
یادداشت مهمان/صبا، در فضای تبلیغاتی رژیم صهیونیستی اسرائیل، حذف یک روایت همیشه با ازبینبردن سند آغاز نمیشود؛ گاهی کافی است اعتبار صاحب آن سند زیر سؤال برود. پیش از آنکه خبرنگار بازداشت یا از میدان گزارشگری دور شود، میتوان او را در شبکههای اجتماعی «وابسته»، «نفوذی» یا «عامل تبلیغاتی» معرفی کرد. با این روش، هرگونه برخورد بعدی با وی، نه تعرض به آزادی رسانه، بلکه اقدامی امنیتی جلوه میکند.
به نظر میرسد نقاء حامد، خبرنگار فلسطینی شبکه پرستیوی، اکنون در مرکز چنین روندی قرار گرفته است. گزارشهای میدانی او از قصره، نابلس، رامالله، قلندیا و یطا، روایتهایی را به تصویر میکشد که معمولا در چارچوب تبلیغاتی تلآویو جایی ندارند: زندگی روزمره فلسطینیان زیر فشار، یورشهای نظامی، خشونت شهرکنشینان و تجربه مردمی که اشغال را نه در قالب خبرهای رسمی، بلکه در جزئیات زندگی خود لمس میکنند.
در روزهای اخیر، چند حساب کاربری در شبکه اجتماعی X، از جمله Mossad Commentary، DeepState Illuminate و Israel News Pulse، با انتشار مطالبی مشابه، فعالیت حرفهای حامد را به موضوعی امنیتی پیوند زدهاند. در این مطالب، او با تعابیری مانند «عامل پروپاگاندا» و «عنصر وابسته به نفوذ رسانهای ایران» توصیف شده است. چنین ادبیاتی، اگرچه در ظاهر بخشی از جدلهای مجازی به نظر میرسد، در عمل میتواند کارکردی فراتر از تخریب شخصی داشته باشد: تبدیل یک خبرنگار حاضر در میدان به سوژهای مشکوک و قابلتعقیب.
تمرکز این حسابها بر حضور حامد در منطقه B نیز معنادار است. پرسشهایی از این دست که چرا او همچنان امکان فعالیت دارد یا چگونه بدون بازداشت در این مناطق گزارش تهیه میکند، ظاهرا درباره وضعیت امنیتی منطقه است؛ اما در سطحی دیگر، نوعی نشانهگذاری عمومی محسوب میشود. خبرنگاری که نام و محل فعالیتش به این شیوه برجسته میشود، تنها با حمله لفظی مواجه نیست؛ بلکه ممکن است در معرض فشارهای بعدی نیز قرار گیرد.
این الگو، پیشاز حامد نیز در مورد خبرنگاران و فعالان رسانهای به کار رفته است. ابتدا اعتبار حرفهای فرد هدف قرار میگیرد، سپس ارتباط او با یک دولت یا جریان سیاسی برجسته میشود و در گام بعد، گزارشگری او از یک فعالیت رسانهای به اقدامی مشکوک تغییر ماهیت میدهد. نتیجه آن است که قواعد حمایتی بینالمللی مربوط به خبرنگاران، در مناطق درگیری مدنتظر رژیم عملا درباره او بیاعتبار جلوه داده شود.
اهمیت ماجرا زمانی بیشتر میشود که حملات مجازی را در کنار تجربههای میدانی این خبرنگار قرار دهیم. حامد در دسامبر گذشته، هنگام گزارش زنده از اردوگاه قلندیا، بر اثر شلیک گلولههای لاستیکی مجروح شد. در رویدادی دیگر نیز، هنگام پوشش یورش نیروهای اسرائیلی به این اردوگاه، خبرنگاران حاضر هدف نارنجک صوتی و گاز اشکآور قرار گرفتند و حامد نیز آسیب دید.، درحالیکه بنا بر گزارشهای منتشرشده، نشانههای حرفهای خبرنگاری روی لباس و تجهیزات آنان قابل مشاهده بوده است.
