بهرام ابراهیمی:دولت به تئاتر کمک نمی‌کند؛ حذف تئاتر یعنی حذف فرهنگ | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۴ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۲۰:۲۲
بازیگر نمایش «آتش‌سوزی‌ها» در گفت‌وگو با صبا؛

بهرام ابراهیمی:دولت به تئاتر کمک نمی‌کند؛ حذف تئاتر یعنی حذف فرهنگ

«آتش‌سوزی‌ها» روایت جنگ و زخم‌هایی است که با پایان جنگ تمام نمی‌شوند؛ اما در گفت‌وگو با بهرام ابراهیمی، یکی از بازیگران این نمایش، زخم دیگری هم به میان می‌آید: وضعیت اقتصادی و حمایتی تئاتر. ابراهیمی با انتقاد از کاهش حمایت دولت می‌گوید امروز حتی سالن‌های دولتی از گروه‌های تئاتری درصد دریافت می‌کنند و هشدار می‌دهد: «اگر تئاتر را حذف کنیم، در واقع داریم فرهنگ را از جامعه حذف می‌کنیم.»

سروین دهقان /صبا،  «آتش‌سوزی‌ها» نمایشی درباره جنگ، خشونت، خانواده، حافظه و حقیقت است؛ اما زخم‌هایش به صحنه محدود نمی‌شوند. نوشته وجدی معود، با تکیه بر یک تراژدی مدرن، آدم‌هایی را در برابر گذشته‌ای قرار می‌دهد که گریزی از مواجهه با آن ندارند. در این پرونده، با بهرام ابراهیمی، فرنوش نیک‌اندیش و فرزانه میدانی، سه بازیگر این نمایش، درباره جهان پیچیده اثر، تجربه همکاری با مرتضی میرمنتظمی، شخصیت‌ها و نسبت «آتش‌سوزی‌ها» با زیست امروز مخاطب گفت‌وگو کرده‌ایم.

بهرام ابراهیمی، بازیگر نمایش «آتش‌سوزی‌ها»، این اثر را یک تراژدی مدرن با نگاهی به تراژدی‌های کهن می‌داند؛ نمایشی که به باور او، در لایه‌های زیرین خود به جنگ، آسیب‌های انسانی و پیامدهای آن می‌پردازد. او درباره نقش شمس‌الدین، تجربه همکاری با گروه اجرایی و وضعیت امروز تئاتر معتقد است: «تئاتر ذات فرهنگی یک کشور است و اگر تئاتر را حذف کنیم، در واقع فرهنگ را از جامعه حذف کرده‌ایم.

برای شروع می‌خواهم درباره متن نمایش «آتش‌سوزی‌ها» صحبت کنیم. متن از همان ابتدا نشان می‌دهد که با یک درام ساده و سرراست مواجه نیستیم؛ اثری چندلایه و از نظر عاطفی و دراماتیک سنگین است. وقتی متن را خواندید، چه چیزی در آن شما را جذب کرد و باعث شد پیشنهاد بازی در این نمایش را بپذیرید؟

اولین چیزی که در کار وجدی معود من را جذب کرد، این بود که با یک تراژدی مدرن مواجه بودیم که با نگاهی به یک تراژدی بسیار کهن نوشته شده است. من تجربه اجرای آن تراژدی را در سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۸۱ داشتم. طبیعتاً این اثر هم با نگاهی به تراژدی «ادیپ» نوشته شده است؛ همان سه‌گانه معروف که همه می‌شناسند. در واقع، با نگاهی به آن اثر، یک تراژدی مدرن نوشته شده؛ تراژدی‌ای که قواعد خودش را دارد. در تراژدی مدرن دیگر قهرمان، یک شخصیت آسمانی، شاهزاده یا الهه نیست؛ بلکه یک انسان معمولی است که در شرایطی ناگزیر قرار می‌گیرد و اتفاقات تراژیک برایش رخ می‌دهد. همین نگاه، اولین چیزی بود که در متن «آتش‌سوزی‌ها» روی من تأثیر گذاشت.

 در ظاهر، نقش شما از نظر حجم حضور چندان طولانی نیست، اما از نظر دراماتیک نقش بسیار مهمی به نظر می‌رسد. چه چیزی در این نقش دیدید که باعث شد پیشنهاد بازی در آن را بپذیرید؟

به قول آقای اکبر زنجان‌پور، نقش باید «عرض» داشته باشد؛ طول به‌تنهایی کافی نیست. نقش شمس‌الدین از نظر طولی چندان بلند نیست، اما حرف بسیار زیادی برای گفتن دارد. اگر بخواهیم آن را با تراژدی‌های باستانی مقایسه کنیم، می‌توان گفت شبیه «تیرزیاس» است؛ کسی که بسیاری از رازها و جنایت‌ها را آشکار می‌کند و کلیدهایی را در اختیار دارد که می‌توانند رمز و رازهای داستان و دردهای شخصیت‌ها را باز کنند. این یکی از دلایلی بود که نقش را پذیرفتم. دلیل دیگر، علاقه‌ام به همکاری با یک کارگردان جوان‌تر بود. من الان ۷۱ سال دارم و همیشه دوست دارم تجربه‌های تازه‌ای داشته باشم. پیش از این چند کار از ایشان دیده بودم و به‌خصوص یکی از کارهایشان را خیلی دوست داشتم. مدتی بود چند کار نه‌چندان خوب دیده بودم و وقتی با پسرم، آقای دانیال، کار ایشان را دیدیم، آن تجربه خوب بسیاری از آن کارهای قبلی را برایم شست‌وشو داد و با خودش برد. دوست داشتم با ایشان هم تجربه کاری داشته باشم. در کنار آن، تیم اجرایی هم بسیار خوب بود؛ از تهیه‌کننده و عوامل حمایت‌کننده گرفته تا بازیگران و بچه‌های پشت صحنه. همه این عوامل در کنار هم باعث شد پیشنهاد همکاری را بپذیرم. البته این تصمیم در یک جلسه اتفاق نیفتاد و چند جلسه درباره همکاری صحبت کردیم.

 از تجربه اجرا بگویید. هنگام تماشای نمایش، وقتی شخصیت شما روی صحنه آمد و شروع به بازگویی واقعیت کرد، واکنش مخاطبان برایم جالب بود. آیا در طول اجرا لحظه‌ای بوده که واکنش تماشاگران برای خود شما هم قابل توجه باشد؟

نه، به هیچ وجه. به دلیل نوع اجرای نمایش و فضایی که طراحی شده، دیوار چهارم کاملاً حفظ می‌شود. من اساساً تماشاگر را نمی‌بینم. طراحی نور توسط دکتر فرشید مصدق و طراحی صحنه توسط آقای میرمنتظمی و آقای مصطفی به شکلی است که شرایط صحنه اجازه نمی‌دهد من تماشاگر را ببینم. بنابراین واکنش مستقیم تماشاگر در حین اجرا برای من موضوعیتی ندارد. بعد از اجرا هم معمولاً خیلی وارد این مسائل نمی‌شوم. اگر بخواهم درباره واکنش مخاطبان بدانم، از کارگردان سؤال می‌کنم. ایشان نظرات را به من منتقل می‌کنند و اگر لازم باشد، بر اساس اقتضای کار اصلاحاتی انجام می‌شود.

 این نقش را در مسیر بازیگری خودتان در چه جایگاهی می‌بینید؟ آیا تجربه متفاوتی نسبت به کارهای قبلی برایتان داشته است؟

فکر می‌کنم خودِ تجربه کار کردن روی چنین نقشی می‌تواند اتفاق خوبی باشد. شمس‌الدین با اینکه نقش طولانی‌ای نیست، جایگاه و کارکرد دراماتیک مهمی دارد و همین مسئله برای من جذاب بود. همیشه برایم مهم بوده که نقش، فارغ از میزان حضورش، در ساختار کلی اثر چه تأثیری می‌گذارد.

 با توجه به شرایط امروز جامعه و فشارهای مختلف اقتصادی و اجتماعی که مردم با آن مواجه‌اند، فکر می‌کنید تماشای نمایشی مثل «آتش‌سوزی‌ها» چه معنایی می‌تواند برای مخاطب داشته باشد؟ آیا می‌تواند نوعی تخلیه روحی یا مواجهه با دردهایی باشد که شاید بخشی از آن‌ها را در لایه‌های زیرین نمایش می‌بینیم؟

قطعاً. به‌خصوص اینکه در زیرلایه‌های متن با موضوع جنگ و آسیب‌هایی که جنگ می‌تواند به یک جامعه وارد کند، مواجه هستیم. «آتش‌سوزی‌ها» نگاهی جدی به جنگ و پیامدهای آن دارد؛ پیامدهایی که فقط به زمان وقوع جنگ محدود نمی‌شوند و می‌توانند نسل‌های بعدی را هم تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل، مخاطب امروز هم می‌تواند ارتباطی با این اثر برقرار کند. نمایش درباره دردهای انسانی است؛ دردهایی که در هر جامعه و در هر دوره‌ای می‌توانند شکل‌های متفاوتی پیدا کنند.

 در شرایط فعلی، وضعیت تئاتر را برای مخاطب چگونه ارزیابی می‌کنید؟ با توجه به افزایش قیمت بلیت و شرایط اقتصادی مردم، فکر می‌کنید تئاتر با چه چالش‌هایی روبه‌رو است؟

من از این ناراحتم که شرایط به جایی رسیده که نمی‌توانیم آن‌طور که باید تعداد زیادی نمایش اجرا کنیم و تئاتر بتواند ارتباط گسترده‌تری با مردم داشته باشد. یک نکته را هم باید روشن کنیم، دولت امروز عملاً کمک چندانی به تئاتر نمی‌کند. متأسفانه حتی در بسیاری از موارد، سالن‌های دولتی از گروه‌هایی که در آنجا اجرا می‌کنند درصد دریافت می‌کنند. در گذشته دولت بخشی از هزینه‌ها را تقبل می‌کرد و حمایت‌های مالی و غیرمالی وجود داشت، اما امروز شرایط متفاوت است. من معتقدم تئاتر ذات فرهنگی یک کشور است. اگر تئاتر را حذف کنیم، در واقع داریم فرهنگ را از جامعه حذف می‌کنیم. ممکن است من به‌عنوان یک فرد با بالا رفتن قیمت بلیت موافق نباشم، اما باید واقعیت اقتصادی تولید یک نمایش را هم در نظر گرفت. گروه‌های تئاتری هزینه‌های زیادی دارند و وقتی حمایت کافی وجود ندارد، طبیعی است که این فشار به شکل‌های مختلف خودش را نشان دهد. در نهایت، امیدوارم تئاتر همچنان بتواند جایگاه خودش را حفظ کند و مردم هم امکان بیشتری برای دیدن نمایش‌ها داشته باشند. برای من بسیار ناراحت‌کننده است که نمی‌توانیم آن‌طور که شایسته است، نمایش‌های بیشتری برای مردم اجرا کنیم.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها