محمدسرشار: رهبر شهید کتاب را از یک عادت شخصی به الگوی حکمرانی فرهنگی تبدیل کرد | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۲۳:۲۳

محمدسرشار: رهبر شهید کتاب را از یک عادت شخصی به الگوی حکمرانی فرهنگی تبدیل کرد

محمد سرشار، نویسنده، با تشریح جایگاه کتاب در سیره فرهنگی آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای، تأکید کرد که نسبت ایشان با کتاب فراتر از علاقه‌ای فردی بود و به الگویی برای حکمرانی فرهنگی تبدیل شد؛ الگویی که از مطالعه شخصی آغاز شد و تا حمایت از نویسندگان، توسعه کتابخانه‌ها، اقتصاد نشر و سیاست‌گذاری فرهنگی امتداد یافت.

به گزارش صبا، محمد سرشار ، نویسنده  نوشت: در زندگی آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای، نسبت با کتاب را نمی‌توان تنها در حد یک علاقه شخصی یا خصلت فردی توضیح داد. کتاب در زیست ایشان، هم عادت، هم ابزار فهم، هم میدان تربیت و هم یکی از پایه‌های حکمرانی فرهنگی بود. از همین زاویه کتاب‌خوانی ایشان، معنایی فراتر از خاطره و توصیه پیدا می‌کند. آنچه اهمیت دارد، فقط این نیست که ایشان از کودکی کتاب می‌خواندند؛ بلکه این است که این عادت فردی، در طول زمان به یک الگوی فکری، رفتاری و نهادی در مدیریت فرهنگ جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. برای کسی که سال‌ها در حوزه هنر، ادبیات و مدیریت فرهنگی زیسته است، تفاوت میان «فرهنگ‌دوستی» و «حکمرانی فرهنگی» روشن است. فرهنگ‌دوستی ممکن است در علاقه به شعر، کتاب، هنر یا نویسندگان خلاصه شود؛ اما حکمرانی فرهنگی یعنی تبدیل این علاقه به نظام اولویت‌ها، سازوکار‌ها، نهاد‌ها و سیاست‌های پایدار.در مورد شهید آیت‌الله خامنه‌ای، کتاب چنین جایگاهی داشت. ایشان کتاب را می‌خواندند، اما در خواندن متوقف نمی‌ماندند؛ از کتاب برای تربیت فرد، تقویت خانواده، جهت‌دهی اجتماعی، پشتیبانی از نویسنده، توسعه دسترسی عمومی و اصلاح اقتصاد نشر استفاده می‌کردند. این پیوستگی، همان چیزی است که می‌توان از آن به‌عنوان الگوی حکمرانی فرهنگی کتاب‌محور یاد کرد. در تاریخ حکمرانی ایران، فرمانروایانی معدودی وجود دارند که ادیب، حامی هنر یا صاحب خاطرات و سفرنامه بوده‌اند؛ اما در دوره معاصر حکمرانی ایران، امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای جایگاهی متمایز دارند: هر دو پیش از آنکه در مقام رهبری سیاسی شناخته شوند، اهل تألیف، تعلیم و تولید اندیشه بودند. امام خمینی ده‌ها اثر در فقه، اصول، اخلاق، عرفان، فلسفه و سیاست از خود به جا گذاشتند و آیت‌الله خامنه‌ای نیز با آثاری چون درس‌گفتار‌ها، نوشته‌ها، ترجمه‌ها و تقریر‌های فکری، نسبت خود را با کتاب صرفاً در مقام خواننده تعریف نکردند، بلکه در مقام مؤلف و اندیشه‌پرداز نیز در میدان فرهنگ حضور داشتند.

از منظر الگوی حکمرانی فرهنگی، در اینجا با حکمرانی روبه‌رو هستیم که فرهنگ را از بیرون اداره نمی‌کند، بلکه خود از درون سنت کتاب، درس، متن و اندیشه برخاسته است. نقطه آغاز این الگو، عادت شخصی ایشان به مطالعه بود. رهبر انقلاب از کودکی کتاب‌خوانی جدی و حرفه‌ای بودند و این انس با کتاب را تا پایان عمر حفظ کردند. در زندگی بسیاری از اهل سیاست و مدیریت، کتاب‌خوانی به‌مرور زیر فشار مسئولیت‌ها کم‌رنگ می‌شود؛ اما در زندگی ایشان، مطالعه از برنامه روزانه حذف نشد. با وجود مسئولیت‌های سنگین علمی، سیاسی، اجتماعی و حکمرانی، برای کتاب وقت مشخص داشتند. این نکته نشان می‌دهد کتاب‌خوانی برای ایشان امری احساسی، مقطعی یا مناسبتی نبود؛ بخشی از نظم زیسته ایشان بود.وقتی یک ارزش فرهنگی در برنامه روزانه جای می‌گیرد، از شعار فاصله می‌گیرد و به رفتار تبدیل می‌شود.

همین استمرار، به‌تدریج سرمایه‌ای بزرگ می‌سازد. کتاب‌خوانی ممتد، فقط بر حجم اطلاعات انسان نمی‌افزاید؛ به ذهن عمق، به زبان دقت، به تحلیل وسعت و به داوری فرهنگی احتیاط می‌دهد. مدیری که سال‌ها با تاریخ، ادبیات، رمان، شعر، خاطره، معارف دینی و تجربه‌های انسانی مأنوس بوده است، جامعه را صرفاً از زاویه آمار، بخشنامه و گزارش اداری نمی‌بیند. او با لایه‌های پنهان‌تر زندگی مردم آشنا می‌شود: ترس‌ها، امید‌ها، روایت‌ها، زخم‌ها، خاطره‌ها و آرزو‌های آنان. شاید از همین رو، در نگاه فرهنگی ایشان، کتاب فقط ابزار آموزش نبود؛ راهی برای شناخت انسان ایرانی و امتداددادن حافظه تاریخی جامعه بود. اما نقطه مهم‌تر آن است که ایشان کتاب‌خوانی را از سطح تجربه فردی به سطح تربیت اجتماعی منتقل کردند. در خانواده خود مقید بودند فرزندان را به خواندن کتاب تشویق کنند. این رفتار، در ظاهر یک توصیه تربیتی ساده است، اما در منطق حکمرانی فرهنگی معنای عمیق‌تری دارد. هر سیاست فرهنگی اگر از خانواده آغاز نشود، دیر یا زود به سطح نهاد‌های رسمی محدود می‌ماند. خانواده نخستین کتابخانه کودک است؛ حتی اگر قفسه بزرگی نداشته باشد. کودک پیش از آنکه خواندن را بیاموزد، نسبت بزرگ‌تر‌ها را با کتاب می‌بیند. ازاین‌جهت، تأکید ایشان بر تشویق فرزندان به کتاب‌خوانی، بیانگر این فهم بود که فرهنگ عمومی از واحد‌های کوچک و روزمره ساخته می‌شود، نه‌فقط از برنامه‌های رسمی و پرهزینه.

در سطح اجتماعی نیز ایشان از جایگاه خود برای دیده‌شدن کتاب بهره می‌گرفتند. تقریظ‌هایی که بر کتاب‌ها می‌نوشتند، نمونه‌ای روشن از سیاست‌گذاری نرم فرهنگی بود. چند سطر یادداشت بر یک کتاب، در ظاهر رفتاری شخصی است؛ اما وقتی از سوی رهبری کتاب‌خوان و معتبر نوشته می‌شود، به نشانه‌ای اجتماعی تبدیل می‌گردد. این تقریظ‌ها بسیاری از مخاطبان را متوجه آثاری می‌کرد که شاید در هیاهوی بازار نشر کمتر دیده شده بودند. در اینجا با نوعی هدایت فرهنگی بی‌اجبار روبه‌رو هستیم: کتاب خوب معرفی می‌شود، نویسنده تکریم می‌شود و مردم به خواندن دعوت می‌شوند. تأکید‌های مکرر ایشان بر کتاب‌خوانی در سخنرانی‌های رسمی و دیدار‌های عمومی نیز باید در همین چهارچوب فهم شود. مسئله‌ای که فقط یک‌بار گفته شود، به سیاست فرهنگی تبدیل نمی‌شود. تکرار آگاهانه یک مسئله، آن را به اولویت عمومی بدل می‌کند. رهبر انقلاب با بازگرداندن مداوم موضوع کتاب به متن گفت‌وگوی ملی، نشان دادند که مطالعه در نگاه ایشان امری حاشیه‌ای یا لوکس نیست. کتاب‌خوانی، از نظر ایشان، یکی از شاخص‌های سلامت فرهنگی جامعه و یکی از لوازم پیشرفت کشور بود. بخش نهادی این الگو را باید در توجه ایشان به توسعه دسترسی عمومی به کتاب دید. دو مجموعه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، در این زمینه اهمیت ویژه داشتند. کانون، کودک‌ونوجوان را با کتاب، خیال، هنر، داستان و تجربه زیبایی‌شناختی پیوند می‌دهد. کتابخانه عمومی نیز امکان دسترسی پایدار مردم به کتاب را فراهم می‌کند، به‌ویژه برای کسانی که توان خرید مستمر کتاب ندارند. توجه ایشان به این دو نهاد، نشان می‌داد که در نگاه ایشان، کتاب‌خوانی فقط مسئولیت فردی نیست و نیازمند زیرساخت عمومی است.