از این منظر، مسئله فقط درباره چند پیام تهدیدآمیز یا یک حمله رسانهای در فضای مجازی نیست. پرسش اصلی این است که آیا میان تخریب سازمانیافته اعتبار خبرنگار و فشار بر او در میدان، ارتباطی وجود دارد یا نه. فضای مجازی میتواند پیشزمینهای بسازد که در آن، حضور خبرنگار در محل حادثه اقدامی مشکوک تلقی شود.
این روند در بستری گستردهتر شکل گرفته است. از آغاز عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نهادهای پیگیر وضعیت خبرنگاران در غزه و کرانه باختری، از کشتهشدن شمار زیادی از روزنامهنگاران، عکاسان و تصویربرداران خبر دادهاند؛ آماری که در برخی گزارشها نزدیک به ۲۷۰ نفر اعلام شده است. درباره جزئیات این آمار میان منابع مختلف تفاوت وجود دارد، اما اصل موضوع محل تردید نیست: خبرنگاران در فلسطین، بهویژه در مناطق درگیری، با سطحی کمسابقه از خطر، محدودیت و خشونت مواجهاند.
در چنین محیطی، برچسبهایی مانند «نفوذی» یا «عامل تبلیغاتی» بیطرفانه نیستند. این واژهها، شأن حرفهای خبرنگار را هدف میگیرند و میان او و حمایتهای حقوقی و اخلاقی مربوط به روزنامهنگاری در مناطق جنگی فاصله ایجاد میکنند. خبرنگاری که باید بهعنوان شاهد یک رویداد مورد حمایت قرار گیرد، به فردی معرفی میشود که گویا خود بخشی از تهدید است.
پرونده نقاء حامد از همین جهت اهمیت دارد. او نه در اتاقی دور از حادثه، بلکه در محل وقوع رویداد گزارش تهیه میکند. ارزش کار او نیز دقیقا در همین حضور مستقیم است؛ حضوری که امکان میدهد مخاطب، رخدادهای کرانه باختری را از زبان بیانیههای رسمی و روایتهای ثانویه نبیند، بلکه با تصاویر و شهادت یک خبرنگار حاضر در صحنه دنبال کند.
اگر گزارشگری مستقل تنها به دلیل ثبت واقعیتهای نامطلوب، با پروندهسازی رسانهای و فشار میدانی روبهرو شود، مسئله از سطح اختلاف بر سر یک روایت فراتر میرود. آنچه در معرض آسیب قرار میگیرد، اصل امکان مشاهده و ثبت رویداد است. حذف خبرنگار، در این معنا، فقط خاموشکردن یک صدا نیست؛ حذف بخشی از شواهدی است که میتواند درباره آنچه در میدان رخ داده است، داوری عمومی ایجاد کند، وجدان ملتها را فرابخواند و صدای بیصدایان فلسطینی را به دنیا برساند.
در ماجرای نقاء حامد، پرسش نهایی همچنان پابرجاست: چرا فعالیت حرفهای یک خبرنگار باید به پروندهای امنیتی تبدیل شود؟ پاسخ به این پرسش، قطعا به محتوای گزارشهایی بازمیگردد که او از مناطق تحت اشغال تهیه میکند. ظاهرا مشکل اصلی، حضور دوربین در جایی است که بازیگران میدان 80ساله تجاوز و غارت نسلکشی مردم فلسطین میکوشند آن را از نگاه افکار عمومی دور نگه دارند.
در اینجا، کارزار سایبری تنها یک حمله مجازی نیست؛ حلقهای از زنجیرهای است که از بیاعتبارکردن شاهد آغاز میشود و میتواند به تهدید، محدودیت و خشونت در میدان برسد. بنابراین، دفاع از امنیت خبرنگاران در غزه و مناطق اشغالی رژیم اسرائیل، دفاع از یک فرد خاص یا یک رسانه خاص نیست؛ دفاع از حق جامعه جهانی برای دیدن، سنجیدن و قضاوتکردن درباره واقعیتی است. که دهههاست منطقه غرب آسیا را طعمه خوی تجاوزگر صهیونیستها کرده است.