
سروین دهقان/صبا، نمایش «اسبنَورد» این روزها در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه است؛ نمایشی که با فاصله گرفتن از روایتهای متعارف و تکیه بر خاطره، ذهن و زخمهای انباشتهشده شخصیتها، به سراغ یکی از مهمترین مسائل اجتماعی یعنی چرخه خشونت رفته است. هستی حسینی، کارگردان و مصطفی کوشکی، تهیهکننده این اثر، در گفتوگو با صبا، به بررسی جهان نمایشی «اسبنَورد»، شیوه تولید و نگاه اجتماعی حاکم بر آن پرداخته اند.
«اسبنَورد» از آن دسته نمایشهایی است که به جای تکیه بر حادثه و کنشهای بیرونی، مخاطب را به جهان ذهنی شخصیتهای خود دعوت میکند؛ جهانی که در آن خاطره، اندوه، سکوت و زخمهای کهنه حضوری پررنگ دارند. هستی حسینی، کارگردان نمایش، معتقد است این ویژگی از همان متن سرچشمه گرفته و در اجرا نیز تلاش شده مخاطب صرفاً شنونده روایت نباشد.
او درباره شیوه کارگردانی اثر میگوید: «تلاش کردیم تماشاگر احساس کند در حال تجربه کردن ذهن و خاطرات شخصیتهاست، نه اینکه فقط داستان آنها را بشنود. در این نمایش، ریتم، سکوت، کیفیت حضور بازیگران و کنشهای درونی جایگزین بسیاری از تحرکات مرسوم صحنه شدهاند.»
به گفته حسینی، فضای ملتهب و ناآرام نمایش نیز از دل موضوعات مطرحشده در متن شکل گرفته است؛ موضوعاتی همچون خشونت، استبداد، تبعیض و زخمهایی که در یک خانواده و جامعه انباشته میشوند. او معتقد است نمایش از همان ابتدا مخاطب را وارد جهانی میکند که امنیت روانی در آن از میان رفته و مرز میان واقعیت و اجرا نیز عمداً مبهم شده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای اجرایی «اسبنَورد»، ارتباط مستقیم بازیگران با تماشاگران است. حسینی در این باره توضیح میدهد: «وقتی بازیگر مستقیماً با تماشاگر ارتباط برقرار میکند، مخاطب دیگر فقط ناظر نیست؛ او به شاهد ماجرا تبدیل میشود. انگار در جایگاه قاضی، همسایه یا عضوی از جامعه قرار میگیرد که این خشونت را دیده و نسبت به آن مسئول است.»
این نگاه اجتماعی در فرآیند تولید اثر نیز حضوری جدی داشته است. مصطفی کوشکی، تهیهکننده نمایش، معتقد است بسیاری از آثار تئاتر مستقل از دل یک دغدغه اجتماعی متولد میشوند و «اسبنَورد» نیز از همین مسیر شکل گرفته است.
او میگوید: «معمولاً یک مسئله یا دغدغه اجتماعی نقطه آغاز کار است و بعد متن، گروه و شیوه اجرا حول آن شکل میگیرند. «اسبنَورد» هم محصول مواجهه ما با بخشی از مسائل و واقعیتهای امروز جامعه است.»
کوشکی همچنین برداشت رایج از نقش تهیهکننده در تئاتر را ناکافی میداند و تأکید میکند: «تهیهکننده صرفاً مسئول تأمین هزینه نیست، بلکه هدایتکننده یک فرآیند تولید است. از مرحله شکلگیری ایده و کانسپت تا پایان اجرا در کنار گروه حضور دارد و نسبت به کیفیت و محتوای اثر مسئولیت دارد. در واقع تهیهکننده شریک اندیشه اثر است.»
در کنار محتوای اجتماعی، فرم اجرایی «اسبنَورد» نیز مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. حسینی درباره انتخاب فرم مینیمال نمایش میگوید: «از ابتدا میخواستیم همه چیز در خدمت بازی بازیگران و جهان ذهنی شخصیتها باشد. هرچه عناصر صحنه کمتر باشند، تخیل مخاطب فرصت بیشتری برای مشارکت پیدا میکند. بسیاری از حذفها در طول تمرینها آگاهانه انجام شدند تا هیچ عنصر اضافی روی صحنه باقی نماند.»
یکی از عناصر شاخص نمایش، حضور مداوم قطرات آب روی صحنه است؛ عنصری که علاوه بر ایجاد پویایی بصری، بار معنایی ویژهای نیز دارد. حسینی درباره آن توضیح میدهد: «این آب فقط یک عنصر زیباییشناسانه نیست. برای من استعارهای از اندوه، سوگواری و رؤیاهای ازدسترفته است. در جایی که شخصیتها توان بیان احساسات خود را ندارند، باران به جای آنها سخن میگوید.»
به گفته او، جهان نمایش نیز به شکلی طراحی شده که مخاطب را از فضای واقعگرایانه صرف دور کند و به ذهن و حافظه شخصیتها نزدیکتر سازد. از همین رو مرز میان خاطره، خیال، واقعیت و کابوس در بسیاری از لحظات نمایش عمداً شفاف نیست.

در همین راستا، کوشکی نیز معتقد است جهان «اسبنَورد» به تدریج از فضایی آشنا به سمت فضایی فراواقعی حرکت میکند و همین ویژگی در عنوان نمایش نیز بازتاب یافته است. او تأکید میکند که مینیمالیسم بهکاررفته در اجرا یک انتخاب تزئینی یا سلیقهای نبوده، بلکه از جهان اثر و ضرورتهای درونی آن ناشی شده است.
این تهیهکننده درباره نسبت کیفیت هنری و موفقیت اقتصادی نیز دیدگاه متفاوتی دارد. او میگوید: «کیفیت و اقتصاد در تقابل با یکدیگر نیستند. اثری که بتواند تأثیرگذار باشد و ارتباط درستی با مخاطب برقرار کند، شانس بیشتری برای موفقیت اقتصادی خواهد داشت. دغدغه اجتماعی لزوماً به معنای فاصله گرفتن از مخاطب نیست.»
هر دو هنرمند بر این باورند که تئاتر زمانی موفق است که پس از پایان اجرا نیز در ذهن مخاطب ادامه پیدا کند. به همین دلیل، «اسبنَورد» تلاش نمیکند پاسخهای قطعی ارائه دهد، بلکه مجموعهای از پرسشها را پیش روی تماشاگر قرار میدهد؛ پرسشهایی درباره خشونت، قدرت، هویت، تبعیض و مسئولیت فردی و اجتماعی.
حسینی در پایان میگوید: «امیدوارم تماشاگر پس از پایان اجرا، نمایش را در سالن جا نگذارد و آن را با خود به زندگی روزمرهاش ببرد.»
کوشکی نیز مهمترین وظیفه تئاتر اجتماعی را حساستر کردن مخاطب نسبت به جهان پیرامون میداند و معتقد است هنر زمانی اثرگذار خواهد بود که بتواند زمینه گفتوگو و اندیشیدن را در جامعه فراهم کند.