عدالت فرهنگی زمانی معنا پیدا می‌کند که کتاب از مرکز شهر‌ها، طبقات برخوردار و محافل محدود فرهنگی فراتر برود و به محله، روستا، کودک، نوجوان، خانواده و شهروند عادی برسد.میراث آقای شهید ایران در این عرصه، هزاران کتابخانه عمومی است که اکنون در حال خدمت‌رسانی به آحاد مردم ایران هستند. ازسوی‌دیگر، ایشان مسئله کتاب را فقط در سطح محتوا نمی‌دیدند. تأکید بر ارزان‌شدن کتاب و پیگیری خودکفایی در تولید کاغذ تحریر، نشان‌دهنده نگاه زنجیره‌ای به فرهنگ بود. در بسیاری از تحلیل‌های فرهنگی، اقتصاد نشر مسئله‌ای درجه دوم تلقی می‌شود؛ حال‌آنکه برای مخاطب واقعی، قیمت کتاب تعیین‌کننده است.اگر کاغذ گران شود، کتاب گران می‌شود؛ اگر کتاب گران شود، از سبد خانواده کنار می‌رود؛ و اگر کتاب از خانه حذف شود، فرهنگ مطالعه آسیب می‌بیند؛ بنابراین، توجه به تولید کاغذ، در این نگاه، صرفاً سیاست صنعتی نبود؛ بخشی از صیانت از امکان خواندن بود. این همان‌جایی است که حکمرانی فرهنگی با اقتصاد، صنعت و عدالت اجتماعی پیوند می‌خورد. تکریم اهالی کتاب نیز ضلع انسانی این الگو بود. بازدید‌های سالانه ایشان از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، دیدار رودررو با ناشران، نویسندگان و مترجمان و گفت‌وگو با فعالان نشر، پیامی روشن داشت: تولیدکنندگان فرهنگ باید دیده شوند. نویسنده، مترجم، شاعر، ناشر، ویراستار و کتابدار، هر یک بخشی از نیروی پنهان تمدنی یک جامعه‌اند.

جلسات سالانه ماه مبارک رمضان با شاعران نیز نشان می‌داد که ادبیات در نگاه ایشان صرفاً آرایه‌ای زیبا بر حاشیه سیاست نیست؛ زبان عمیق‌تر جامعه و حافظه عاطفی ملت است. جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران نیز که در سال‌های آغازین جمهوری اسلامی و در دوره مسئولیت عالی ایشان شکل گرفت، در همین منظومه و به‌عنوان کوششی برای اعتباربخشی رسمی به کتاب و ارتقای منزلت اجتماعی اهل‌قلم قابل‌فهم است. به‌این‌ترتیب، در زندگی و سیره فرهنگی آقای شهید ایران، کتاب به یک منظومه کامل تبدیل می‌شود: مطالعه شخصی، تربیت خانوادگی، تألیف کتاب، توصیه عمومی، معرفی کتاب، حمایت معنوی از نویسندگان، توسعه کتابخانه‌ها، توجه به کودک‌ونوجوان، دغدغه قیمت کتاب، مسئله کاغذ، تکریم ناشران و شاعران و تبدیل کتاب به یکی از محور‌های گفت‌وگوی ملی. این منظومه نشان می‌دهد که ایشان فرهنگ را مجموعه‌ای از برنامه‌های پراکنده نمی‌دیدند؛ فرهنگ برای ایشان نیازمند پیوستگی میان انسان، نهاد، اقتصاد، محتوا و آینده بود. از این منظر، مهم‌ترین میراث‌فرهنگی شهید آیت‌الله خامنه‌ای این است که نشان دادند حکمرانی فرهنگی از جایی آغاز می‌شود که مدیر، خود به فرهنگ ایمان عملی داشته باشد.کسی که کتاب نمی‌خواند، نمی‌تواند جامعه را به خواندن دعوت کند؛ و کسی که کتاب را فقط در سطح شعار می‌خواهد، نمی‌تواند زیرساخت، اقتصاد و منزلت اجتماعی آن را پیگیری کند. در الگوی ایشان، کتاب از حاشیه به متن، از قفسه به زندگی، از توصیه به سیاست و از علاقه فردی به سرمایه ملی می‌آید. به همین دلیل است که در خوانش زندگی آقای شهید ایران، کتاب فقط یک نشانه فرهنگی نیست؛ کلیدی برای فهم نوع نگاه ایشان به انسان، جامعه و آینده ایران است.


guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها