
ناصر ارباب/صبا، امام رضا(ع) یکی از پررنگترین چهرههای تقدیس شده فرهنگی و باورمند شده ایرانیان است، اما سهم این حضور در تئاتر حرفهای، برخلاف گستردگی جایگاه آن در فرهنگ عمومی، چندان پررنگ نیست. در سالهای گذشته آثار متعددی با محوریت فرهنگ رضوی تولید شده و جشنواره ملی تئاتر رضوی نیز به همین دلیل به یکی از مهمترین بسترهای این جریان تبدیل شده است؛ با این حال، تعداد نمایشهایی که توانستهاند از قالب اجرای مناسبتی عبور کنند و در حافظه مخاطب باقی بمانند، محدود است. در میان این آثار، نمایش «پنجره فولاد» جایگاه متفاوتی دارد؛ نمایشی که علاوه بر روایت انسانی خود از زائران امام رضا(ع)، با حضور اکبر عبدی توانست به یکی از تجربههای متفاوت در تئاتر تبدیل شود.
بیتردید اگر قرار باشد از قلههای نمایشهای مرتبط با امام هشتم شیعیان نام ببریم، «پنجره فولاد» یکی از نخستین آثاری است که به ذهن میرسد؛ نمایشی به قلم مهدی متوسلی و کارگردانی سیدجواد هاشمی که مسیر خود را از تولید برای جشنواره تئاتر رضوی در سال ۱۳۸۵ آغاز کرد و در سال ۱۳۸۶ به سالن اصلی مجموعه تئاترشهر رسید.
این نمایش در ادامه و طی چند سال، اجراهای مختلفی را تجربه کرد و آخرین دوره اجرای آن در سال ۱۳۹۰ در فرهنگسرای خاوران رقم خورد. طبق گزارشی که پایگاههای خبری درباره آثار نمایشی با موضوع امام رضا(ع) منتشر کردهاند، «پنجره فولاد» در مجموع طی چند سال بیش از ۲۰۰ هزار مخاطب داشت؛ آماری که در میان آثار نمایشی تولیدشده با محوریت سیره، زندگی و فرهنگ رضوی، نمونهای کمنظیر به شمار میرود.
اما اهمیت نمایش «پنجره فولاد» فقط به تعداد تماشاگران آن خلاصه نمیشود. این نمایش از معدود آثاری بود که توانست موضوعی مذهبی را از یک اجرای صرفاً مناسبتی فراتر ببرد و آن را در قالب یک قصه انسانی روایت کند؛ قصهای درباره آدمهایی که با رنج، امید، نیاز و حاجت خود به حرم امام رضا(ع) پناه آوردهاند.

درخشش اکبر عبدی در ادای دین به امام هشتم
یکی از مهمترین ویژگیهای «پنجره فولاد»، حضور اکبر عبدی در این نمایش بود؛ بازیگری که اگرچه بخش عمده شهرتش به سینما و تلویزیون بازمیگردد، اما سابقه حضور روی صحنه تئاتر را نیز در کارنامه خود دارد.
اکبر عبدی در «پنجره فولاد» نقش «اکبر»، یک جانباز شیمیایی، را بازی میکرد؛ شخصیتی که در کنار «راسخ»، خادم حرم، و و فرزندی معلول بخش اصلی روایت نمایش را شکل میدادند.
حضور اکبر عبدی در این نمایش را نمیتوان تنها به حضور یک چهره شناختهشده برای جذب مخاطب تقلیل داد. او در نمایش «پنجره فولاد» از فضای آشنای بسیاری از نقشهای سینماییاش فاصله گرفت و در موقعیتی متفاوت قرار گرفت؛ شخصیتی که درد و رنج خود را با امید به شفاعت و عنایت امام رضا(ع) پیوند زده است.
به همین دلیل، نمایش «پنجره فولاد» را میتوان یکی از مهمترین تجربههای اکبر عبدی در تئاتر آیینی دانست؛ تجربهای که تصویری متفاوت از تواناییهای او به عنوان بازیگر ارائه کرد و در حافظه مخاطبانی که نمایش را روی صحنه دیدند، باقی ماند.
نمایشی که امام رضا(ع) را از زاویه آدمها روایت کرد
یکی از نقاط قوت نمایش «پنجره فولاد» در شیوه مواجهه آن با شخصیت امام رضا(ع) است. در این نمایش قرار نیست امام هشتم به شکل مستقیم در برابر مخاطب قرار بگیرد؛ بلکه حضور ایشان از خلال زندگی و خواستههای آدمهایی روایت میشود که به حرم آمدهاند.
داستان در روز دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۷۲، برابر با عاشورای سال ۱۴۱۵ قمری رخ میدهد. شخصیتهای اصلی نمایش، «اکبر» جانباز شیمیایی، «راسخ» خادم حرم و خانوادهای هستند که برای گرفتن شفا برای فرزند معلول خود به پنجره فولاد دخیل بستهاند.
در واقع، نمایش «پنجره فولاد» به جای اینکه صرفاً درباره امام رضا(ع) سخن بگوید، درباره نسبت آدمها با امام رضا(ع) حرف میزند؛ درباره انسانهایی که در لحظههای دشوار زندگی، امید خود را به یک باور مذهبی گره زدهاند.
همین نگاه میتواند یکی از دلایل ماندگاری اثر باشد. نمایش آیینی زمانی میتواند از یک اجرای مناسبتی فراتر برود که در کنار مضمون اعتقادی، صاحب قصه، شخصیت و موقعیت دراماتیک باشد. «پنجره فولاد» تلاش کرد این فاصله را طی کند و نتیجه، نمایشی شد که مخاطب فقط برای یک مناسبت مذهبی به تماشای آن نمینشست.
مسئله تئاتر رضوی؛ تولید زیاد، ماندگاری کم
اما «پنجره فولاد» امروز یک سؤال مهمتر را نیز پیش روی ما قرار میدهد؛ چرا با وجود گذشت نزدیک به دو دهه و با وجود برگزاری دورههای متعدد جشنواره ملی تئاتر رضوی، هنوز تعداد آثار ماندگار درباره امام رضا(ع) چندان زیاد نیست؟
نمیتوان گفت در این سالها تولیدی در این حوزه صورت نگرفته است. جشنواره ملی تئاتر رضوی در دورههای مختلف میزبان آثار متعدد بوده و نمایشنامههای بسیاری با موضوع زندگی، سیره و فرهنگ رضوی نوشته و اجرا شدهاند.
حتی در فراخوانهای این جشنواره، موضوعات گستردهتری مانند سبک زندگی رضوی، آموزههای اخلاقی و فلسفی، فرهنگ عامه و تأثیر فرهنگ رضوی بر زندگی معاصر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین مسئله، نبود تولید نیست؛ مسئله تبدیل تولید به اثر ماندگار است.
ممکن است در یک دوره جشنواره چندین نمایش تولید شود، اما چند سال بعد بخش زیادی از آنها از حافظه مخاطب حذف شوند. در مقابل، «پنجره فولاد» نزدیک به ۲۰ سال همچنان یکی از نخستین نامهایی است که هنگام صحبت درباره تئاتر رضوی مطرح میشود.
این تفاوت نشان میدهد که فاصلهای میان «تولید مناسبتی» و «تولید هنری ماندگار» وجود دارد؛ فاصلهای که شاید یکی از مهمترین چالشهای تئاتر آیینی در ایران باشد.

امام رضا(ع)؛ شخصیتی با ظرفیتهای کشفنشده
شاید یکی دیگر از دلایل این خلأ را باید در نوع نگاه به شخصیت امام رضا(ع) جستوجو کرد. امام هشتم فقط موضوعی برای روایت کرامت و حاجت نیست. زندگی ایشان سرشار از موقعیتهای دراماتیکی است که میتواند دستمایه آثار نمایشی متفاوتی قرار بگیرد؛ از سفر اجباری از مدینه به مرو و ماجرای ولایتعهدی تا مناظرات علمی، مواجهه با ساختار قدرت عباسی، زندگی در غربت و ارتباط با مردمی از فرهنگها و جریانهای فکری مختلف.
این ظرفیتها میتوانند به تئاتری منجر شوند که مخاطب را نه فقط به دلیل اعتقاد مذهبی، بلکه به دلیل کیفیت روایت و درام با خود همراه کند.
«پنجره فولاد» نیز دقیقاً از همین نقطه قوت استفاده کرد؛ امام رضا(ع) در نمایش حضور مستقیم ندارد، اما سایه و حضور معنوی او بر تمام شخصیتها و اتفاقات سنگینی میکند.

اکبر عبدی و پنجرهای که هنوز باز است
نمایش «پنجره فولاد» در کارنامه زنده یاد اکبر عبدی تجربهای متفاوت محسوب میشود؛ بازیگری که پس از سالها حضور در سینما و تلویزیون، در این نمایش با یک نقش جدی و آیینی روی صحنه رفت و یکی از تجربههای قابل توجه خود را رقم زد.
البته نمایش «پنجره فولاد» آخرین حضور اکبر عبدی در تئاتر نیست. او پس از این نمایش نیز روی صحنه رفت و آخرین حضور ثبتشدهاش در تئاتر به نمایش «مش اکبر و دخترانش» در سال ۱۳۹۶ بازمیگردد. بنابراین دقیقتر است که «پنجره فولاد» را یکی از مهمترین تجربههای تئاتری و آیینی عبدی بدانیم.
با این حال، اهمیت این نمایش همچنان پابرجاست. نمایش «پنجره فولاد» نشان داد که میتوان درباره امام رضا(ع) نمایشی ساخت که از شعار فاصله بگیرد، قصه بگوید و شخصیت خلق کند؛ نمایشی که مخاطب را نه فقط با یک مناسبت مذهبی، بلکه با یک موقعیت انسانی مواجه کند.
شاید امروز، نزدیک به دو دهه پس از اجرای نخست «پنجره فولاد»، مهمترین سؤال همین باشد: چرا با وجود ظرفیت گسترده شخصیت امام رضا(ع) و تولید آثار متعدد رضوی، هنوز اثری در ابعاد و ماندگاری «پنجره فولاد» شکل نگرفته است؟
پاسخ شاید در یک تفاوت ساده نهفته باشد؛ ما در سالهای گذشته درباره امام رضا(ع) آثار زیادی تولید کردهایم، اما هنوز به اندازه کافی درباره او درام نساختهایم. «پنجره فولاد» یکی از معدود نمونههایی بود که این مرز را پشت سر گذاشت و به همین دلیل، پس از گذشت سالها، همچنان میتوان از آن به عنوان یکی از مهمترین نمونههای تئاتر رضوی یاد کرد.