اوپن مایک یا میکروفون آزاد در برنامه «بگو بخند» | مجموعه رسانه ای صبا
امروز سه‌شنبه, ۲۷ مرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۱۶:۲۷
گزارش صبا از پشت صحنه فصل جدید «بگو بخند»؛

اوپن مایک یا میکروفون آزاد در برنامه «بگو بخند»

فصل جدید «بگو بخند» تنها به رقابت گروه‌های نمایشی و استندآپ کمدین‌ها محدود نمی‌شود؛ در پشت صحنه این برنامه، «اوپن مایک» و بازی‌های مبتنی بر بداهه و کمدی موقعیت به طراحی تازه‌ای برای کشف و پرورش استعدادها تبدیل شده‌اند.


ناصر ارباب/ صبا، پشت صحنه یک برنامه تلویزیونی معمولاً با آنچه مخاطب روی آنتن می‌بیند تفاوت زیادی دارد؛ جایی که پیش از روشن شدن دوربین‌ها، شرکت‌کنندگان در حال تمرین و آماده‌سازی هستند، عوامل در رفت‌وآمدند و داوران و مجری خود را برای ساعاتی پر از اجرا، رقابت، خنده و تصمیم‌گیری آماده می‌کنند.
فصل جدید «بگو بخند» نیز در شرایطی تولید شده که گروه سازنده علاوه بر تغییراتی در ساختار برنامه، بخش‌هایی تازه را به پشت صحنه اضافه کرده است؛ از «اوپن مایک» برای فرصت دادن به استعدادهای آماتور تا بازی‌هایی که به جای تکیه صرف بر کمدی فیزیکی، بر موقعیت و بداهه استوارند. در جریان حضور در لوکیشن این برنامه، از نزدیک شاهد آماده‌سازی گروه‌ها، تعامل داوران و عوامل و ضبط اجراهای مختلف بودم و با تعدادی از عوامل و چهره‌های حاضر در برنامه درباره فصل جدید «بگو بخند» گفت‌وگو کردم.
«بگو بخند» پشت صحنه‌ای متفاوت دارد؛ از «اوپن مایک» تا رقابت گروه‌های نمایشی
وقتی به محل تصویربرداری برنامه «بگو بخند» رسیدم، شور و هیجان خاصی در فضای لوکیشن جریان داشت؛ حدود ۱۰۰ تماشاگر در سالن حضور داشتند و در سوی دیگر، شرکت‌کنندگان و گروه‌های مختلف خود را برای اجرا مقابل داوران آماده می‌کردند. رفت‌وآمد عوامل، تمرین گروه‌ها و هیجان شرکت‌کنندگان، پشت صحنه را به فضایی پرتحرک و زنده تبدیل کرده بود.
پس از آشنایی با دستیاران کارگردان، ابتدا به سراغ مهدی رمضانی، نویسنده بازی‌های برنامه و مجری بخش بک‌استیج، رفتم. گفت‌وگوی ما درباره تغییرات فصل جدید، بازی‌های تازه و طراحی متفاوت بخش پشت صحنه «بگو بخند» بود.

رمضانی: ماهیت پشت صحنه «بگو بخند» را تغییر دادیم
رمضانی درباره تفاوت بازی‌های این دوره با فصل‌های گذشته گفت: «واقعیتش این است که می‌خواستیم نسبت به فصل‌های قبل یک نوآوری داشته باشیم. ما کلاً ماهیت پشت صحنه «بگو بخند» را به شکل اساسی تغییر دادیم.»
او با اشاره به ساختار بازی‌های فصل‌های قبل توضیح داد: «اگر بخواهیم برای مخاطب آشنا توضیح بدهیم که قبلاً چه کار می‌کردیم، یک‌سری بازی‌های فیزیکی داشتیم که نمونه‌هایشان در فضای یوتیوب هم خیلی دیده می‌شد؛ مثلاً بازی‌هایی که با بادکنک یا لیوان انجام می‌شد و شرکت‌کننده باید توپ را داخل لیوان می‌انداخت تا امتیاز بگیرد. بیشتر بازی‌ها جسمانی و فیزیکال بودند و کمدی هم از همین کمدی‌های بدنی شکل می‌گرفت.»
رمضانی ادامه داد: «مثلاً کمدی از کل‌کل کردن شکل می‌گرفت یا اتفاقی می‌افتاد که یک نفر زمین بخورد. در واقع بخش زیادی از کمدی به اتفاقات فیزیکی وابسته بود. ضمن اینکه ما در پشت صحنه سال‌های قبل اصلاً اجرا نداشتیم و هیچ اجرای مستقلی در این بخش وجود نداشت.»

«اوپن مایک»؛ فرصتی برای اجرای استعدادهای تازه
نویسنده بازی‌های برنامه درباره یکی از تغییرات اصلی فصل جدید گفت: «امسال آمدیم یک طراحی کاملاً متفاوت انجام دادیم. بک‌استیج را دو مدل طراحی کردیم که یکی از آنها “اوپن مایک” است.»
او درباره مفهوم «اوپن مایک» توضیح داد: «اوپن مایک یک ایونت است که شاید ۵۰، ۷۰ یا ۸۰ سال است در آمریکا وجود دارد و در اروپا و کشورهای مختلف هم برگزار می‌شود. اوپن مایک یعنی میکروفن آزاد. البته در ایران وقتی از میکروفن آزاد صحبت می‌کنیم، معمولاً به دلیل کاربرد سیاسی این عبارت، خیلی به گوش آشنا نمی‌آید که برای هنر استفاده شود.»
رمضانی با اشاره به نمونه‌های مشابه در ایران افزود: «ما در ایران میکروفن آزاد را بیشتر در حوزه شعر داشته‌ایم؛ مثلاً شب شعری که هر کسی می‌تواند بیاید، چه شاعر حرفه‌ای و چه فردی معمولی که یک شعر یا غزل دارد و می‌خواهد آن را بخواند.»
او درباره کاربرد گسترده‌تر این قالب در کشورهای دیگر گفت: «در آمریکا اوپن مایک کاربردهای خیلی زیادی دارد؛ از مسائل روان‌شناسی گرفته تا اینکه مثلاً فردی ترس از صحبت کردن در جمع دارد و می‌رود پنج دقیقه روی استیج می‌ایستد و اجرا یا صحبت می‌کند. بسیاری از کمدین‌ها و موزیسین‌های بزرگ دنیا هم از اوپن مایک شروع کرده‌اند.»
رمضانی درباره قواعد معمول این اجراها توضیح داد: «معمولاً قانونش این است که پنج دقیقه استیج در اختیار توست. مثلاً در یک کافه اعلام می‌کنند سه‌شنبه‌ها اوپن مایک برگزار می‌شود، افراد اسمشان را در یک ظرف می‌اندازند و قرعه درمی‌آید. اسم یک نفر را می‌خوانند و می‌گویند پنج دقیقه اجرا برای توست. می‌خواهی موسیقی اجرا کنی، استندآپ داشته باشی، شعبده اجرا کنی، شعر بخوانی یا حتی فقط حرف بزنی؛ آن پنج دقیقه صحنه مال توست.»
او درباره استفاده از این ایده در «بگو بخند» گفت: «ما این کانسپت را به پشت صحنه برنامه آوردیم و به بچه‌های آماتور، چه موزیسین، چه کمدین، چه گروه‌های نمایشی و هر کسی که در ابتدای مسیر است، فرصت اجرا دادیم. ممکن است یک نفر نتواند روی استیج اصلی یک اجرای ۱۰ یا ۱۵ دقیقه‌ای موفق داشته باشد، اما بتواند سه یا پنج دقیقه خوب اجرا کند. ما اینجا به او فرصت دادیم همان پنج دقیقه‌ای را که می‌تواند خوب اجرا کند، روی صحنه بیاورد.»
رمضانی این اتفاق را برای شرکت‌کنندگان مثبت دانست و افزود: «بچه‌هایی که وارد لیگ نشدند، نگفتیم برو چون خوب نیستی. گفتیم بیا همان پنج دقیقه‌ای را که خوب هستی، اینجا اجرا کن. این اتفاق برای بچه‌ها خیلی خوب بود. علاوه بر این، یک عده از بچه‌هایی که در لیگ بودند یا روی استیج اصلی اجرا داشتند، به این بخش آمدند تا تمرین کنند، متنشان را تست بزنند و مطمئن شوند که می‌توانند آن را در اجرای اصلی هم ارائه کنند.»

بازی‌هایی که به سمت کمدی موقعیت رفتند
رمضانی در ادامه از تغییر دیگری در بازی‌های پشت صحنه گفت: «کار دیگری که کردیم این بود که بازی‌ها را تبدیل کردیم به بازی‌های مبتنی بر موقعیت و بداهه. ما در هوزلاین بازی‌های زیادی داریم که نمونه‌های مختلفی در دنیا دارد. یکی از آنها “سینام هته” بود که ما در فصل دوم همین تک‌آیتم را تبدیل کردیم به یکی از آیتم‌های برنامه و هنوز هم ادامه دارد.»
او درباره تفاوت بازی‌های فصل جدید با گذشته توضیح داد: «ما آمدیم این بازی‌ها را فراتر از یک آیتم بردیم. مثلاً یک بازی داریم به نام “رستوران تمدار”. یک نفر مشتری نشسته و گارسون‌ها باید از او پذیرایی کنند، اما بچه‌های تیم رستوران از موقعیتی که قرار است با آن مواجه شوند، خبر ندارند.»
رمضانی ادامه داد: «مثلاً به آنها می‌گوییم با تم قاجار گارسونی یا میزبانی کنید یا می‌گوییم با تم عصبانی از مشتری پذیرایی کنید. در این شرایط، بچه‌ها باید همان لحظه و به صورت بداهه، خودشان را با موقعیتی که به آنها داده شده هماهنگ کنند.»
او با اشاره به دیگر بازی‌های این فصل گفت: «بازی‌های دیگری هم داریم که نمی‌خواهم خیلی درباره آنها توضیح بدهم؛ مثلاً موقعیت‌هایی برای حاضر جوابی با دو جمله و بازی‌های مختلفی که همه آنها را به سمت موقعیت‌های بداهه بردیم.»
رمضانی هدف اصلی این تغییر را استفاده بیشتر از ظرفیت کمدی دانست و گفت: «می‌خواستیم بیشتر از مایه کمدی استفاده کنیم و به سمت کمدی‌های کلامی برویم. اگر هم کمدی فیزیکال انجام می‌دهیم، در خدمت اجرای کمدی باشد؛ نه اینکه صرفاً بخواهیم یک توپ بیندازیم، یک بادکنک بترکد یا یک مجازات انجام شود تا از مخاطب خنده بگیریم.»
او در پایان تأکید کرد: «ما از ساخت یک موقعیت یا به‌اصطلاح کمدی موقعیت، کمدی خلق می‌کنیم و این تغییر اساسی‌ای است که در فصل جدید پشت صحنه «بگو بخند» اتفاق افتاده است.»

طاهرفر: سهم ما آوردن نشاط برای مردم بود
بعد از گفت‌وگو با رمضانی، به اتاق استراحت داوران رفتم. در آنجا علی طاهرفر در حال آماده شدن بود و امیر کربلایی‌زاده نیز آماده می‌شد تا برای گریم و پوشیدن لباس به بخش مربوطه برود. فضای اتاق داوران حال و هوای متفاوتی داشت؛ ترکیبی از تمرکز، شوخی‌های کوتاه و آماده‌سازی برای اجرای پیش‌رو. در همین فضا، گفت‌وگویی را با علی طاهرفر انجام دادم و درباره حال و هوای این فصل، فضای رقابتی برنامه و تجربه حضورش در کنار دیگر داوران صحبت کردیم.
طاهرفر در پاسخ به اینکه مخاطبان در فصل جدید «بگو بخند» چه تغییراتی خواهند دید، گفت: «به نظر من با توجه به چیزی که در فصل‌های قبلی دیدیم، این فصل یک نگاه جدید هم از نظر هویت بصری و هم از نظر ترکیب و ساختار برنامه دارد. تهیه‌کننده محترم شیوه‌ای را طراحی کرده‌اند که هم بخش رقابتی داشته باشیم و هم بخش غیررقابتی و به نظرم طراحی این بخش ایده خوبی بوده است.»
او با اشاره به شرایطی که همزمان با آغاز تولید برنامه رقم خورد، ادامه داد: «ما به اواسط جنگ و همزمان با آغاز ماه رمضان رسیدیم و عملاً همه معادلات برنامه به هم خورد. واقعاً از همین جا باید از همه گروه تهیه و تولید تشکر کنم که خیلی زحمت کشیدند و ایستادند.»
طاهرفر با اشاره به شرایط خاص محل تصویربرداری توضیح داد: «همین الان که شما اینجا نشسته‌اید، اطراف ما پر از سوله‌های مربوط به برنامه‌های مختلف است. از کلانتری ۱۱ که اولین محل ورودمان است گرفته تا برنامه‌های دیگری که اگر در این اطراف گشتی بزنید، می‌بینید. محل استودیوی ما هم نزدیک فرودگاه و محل حادثه بود و تقریباً همه برنامه‌ها مجبور شدند کارشان را تعطیل کنند.»

او درباره نحوه ادامه تصویربرداری «بگو بخند» در آن شرایط گفت: «گروه تهیه و تولید ما با مدیریت ریسک بسیار بالا و به صورت منقطع، هر زمان که ضریب امنیتی کمی مساعد می‌شد، فضا را برای اجرا فراهم می‌کردند.»
طاهرفر ادامه داد: «می‌گویم که علیرغم اینکه می‌توانست خودش تبدیل به یک کار کمدی در میانه جنگ شود، با این همه شهید و با دل‌های پرخون از شهدای میناب و ملارد و همه این عزیزان، ما اینجا حاضر بودیم. واقعاً شرایط سختی بود. خود بچه‌های اینجا همگی هم‌صدا و همدل با شهدای عزیزمان بودند.»
او در ادامه به وظیفه برنامه‌های سرگرم‌کننده در شرایط بحرانی اشاره کرد و گفت: «اما چون یک رسالتی بود که بالاخره ما در دل همه طوفان‌ها و بحران‌ها باید مردم و کشورمان را در زندگی همراهی کنیم؛ چه ایام جنگ باشد و چه بعد از جنگ. بعد از جنگ هم ان‌شاءالله آن فضای مفرح، شاد و بانشاطی که اصلاً مطالبه بیننده‌های شبکه نسیم و تلویزیون است و حق مسلم آنهاست، باید اجرا می‌شد تا دوباره همان فضای شادی و نشاط به خانه‌های مردم برگردد.»
طاهرفر درباره نتیجه این تلاش‌ها بیان کرد: «به نظرم برنامه این اتفاق را رقم زده، گرچه قطعاً تحت تأثیر ماجراها بود. مثلاً بعضی از مخاطبان و شرکت‌کنندگان از شهرستان به تهران می‌آمدند و در شرایطی که فضای اطراف ما نزدیک انفجارها بود، کار سخت‌تر می‌شد. اما در کنار همه این مسائل، به نظرم گروه نمره قابل قبولی گرفت.»
طاهرفر در ادامه با لحنی احساسی‌تر از تجربه شخصی خود در آن روزها گفت: «شاید این حرف شبیه شعار باشد، ولی حرف دل من است. من گاهی اینجا دلم می‌گرفت. ما رهبر شهیدمان را داشتیم و یک بغض عجیب خیلی وقت‌ها با من بود. وقتی تنها می‌شدم، جای خالی ایشان را احساس می‌کردم. بالاخره یک عمر با یک رهبر و یک حبیب زندگی کرده بودی و حالا آمده‌ای برای یک برنامه کمدی.»
او ادامه داد: «اما وقتی با خودم خلوت می‌کردم، به یاد می‌آوردم که رهبر شهیدمان همیشه می‌گفتند: “ولا تهنوا ولا تحزنوا إن ربی…” و همیشه مسیری را نشان می‌دادند که ما داریم به سمت قله حرکت می‌کنیم؛ قله‌ای که ایشان برایمان ترسیم کرده بودند.»
طاهرفر با اشاره به برداشتی که از این شرایط داشته است، گفت: «من در خلوت خودم به این نتیجه رسیدم که بالاخره برای رسیدن به آن قله و در تمامی عرصه‌هایی که رهبر شهیدمان ترسیم کرده بودند، شاید سهم ما این بود که نشاط و روحیه بالا را برای مردم به ارمغان بیاوریم.»
او در ادامه خاطره‌ای از سال‌های نوجوانی خود تعریف کرد: «من سال ۶۳ در بخش هنری سپاه بودم. دانش‌آموز بودم و در ایام عید و تابستان، در قالب گروه‌های سرود و تئاتر به جبهه می‌رفتیم. کار زیادی از دستمان برنمی‌آمد چون سنمان کم بود. من ۱۲، ۱۳ ساله بودم و برای رزمنده‌ها سرود اجرا می‌کردم و تئاتر کمدی روی صحنه می‌بردیم.»
طاهرفر گفت: «یاد آن لحظه‌ها افتادم؛ اینکه چرا آن زمان باید برای رزمنده‌ها روحیه و نشاط ایجاد می‌کردیم و شاید همان، گام‌های اول حرکت به سوی قله‌ای بود که از دوران امام کبیرمان شروع شده بود. اینجا هم فقط با همین ذهنیت به خودم آرامش می‌دادم.»

یوسف تیموری؛ مجری‌ای میان داوری، رقابت و کمدی
بعد از گفت‌وگو با علی طاهرفر، به سمت فضای ضبط و استودیو رفتم تا از نزدیک حال و هوای اجرای برنامه را ببینم. یوسف تیموری، مجری «بگو بخند»، با همان انرژی همیشگی مشغول صحبت و شوخی با تماشاگران بود. وقتی متوجه حضورم شد، با رویی گرم به سمتم آمد. تصور نمی‌کردم بعد از حدود ۱۵ سال مرا به خاطر داشته باشد، اما چند جمله ابتدایی که میانمان رد و بدل شد، باعث شد مرا بشناسد. وقتی گفتم از خبرگزاری صبا برای تهیه گزارش پشت صحنه آمده‌ام، با خوشرویی خسته نباشید گفت و دقایقی با هم درباره اجرای برنامه و تجربه حضورش به عنوان مجری صحبت کردیم.
تیموری درباره تجربه اجرای «بگو بخند» و تفاوت آن با بازیگری گفت: «اجرا نسبت به بازیگری سختی‌های خودش را دارد. در بازیگری تو در قالب یک کاراکتر و شخصیت قرار می‌گیری و به مرور آن نقش و دیالوگ‌ها را مال خودت می‌کنی. در یک خط داستانی مشخص حرکت می‌کنی، اما در اجرا باید خودت باشی.»
او با اشاره به سابقه خود در اجرا ادامه داد: «این دومین تجربه اجرای من است. اولین تجربه‌ام برنامه «قهرمان» بود که فصل اول آن را برای شبکه سه کار کردیم و این دومین اجرای من است. امیدوارم کار خوب از آب دربیاید و بتوانم در فصل بعد هم حضور داشته باشم.»
تیموری درباره سختی اجرای «بگو بخند» توضیح داد: «اینجا با اینکه باید خودت باشی و من را هم به دلایلی انتخاب کرده‌اند که شاید بتوانم در لحظاتی کمدی و طنز ایجاد کنم، اما بخش سخت کار این است که اینجا هم برنامه داریم و هم مسابقه. این فصل هم بخش آزاد داریم و هم بخش رقابتی و باید روند و خط اصلی برنامه را حفظ کنم.»

او افزود: «این بخش دیگر کاملاً به مجری برمی‌گردد. باید با اینکه لحظات کمدی ایجاد می‌کنیم، خط اصلی برنامه هم حفظ شود؛ چون در نهایت با یک مسابقه طرف هستیم. باید بتوانم مثل یک مجری، برنامه را پیش ببرم و در عین حال بین داورها تعادل ایجاد کنم.»
مجری «بگو بخند» درباره تعامل خود با داوران گفت: «داورهایی مثل آقای لولایی، خانم شریفی‌نیا، آقای کربلایی‌زاده و آقای طاهرفر نظرات خودشان را دارند و من باید نسبت به اجرای آنها تا حدی خنثی باشم. آنها باید نظر بدهند و من نباید وارد داوری شوم. از طرف دیگر، من باید مثل یک خط‌نگهدار در فوتبال، روند برنامه را کنترل و آن را جلو ببرم. ایجاد این تعادل، یکی از سختی‌های اجراست.»
«اینجا یک بده‌بستان واقعی شکل گرفته است»
تیموری در ادامه درباره ارتباطش با شرکت‌کنندگان جوان برنامه گفت: «معمولاً به جوان‌هایی که می‌آیند و دوست دارند بازیگر شوند، می‌گوییم اینجا فرصتی است که استعدادشان را نشان دهند. تفاوت «بگو بخند» با برنامه «قهرمان» هم برای من همین است.»
او با اشاره به تجربه حضورش در «قهرمان» گفت: «من آن برنامه را خیلی دوست داشتم، چون فضای ورزشی داشت و خودم هم خیلی از ورزش دور نیستم. دیدن ورزشکاران و رقابت‌های ورزشی برایم جذاب بود، اما این برنامه مستقیماً به کاری که من بیش از ۲۰ سال است انجام می‌دهم، مربوط می‌شود.»
تیموری ادامه داد: «نوع این برنامه و تمی که دارد برای من خیلی جذاب است؛ چون از هر شهری گروه‌های نمایشی داریم و تقریباً همه اقوام ایرانی اینجا دور هم جمع شده‌اند. اصفهانی داریم، کرمانی داریم، گروه‌هایی از شمال و جنوب کشور داریم و همه می‌آیند و اجرا می‌کنند.»
او حضور این گروه‌ها را اتفاقی مثبت دانست و گفت: «برای من خیلی جای خوشحالی دارد که این بچه‌ها می‌آیند اینجا و از نظرات داورها و تذکراتی که به آنها می‌دهند استفاده می‌کنند؛ چون ممکن است در آینده بخواهند در تئاتر، سینما یا تلویزیون فعالیت کنند و اینجا می‌توانند تجربه کسب کنند.»
تیموری اضافه کرد: «در واقع اینجا یک بده‌بستان شکل گرفته است. من از این گروه‌های جدید که می‌آیند، خیلی چیزها یاد می‌گیرم. شاید آنها هم با توجه به ارتباطی که با من دارند، چیزهایی از من یاد بگیرند. بنابراین این تعامل دوطرفه است و من برای همه‌شان آرزوی موفقیت دارم.»
او در ادامه درباره فرآیند انتخاب گروه‌های حاضر در برنامه توضیح داد: «اینجا یک فیلتر هم وجود دارد. گروه‌های بازبینی و بچه‌های تحریریه، افرادی را که قرار است وارد برنامه شوند، انتخاب می‌کنند. مثلاً از بین ۱۰ استندآپ کمدین، ممکن است پنج نفر را که شرایط بهتری دارند و آینده بیشتری برایشان متصور است، انتخاب کنند و به برنامه بیاورند.»
تیموری در پایان درباره افرادی که امکان حضور در برنامه را پیدا نمی‌کنند، گفت: «برای کسانی که نمی‌توانند بیایند یا امکان شرکت در برنامه را پیدا نمی‌کنند، دیگر واقعاً تصمیم با من نیست. اما برای همه آنها آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم به آرزویی که دارند و علاقه‌ای که دنبال می‌کنند، برسند.»

امیر کربلایی‌زاده؛ «هدف برنامه لبخند آوردن به لب تماشاگران است»
صحبتم با یوسف تیموری که تمام شد، امیر کربلایی‌زاده که حالا گریم و لباسش را آماده کرده بود، به سمت جایگاه داوران آمد و روی صندلی خود نشست. پس از خوش‌وبش ابتدایی، کنار او رفتم و درباره تغییرات فصل جدید «بگو بخند»، همکاری‌اش با برنامه و آینده کمدین‌های جوان با او گفت‌وگو کردم.
کربلایی‌زاده درباره تغییرات فصل جدید «بگو بخند» گفت: «این فصل با فراز و نشیب‌های زیادی همراه بود. در فصل‌های قبلی، مدرسه کمدی من ارتباط خوبی با این برنامه داشت؛ چون رسالت مدرسه کمدی، معرفی کمدین‌های جوان و در حقیقت تربیت و هدایت آنها تا رسیدن به مرحله دیده شدن و معرفی به جامعه هنری است.»
او ادامه داد: «در فصل‌های قبل این همکاری را داشتیم؛ کمدین‌ها را معرفی می‌کردیم، از کمدین‌های خودمان حمایت می‌کردیم و پشت صحنه برای آنها ورکشاپ می‌گذاشتیم. در تیم نویسندگان فصل‌های قبل هم کمک کردیم و تعدادی از بچه‌های خودمان معرفی شدند و برای بخش استندآپ کمدی به خدمت گرفته شدند.»
کربلایی‌زاده با اشاره به دعوتش برای حضور در فصل جدید به عنوان داور بیان کرد: «امسال از من هم به عنوان داور دعوت شد و قرار شد در برنامه حضور داشته باشم. همان‌طور که می‌دانید، برنامه با فراز و نشیب‌های زیادی مواجه شد. تقریباً یک سال و نیم پیش، قرار بود بلافاصله بعد از تمام شدن فصل قبلی وارد فرآیند تولید شویم، اما اتفاقات مختلفی افتاد؛ از جمله جنگ ۱۲ روزه، ماجرای اعتراضات مردمی و بعد دوباره جنگ تحمیلی و همین شکل ادامه پیدا کرد. این پروسه مدام طولانی‌تر شد تا به امسال رسید.»

او درباره تغییر ساختار برنامه در فصل جدید توضیح داد: «تفاوتی که امسال در شکل برنامه اتفاق افتاده این است که قبلاً بیشتر با یک برنامه تلنت و مسابقه مواجه بودیم، اما این بار برنامه به سمت یک برنامه تلویزیونی برای معرفی کسانی رفته که قبلاً در برنامه مطرح شده بودند و مردم آنها را می‌شناختند؛ در کنار آن، دوباره یاد کردن از اجراهای آنها و همچنین معرفی افرادی که در قامت یک مسابقه نمی‌گنجند.»
کربلایی‌زاده ادامه داد: «مدت‌هاست که این افراد در حوزه‌های مختلف کار می‌کنند و اینجا قرار است به شکل‌های دیگری معرفی شوند. در واقع یک تلنت و استعدادیابی گسترده‌تر شکل گرفته است. فکر می‌کنم همین موضوع باعث شد من هم قبول کنم و با این سیستم همراه شوم.»
این داور «بگو بخند» با اشاره به نگاه خود به استندآپ کمدی گفت: «من از قبل هم گفته بودم و بارها درباره‌اش صحبت کرده بودم که هر جایی که اسمی از استندآپ کمدی باشد، با توجه به اینکه استندآپ هنر جوانی در کشور ماست، باید مراقب باشیم که از افراط و تفریط دور باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم بیایم و علاوه بر خیلی از بچه‌هایی که کمدین هستند، دست به دست هم بدهیم و برنامه‌ای را به وجود بیاوریم که فارغ از هر جناح و نگاه سیاسی، هدفش لبخند آوردن به لب تماشاگران باشد.»
او افزود: «هدف دیگر برنامه، معرفی و استعدادیابی در زمینه نمایش کمدی است. در این میان، مردم قطعاً بعداً شاهد آیتم‌های دیگری هم خواهند بود؛ شکل‌های دیگری از نمایش که لزوماً کمدی نیستند، اما سرگرم‌کننده‌اند؛ مثل دلقک‌بازی، سیرک، شعبده‌بازی و آیتم‌های دیگری که می‌تواند برای مردم متنوع و جذاب باشد.»


شرایط جامعه؛ عاملی مؤثر بر آینده کمدین‌های جوان
کربلایی‌زاده در پاسخ به این پرسش که جوانانی که از مسیر این برنامه وارد فضای حرفه‌ای می‌شوند، پس از «بگو بخند» چه شرایطی خواهند داشت، گفت: «این موضوع بستگی به شرایط جامعه دارد. باید ببینیم جامعه چقدر در شرایط خوب و باثبات قرار داشته باشد. هرچقدر شرایط جامعه استیبل‌تر و همراه با آرامش بیشتری باشد و التهابات کمتر شود، دغدغه مردم برای دیدن برنامه‌هایی که حالشان را بهتر می‌کند، بیشتر خواهد شد.»
او با بیان اینکه این موضوع محدود به ایران نیست، ادامه داد: «این اتفاق در تمام دنیا وجود دارد و فقط مربوط به ایران نیست. زمانی که دغدغه اقتصادی، جانی و مالی و مشکلات مختلف را نداشته باشی، بخشی از وقتت را برای سرگرم کردن خودت در اوقات فراغت می‌گذاری.»
کربلایی‌زاده با اشاره به جایگاه تلویزیون در زندگی روزمره مردم گفت: «تلویزیون در این میان همیشه جایگاه خودش را داشته است. خیلی‌ها در کنار کارشان، تلویزیون را دنبال می‌کنند. شما به مکانیکی، بقالی یا فروشگاه می‌روید و می‌بینید تلویزیون روشن است و مردم برنامه‌ها را دنبال می‌کنند. تلویزیون حتی با وجود پلتفرم‌ها همچنان جایگاه خودش را در این سال‌ها حفظ کرده است.»
او افزود: «در نقاط مرزی و مناطق مختلفی که شاید دسترسی به اینترنت یا آنتن‌های دیگر وجود نداشته باشد، تلویزیون همچنان می‌تواند ساعت‌های خالی و اوقات فراغت مردم را پر کند.»
این بازیگر و کمدین درباره تأثیر زمان پخش «بگو بخند» بر دیده شدن شرکت‌کنندگان گفت: «فکر می‌کنم اگر برنامه در زمان مناسبی پخش شود و شرایط کشور ان‌شاءالله به سمت صلح، آرامش و امنیت بیشتر برود و شرایط اقتصادی جامعه هم کمی رو به رشد باشد و از این تورم عجیب و غریبی که به خاطر تحمیل جنگ و اتفاقات مختلف همه تحمل می‌کنیم فاصله بگیریم، این برنامه می‌تواند تأثیر زیادی داشته باشد.»
او در ادامه به تجربه کمدین‌هایی اشاره کرد که از مسیر برنامه‌های استعدادیابی وارد بازار حرفه‌ای شده‌اند: «استندآپ کمدی زندگی خیلی از بچه‌های مستعد را عوض کرده است. خیلی از آنها در شهرهای مختلف، تهران یا جاهای دیگر، شغل دیگری داشتند، اما با ورود به استندآپ کمدی، به‌خصوص کسانی که سواد این کار را یاد گرفتند، به اجراهای صحنه‌ای در شرکت‌ها، سازمان‌ها، نهادها و محافل مختلف دعوت شدند.»
کربلایی‌زاده ادامه داد: «همین اجراهای مختلف بخش زیادی از شرایط مالی آنها را تأمین کرده است؛ تا جایی که بعضی‌هایشان اصلاً کار قبلی‌شان را رها کردند و وارد اجرای استندآپ کمدی شدند. این اتفاقی است که برای بچه‌های قبلی در برنامه‌های مختلف تلنت، چه در پلتفرم‌ها و چه در تلویزیون، افتاده است.»
او در پایان ابراز امیدواری کرد این اتفاق برای شرکت‌کنندگان فصل جدید «بگو بخند» نیز رخ دهد و گفت: «امیدوارم این اتفاق هم در یک شرایط مناسب از نظر پخش و ساعت و زمان پخش بیفتد و بچه‌هایی که این همه اینجا زحمت کشیدند، دیده شوند. عواملی که خودتان می‌بینید، بیش از ۱۵۰ نفر به‌صورت مستقیم در این برنامه کار می‌کنند. این حجم از انرژی بچه‌هایی که از شهرهای مختلف می‌آیند، در نهایت باید دیده شود.»

ملیکا شریفی‌نیا؛ «یک جورهایی من سایمون این برنامه شده‌ام»
در ادامه، ملیکا شریفی‌نیا را پس از آماده شدن، بیرون از فضای استودیو دیدم و گفت‌وگویی با او درباره تجربه حضورش در فصل جدید «بگو بخند» داشتم. شریفی‌نیا که در فصل گذشته به عنوان مجری در برنامه حضور داشت، این بار در جایگاه داور مقابل شرکت‌کنندگان نشسته است.
او درباره پذیرفتن پیشنهاد داوری «بگو بخند» گفت: «من داوری را خیلی دوست داشتم و خیلی دوست دارم. این تصمیم هم به این دلیل نیست که بخواهم در هر فیلدی که در سینما، تلویزیون یا تئاتر وجود دارد، یک نوکی بزنم و امتحانش کنم. من از سه‌سالگی کار می‌کنم و الان ۴۰ سال دارم؛ یعنی ۳۷ سال سابقه کار دارم.»
شریفی‌نیا با اشاره به تجربه‌های مختلف هنری خود ادامه داد: «در کنار بازیگری، نقاشی، مجسمه‌سازی، تصویرسازی کتاب کودک و کارهای حجمی انجام داده‌ام. گرافیک، روان‌شناسی هنر و روان‌شناسی کودک خوانده‌ام و موسیقی هم کار کرده‌ام. به واسطه کار مادرم، با موزیسین‌های بزرگی مثل آریا عظیمی‌نژاد و امیر توسلی بزرگ شدم. از پنج‌سالگی هم در تئاترشهر حضور داشتم و در کلاس‌ها و دوره‌های مختلف شرکت کردم.»
او با اشاره به تجربه همکاری با هنرمندان شناخته‌شده گفت: «با آقای شکیبایی کار کردم و حدود پنج یا شش کار هم با استاد مهرجویی عزیزم داشتم که برای من باعث افتخار است. دیپلم افتخار و سیمرغ هم داشته‌ام، اما جابه‌جایی و تعداد جایزه‌ها برایم مهم نیست؛ مهم چیزی است که وقتی کنار یک نفر کار می‌کنی، از او یاد می‌گیری. قد آدم در کنار آدم‌های بزرگی مثل آقای جیرانی، آقای معتمدآریا و آقای مهرجویی، از نظر استعاری بلند می‌شود.»
شریفی‌نیا درباره توانایی خود در داوری و نگاهش به شرکت‌کنندگان توضیح داد: «در خودم می‌بینم که داور خوبی هستم، چون انسان منصفی هستم. وقتی برنامه پخش شود، متوجه می‌شوید که حتی وقتی گروه خودم باشد، به آن رحم نمی‌کنم. چون من بهترین‌ها را می‌خواهم.»
او با اشاره به روحیه کمال‌گرای خود ادامه داد: «خودم پرفکشنیست هستم و دوست دارم اگر بچه‌ها می‌توانند پیشرفت کنند، من باعث شوم که پیشرفت کنند. از نظر من این شبیه هرس کردن گل است. ممکن است من حرفی به آنها بزنم و همان لحظه ناراحت شوند، اما قطعاً پشت صحنه برایشان توضیح می‌دهم و از دلشان درمی‌آورم. بعد می‌بینم که در اجرای بعدی چقدر رشد کرده‌اند و وقتی برنده می‌شوند، واقعاً لذت می‌برم؛ چون می‌بینم آن انتقال و تذکر من جواب داده است.»
این بازیگر درباره سبک داوری خود با لحنی شوخ گفت: «یک جورهایی من سایمون این برنامه شده‌ام! البته خیلی سعی می‌کنم فتیله را پایین بیاورم، اما چون این بچه‌ها خیلی بااستعداد هستند، نمی‌توانم استعداد خوب را نادیده بگیرم.»


«همه بچه‌ها دیده می‌شوند»
شریفی‌نیا درباره آینده شرکت‌کنندگان و تأثیری که حضور در «بگو بخند» می‌تواند بر مسیر کاری آنها داشته باشد، گفت: «همه این بچه‌ها دیده می‌شوند. چه کسی که از کسی رد شود، چه کسی که بالا بیاید و چه هر اتفاق دیگری که برایشان بیفتد، همه آنها دیده خواهند شد.»
او ادامه داد: «وظیفه من و دیگر داوران این است که کاری کنیم همه دیده شوند. آینده روشنی در انتظارشان است، اما در نهایت باید کسی اول شود که واقعاً استحقاقش را دارد.»
شریفی‌نیا با یادآوری یکی از اجراهای فصل گذشته گفت: «یادم هست یک گروه در فصل قبل بود که ابتدا خیلی از آنها انتقاد کردم، اما بعد آن‌قدر خوب اجرا کردند که از جا بلند شدم و گفتم شما یک جوری دهان من را بستید که همین الان می‌گویم غلط کردم!»
او افزود: «همان‌طور که انتظار دارم بچه‌ها انتقادپذیر باشند، خودم دو برابر انتقادپذیرم. اگر حق با من نباشد، خیلی راحت عذرخواهی می‌کنم. چرا نباید این کار را بکنم؟ انسان باید بتواند حق و ناحق و درست و غلط را تشخیص بدهد.»
از «بگو بخند» تا یک نقش تازه در سینما
شریفی‌نیا درباره فعالیت‌های اخیر خود خارج از «بگو بخند» نیز گفت: «در حال حاضر سر یک فیلم سینمایی به کارگردانی خانم بهاره رهنما هستم که با فضای این برنامه هم ارتباط پیدا می‌کند. نقش خودم را خیلی دوست دارم و خود خانم رهنما را هم دوست دارم. البته نمی‌دانم در این مقطع اجازه دارم درباره جزئیات پروژه صحبت کنم یا نه.»
او ادامه داد: «یک نقش کوتاه اما تأثیرگذار به من داده‌اند که خیلی دوستش دارم. من عاشق نقش‌های کوتاه و تأثیرگذار هستم و همین که کنار بهاره جان کار می‌کنم، برایم لذت‌بخش است. تمام تلاشم را می‌کنم که در این نقش بدرخشم و سربلندش کنم.»
شریفی‌نیا در بخش دیگری از گفت‌وگو درباره تفاوت نسل‌های مختلف بازیگری اظهار کرد: «طبیعتاً خیلی فرق می‌کند. بازیگران نسل‌های قبل، تعلیم‌دیده استادانی مثل آقای سمندریان و آقای قطب‌الدین صادقی بودند و آموزش‌هایی که آن نسل دیده با نسل‌های امروز تفاوت دارد. البته هنوز هم استادانی هستند که تدریس می‌کنند.»

او در عین حال تأکید کرد که نمی‌توان نسل‌های مختلف را به شکل مستقیم با یکدیگر مقایسه کرد: «ما امروز هم بازیگران بی‌نظیری داریم؛ بعضی‌ها واقعاً ژنی هستند و بااستعدادند، اما در کنار استعداد، کار و تلاش هم می‌کنند. فکر می‌کنم هر کس باید در جای خودش مقایسه شود. من نمی‌توانم سه نسل قبل را با نسل بعد مقایسه کنم.»


ضبط «بگو بخند»؛ رقابت در میان خنده و تشویق تماشاگران
بعد از این گفت‌وگو، سراغ حمید لولایی رفتم. پس از خوش‌وبش کوتاهی، قصد داشتم گفت‌وگویی با او داشته باشم، اما با آغاز ضبط برنامه این فرصت فراهم نشد.
با شروع ضبط، فضای استودیو بیش از پیش رنگ و بوی رقابت و هیجان گرفت. خنده و شور تماشاگران در سالن جریان داشت و حدود ۱۰ گروه به نوبت خود را برای اجرای نهایی آماده می‌کردند. گروه‌ها یکی پس از دیگری روی صحنه می‌آمدند و اجرای خود را مقابل داوران ارائه می‌دادند.
پس از هر اجرا نیز نظر تماشاگران حاضر در استودیو گرفته می‌شد تا مشخص شود کدام یک از اجراها بیشتر مورد توجه آنها قرار گرفته است. در کنار نظر داوران، این مشارکت تماشاگران نیز بخشی از فضای رقابتی برنامه را شکل می‌داد و هر اجرای موفق با واکنش و تشویق بیشتر حاضران همراه می‌شد.
پس از پایان اجراها و فروکش کردن شور و هیجان استودیو، از عوامل و دست‌اندرکاران برنامه خداحافظی کردم و راهی خانه شدم؛ روایتی از چند ساعت حضور در پشت صحنه «بگو بخند» که در آن، از نزدیک شاهد تلاش گروه تولید، آماده‌سازی شرکت‌کنندگان، تعامل داوران و اجرای گروه‌های مختلف بودم.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها