رضا صائمی: سروش صحت فیلمسار آدمهاست نه حادثه‌ها! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۵ مرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۰۷:۳۰
رضا صائمی روزنامه‌نگار فرهنگی در گفت‌وگو با صبا؛

رضا صائمی: سروش صحت فیلمسار آدمهاست نه حادثه‌ها!

صائمی، «استخر» را نه نقطه‌ای برای تغییر مسیر سروش صحت، بلکه تداوم و تعمیق جهان شخصی این فیلمساز دانست و گفت صحت همچنان بیش از آنکه فیلمساز «حادثه‌ها» باشد، فیلمساز «آدم‌ها»ست؛ آدم‌های معمولی و تناقض‌های انسانی‌شان

 

سروین دهقان/ صبا، «استخر»، تازه‌ترین فیلم سروش صحت، با فهرستی از بازیگران شناخته‌شده و محبوب، از همان ابتدا توجه‌ها را به خود جلب کرد. امین حیایی، سحر دولتشاهی، مهران مدیری، کاظم سیاحی، پانته‌آ پناهی‌ها، علیرضا خمسه، بیژن بنفشه‌خواه و مجید یوسفی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند. این فیلم، سومین اثر بلند سینمایی سروش صحت پس از «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافه‌ها» است که در چهل‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. صحت در «استخر» نیز همچون دو فیلم قبلی خود، در نگارش فیلمنامه با ایمان صفایی همکاری داشته است و تهیه‌کنندگی فیلم را محمد شایسته بر عهده دارد.

در همین زمینه، روزنامه صبا با رضا صائمی، روزنامه‌نگار فرهنگی و فعال رسانه، درباره نگاه او به این فیلم گفت‌وگو کرده است. صائمی معتقد است صحت همچنان «فیلمساز آدم‌ها»ست، نه «فیلمساز حادثه‌ها» و جذابیت آثارش نیز از همین توجه به انسان‌های معمولی و تناقض‌هایشان نشأت می‌گیرد. به باور او، «استخر» اگرچه در برخی بخش‌ها با افت ریتم و غلبه مضمون بر شخصیت مواجه می‌شود، اما در مجموع، جهان شخصی سروش صحت را عمیق‌تر و پخته‌تر می‌کند؛ فیلمی که بیشتر «تکمیل یک صدا»ست تا «تولد یک صدای تازه». در ادامه، این گفت‌وگو را می‌خوانید.

داستان فیلم استخر

فیلم دربارۀ زوجی (امین حیایی و سحر دولتشاهی) است که زندگی آرام و در ظاهر بی مشکلی دارند، ولی زن بعد از بیست و پنج سال زندگی مشترک و با داشتن پسری جوان، ناگهان بی‌علاقگی خود را به همسرش اعلام می‌کند و از او جدا می‌شود. مرد در شک و چرایی این جدایی سرگردان، مبهوت و غم‌زده است …

رضا صائمی: «استخر» تکرار خلاقانه جهان سروش صحت

 اگر بخواهید «استخر» را در کارنامه سروش صحت جای‌گذاری کنید، این فیلم را یک گام رو به جلو می‌دانید یا تکرار جهان آشنای او؟

 به نظرم «استخر» بیش از آنکه یک گام رو به جلو به معنای تغییر مسیر در کارنامه سروش صحت باشد، نوعی بازخوانی و تعمیق جهان آشنای اوست. صحت همچنان به آدم‌های معمولی، مناسبات روزمره و بخش‌هایی از زندگی توجه دارد که در ظاهر اتفاق مهمی در آنها رخ نمی‌دهد، اما زیر این سطح آرام، بحران‌های عاطفی و انسانی جریان دارد. تفاوت «استخر» شاید در این باشد که این جهان آشنا، پخته‌تر و تا حدی تلخ‌تر شده است. صحت همچنان فیلمساز «حادثه» نیست؛ فیلمساز آدم‌هاست. جذابیت آثارش هم از همین‌جا می‌آید که شخصیت‌هایش آدم‌های خارق‌العاده‌ای نیستند، بلکه آدم‌هایی هستند که ممکن است خود ما باشیم؛ آدم‌هایی که همیشه بلد نیستند با زندگی، فقدان و حتی خوشبختی‌شان درست مواجه شوند. بنابراین اگر مجبور باشم بین «پیشرفت» و «تکرار» یکی را انتخاب کنم، می‌گویم تکرار خلاقانه، نه تکرار ملال‌آور. صحت همچنان در قلمرو مضمونی و حسی خودش حرکت می‌کند، اما در «استخر» به نظر می‌رسد نگاهش به همان جهان عمیق‌تر شده است.

سروش صحت معمولاً میان طنز، نوستالژی و تأملات فلسفی حرکت می‌کند. این تعادل در «استخر» چقدر حفظ شده است؟

 این سه عنصر همچنان در فیلم حضور دارند، اما وزن آنها یکسان نیست. در «استخر» کفه تأمل و اندوه کمی سنگین‌تر شده و طنز بیشتر از آنکه موتور اصلی خنداندن باشد، به ابزاری برای فاصله گرفتن از تلخی تبدیل شده است؛ همان خنده‌ای که گاهی آدم برای فرار از گریه به آن پناه می‌برد، نوستالژی هم صرفاً حسرت گذشته نیست. صحت معمولاً گذشته را در نسبت با اکنون قرار می‌دهد؛ اینکه چه چیزهایی از دست رفته، آدم‌ها چقدر تغییر کرده‌اند و چرا بازگشت به گذشته الزاماً به معنای بازگشت به خوشبختی نیست. از این منظر، نوستالژی در «استخر» بیشتر یک وضعیت ذهنی است تا عنصری تزئینی. تأملات فلسفی هم خوشبختانه عمدتاً از مسیر موقعیت و رفتار شخصیت‌ها شکل می‌گیرند، نه از طریق دیالوگ‌های گل‌درشت. فیلم بیشتر درباره تنهایی، گذر زمان، فقدان و معنای زیستن سؤال می‌کند تا اینکه بخواهد برای آنها پاسخ قطعی ارائه دهد.

مهم‌ترین نقطه قوت فیلم را در فیلمنامه می‌بینید یا اجرا؟ و ضعف اصلی آن چیست؟

 به نظرم مهم‌ترین نقطه قوت «استخر» در فیلمنامه است؛ به‌خصوص در ایده و موقعیتی که برای مواجهه شخصیت‌ها با یکدیگر طراحی شده است. فیلم از یک موقعیت نسبتاً ساده، امکان ورود به لایه‌های عاطفی و انسانی مختلف را فراهم می‌کند و این همان جایی است که امضای سروش صحت دیده می‌شود؛ تبدیل یک موقعیت روزمره به بستری برای حرف زدن درباره آدم‌ها، روابط و تناقض‌های زندگی. در اجرا هم فیلم موفقیت‌هایی دارد، اما به اندازه ایده و فیلمنامه جسور نیست. میزانسن و بازی‌ها فضای انسانی و صمیمی فیلم را شکل می‌دهند، ولی فیلم در بعضی لحظات می‌توانست از نظر فرم، ریتم و نحوه مواجهه با موقعیت‌ها ریسک بیشتری بکند. مهم‌ترین ضعف را هم در همین نقطه می‌بینم؛ فیلمنامه در بعضی بخش‌ها بیش از اندازه به ایده خودش اعتماد می‌کند و نمی‌تواند آن را با همان قدرت تا انتها پیش ببرد. گاهی مضمون بر شخصیت غلبه می‌کند و فیلم به جای اینکه اجازه دهد معنا از دل رفتار و موقعیت بیرون بیاید، کمی بیش از حد آن را توضیح می‌دهد.

«استخر» تا چه اندازه توانسته شخصیت‌هایش را از تیپ‌سازی فراتر ببرد؟

 به نظرم فیلم تا حد قابل قبولی در این زمینه موفق است، اما نه درباره همه شخصیت‌ها به یک اندازه. شخصیت‌ها در ابتدا ممکن است با ویژگی‌هایی آشنا معرفی شوند؛ آدم شوخ، تلخ، منزوی یا نوستالژیک. اما در ادامه ترک‌هایی در این تصویر اولیه ایجاد می‌شود و پشت این تیپ‌ها، انسان‌هایی آسیب‌پذیر و متناقض دیده می‌شوند. جذابیت بعضی شخصیت‌ها دقیقاً در همین تناقض‌هاست؛ اینکه چیزی می‌گویند اما چیز دیگری می‌خواهند یا در ظاهر رفتاری دارند که با مسئله درونی‌شان متفاوت است. با این حال، گاهی شخصیت‌ها بیشتر حامل مضمون‌اند تا موجوداتی کاملاً مستقل از مضمون. یعنی احساس می‌کنیم، فیلمنامه به آنها نیاز دارد تا درباره تنهایی، فقدان یا گذر زمان حرف بزنند. اگر فیلم در برخی شخصیت‌ها بیشتر مکث می‌کرد و گذشته و انگیزه‌هایشان را از دل کنش بیرون می‌کشید، احتمالاً با شخصیت‌های ماندگارتری روبه‌رو می‌شدیم. با وجود این، یکی از نقاط قوت فیلم این است که آدم‌هایش را قضاوت نمی‌کند؛ آنها را می‌بیند.

از نظر میزانسن، قاب‌بندی و زبان بصری، آیا صحت به بیان سینمایی مستقل‌تری رسیده است؟

«استخر» نسبت به آثار قبلی صحت یک قدم به سمت سینمایی‌تر شدن برداشته، اما هنوز نمی‌توان گفت او به زبان بصری کاملاً مستقل و تثبیت‌شده‌ای رسیده است. سینمای صحت در وهله نخست از فیلمنامه، شخصیت و موقعیت تغذیه می‌کند و فرم در آثارش معمولاً قرار نیست خودش را به رخ بکشد. با این حال، در «استخر» فضا، فاصله میان آدم‌ها و نحوه قرار گرفتن شخصیت‌ها در قاب گاهی بار عاطفی پیدا می‌کند. یعنی میزانسن صرفاً ابزار روایت نیست و به بخشی از روایت تبدیل می‌شود. به نظرم «استخر» بیشتر یک مرحله از مسیر شکل‌گیری زبان سینمایی صحت است تا نقطه رسیدن به آن. او هنوز بیشتر با «نگاه» خودش شناخته می‌شود تا با «فرم» خودش؛ اما همین تلاش برای تبدیل نگاه شخصی به زبان بصری، یکی از جذاب‌ترین وجوه فیلم است.

در نسبت با سینمای امروز ایران، «استخر» چه جایگاهی پیدا می‌کند؟ آیا می‌تواند جریان‌ساز باشد؟
به نظرم «استخر» بیشتر اثری شخصی است تا جریان‌ساز. فیلم نه از نظر فرم و نه مضمون، گسست بنیادینی ایجاد نمی‌کند که بتوان از تولد یک مسیر تازه در سینمای ایران سخن گفت. اما این به معنای کم‌اهمیت بودن آن نیست. در سینمای امروز ایران، «استخر» انتخاب می‌کند درباره آدم‌های معمولی و بحران‌های به ظاهر کوچک زندگی حرف بزند و از دل آنها به مسائلی مثل تنهایی، گذر زمان، فقدان و حسرت برسد. این نوع سینما شاید جریان تازه‌ای ایجاد نکند، اما می‌تواند نماینده یک سینمای انسانی و مؤلفانه باشد.در نهایت، «استخر» را باید بیشتر تکمیل یک صدا تا تولد یک صدای تازه دانست؛ فیلمی که جهان شخصی سروش صحت را تغییر نمی‌دهد، اما آن را عمیق‌تر و پخته‌تر می‌کند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها