آیا می‌توان از انقلاب گفت، بی‌آنکه فیلمی سیاسی ساخت؟ | مجموعه رسانه ای صبا
امروز دوشنبه, ۸ تیر , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۴۷:۵۵
گفت‌وگو با وحید موسائیان کارگردان فیلم سینمایی «خط نجات»

آیا می‌توان از انقلاب گفت، بی‌آنکه فیلمی سیاسی ساخت؟

سینمای وحید موسائیان سال‌هاست میان تاریخ، حافظه، سیاست و روان انسان حرکت می‌کند؛ سینمایی که کمتر به دنبال پاسخ‌های قطعی است و بیشتر پرسش تولید می‌کند. تازه‌ترین فیلم او، «خط نجات»، نیز از همین جنس است؛ روایتی که به تهران دهه ۵۰ بازمی‌گردد، اما به جای بازسازی صرف یک مقطع تاریخی، تلاش می‌کند انسان‌هایی را تصویر کند که زیر سایه سیاست، عشق، ترس و تنهایی زندگی می‌کنند.

 معصومه دهقان/ صبا، سینمای وحید موسائیان همواره در مرز میان تاریخ و روان، حافظه و واقعیت و سیاست و زندگی حرکت کرده است. در فیلم تازه او «خط نجات» نیز همین مسیر ادامه دارد؛ روایتی که به تهران دهه ۵۰ و سال‌های پرالتهاب پیش از انقلاب بازمی‌گردد، اما در لایه‌های زیرین خود، بیش از آنکه درباره سیاست باشد، درباره انسان‌هایی است که در دل تاریخ زندگی می‌کنند، عاشق می‌شوند، می‌ترسند، تصمیم می‌گیرند و در نهایت در تنهایی‌های خود معنا پیدا می‌کنند. موسائیان در گفت‌وگو با  صبا از چرایی انتخاب این برهه تاریخی، نسبت عشق و سیاست، دشواری خلق شخصیت‌های چندلایه، مسئله تنهایی در آثارش، بازسازی تهران گذشته، تأثیر ناخودآگاه ادبیات بر متن، انتخاب بازیگران، وقفه طولانی اکران و مواجهه مخاطب امروز با ریتم آرام روایت گفت.

این کارگردان در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان از یکی از ملتهب‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران  گفت، اما سیاست را تنها «بهانه» دانست؟ گفت: از ابتدا قصد نداشته فیلمی سیاسی یا ایدئولوژیک بسازد. به اعتقاد او، تاریخ فقط بستری است برای روایت زندگی انسان‌ها و نه هدف اصلی فیلم.  اگر روایت انسانی در مرکز قرار بگیرد، فیلم از دام شعارزدگی فاصله می‌گیرد؛ هرچند خود او نیز اذعان دارد که چنین انتخابی ممکن است بخشی از مخاطبان را راضی نکند.

یکی از ویژگی‌های آثار موسائیان، حضور پررنگ شخصیت‌های تنهاست؛ انسان‌هایی که حتی در شلوغ‌ترین بزنگاه‌های تاریخی نیز درگیر بحران‌های شخصی خود هستند. او این تنهایی را نه صرفاً محصول شرایط اجتماعی، بلکه بخشی از جهان ذهنی خود می‌داند. از نگاه او، «نجات» در عنوان فیلم، تنها نجات از یک حکومت یا یک دوره تاریخی نیست؛ بلکه می‌تواند رهایی از گذشته، از روابط انسانی و حتی از تنهایی باشد.

این نگاه، اگرچه به فیلم عمق روان‌شناختی می‌دهد، اما این پرسش را نیز مطرح می‌کند که آیا تأکید بر درونیات شخصیت‌ها، از وزن تاریخی روایت نمی‌کاهد؟ یا برعکس، باعث می‌شود تاریخ از خلال تجربه‌های فردی قابل لمس‌تر شود؟ چالش دیگر «خط نجات»، بازسازی تهران دهه ۵۰ است. موسائیان در این باره معتقد است فیلم نه کاملاً محصول حافظه شخصی است و نه صرفاً یک بازسازی تاریخی؛ بلکه ترکیبی از هر دو است. او معتقد است اگر «روح» آن دوران منتقل نشود، حتی پیشرفته‌ترین فناوری‌های دیجیتال نیز نمی‌توانند مخاطب را با فیلم همراه کنند.

در ادامه موسائیان از تغییر ذائقه مخاطب گفت، او می‌پذیرد که مخاطب امروز به ریتم تند شبکه‌های اجتماعی عادت کرده و همراه کردن او با یک روایت آرام و جزئی‌نگر دشوارتر از گذشته است. با این حال، باور دارد اگر قصه درست روایت شود، حتی نسل امروز نیز با فیلم‌های کم‌شتاب ارتباط برقرار خواهد کرد.

«خط نجات» البته خود قربانی همین شرایط نیز شده است. فیلم پس از چند سال توقف، در زمانی اکران شد که به گفته کارگردان، نه زمان مناسبی برای نمایش بود و نه از تبلیغات و حمایت لازم برخوردار بود. با این وجود، موسائیان به به صبا گفت:مخاطبانی که فیلم را دیده‌اند، با روایت متفاوت آن از سال‌های پیش از انقلاب ارتباط برقرار کرده‌اند و همین تفاوت را نقطه قوت اثر می‌داند.

در نهایت، «خط نجات» بیش از آنکه بخواهد پاسخ روشنی به تاریخ بدهد، مخاطب را با پرسش‌هایی درباره نسبت انسان و سیاست، عشق و قدرت، و حافظه و واقعیت روبه‌رو می‌کند؛ پرسش‌هایی که شاید مهم‌ترین سرمایه این فیلم باشند، حتی اگر همه مخاطبان با پاسخ‌های آن همدل نباشند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها