
ناصر ارباب/صبا، حضور بازیگران شناختهشده سینما و تلویزیون در تئاتر طی سالهای اخیر به یکی از موضوعات پرتکرار فضای نمایشی تبدیل شده است؛ حضوری که موافقان آن را عاملی برای جذب مخاطب و رونق سالنها میدانند و منتقدانش گاهی نسبت به کیفیت اجرا، میزان تمرین و تأثیر آن بر فرصتهای شغلی بازیگران جوان تئاتر ابراز نگرانی میکنند.
در روزهای پیشرو نیز چند پروژه نمایشی با حضور چهرههای شناختهشده روی صحنه میروند. در تماشاخانه ایرانشهر، نمایش «سنترال پارک غربی» به نویسندگی وودی آلن، ترجمه ایرج سنجری و کارگردانی و تهیهکنندگی ژاله صامتی، از ۳۰ مرداد در سالن استاد ناظرزاده کرمانی اجرا میشود و لیلا بلوکات، ژاله صامتی، نادر فلاح، ایرج سنجری و نیاز سنجری در آن ایفای نقش میکنند.
در سوی دیگر، تئاتر-ارکسترال «آرش» به کارگردانی علی سرابی نیز از هفته دوم شهریورماه در رویال هال اسپیناس پالاس روی صحنه خواهد رفت؛ پروژهای که گروه نخست بازیگران آن شامل مهدی پاکدل، علیرضا شجاعنوری، طناز طباطبایی، نوید محمدزاده و علی شادمان است. حضور چنین چهرههایی بار دیگر این پرسش را پیش میکشد که ورود بازیگران شناختهشده سینما به تئاتر چه تأثیری بر مخاطب، کیفیت اجرا و فضای حرفهای تئاتر دارد.
رامتین شهبازی، منتقد سینما و تئاتر، در گفتوگو باصبا، با تأکید بر اینکه نمیتوان حضور چهرهها در تئاتر را صرفاً اتفاقی منفی دانست، درباره نسبت میان شهرت، کیفیت، جذب مخاطب و ضرورت حمایت از نسل تازه تئاتر صحبت کرد.
نمیتوان حضور چهرهها را با قضاوتهای گذشته سنجید
شهبازی درباره حضور بازیگران چهره و سلبریتیها در تئاتر و اینکه این حضور تا چه اندازه به نفع تئاتر است، گفت: «وقتی درباره چهرهها صحبت میکنیم، باید یک چیزی را از هم جدا کنیم. یک زمانی میگفتیم چهرههای سینمایی به تئاتر نیایند؛ به خاطر اینکه بعضی از آنها سابقه تئاتری نداشتند و بحث سینمایی بودنشان مطرح بود.»
او ادامه داد: «الان یک مقدار شرایط فرق کرده است. خیلی از این بازیگران، بازیگری را از تئاتر شروع کردهاند و اتفاقاً سینما آمده و از تئاتر تغذیه کرده است. این افراد کارشان خوب بوده، وارد سینما شدهاند، جا افتادهاند و حالا در سینما بازی میکنند. بنابراین مدل امروز متفاوت است و دیگر نمیتوانیم همان قضاوت سابق را داشته باشیم.»
این منتقد سینما و تئاتر معتقد است باید میان «چهره بودن» و «سابقه بازیگری» تفاوت قائل شد. به گفته او، صرف اینکه یک بازیگر امروز در سینما یا شبکه نمایش خانگی شناخته شده است، به این معنا نیست که با فضای تئاتر بیگانه است یا نمیتواند روی صحنه حضور پیدا کند.
شهبازی در ادامه درباره آسیبهای احتمالی این حضور بیان کرد: «نکتهای که وجود دارد این است که باید ببینیم بازیگر سینما چه آسیبهایی ممکن است با خودش به تئاتر بیاورد. این موضوع ربطی به پولدار بودن یا هر مسئله دیگری ندارد، بلکه مسئله اصلی کیفیت و شرایط کار است.»
تمرین؛ حلقه مفقوده ورود بازیگران سینما به تئاتر
او با اشاره به تفاوت شرایط تولید در سینما و تئاتر افزود: «در سینما معمولاً زمان زیادی برای تمرین وجود ندارد. به لحاظ اقتصادی، سینما اجازه نمیدهد که شما زمان زیادی را صرف تمرین کنید و خیلی سریع باید جلوی دوربین بروید. در پلتفرمها و سریالها هم همین شرایط وجود دارد.»
شهبازی تأکید کرد که این مسئله در تئاتر اهمیت بیشتری پیدا میکند: «در تئاتر شما به زمان زیادی برای تمرین نیاز دارید. بازیگر باید از نظر صدا و بدن آماده باشد و آمادگی صدا برای بازیگری تئاتر از نان شب واجبتر است.»
او ادامه داد: «وقتی فرصت کافی برای این تمرین وجود نداشته باشد، طبیعتاً ممکن است به کیفیت کار لطمه وارد شود. این آسیبها را بر اساس چیزهایی که شنیدهام و دیدهام مطرح میکنم.»
این منتقد با این حال تأکید کرد که چنین نقدی نباید به حذف کامل چهرههای سینمایی از تئاتر منجر شود: «اینکه بگوییم اینها بازیگر نیستند چون صرفاً سینمایی هستند، دیگر این مسئله تا حد زیادی از بین رفته است. همانطور که گفتم، بسیاری از این افراد از ابتدا بازیگر تئاتر بودهاند.»
به اعتقاد شهبازی، مسئله اصلی باید کیفیت حضور باشد؛ یعنی اگر بازیگری از سینما وارد تئاتر میشود، باید فرصت و شرایط لازم برای تمرین، آمادهسازی و رسیدن به کیفیت مورد انتظار یک اجرای زنده را داشته باشد.
چهرهها مخاطب امروز را میآورند، جوانها آینده را میسازند
شهبازی در بخش دیگری از این گفتوگو به یکی از مهمترین مزایای حضور چهرهها در تئاتر یعنی جذب مخاطب اشاره کرد و گفت: «به خاطر حضور چهرهها ممکن است مخاطب استقبال بیشتری از یک نمایش داشته باشد. این اتفاق اشکالی ندارد.»
او افزود: «در همین بازه زمانی، بدون حضور چهرهها هم گروههایی روی صحنه هستند که شاید استعدادهای خوبی در میان آنها وجود داشته باشد. یک سیاستگذار فرهنگی باید به این موضوع فکر کند و اینها را از هم تمیز بدهد.»
این منتقد سینما و تئاتر تأکید کرد که حضور چهرهها و حمایت از جوانها نباید دو موضوع متضاد تلقی شوند: «اگر یک گروه با استفاده از چهره کارش را پیش میبرد و روی پای خودش میایستد، نباید به این معنا باشد که همه امکانات را در اختیار آن گروه قرار دهیم و گروههای جوانتر را فراموش کنیم.»
او ادامه داد: «اگر چهرهای توانسته با حضور خودش مخاطب بیاورد و کارش را پیش ببرد، امکاناتی که قرار است در اختیار او قرار بگیرد میتواند به گروه جوانتر و مستعد هم برسد تا آنها بتوانند مسیر خودشان را پیدا کنند. این دو مسئله باید در کنار هم دیده شوند.»
شهبازی با تفکیک نقش این دو گروه در وضعیت امروز و آینده تئاتر گفت: «آن آدم مستعد و جوان، آینده تئاتر را میسازد. نگاه او به آینده است، در حالی که چهرهای که امروز مخاطب را به سالن میآورد، میتواند به رونق امروز تئاتر کمک کند.»
او افزود: «این دو نقش با یکدیگر در تضاد نیستند. اتفاقاً سیاستگذار فرهنگی باید بتواند از ظرفیت چهرهها برای رونق امروز استفاده کند و همزمان برای آینده تئاتر سرمایهگذاری داشته باشد.»
به گفته این منتقد، اگر مخاطبی به واسطه حضور یک بازیگر شناختهشده وارد سالن شود، همین اتفاق میتواند فرصتی برای آشنایی او با خود تئاتر و دیگر هنرمندان این حوزه نیز ایجاد کند. در مقابل، اگر تمام توجه و امکانات صرف چهرهها شود، ممکن است نسل تازهای که نیازمند فرصت برای دیدهشدن است، از چرخه تولید و اجرا فاصله بگیرد.

افزایش تعداد اجراها؛ اتفاقی که باید از نیمه پر آن دید
شهبازی در ادامه درباره افزایش تعداد اجراهای تئاتری در تهران گفت: «این روزها تعداد زیادی تئاتر روی صحنه است و این اتفاق از یک جهت جالب است. فکر میکنم الان بیش از ۱۰۰ اجرای تئاتری در تهران داشته باشیم.»
او با اشاره به اینکه چنین حجم تولیدی طبیعتاً بحث کیفیت را نیز مطرح میکند، افزود: «طبیعی است که وقتی تعداد اجراها و تولیدات بالا میرود، بحث کیفیت هم مطرح میشود. یک دوره در تئاتر ایران شاید هشت نمایش اجرا میشد و مثلاً شش نمایش از آنها کارهای خوبی بودند. امروز ممکن است ۱۰۰ نمایش اجرا شود و مثلاً ۲۰ نمایش خوب باشند. بنابراین نسبت کیفیت به کمیت ممکن است تغییر کرده باشد.»
با این حال او این افزایش کمیت را الزاماً اتفاقی منفی نمیداند و معتقد است از دل همین تعداد بالای اجرا میتوان به نتایج مثبت نیز رسید: «اما از طرف دیگر، در همین کمیت بالا، کیفیت هم میتواند خودش را نشان دهد.»
شهبازی ادامه داد: «من اجراهای مختلفی دیدهام و هر کدام ویژگیهای خودشان را داشتهاند. به نظرم این تعداد اجرا میتواند یک سپهر تئاتری را شکل دهد و افزایش کمیت هم میتواند به شکلگیری این فضا کمک کند؛ اتفاقی که شاید در سینما امروز کمتر شاهد آن باشیم.»
او با اشاره به تنوع موجود در اجراهای نمایشی گفت: «هر کدام از این آثار ویژگیهای خودشان را دارند و وقتی تعداد تولیدات بالا میرود، طبیعتاً امکان اینکه مخاطب با گونهها و تجربههای مختلف نمایشی مواجه شود نیز بیشتر خواهد شد.»
انتقاد لازم است، اما نباید همهچیز را سیاه دید
شهبازی در بخش پایانی صحبتهای خود بر ضرورت نگاه متعادل به وضعیت امروز تئاتر تأکید کرد و گفت: «من خیلی بدبین نیستم که درباره همهچیز بگوییم بد است. واقعاً باید سعی کنیم نیمه پر لیوان را هم ببینیم، چون همین نگاه باعث میشود پیشرفت کنیم.»
او ادامه داد: «اینکه فقط بگوییم همهچیز بد است، همهچیز خراب است و همهچیز در حال نابودی است، لزوماً به ما کمک نمیکند که پیشرفت کنیم.»
این منتقد سینما و تئاتر با تأکید بر اینکه نگاه انتقادی همچنان ضروری است، گفت: «انتقاد کردن لازم و خیلی مهم است، اما در کنار نگاه انتقادی باید پیشرفت و رو به جلو بودن را هم دید.»
به این ترتیب، از نگاه شهبازی، حضور چهرههای شناختهشده در تئاتر را نمیتوان بهتنهایی عامل تهدید یا نجات این هنر دانست. چهرهها میتوانند با جذب مخاطب به رونق امروز سالنها کمک کنند و در کنار آن، سیاستگذاری درست میتواند زمینه را برای حضور و رشد استعدادهایی فراهم کند که قرار است آینده تئاتر را بسازند؛ دو مسیری که اگر به شکل درست در کنار یکدیگر قرار بگیرند، میتوانند هم به وضعیت امروز تئاتر کمک کنند و هم چشمانداز آینده آن را روشنتر کنند.