؟ مثلاً الگوی «سفر قهرمان»؟
بله، از الگوی «سفر قهرمان» استفاده کردیم. راوی ما هم ظفر است و دوربین در طول قصه دنبال ظفر حرکت می‌کند.

 علیرام نورایی و فریبا کوثری چه نقش‌هایی دارند؟ 
فریبا کوثری نقش مادر را بازی می‌کند. علی نورایی هم یکی از فرمانده‌هایی است که در خط حضور دارد و در نهایت همراه با مرتضی به شهادت می‌رسد.

 در فیلم دقت کردید که رویکردتان به گونه‌ای نباشد که کودکان را به سمت شهادت ترغیب کنید، بلکه مفهوم رشادت، ایثار و ازخودگذشتگی را برجسته کنید؟
ما قصه را به سمت ایثار و ازخودگذشتگی بردیم. البته نمی‌خواهم داستان را لو بدهم، اما در قصه، ظفر و برادر حاج‌مرتضی به خاطر نجات دو دختر و حفظ ناموس مردم وارد ماجرا می‌شوند و در نهایت جانشان را از دست می‌دهند تا آنها را نجات دهند.من چند سکانس از فیلم دیدم که بچه‌های بهمن سبز جدا کرده و در فضای مجازی منتشر کرده‌اند. یکی از بخش‌هایی که برای خودم جالب بود، این جمله بود که نوشته بودند: «صد پسر در خون بغلتد، گم نگردد دختری». ما سعی کردیم فیلم، یک فیلم ساده و راحت باشد و «جینگول‌بازی» نداشته باشد. همه چیز در اختیار قصه است. هدفمان این بود که همین قصه واقعی و سفری را که ظفر طی می‌کند، تا پایان درست به تصویر بکشیم و باورپذیر باشیم.

خانواده خود ظفر هم در جریان ساخت فیلم با شما در ارتباط بودند؟ فیلم را دیده‌اند؟ 
بله. حتی دیروز هم با آنها صحبت داشتم. همان دختر دو، سه ماهه‌ای که در قصه گفتم، یعنی رقیه، الان حدود ۴۳، ۴۴ سال دارد و خودش با من تماس گرفت. پیگیر این بودند که فیلم در شهر خودشان هم اکران شود. امروز ساعت سه هم یک اکران در دانشگاه آزاد لردگان دارم و خانواده ظفر هم حضور دارند.

 ساخت «آن دو» چند سال شما را درگیر کرد؟
همه به من میگویند این کار تو را پیر کرده؛ ریشت سفید شده، موهایت هم سفید شده! واقعاً حدود سه سال تا سه سال و نیم  کاملاً درگیر این پروژه بودم و خیلی اذیت شدم. انتظارم در ابتدا این بود که وقتی می‌آیم چنین کاری را می‌سازم، همه حمایت می‌کنند. اما دیدم اصلاً این‌طور نیست. در تولید این‌گونه نبود، در جشنواره‌ها هم اتفاقاتی دیدم که بعضی چیزها نادیده گرفته می‌شود و اصلاً برایشان مهم نیست. الان هم در اکران دقیقاً همین اتفاق افتاده و به فیلم اجحاف می‌شود.

به نظر می‌رسد یکی از مشکلات سینمای ما این است که بیشتر به سمت فیلمسازان و چهره‌های شناخته‌شده می‌رود. شما هم چنین تجربه‌ای داشتید؟ 

باید بپذیریم که سینمای ما دنبال برندهاست. متأسفانه کسانی که اسمشان شناخته‌شده‌تر است، راحت‌تر می‌توانند فیلم بسازند. می‌گوییم سه میلیارد تومان به ما کمک کنید تا این فیلم را جمع کنیم، اما کسی جلو نمی‌آید. از طرف دیگر می‌بینیم فیلم‌هایی با بودجه‌های ۶۰، ۷۰ میلیارد تومانی ساخته می‌شوند، چون می‌دانند در آن رقم، عدد درست و حسابی به دست می‌آید.

درباره تعداد سالن‌هایی که به «آن دو» اختصاص داده شده چطور؟ به‌خصوص در تهران وضعیت را چطور می‌بینید؟

افتضاح است، واقعاً افتضاح. خودتان بروید یک جست‌وجو کنید. ما از نظر تبلیغات هم شرایط خوبی نداریم. الان دست بچه‌های عمار درد نکند که اکران سیار دارند و یک جورهایی بار فیلم را به دوش می‌کشند. حتی هنوز امکانش برای من فراهم نشده که یک اکران بگذارند و عوامل فیلم هم حضور داشته باشند. فردا مشهد اکران دارم. به من تنها گفته‌اند بلیت گرفته‌ایم، برو. گفتم پس عوامل چه می‌شوند؟ گفتند هزینه‌اش فلان است و نمی‌شود. یعنی کارگردان باید تنها برود. در حالی که فیلم مشابه ما از طرف پخش‌کننده خودش اکران‌هایی با حضور عوامل دارد. بازیگران و عوامل در شهرهای مختلف حاضر می‌شوند و برای فیلم تبلیغ می‌کنند.ما  در  سه روز اول فقط ۵۶ سانس داشتیم، در حالی که فیلم مشابه ما ۳۶۰ سانس داشت.

 البته تعداد سانس به تنهایی تعیین‌کننده نیست و باید دید سالن‌ها چقدر پر می‌شوند. 

بله، اما وقتی آمار می‌گیرید، می‌بینید فیلمی که ۴۰۰ سانس داشته، مثلاً چهار هزار نفر مخاطب داشته است؛ یعنی میانگین هر سانس ۱۰ نفر. میانگینی که من برای فیلم خودمان گرفتم هم حدود ۱۰ نفر بود. بنابراین بحث من این است که از همه طرف این اتفاق افتاده است. ما حتی یک بیلبورد شهری هم نداریم. الان دو هفته است به آقای زاکانی نامه داده‌ایم. ایشان دستور داده‌اند که سازمان زیباسازی تهران برای فیلم تابلو در نظر بگیرد. حتی فایل پوستر را هم از ما گرفتند. امروز  گفته‌اند بیا قرارداد ببند. باید پول پرداخت کنیم. ما گفتیم قرار بود حمایت شود. اگر قرار بود قرارداد تجاری ببندیم که از ابتدا خودمان می‌رفتیم و قرارداد می‌بستیم. وقتی آقای زاکانی دستور حمایت داده‌اند، دیگر قرارداد تجاری برای چیست؟

 به نظر شما سلیقه مخاطب امروز به چه سمت رفته و چه فیلم‌هایی می‌توانند بیشتر در سبد تماشای مردم قرار بگیرند؟

دیگر نباید با خودمان رودربایستی داشته باشیم. سینمای دفاع مقدس از بسیاری از بخش‌های سینما مهجورتر است و برای اینکه بتواند مخاطب جذب کند، نیاز به حمایت دارد. اصلاً فیلم «آن دو» به نظر من نباید متعلق به من و شما یا شخص خاصی باشد. ما با شهدای هشت سال دفاع مقدس مشکل نداریم. اما واقعیت این است که رغبتی هم برای دیدن فیلم‌های دفاع مقدس وجود ندارد. اولاً سینما رفتن برای مردم ما خیلی سخت شده است. همین اطرافیان خودم را می‌بینم؛ خیلی‌ها دیگر برای دیدن فیلم به سینما نمی‌روند، مگر اینکه فیلم کمدی یا اثری باشد که بتواند حالشان را عوض کند. الان کمدی‌ها بیشتر مورد توجه هستند و به نظرم بعضی از آنها به سمت شوخی‌های جنسی و لودگی رفته‌اند. به هر حال مردم در فضای تلخی که در آن هستیم، دوست دارند به سینما بروند، بخندند و روحیه‌شان عوض شود. در کنار کمدی، شاید فیلم‌های ترسناک هم در ایران جای خودشان را داشته باشند، اما ما فعلاً فیلم ترسناک زیادی نداریم. فیلم‌های اجتماعی قصه‌محور هم می‌توانند مخاطب داشته باشند، مخصوصاً آثاری که پرونده‌های جنایی را روایت می‌کنند و بازیگران چهره دارند.

 چرا سینمای دفاع مقدس با وجود موضوعات و شخصیت‌های واقعی، هنوز نتوانسته به اندازه برخی ژانرها مخاطب جذب کند؟

بخشی از آن به وضعیت اقتصادی مردم برمی‌گردد. مخاطبان سینمای دفاع مقدس هم بیشتر در مساجد، حسینیه‌ها و فضاهای فرهنگی حضور دارند و بسیاری از آنها توان مالی ندارند که یک خانواده پنج‌نفره را به سینما ببرند و برای هر نفر بلیت تهیه کنند. به همین دلیل اکران‌های سیار بچه‌های عمار، سینما جوان و بچه‌های روایت فتح اهمیت پیدا می‌کند. به نظرم این کار خیلی خوبی است، البته بیشتر یک کار فرهنگی است تا اینکه بخواهد بحث مالی داشته باشد.

 پس خودتان هم «آن دو» را بیشتر یک کار فرهنگی می‌دانید تا فیلمی که قرار باشد از نظر اقتصادی موفق شود؟

اصلاً بحث مالی برای من مهم نیست. چیزی که من را ناراحت می‌کند مقایسه نادرست است. وقتی فیلم من را با فیلم‌های چند میلیاردی کمدی مقایسه می‌کنند، طبیعی است که ناراحت شوم.کسی نمی‌گوید «آن دو» یک رسالت داشته و آمده چهار شهید را معرفی کرده است؛ شهدایی بی‌نام و نشان که تاکنون درباره آنها فیلمی ساخته نشده است. ما معمولاً درباره سردارها فیلم می‌سازیم. یک سردار را پیدا می‌کنیم و می‌گوییم فلان سردار چه کار کرده و فرمانده فلان بوده است. اما همان سرداری که چند سال فرمانده چند گردان بوده، هزاران سرباز زیر دستش داشته که شهید شده‌اند. آن سربازها زندگی نداشتند؟ خانواده نداشتند؟ عاشق و معشوق نبودند؟ پدر و مادر و برادر و خواهر نداشتند؟ آنها هم خانواده دارند و خانواده‌شان دوست دارد فیلمی درباره برادر یا فرزند شهیدشان ساخته شود. من به همین دلیل سراغ سربازهای بی‌نام رفتم. ظفر خالدی و دیگر شخصیت‌های فیلم، قهرمان‌های بی‌نام و نشانی هستند که قهرمان‌اند، اما هنوز اسمشان برای ما شناخته‌شده نیست. به نوعی ظفر نماینده حدود ۳۰۰ هزار سرباز کشته‌شده در دفاع مقدس است.

 آیا برای پخش تلویزیونی «آن دو» هم برنامه‌ای دارید؟
هنوز نه. البته دیروز بچه‌های عمار پیشنهاد دادند و بچه‌های بهمن سبز هم پیشنهاد داده‌اند که پکیج فیلم را در اختیارشان بگذاریم تا اکران‌های بیشتری داشته باشد. اما اگر فیلم خیلی زود به تلویزیون برود، عملاً امتیاز فیلم را از دست می‌دهیم. معمولاً فیلمی که به تلویزیون می‌رود یک یا نهایتاً دو، سه بار پخش می‌شود و مخاطب هم لزوماً آن‌طور که باید فیلم را نمی‌بیند. ما فعلاً باید اکران آنلاین داشته باشیم. یک مقطعی باید طی شود و بعد اگر شرایط فراهم شد، به تلویزیون هم فکر می‌کنیم. ضمن اینکه ما یک بدهی هم به شهرک دفاع مقدس داریم که قرار بود اصلاً این هزینه را از ما نگیرند. امیدوارم آن هزینه را دیگر از ما دریافت نکنند، چون واقعاً همه چیز بر دوش خودمان افتاد. امیدوارم توانسته باشم وظیفه‌ام را درست انجام بدهم و این شهدای عزیز را معرفی کرده باشم.

در فیلم تلاش کردید تنها به شهدای بسیجی و سپاهی بپردازید یا از شهدای ارتش هم شخصیت داشتید؟

یک سرباز هم در این قصه داریم به نام امیر موری که ارتشی است. امیر موری پسر دایی پدر من بوده و همچنان مفقودالاثر است. من شهید امیر موری را هم وارد قصه کردم. در مجموع به چهار شهید پرداختیم: هوشنگ بویری، امیر موری، ظفر خالدی و خدابخش خالدی. سعی کردیم به هر چهار نفر بپردازیم تا ادای دینی کرده باشیم. رسالت ما معرفی این شهدا بود. اصلاً بحث فروش برای من مهم نیست. اما وقتی فیلم را با فیلم‌های چند میلیاردی کمدی مقایسه می‌کنند، آدم ناراحت می‌شود. هدف من فروش چندصدهزارنفری نبود؛ هدفم معرفی این شهدا بود.

 در حال حاضر مشغول کار جدیدی هستید؟

برای یک فیلم درباره ورزشگاه لامرد درخواست پروانه ساخت داده‌ام. در جنگ اخیر، آن ورزشگاه بمباران شد و تعدادی از بچه‌های فوتبالیست و والیبالیست که در مجموعه ورزشی بودند، جانشان را از دست دادند. حدود ۲۱ نفر در همان مجموعه ورزشی و سالن کشته شدند؛ تعدادی پسر بچه فوتبالیست بودند و تعدادی هم دختر بچه والیبالیست که آنجا تمرین می‌کردند. قصه‌ای درباره آنها نوشته‌ام و درخواست پروانه ساخت داده‌ام. اگر کسی از این پروژه حمایت کند، آن را می‌سازم. تاکنون کسی برای حمایت از این فیلم اعلام آمادگی نکرده است. فعلاً تمرکز بیشتر روی بچه‌های میناب است، اما امیدوارم درباره ورزشگاه لامرد هم بتوانیم کاری انجام دهیم.

و در پایان اگر نکته‌ای باقی مانده که فکر می‌کنید باید گفته شود، بفرمایید.

انتظار من این است که مدیران بین فیلم‌ها تبعیض قائل نشوند و حتی بین شهدا هم تبعیض قائل نشوند. اگر کسی سرباز بوده و دیگری سردار، نباید صرفاً به دلیل عنوان، یکی را بیشتر ببینیم و دیگری را نادیده بگیریم. ما هزاران سرباز را در جنگ از دست دادیم و برای جنگ‌ها و اتفاقات پیش رو هم به هزاران سرباز دیگر نیاز داریم. امیدوارم برای این سربازها هم اهمیت و ارزش قائل شویم.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها